ما در عصرِ رسانههای محلی هستیم

Setare Shargh - - صفحه اول - علی ششتمدی

«سیدجلال فیاضی» بدون شک یکی از بزرگترین و مشهورترین نامهای حوزه رسانه در شرق کشور است. اولین تجربه آشنایی من با او برمیگردد به زمانی که فقط چند شماره از هفتهنامه ستاره شرق منتشر شده بود. چند دقیقه به صفحات هفتهنامه نگاه کرد و شروع کرد به نقد و تحلیل. هرچه بیشتر در مسیر رسانه پیش رفتم و تجربه کسب کردم، بیشتر میفهمیدم که چقدر آن توصیهها، عمیق، کارا و علمی بود. برای شماره ویژه نمایشگاه مطبوعات، سراغ او رفتیم. با سیدجلال فیاضی، «رئیس هیئتمدیره خانه مطبوعات خراسان رضوی» به گفتوشنودی نشستیم که هم برای خودمان جذاب بود و هم مطمئنم اگر کسی در حوزه مطبوعات و رسانههای محلی، دغدغهمند باشد، به شکل مؤثری از مطالعه آن فایده خواهد برد. ویژگیهای یک رسانه محلی کامل یا به تعبیری ایدئال چیست؟ در واقع اگر بخواهیم دورنمای آرمانی مقابل رویمان تصویر کنیم، باید چه کنیم؟ قبل از اینکه به ویژگیهای رسانههای محلی اشاره کنم، یک نکتهای که میخواهم بر روی تأکید کنم، این است که دوران ما، عصرِ رسانهها و مطبوعات محلی است. به خاطر گسترش شبکههای رادیو، تلویزیونی و گسترش فضای مجازی، امروز مردم اطلاعات سطح بینالمللی و ملی خودشان را بهطور مشخص و در لحظه میتوانند از شبکههای رادیو و تلویزیونی و شبکههای مجازی دریافت کنند. آنچه که به نظر میرسد که مردم در شرایط کنونی بیشتر به آن نیازمند هستند اطلاعات محلی است. اطلاعاتی در مورد مکانی که در آن زندگی میکنند و شهری که در آن به سر میبرند؛ بنابراین ما در حوزه رسانههای مکتوب، امروز در شرایطی قرار داریم که روزنامههای بزرگ دنیا، بخش ملی و سراسری خودشان را به سمت فضای مجازی میبرند و بخش مکتوب و چاپی خودشان را به سمت نشریات محلی سوق میدهند. رسانههای محلی هم به همین ترتیب عمل میکنند. نکته مهمی که من سعی دارم روی آن تأکید کنم، این است که امروز دوره روزنامهها و رسانههای محلی است؛ اما در مورد این پرسش که رسانههای محلی باید چه ویژگیهایی داشته باشند؟ به چند نکته لازم است اشاره کنم. نکته اول این است که «رسانه محلی» و روزنامه محلی واقعاً باید «محلی» باشد؛ یعنی اینطور نشود که صرفاً عنوانِ «محلی» داشته باشد و بعد از آنطرف مسائلش، مسائل ملی و بینالمللی اختصاص پیدا کند. بلکه واقعاً در مورد مسائل منطقه خودش بنویسد و تمرکزش بر روی مسائل محلی خودش باشد و به سمت مسائل ملی نرود. بهخصوص در این دوره که یک مقدار مناقشات سیاسی هم وجود دارد، این احساس شکل میگیرد که ورود به مناقشات سیاسی سطح ملی، ممکن است موجب گرایش بیشتر مردم به مطالب محلی شود. درحالیکه اینطوری نیست و مردم علاقهمند هستند که مسائل خودشان را بدانند. نکته دوم؛ در مورد رسانههای محلی این است که واقعاً ملی فکر کنند اما محلی بنویسند؛ یعنی منطقه خودشان را در سطح ملی و نگاه ملی ببینند اما محلی بنویسند. به بیان دیگر، تنگنظرانه به قضیه نگاه نکنند. نکته سوم این است که رسانه محلی، فکر نکند که چون در یک منطقه منتشر میشود، خیلی نیاز نیست که حرفهای کار کند. به نظر من رسانههای محلی هم، باید توان حرفهای رسانه خودشان را افزایش دهند و هرچقدر حرفهایتر کار رسانهای بکنند اقبال مردم به آنها بیشتر خواهد بود. نکته بعدی در این زمینه این است که؛ رسانههای محلی تلاش کنند که مردم در رسانهشان دیده شوند. اینطوری نباشد که گرفتار مسئولان محلی و منطقهای شوند و جایگاهی برای مردم نداشته باشند. باید مردم بیشتر دیده شوند، مسائل و دیدگاههای مردم، مشکلات مردم، عکس مردم، در نشریه محلی بیشتر باید به شکل محسوسی مشاهده شود؛ یعنی تصاویری از مردم و محله هر چه بیشتر در رسانه محلی بازتاب داشته باشد، قطعاً این رسانه از ویژگی محلی بودن بیشتری برخوردار است. نکته بعدی مربوط به زاویه دید است. یک تعبیر زیبایی وجود دارد که مربوط به آقای شوکا است، استاد روزنامهنگاری سایبر، ایشان میگوید: روزنامهها و رسانههای ملی و سراسر با تلسکوپ به مسائل نگاه میکنند، اما رسانههای محلی با میکروسکوپ. این به این مفهوم است که رسانههای محلی باید به مسائل ریز جامعه بپردازند و فکر نکنند که اگر جدول این خیابان خراب است یا فضای سبز یک کوچه خراب است، یا در یک روستا مشکلی است یا یک کشاورز دارد، این مسئله کوچکی است و خیلی لازم نیست که به آن بپردازیم. اینگونه نیست، در رسانه محلی به مسائل کوچک پرداخته میشود و خوب هم پرداخته میشود و تأثیرگذاریاش هم بیشتر است. به نظر من اگر رسانههای محلی این نکات را رعایت کنند؛ قطعاً در دورانی که دوران گسترش رسانههای دیداری و شنیداری ملی و فضای مجازی است، رسانههای محلی با قوت و با تأثیرگذاری زیاد، میتوانند در منطقه خودشان موفقیت کسب کنند. بپردازیم به منطقه زیست خودمان یعنی استانهای خراسان رضوی و شمالی و جنوبی. با توجه به مسائل اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خاصی که منطقه دارد، اگر بهصورت خاص بخواهیم بگوییم که مطبوعات محلی این منطقه چه بایستهها و شایستههایی دارند، باید چه بگوییم؟ بهطورکلی اگر بخواهم در مورد مطبوعات محلی استان خراسان صحبت کنم؛ باید اول بحث گردشگری را طرح کنم. بالاخره شهرستانهای استان خراسان، محل عبور حدود 25 میلیون زائری هستند که از بسیاری از این شهرستانها میگذرند. بهصورت خاص شهرستانی مثل سبزوار، تعداد زیادی از این زوار از این شهر عبور میکنند؛ بنابراین تلاش در جهت ایجاد زیرساختهای پذیرش و میزبانی میهمانانی که از شهرهای عبوری استان خراسان مثل شهر سبزوار عبور میکنند، یکی از نکات مهمی است که باید به آن پرداخته شود. نکته بعدی اینکه استان خراسان و شهرستانهایی مثل سبزوار ظرفیتهای بزرگی برای توسعه دارند. امروز یکی از نگاهها و اهداف بزرگ همه کشورها دستیابی به پیشرفت و توسعه است و طبیعی است که توسعه متوازن است که ارزشمند میشود، به این مفهوم که توسعه در همه مناطق کشور بهصورت موازی وجود داشته باشد. اگر بخواهیم توسعه متوازن داشته باشیم، باید همه شهرهای ما «با همدیگر» توسعه پیدا کنند. مطبوعات بهعنوان یکی از عوامل توسعه بهخوبی میتوانند زیرساختهای توسعه و پیشرفت هر شهری شناسایی کند. بهاینترتیب که زیرساختهای شهرهای استان خراسان رضوی را به پیشرفت و توسعه تبدیل کنند، از نظر صاحبنظران استفاده کنند و زمینههای توسعه شهر را فراهم کنند. نکته بعدی این است که امروز یکی از زمینههای توسعه، جذب سرمایهگذار برای هر منطقهای است که زمینه توسعه دارد. رسانهها و مطبوعات ذیل استان خراسان، میتوانند زمینههای جذب سرمایههای مختلف را برای سرمایهگذاری و توسعه در شهر فراهم کنند. بهعنوان نمونه یک نشریهای مثل ستاره شرق که متعلق به سبزوار است، میتواند جاذبههای سرمایهگذاری شهر سبزوار را برای خود هموطنان سبزواری که علاقهمند و از نظر مالی توانا هستند، معرفی کند. میتواند آنها را تشویق کند برای اینکه سرمایههایشان را به شهر خودشان بیاورند و در شهر سرمایهگذاری کنند و ایجاد اشتغال و توسعه کنند. همچنین میتواند دیگران را تشویق کند. نکته دیگری که وجود دارد؛ توجه به هویت تاریخی شهرها است. همین شهر سبزوار که سابقه تاریخی بسیار بزرگ و ارزشمند و پیشینه کهنی دارد، ظرفیتی وسیع و قابلاستفاده برای رسانههای محلی شهر است. حتماً باید هویت تاریخی در رسانههای شهر دیده شود تا هم جوانان با پیشینه و تاریخ خودشان آشنا شوند و هم دیگر افراد جامعه این هویت را بشناسند و این هویت تاریخی برای مردم تعریف شود. نکته بعدی که مطبوعات محلی استان بهویژه مطبوعات شهر سبزوار میتوانند به آن بپردازند، مشاهیر و مفاخر شهر است. سبزوار، مشاهیر بزرگی دارد که اینها میتوانند الگوهای خوبی برای جوانان باشند. با بیان و قلم جذاب میشود این مشاهیر را به جوانان و نسل آینده معرفی کرد تا پیوند بین نسل گذشته و مشاهیر و مفاخر گذشته و نسل آینده برقرار شود. بعضی از مسئولان و کسانی که صاحب قدرت و صاحب رأی در سیاستگذاری هستند، گاهی مدعی میشوند که میخواهند به مطبوعات و رسانه، کمک معنوی کنند. در چه ابعادی میتوان آنها را راهنمایی کرد؟ چه رویکرد و روشی را میتوان پیشنهاد داد که در راستای کمک به مطبوعات محلی باشد؟ به نظر من بزرگترین کمکی که چه مسئولان ملی و استانی و چه مسئولان محلی به رسانهها میتوانند داشته باشند، این است که آستانه تحمل خودشان را بالا ببرند و امکان نقد و تحلیل و بررسی را برای رسانهها فراهم کنند. اینکه شرایط طوری باشد که با کوچکترین نقدی، یک رسانه مورد تهاجم یا مورد شکایت قرار میگیرد، اصلاً کمک به رسانهها نیست. رسانهها باید بهخوبی بتوانند نقد کنند. البته رسانهها و مطبوعات هم باید رعایت اخلاق رسانهای و سیاسی را در نقد بکنند و به نقد دیدگاهها و عملکردها بپردازند، نه نقد شخصیتها! تهاجم علیه اشخاص انجام ندهند و فقط عملکردها و دیدگاهها را نقد کنند. اولین گام این است. نکته بعدی این است که برای دستیابی به اطلاعات و آمار به مطبوعات کمک کنند و مانعی ایجاد نکنند تا آنها، اطلاعات مورد نیاز خودشان را بهصورت راحتتری به دست بیاورند. نکته بعدی هم این است که رسانهها را قدر بشناسند و رسانهها را برای هر منطقهای فرصت بدانند نه تهدید و روزنامهنگاران و خبرنگاران را بهخوبی قدرشناسی کنند و آنها را در جایگاه واقعی که باید قرار بگیرند قرار دهند.

نکته اول این است که «رسانه محلی» و روزنامه محلی واقعاً باید «محلی» باشد؛ یعنی اینطور نشود که صرفاً عنوانِ «محلی» داشته باشد و بعد از آنطرف مسائلش، مسائل ملی و بینالمللی اختصاص پیدا کند. بلکه واقعاً در مورد مسائل منطقه خودش بنویسد و تمرکزش بر روی مسائل محلی خودش باشد و به سمت مسائل ملی نرود.

نکته سوم این است که رسانه محلی، فکر نکند که چون در یک منطقه منتشر میشود، خیلی نیاز نیست که حرفهای کار کند. به نظر من رسانههای محلی هم، باید توان حرفهای رسانه خودشان را افزایش دهند و هرچقدر حرفهایتر کار رسانهای بکنند اقبال مردم به آنها بیشتر خواهد بود.

بزرگترین کمکی که چه مسئولان ملی و استانی و چه مسئولان محلی به رسانهها میتوانند داشته باشند، این است که آستانه تحمل خودشان را بالا ببرند و امکان نقد و تحلیل و بررسی را برای رسانهها فراهم کنند.

استان خراسان و شهرستانهایی مثل سبزوار ظرفیتهای بزرگی برای توسعه دارند. امروز یکی از نگاهها و اهداف بزرگ همه کشورها دستیابی به پیشرفت و توسعه است و طبیعی است که توسعه متوازن است که ارزشمند میشود، به این مفهوم که توسعه در همه مناطق کشور بهصورت موازی وجود داشته باشد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.