پاسخنگویی

واقعیت این است که نمیتوان همه را با یک چوب زد! مسئولان با هم فرق دارند! نهادها، سازمانها و ادارات در رفتارشان متفاوت هستند! نمیتوان گفت هیچکس پاسخگو نیست! ظلم است در حق شخصیتهای حقوقی که وقت و انرژی بسیار زیادی را برای شفافسازی و ارائه پاسخ به پرسشها مطرح

Setare Shargh - - صفحه اول -

واقعیت این است که نمیتوان همه را با یک چوب زد! مسئولان با هم فرق دارند! نهادها، سازمانها و ادارات در رفتارشان متفاوت هستند! نمیتوان گفت هیچکس پاسخگو نیست! ظلم است در حق شخصیتهای حقوقی که وقت و انرژی بسیار زیادی را برای شفافسازی و ارائه پاسخ به پرسشها مطرح میکنند. در مقابل، کسانی هم هستند که پاسخ ندادن، چنان برایشان «خودی» شده که آن را در مجموعه خود تبدیل به «فرهنگ» کردهاند. یادم هست مقام معظم رهبری در بحث حقوقهای نجومی گفتند: «موضوع حقوقهای نجومی، در واقع هجوم به ارزشها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناءها است و اکثر مدیران دستگاهها، انسانهای پاکدست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود.» سخن گزافی نیست که در مورد پاسخگویی هم همین تعبیر را به کار ببریم. اگر کم هم باشد ـ که نیست ـ در نظامی که ولینعمت آن مردم هستند، خیلی بد است. حال بپردازیم به داستانی که هرچند یک نمونه است، اما بهعنوان یک نمونه ـ اگر مشت نمونه خروار محسوب شود ـ خیلی بد است!

آغاز قصه

ستاره شرق: روزی نبود که کسی درِ منزل نیاید یا زنگ نزند. روزهای پیش از انتخابات بود و هر نوع تحرک رسانهای، باعث اتفاقات عجیب در انتخابات میشد. ترجیح بر این شد که مسئله از یک مسیر دیگر، غیر از عمومی کردن مطالبه بگذرد. تماس گرفتم و به هر طریقی بود از رئیس جهاد کشاورزی شهرستان خواستم فرصتی را اختصاص بدهد و به درددل کشاورزان ششتمدی گوش کند. بههرحال چه بعضیها دوست داشته باشند چه نه، ششتمد جزئی از این شهرستان است و مدیران ادارات، نیاز است به آن هم بپردازند؛ اما صدای مردم این منطقه، همیشه آنقدر آرام بوده و دستشان آنقدر کوتاه، که کمتر شنیده شدهاند یا دستشان گرفته شده! همین صدای آرام باعث شده هرگاه کسی از بیرون وارد بخش شود، بتواند صاحب تریبونهایش شود بعضی حرفها را بزند که آبروی منطقه را برای مدتها ببرد! بعد هم برود پی زندگی خودش و مردم ششتمد بمانند و مشکلات این رسوایی! خلاصه اولین بار بهصورت مکتوب و بسیار محرمانه مسائل و ادعاها را مستقیم برای شخص آقای رئیس فرستادم. قرار شد بخوانند و تحقیق کنند و قبل از آنکه حرفی منتشر شود از صحت یا عدم صحت آنها صحبت کنند.

تخلفها

حرف زدن از تخلفهایی که اتفاق افتاد، کار سختی است. بنای این مقاله هم این مسئله نیست. از همان ابتدا به دلیل اینکه «آبرو»ی افراد آنقدر مهم است که نباید بدون اطمینان و یقین، افترایی به آنها روا داشته شود، بنای کار بر این گذاشته شد که مسائل مشکوک، از طریقی محرمانه پیگیری شود. برای همین مستقیم سراغ رئیس رفتم و از او خواستم «بررسی» کند. اگر نتیجه این بررسیها این میشد که اینها به فلان دلایل اصلاً صحت ندارند، غائله تمام بود و معلوم میشد این مسئله یک جو هوچیگر و شایعهساز است! اما جریان قصه در جهتی دیگر پیش رفت!

پاسخگویی

در مورد محتوای تخلفها صحبتی نمیکنم. تا زمانی که مراجع و منابع ذیصلاح در مورد صحت یا عدم صحت این ادعاها اظهارنظر کنند؛ اما جا دارد یک سؤال را که بارها پرسیدهام و هیچگاه جواب آن دریافت نشده، باز هم بپرسم تا ذهن مخاطب متوجه اصل قضیه شود؛ ابتدا مقدمه سؤال: در چند سال اخیر، فعالیت اداره جهاد کشاورزی سبزوار، در جهت جذب بودجه و اعتبار بسیار موفقیتآمیز بوده است. کارنامه درخشان مجموعه ادارات و نهادهای سبزوار همواره به رویکرد جهاد کشاورزی، دانشگاه حکیم و دانشگاه علوم پزشکی دائم افتخار کرده است. عدد و رقمهایی که در جذب بودجه توسط این نهاد ارائه میشود واقعاً لایق صفت «نجومی» هستند. صحبت مدام از «میلیارد تومان» است! مثلاً در سال گذشته فقط یک ردیف اعتبار همین بخش ششتمد، از صندوق توسعه 5 میلیارد تومان برای 100 نفر بود. این را جمع بزنیم کنار یک میلیارد و هشتصد میلیون مکانیزاسیون و میلیاردها تومان اعتباری که ادعا میشود برای آبیاری کمفشار و تحتفشار، فقط در گستره بخش ششتمد تخصیص پیدا کرده و پرداخت شده است! این را بهعنوان یک نمونه از کل شهرستان در نظر بگیریم! با این مقدمه برویم سراغ سؤال: نمودِ اینهمه «میلیارد تومان»، در کشاورزی منطقه کجاست؟ بخش ششتمد چقدر کشاورز و دامدار دارد؟ سهم هر کدام از این مبلغ چقدر بوده و پول در

پیگیری

کجاها تزریق شده؟ ما هر بار پرسیدهایم نمونههای این هزینهکرد را نشان دهید تا ما برویم گزارش تهیه کنیم، اما جواب اجرایی نشنیدهایم! نمیپرسیم با این چند ده میلیارد تومان چقدر کانالکشی مسیر آب انجام شده! فقط چند ده مترش را نشانمان بدهید! به همین ترتیب در مباحث تجهیزات، لولهها، بستهبندی زعفران و استخر سازی و ...! نباید چند نمونه از نقطه هدفهای این هزینهها و اعتبارات، برای تهیه گزارش وجود داشته باشد؟ نباید میزان اینهمه هزینهکرد از بیتالمال و میزان تأثیر عملی در بخش کشاورزی با هم سازگار شود؟ این سؤال بارها پرسیده شده اما جواب درستی دریافت نشد. اینجا کسی را متهم به تخلف نمیکنم، میگویم همه کسانی که اعتبارات را دریافت کردهاند کشاورز و دامدار بودهاند و در مسیر شرعی و قانونی پول را هزینه کردهاند، فقط شما لطف کنید این محلها را نشانمان دهید!

ماهها از آن ارائه گزارش محرمانه گذشت. هیچ جوابی نمیآمد. گاهی تماس میگرفتم؛ گاهی فضای مجازی، گاهی پیام... البته یکبار وقتی در یک گروه ـ دارای اعضای محدود ـ فقط کنایه کوچکی به مسئله رساندم، آن هم از شدت فشاری روانی حاصل از بیاعتنایی مسئولان امر، تماسی با من گرفته شد و گفته شد که مسئله در حال پیگیری است. سعی کردم این احساس را ایجاد نکنم که پرسیدن این سؤالها، یک حس دفعی و هیجانی بوده و با پیگیریهای متناوب به یاد مسئولان امر برسانم که مسئله مهم است؛ اما هیچ جوابی نمیآمد! به همین سادگی! زمانی هم که تماسی برای پیگیری گرفته میشد، پاسخ میآمد «در حال پیگیری و بررسی هستیم»! تسهیلات موردنظر پرداخت و حتی هزینه میشد و جوابی در کار نبود. تسهیلات جدیدتر از راه رسیدند و باز همان اشخاص و همان راه ... دیگر بهصورت جدیتر خواسته خود را مطرح کردم و تصمیم گرفتم بهصورت رسانهای تمام مدارک و استدلالها را منتشر کنم. اعلام شد جلسهای محرمانه در دفتر آقای رئیس برگزار میشود تا مسئله بررسی و فهرستها تطبیق داده شود. در این جلسه سه نفر از طرف جهاد کشاورزی و من نشستیم. همهچیز را بهصورت «محرمانه» توضیح دادم. لیست اسامی مورد ادعا را ارائه کردم. دو سه مورد که ثابت شد، اما چند مورد داخل لیست نبود. بعد از یک بررسی دقیقتر مشخص شد لیست ارائهشده کامل نبود و اسامی هیچ ترتیب خاصی نداشت تا بشود در میان چند صد اسم، مطمئن شد که فلان وجود دارد یا نه؟ همه اینها به این دلیل محرمانه انجام میشد که قبل از اثبات، افترایی به کسی زده نشود. قرار هم بر این شد که محتوای جلسه محرمانه بماند و دوستان مسائل را دقیق بررسی کنند.

اما...

اما از روز بعد، اسامی طرحشده در جلسه، یا مقابل خانوادهام سبز میشدند و گله میکردند که جلوی پسرتان را بگیرید یا از روشهای مختلف به اطلاعم میرساندند که میدانیم چه کردهای! در محیط کوچکی مثل ششتمد، خیلی سریع شاهد واکنش اجتماعی خانوادههای خاص بودم و جلسهای که قرار بود محرمانه باشد ... مسئول جهاد کشاورزی ششتمد، شروع به اتهام زنی به نگارنده و خبرنگار کرد و حتی تا سطح بدگویی نزد بخشدار و امام جمعه محترم بخش هم پیش رفت. این تخریبها آنقدر شدید شد که از طریقی خاص پیگیر شکایت از شخص ایشان شدم. نه تنها هیچ پاسخی در کار نبود، که در هفته دولت، زمانی که رؤسای ادارات شهرستان و بخش، به مسجد ششتمد آمدند تا ـ هرچند به صورت نمادین ـ پاسخگوی درخواستهای مردم ششتمد باشند، نه ریاست جهاد کشاورزی ششتمد در این جلسه حاضر شد و نه ریاست جهاد کشاورزی شهرستان! شاید باید مردم ششتمد خیلی چیزها را از این رفتار بفهمند.

خطاب

من باز هم صبر کردم. محتوای جلسه را نگفتهام و نمیگویم. محتوای گفتوگوها را همچنین. اسامی را هم تا زمانی که بازرسی یا نهاد ناظر، صحت تخلفشان را تأیید نکند در سینه محفوظ نگه میدارم؛ اما خطاب به جناب رئیس میپرسم: چه شد که بعد اینهمه وقت و این چند ماه که از من خواستید صبر کنم تا بررسی کنید، به این نتیجه رسیدید که هیچ جوابی به من ارائه ندهید؟ چرا هر بار پشت گوش انداختید؟ حق ندارم برداشت کنم به اینکه میخواستید خسته شوم و قضیه را پی نگیرم؟ آخر این قصه به این جواب رسید که: ما هیچ پاسخی نداریم! هر چه میخواهی بنویس، ما هم شکایت میکنیم. دقت کنید: نه اینکه بررسی کردیم و به این دلایل، استدلالها و شواهد شما مطرود است! گفتند: جوابی نمیدهیم! آقای رئیس! این فرهنگی هست که دنبال ترویج آن هستید؟ «شایعات، قبل از اثبات منتشر شوند، جو روانی جامعه به هم بریزد و مردم به دولت و نظام بدبین شوند، بعد تازه میروید شکایت میکنید؟» من کسی را متهم نمیکنم، اما اگر واقعاً این پرونده و این جریانِ اعطای تسهیلات، پاک و بدون تخلف بود، چرا جوابی ندادید بعد از چندین ماه؟ یا چند نمونه از محل هزینهکرد را اعلام نکردید که گزارش تهیه کنیم و به مردم اعلام کنیم؟ امیدوارم جهاد کشاورزی و مسئله ششتمد، یک استثناء در پاسخگویی باشد، نه مشتی نمونه خروار، از مجموع آنچه در حال اتفاق افتادن است!

بعد از تحریر: این هفته رئیس جهاد کشاورزی ششتمد عوض شد. مطلب قبل از این تودیع و معارفه نوشته شده بود. اینبار هم مسئول این اداره ـ مثل تمام بارهای قبل ـ در خفا و بدون هیچ اعلام عمومی عوض شد! طوری که مردم بفهمند حتی از عوض شدن مسئول جهاد نباید مطلع شوند! چه برسد به چیزهای دیگر! و کاش روزی صاحب تصمیمها درک کنند که به جای حل مسئله، با عوض کردن رئیس، صورت مسئله را پاک نکنند!

بههرحال چه بعضیها دوست داشته باشند چه نه، ششتمد جزئی از این شهرستان است و مدیران ادارات، نیاز است به آن هم بپردازند؛ اما صدای مردم این منطقه، همیشه آنقدر آرام بوده و دستشان آنقدر کوتاه، که کمتر شنیده شدهاند یا دستشان گرفته شده!

از همان ابتدا به دلیل اینکه «آبرو»ی افراد آنقدر مهم است که نباید بدون اطمینان و یقین، افترایی به آنها روا داشته شود، بنای کار بر این گذاشته شد که مسائل مشکوک، از طریقی محرمانه پیگیری شود

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.