سرمقاله

Setare Shargh - - یادداشت -

و هم گفتمان خود را استوار نگاه دارد: «ما نه فریب خوردهایم و نه کسی را فریب دادهایم» و هم آن حرف «مگو» در عرصه جهانی را که گفتمان غالب جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی است را بازگو کند: «همان قدرتهایی که اکنون با هدف مداخله بیشتر و فروش سلاحهای مرگبارشان ایران را به ایجاد ناامنی متهم میکنند.» روحانی همانطور که مردم ایران هستند و اراده کردهاند، سخن خود را بر «دفاع» و «فرهنگ» بهصورت متوازن استوار کرد و تیر خلاص را به قلب جنگطلبی و ایرانهراسی مالکان اسلحهسازیها، شلیک کرد: «ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و مذهب و انقلابمان، در قلبها وارد میشویم و با عقلها سخن میگوییم. شعر میخوانیم و با حکمت سخن میگوییم. سفیران ما، شاعران و عارفان و حکیمانمان هستند. ما با مولوی تا این سوی اقیانوس اطلس را درنوردیدهایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کردهایم. ما با حافظ جهان را فتح کردهایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم؟!» متن سخنرانی دکتر روحانی، دیدارهایش، نشست خبری و مواضعش، در مقام مقایسه با رفتار بعضی مسئولان، تفاوت یک «سیاستمدار» را با جریانهای احساسی و موجهای مقطعی و هزینهساز نشان داد. درحالیکه ترکشهای این حرکتهای احساسی و بدون منطق روی تمام اجزای بدنه اجتماعی ما )از فوتبال گرفته تا موسیقی و سینما و حتی درمان( جا خوش کردهاند، روحانی چنان سخن گفت که «مهر» و «قهر» ما را همزمان و در قالب «منطقی» به رخ جهان بکشد! اما چند نکته در باب این مسئله که «منافع محلی از کانال منافع ملی میگذرد.»: 1( آقای رئیسجمهور در این نطق مهم، یکی از پایههای بحث را بر «حقوق شهروندی» بنا کرد. در سطح ملی مسئله حقوق شهروندی، طرح و ابلاغ شده، اما در سطح منطقه خودمان، مسئولان مرتبط با حوزه دولتی، چه گامهایی در این مسیر مهم برداشتهاند؟ ما چقدر با این حقوق شهروندی آشنا هستیم و وقتی به روحانی رأی دادیم، چه توقعی در این موضوع داشتیم؟ (2 آقای رئیسجمهور از ایرانی گفت که «پرچمدار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف بوده است.» و از عمق تاریخ تا امروز، درباره این ماجرا گفت. حالا باید پرسید در عرصه جهانی، این نطق منطقی بود، اما آیا در دیدگاهی منصفانه، هموطنان ما به همین احساس رسیدهاند؟ بودن وزیر اهل سنت در کابینه، اجبار نبود، اما آیا نبودنش نخبگان اقلیتها در دستگاههای اجرایی یا قانونگریزی بعد از مسئولان محلی )که مقام معظم رهبری در نامه مهم خود آنها را موظف به دوری از تبعیض و نابرابری کردند( این نیاز را در جامعه ایجاد نکرد که به عزیزان هموطنمان، توجه و دقت بیشتری در مسیر وحدت و در قالب «صفوف فشرده و واحد» مبذول کنید؟ 3( آقای روحانی در تمام بخشهای سخنانش، خود را ملزم کرد که از «خانمها و آقایان» در ابتدای سخن خود استفاده کند. گذشته از تأکید این خطاب بر ارزشگذاری مساوی روی مخاطبان، رئیسجمهور به فکر مترجمانی بود که سخنانش را ترجمه میکردند. در بسیاری از زبانهای رایج فعلی، مذکر و مؤنث بودن خطاب، مسائل دستوری خاصی را ایجاب میکند و بر اساس یک قاعده کهن، جمع مختلط از زن و مرد، با خطاب مذکر مخاطب قرار میگیرد؛ در این شرایط، تأکید رئیسجمهور ایران، در ترجمه، عمل مهمی را انجام خواهد داد. حالا سخن اینجاست که: ممنون آقای رئیسجمهور! اما حال زنانی کشور خودمان را هم دریابید. نیمِ جامعه که در کابینه شما «نیز» کمرنگ بودند و از حالوروزشان در مسائل مختلف آگاه هستید! بحث «حضور در ورزشگاهها» فقط نشانهای از تمام این مسائل است، مانند دودی که خود هویت ندارد اما وقتی نشانه یک قطار باشد، اهمیت پیدا میکند. در قالب همان مسئله که مسائل ملی، تعیینکننده مسائل محلی است، آن رفتار جناب رئیسجمهور و کابینه، در سطح محلی به نقطهای میرسد که نمیفهمیم قضیه پارک بانوان چه بود و قرار است به چه برسد و نمیفهمیم چرا تنها عضو بانوی شورای شهرمان، «هیچ خانمی» را شایسته سطح مدیریت شهرداری نمیپندارد و حتی این تنها خانم، مدیران بانوی سیستم اداری شهرستان را نمیبیند! انتخابات پارلمان بانوان هم تبدیل میشود به ... )از آن جاها که باید نفسی عمیق کشید!( من باب همان قاعده نشانه و قطار: آقای رئیسجمهور! اینها حاصل همان روند کلی است که شما و مشاوران و کابینهتان طراحی و اجرا میکنید! خطاب قرار دادن بانوان در مجمع سازمان ملل خوب است اما «پارک بانوان» برای سبزواریها نمیسازد!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.