سعدالدین فضلا... شامکانی

Setare Shargh - - صفحه اول -

سبزوار طی دوازده قرن گذشته، همواره دیار دانشمندان بزرگ و مفاخر سترگ بوده و پیوسته، مهد اندیشه، علم و ادب و فرهنگ به شمار میرفته است. در این خطّه سرسبز فرهنگ و ادب، مشاهیر نامداری زاده شده و بالیدهاند که منادی تعالی دانش و فرهنگ و هنر بودهاند و پس از عمری زندگی پرافتخار، در همین شهر دیده از جهان فروبسته و به خاک سپرده شدهاند و مردم فرهنگ...

سبزوار طی دوازده قرن گذشته، همواره دیار دانشمندان بزرگ و مفاخر سترگ بوده و پیوسته، مهد اندیشه، علم و ادب و فرهنگ به شمار میرفته است. در این خطّه سرسبز فرهنگ و ادب، مشاهیر نامداری زاده شده و بالیدهاند که منادی تعالی دانش و فرهنگ و هنر بودهاند و پس از عمری زندگی پرافتخار، در همین شهر دیده از جهان فروبسته و به خاک سپرده شدهاند و مردم فرهنگ دوست سبزوار، با نام و آوازه آنها - کموبیش- آشنایند؛ اما کم نیستند بزرگانی که فراسوی مرزهای بیهق قدیم و سبزوار کهن، به فعالیتهای فرهنگی و ادبی و هنری روی آوردهاند و پرچمدار اندیشههای ناب و مشعلدار فرهنگ و اثرآفرین چندین کتاب بودهاند که بهواقع، «سفیران فرهنگی دیار سربداران» در سایر بلاد به شمار میرفتهاند؛ اما سوگمندانه بر اثر گذشت زمان و سپری شدن ایام، در عرض جغرافیا گم گشته و در طول تاریخ به فراموشی سپرده شدهاند تا جایی که حتی اقشار تحصیلکرده سبزواری، از نام و یادشان غافلاند تا چه رسد که مختصری از احوال و زندگیشان بدانند. نویسنده این ستون، به پاسداشت خدمات فرهنگی آن سفیران فرهنگ و ادب، بنا دارد در چند شماره از نشریه «ستاره شرق» به معرفی این بزرگان و مفاخر سبزواری بپردازد و در راه شناخت آن چهرههای فرهنگی و ادبی و هنری، گامی- هرچند کوچک- بردارد.

به بهانه بزرگداشت 20 مهرماه، روز حافظ این شماره: سعدالدین فضلا... شامکانی اگر ششصد سال به عقب برگردیم و مروری بر روزگاری داشته باشیم که حافظ شیرینسخن، در شیراز میزیست و سری به وادی ادبیات و شعر و شاعری او بزنیم، میبینیم که این عارف سالک کوی دوست، در گوشهای نشسته و زیباترین غزلهای خویش را میسراید. کمی جلوتر میرویم نیمه اول قرن هشتم هجری است و در این شهر باز با دو جوانی بر خواهیم خورد که از خراسان آمدهاند و در کنار شاعر شوریده و عارف قرن هشتم هجری، شمسالدین محمد حافظ شیرازی، در شیراز زندگی میکنند و بعید نیست که در کنار او، همدرس و هم بحث او در محضر درس قاضی عضدالدین ایجی- ادیب، فقیه و متکلم بزرگ شافعیه- بودهاند. آن دو یار خراسانی همچون سایر دانشپژوهان در محضر درس قاضی عضدالدین شرکت کرده و به فراگیری ادبیات عرب، کلام و فقه و... پرداخته، از محفل درس این مدرس توانمند بهره برده و به کمالاتی رسیدهاند. جالب است که هر دو نیز ملقب به «سعدالدین» هستند و در ادبیات عرب دستی داشتهاند؛ زیرا دستپرورده آن ادیب بزرگ شیراز بودهاند. یکی از آن دو، سعدالدین مسعود تفتازانی خراسانی )متوفی 792 هـ( است، صاحب آثاری همچون: «تهذیب المنطق» و «مُطوّل» یا «شرح تصریف» است و کمتر کسی است که به ادبیات عرب بپردازد و از نام و آوازه تفتازانی بیخبر بماند. و اما دیگری که در دل تاریخ خفته و کسی از نام و آوازهاش خبری ندارد، کسی نبوده جز سعدالدین فضلا... بن ابراهیم بن عبدا... شامکانی، که اوایل قرن هشتم در شامکان دیده به جهان گشوده که از تحصیلات اولیه و دوران نوجوانی و جوانی او، اطلاعات چندانی در دست نیست. او از روستای شامکان است، از روستایی بزرگ در جنوب شرقی شهرستان سبزوار. این روستا تا قرن هشتم هجری، قبل از دوره سربداران جزو روستاهای نیشابور محسوب میشده است.[1[ چنانکه برخی از نویسندگان، همچون: عُمَر رضا کحّاله در مُعجم المؤلّفین، به این موضوع اشاره دارند. در کتاب انباءالغُمر ابن حَجَرعَسقلانی )متوفی 852 هـ( سعدالدین فضلا... را از شاگردان قاضی عضدالدین ایجی )متوفی 756 هـ( دانسته است. ]2] ازآنجاکه قاضی عضدالدین، از مشاهیر ادب و فقه و کلام شافعی در اواسط قرن هشتم بوده و در شیراز منصب قضاوت و جلسات تدریس داشته است، بنابراین، سعدالدین فضلا... شامکانی برای کسب از محضر او، باید در جوانی و احیاناً به همراه سعدالدین تفتازانی به آن دیار رفته باشد. ابن حَجَر عَسقلانی در انباءالغُمر، جلالالدین سیوطی )متوفی 911 هـ( در بغتةالوعاة و ابن عماد )متوفی 1089 هـ( در شذرات الذَهَب معتقدند: سعدالدین فضلا...، دو کتاب شرح مختصر ابن حاجب و مواقف قاضی عضدالدین را از این استاد نامی آموخته و از او حدیث شنیده است.[3] عُمَر رضا کحّاله در مُعجم المؤلّفین، همچون نویسندگان مذکور، از سعدالدین شامکانی بهعنوان فقیه و ادیب یاد کرده و نامش را در ردیف مؤلّفان و نویسندگان قرن هشتم آورده است.[4[ سعدالدین شامکانی علاوه بر فقه و ادبیات عرب، در علم اصول، کلام و علوم عقلی نیز صاحبنظر بوده و تألیفاتی در اصول، ادبیات عرب و... داشته و بر برخی کتابهای پیشینیان، تعلیقاتی نگاشته است.[5] آنچه مسلّم است این ادیب شامکانی، در جمادیالاول سال 787 هجری درگذشته است. سزاوار است مردم فرهنگ دوست شامکان، بنای یادبودی برای وی در آنجا احداث کنند تا نام و یاد این فقیه و ادیب قرن هشتم هجری، برای همیشه در اذهان مردم زادگاهش زنده بماند.

]1]-مؤلفانی همچون: سید غلامرضا تهامی در فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، عُمررضا کحّاله در معجم المؤلفین )چاپ داراحیاءالتراث العربی بیروت( و ابن عماد در شذرات الذهب، سعدالدین فضلا... را شامکانی دانستهاند و دکتر علی محمدعمر نیز در تصحیح خود بر بغتةالوعاة، سیوطی )چاپ مکتبةخانجی قاهره، 1426 هـ/ ج 2، ص 236( همین قول را تأیید کرده است. ]-2] انباءالغمر، ابن حجر، تصحیح: دکتر حسن حبشی، ج 1، ص 309. ]3]- بغتةالوعاة، تحقیق دکتر علی محمد عمر، ج 2، ص 236 و شذرات الذهب، ج 3، جزء 6، ص 298. ]4]- معجم المؤلفین، عُمر رضا کحّاله، ج 8، ص .73 ]5]- بغتةالوعاة، ج 2، ص 236؛ انباءالغمر، ج 1، ص 309؛ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، ج 2، ص 1296.

حسین جوانمهر پژوهشگر

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.