تاریخ بیهقی، مطالعات فرهنگی و مطالبات فرهنگی ما

Setare Shargh - - صفحه اول - مهیار علوی مقدم

دبیر علمی هفتمین همایش ملّی بزرگداشت ابوالفضل بیهقی

خواندن تاریخ بیهقی برای زندگی امروز ما، چه دستاوردی دارد؟ انتظار ما در روزگاری که در آن به سر میبریم از خواندن متنهای تاریخیادبی چیست؟ آیا تاریخ بیهقی، پاسخ گوی مطالبات فرهنگی ما هست یا نه؟ دورانی که اینچنین فضای مجازی تلگرام بر زندگی نسل... جوان ما هجوم آورده است،

خواندن تاریخ بیهقی برای زندگی امروز ما، چه دستاوردی دارد؟ انتظار ما در روزگاری که در آن به سر میبریم از خواندن متنهای تاریخی- ادبی چیست؟ آیا تاریخ بیهقی، پاسخ گوی مطالبات فرهنگی ما هست یا نه؟ دورانی که اینچنین فضای مجازی به ویژه تلگرام بر زندگی نسل جوان ما هجوم آورده است، ژرفبینی ما به کمترین سطح تنزل یافته است؛ حقگویی و حقجویی ما، اینچنین خدشهپذیر شده است؛ نگرش فرامدرنیته بدون آنکه مقدمات آن را بدانیم و بشناسیم و دارا باشیم بر تمامی زندگی ما چیره شده است و... اگر بخواهیم نگرشی علمیتر به اینگونه موضوعات داشته باشیم، باید از مطالعات فرهنگی و پیوند آن با مقولهای به نام تاریخ که سرشت ذاتی متن تاریخی- ادبی تاریخ بیهقی بهره گیریم. در وهله نخست، به نظر میرسد مطالعات فرهنگی، چندان با تاریخ منطبق نیست؛ چراکه مطالعات فرهنگی بهعنوان رویکرد یا گفتمانی شناخته میشود که هدفش مطالعه جامعه معاصر است و تاریخ همواره به مطالعه گذشته میپردازد. این در حالی است که در واقع، نه تاریخ کاملاً به گذشته اختصاص دارد و نه مطالعات فرهنگی به زمان حال یا معاصر. به تعبیری میتوان گفت که امر معاصر چیزی جز بازتاب و جلوههای گذشته در زندگی حال ما نبوده و نخواهد بود. از سوی دیگر، نظام معانی و دلالتها در تاریخ بیهقی و هر متن تاریخی- ادبی که موضوع فرهنگ و مطالعات فرهنگی هستند، در یک بستر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفتهاند و بنابراین، بدون در نظر گرفتن بعد تاریخیت، تحلیل و بررسی آنها امکانپذیر نخواهد بود. انتقادی بودن، معاصر بودن، توجّه به موضوع قدرت و بررسی واقعیتهای اجتماعی در وجهی متنی و گفتمانی را میتوان از جمله مهمترین ویژگیهای مطالعات فرهنگی دانست. در این رابطه، تأکید بر بعد گفتمانی واقعیت اجتماعی، بهمنزله آن است که آن را بهعنوان نوعی ساختار گفتمانی در یک بازه زمانی و در بستر نظامهای معرفتی در دورههای مختلف موردتوجه قرار دهیم. به تعبیر دیگر، از نگاه مطالعات فرهنگی، امر اجتماعی امری است که بیش از آنکه بهعنوان مجموعهای از عینیات در نظر گرفته شود، دربرگیرنده دلالتها و نشانهها بوده و در قالبی از نظامهای معنایی تبلور مییابد و به همین دلیل است که مطالعات فرهنگی را با مفهوم بازنمایی میشناسیم.

مطالعات فرهنگی و تاریخ، مجموعه تحولاتی را تجربه میکنند که کاملاً در تقارن با هم بوده و درعینحال، بسیار به هم شبیهاند. بحث از تاریخیّت متونی مانند تاریخ بیهقی و خصلت متنیت تاریخ، عقیدهای بود که فوکو در فرانسه مطرح کرد. او تأکید داشت که علوم اجتماعی در کل، جنبه گفتمانی داشته و درعینحال، متون نیز همگی جنبه تاریخی دارند و این به معنای مخالفت کامل با ذاتانگاری و ازلی و ابدی دانستن مفاهیم و قوانین است. بر این اساس، مفاهیم و باورها، بهعنوان اموری شناخته میشوند که فهم آنها بر مبنای زمان و مکان متفاوت خواهد بود. یکی از نکتههای مهم در اندیشه فوکو، زیر سؤال بردن تلقی خطی از تاریخ است. درواقع او به وجود نوعی توالی در حوادث و تقدّم و تأخر وقایع و یا رابطه علت و معلولی اعتقادی ندارد. فوکو این تلقی که مدرنیته دورهای از زندگی بشر و در توالی بعد از سنت است را نادرست میداند. او میگوید تاریخ مجموعهای از گسستهاست و مدرنیته وضعیت و حالتی است که میتواند در دورههای مختلف ایجاد شود یا از بین برود. درعینحال، فوکو بر این باور است که واقعیتهای اجتماعی از جنس متن و استدلالهای متنیاند که انسانها در بستر زمان برای درک هستی خود، آنها را نامگذاری و دستهبندی کردهاند؛ بنابراین میتوان گفت که فوکو هرگونه عینیت تاریخی را انکار میکند. او درعینحال، در بسط مفهوم تبارشناسی، ارزشهای اخلاقی )خوب، بد، خیر و شر( را محصول بسترهای اجتماعی و سلیقه اشراف در دوران باستان میشناسد. بر این اساس به باور فوکو، برای شناخت و مطالعه وقایع اجتماعی، باید گفتمان معاصر هر دوره را مورد بررسی قرار دهیم. علاوه بر این، باید تبار و تولد مفاهیم شکلدهنده زندگی امروزمان را پیدا کنیم. در چنین شرایطی به تعبیر فوکو، گذشته و تاریخ متفاوت میشوند و هر گذشتهای که بررسی میشود، باز تاریخ اکنون ماست چراکه در غیر این صورت، مطالعه آن مفهومی نخواهد داشت. مطالعات فرهنگی بهعنوان یک مفهوم بینرشتهای برای این به وجود آمد که نشان دهد تاریخیت و نظری بودن، جزء لاینفک امر اجتماعی است. سادهسازی تاریخ مفهومی ندارد. از سوی دیگر، مطالعات فرهنگی به تاریخ اهمیت داده و به نقادی تاریخنگاری سنتی کمک میکند تا بتوانیم گذشته را به شیوه بهتری برای لحظهای که در آن زندگی میکنیم، موردتوجه قرار دهیم و اهمیت آن در زندگی روزمره خود را درک کنیم. بدین ترتیب، دیگر تاریخ از ادبیات، جامعهشناسی و فلسفه جدا نیست و در علوم اجتماعی ایران نیز برای رهایی از بحران عقیم شدگی، باید رویکرد چندجانبه تاریخی، فلسفی و ادبی امر اجتماعی را درک کرده و آن را گسترش دهیم.

به پرسشهای آغاز بحث بازمیگردیم. مادر روزگاری زندگی میکنیم که بیش از هر زمان دیگری به خوانش ژرفبینانه متونی معناگرا و تحولخواه مانند تاریخ بیهقی نیاز داریم چراکه تاریخیت این اثر، جز جداناشدنی پدیدههای اجتماعی روزگار ماست، اگر میخواهیم به شناخت و مطالعه وقایع اجتماعی روزگار خود بپردازیم، بررسی گفتمان معاصر، مستلزم شناخت ما از گذشته ماست. در روزگار ما، حقیقت در هالههای تاریکی فرو رفته و با مطالعه تاریخ بیهقی، چون این اثر آکنده از گزارههای حقیقی است، این ابرهای فروآمده بر سر حقیقت، به کناری زده میشود چراکه ابوالفضل بیهقی، دبیری حقیقتجو و حقیقتگو است. ما در روزگاری زندگی میکنیم که سخت به زبان ابوالفضل نیازمندیم که در سنجش کردار نیک و بد و رفتار شایسته و ناشایسته کارگزاران غزنوی، هیچ واهمهای نداشت. خردورزی، از ویژگیهایی است که در سراسر تاریخ بیهقی، چون جویباری جاری است که در روزگار ما از نیازهای مبرم روزگار ماست. ازاینرو، خواندن تاریخ بیهقی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. درعینحال، بر پایه معیارهای برآمده از مطالعات فرهنگی نیز، تاریخ بیهقی به نقادی تاریخنگاری سنتی و تلقی خطی از تاریخ میپردازد تا بتوان گذشته را به شیوه بهتری برای لحظهای که در آن زندگی میکنیم، موردتوجه قرار دهیم.

به نظر میرسد مطالعات فرهنگی چندان با تاریخ منطبق نیست؛ چراکه مطالعات فرهنگی بهعنوان رویکرد یا گفتمانی شناخته میشود که هدفش مطالعه جامعه معاصر است و تاریخ همواره به مطالعه گذشته میپردازد. این در حالی است که در واقع، نه تاریخ کاملاً به گذشته اختصاص دارد و نه مطالعات فرهنگی به زمان حال یا معاصر.

بحث از تاریخیّت متونی مانند تاریخ بیهقی و خصلت متنیت تاریخ، عقیدهای بود که فوکو در فرانسه مطرح کرد. او تأکید داشت که علوم اجتماعی در کل، جنبه گفتمانی داشته و درعینحال، متون نیز همگی جنبه تاریخی دارند و این به معنای مخالفت کامل با ذاتانگاری و ازلی و ابدی دانستن مفاهیم و قوانین است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.