نگاهی به فیلتم« ‪( »‬ جزرردبهباهیبهانه ن زمایرشدآون دسر س رینمدایسبزوار(

Setare Shargh - - یادداشت - محمد عمرانی عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران

مصطفی تقیزاده کارگردان جوانی است که پیشازاین تجربه دستیار کارگردانی سعید سهیلی در فیلم «کلشینکف» را داشته است و فیلم «زرد» نخستین ساخته سینمایی او محسوب میشود. این فیلم اثر دیگری از گروه فیلمهای شبیه به «درباره الی» است، بهقول دوستان با درامی کاملً فرهادی و داستان گروهی زن و مرد شبیه به فیلم «قاعده تصادف» که البته در اینجا جمعی تحقیقاتی هستند و در شرف مهاجرتی مهم که از بد حادثه برای یکی از افراد گروه اتفاق ناگواری پیش آمده و همهچیز را تحتالشعاع خود قرار میدهد. «زرد» داستان چند جوان نخبه است که برای بورسیهای که دریافت کردهاند راهی ایتالیا هستند اما درست چند شب قبل از عزیمت، حادثهای رفاقت، دوستی، اعتماد و همه ویژگیهای اخلقی آنها را به محک میگذارد و با پیشروی ماجرا هرکدام از این شخصیتها بیشازپیش در دوراهی انتخاب آینده و خوشبختی خود یا ماندن پای رفاقت و دوستیشان مردد میشوند. یک فیلم ضعیف شبیه به همه آثار کپیبرداری شده از درامهای اصغر فرهادی بهویژه «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین»! یکی مثل «هفت دقیقه تا پاییز» «سعادتآباد» و «تابستان داغ» که این آخری همین تم را با ستایش بدبختی ترکیب کرده است. «زرد» فیلم پر بازیگری است. بهرام رادان، ساره بیات، شهرام حقیقت دوست، مهرداد صدیقیان و بهاره کیان افشار از جمله بازیگران اصلی این فیلم به شمار میروند. نخستین ساخته مصطفی تقیزاده فیلمی است که نهتنها در موضوع که در اجرا نیز تا آنجا روی این موج حرکت کرده است که فیلمساز بدون هیچ دلیل و برهانی، روایت داستان فیلم را در شمال کشور و درست در کنار دریا آغاز میکند تا یادآور فیلم «درباره الی» باشد. همانطور که در کلسهای فیلمسازی به هنر جویان میگویند، یک اثر اجتماعی معمولاً به بخشی از معضلت اجتماعی میپردازد و آن را بسط و گسترش میدهد؛ اما در فیلم «زرد» تقریباً تمام معضلت اجتماعی در داستان گنجانده شده. معضلتی نظیر خیانت، کلهبرداری، مرگ، فرار مغزها، فقر و... که وقت و زمان کافی برای پرداخت هیچکدام از آنها در نظر گرفته نشده و در حد طرح مسئله باقی ماندهاند. بخش زیادی از فیلم به جیغ و فریاد میگذرد. دعواهایی که فقط زمان فیلم را بیجهت کش دادهاند و ارزش دیگری ندارند. مسئله مهم دیگری که سطح کیفی فیلم «زرد» را نسبت به آنچه باید باشد، بهشدت تنزل داده شیوه پرداختن فیلمساز به جزییات است. یقیناً خوانندگان این متن و تماشاگران فیلمهای اصغر فرهادی مستحضرند که در فیلمهای فرهادی جزییات هر ماجرایی بهتنهایی کاراکتر خاص خود را دارند و درعینحال این کاراکترها چنان درهمتنیدهاند که تشخیص هریک بهسختی ممکن است. اصغر فرهادی در غالب آثار خود چنان ظریف و ریزبینانه جزییات را سرهم میکند که تنها در مسیر داستان معنی واقعی خود را پیدا میکنند اما سازندگان آثار تقلیدی، جزییات را به شکلی طراحی کرده و چیدهاند که از همان ابتدا خودنمایی کرده و مخاطب را دلزده میسازند. بهعنوانمثال حالت تهوع و بالا آوردن حامد )شهرام حقیقت دوست( هرچند که ربط ویژهای به مشکل جدی کبدی ندارد از پیشتر نوید اتفاق را میدهد، ایده در نطفه لو میرود و تماشاگر همواره یکقدم جلوتر از فیلم حرکت میکند همچنین اتفاقات غیرمنطقی که منطقی ظاهری دارند نیز، تأثیر منفی زیادی بر عملکرد کاراکترهای قصه و بهتبع نحوه تعامل آنان با یکدیگر میگذارد. در فیلم «زرد» نهتنها کاراکترها پرداخت بسیار ضعیفی دارند و بهعنوان نخبه و دانشمند قابلباور نیستند که در موقعیتهای بحرانی هم کاری از دستشان برنمیآید جر اینکه بر سر هم فریاد کشیده و فضا را متشنجتر کنند. این در حالی است که دادوبیداد هم باید منطق خود را داشته باشد نه اینکه بیمنطقی را ابزاری برای جولانهای عصبی کاراکترها گردد به قول یک تماشاگر حرفهای سینما، تنها حسن فیلم «زرد» حضور پکیج کاملی از سوپراستارها در آن است که هدفشان تنها شکل دادن یک تیم پولساز در گیشه است که البته چنین نشد. و اما در دهه شصت و هنگامیکه زندهیاد عباس کیارستمی، «خانه دوست کجاست» را ساخت تا سالها و نسلها بعد فیلمسازان جدید و جوان با ایده گرفتن از سبک فیلمسازی وی و یا کپی کردن مشخصههای تصویری او سعی در بازآفرینی موفقیتی داشتند که آن فیلمساز فقید با ساخت آن فیلم به دست آورد. چیزی که از یکسو زمینهساز درجا زدن گروهی از فیلمسازان و توقف طولانیمدت سینما شد و از سوی دیگر توسط فیلمسازان بااستعدادی چون اصغر فرهادی، تغییر شکل یافته و متحول شد و درنهایت، جریانی جدید به وجود آورد و خود به پویایی سینمای ایران کمک نمود. در این سالها که اصغر فرهادی و فیلمهایش نهتنها در میان تماشاگران داخل که نزد منتقدان داخلی و خارجی محبوب شدهاند، دور از انتظار نیست که فیلمسازان جوان و اصولاً فیلم اولیها با تأثیر گرفتن از این جریان، آثاری تولید کنند که گاه در حد یک کپیبرداری محض است و گاه نیز حرفی برای گفتن ندارند. در این میان اما تاکنون، فیلمسازی یافت نگردیده که جسارت اندیشیدن ورای جهان ذهنی فرهادی داشته باشد و با ایجاد جریانی جدید، حرکتی روبهجلو ایجاد نماید و در ادامه همین روند رو به نزول است که دهه اخیر شاهد خیل زیادی از کپیبرداریهای دسته چندمی از آثار فرهادی و فقط چندتایی فیلم خوب و مستقل چون «برادرم خسرو» و «ویلییها» بودهایم. با آنچه گفته شد، فیلم «زرد» هم یکی دیگر از آثار متأثر از جهانبینی و سبک فیلمسازی اصغر فرهادی است. عدم انسجام و رویکرد سانتیمانتالیسم مصطفی نقی زاده در اولین اثر سینمایی او باهم در رقابت هستند تا پاشنه آشیل فیلم را شکل دهند. کارگردان این اثر آنقدر درگیر پیشبرد داستان، گرهافکنی و گرهگشایی و درگیر کردن احساسی تماشاگر است که از بسط و گسترش حوادث و کاراکترها بازمی ماند. در این فیلم ریتم تندی که حوادث را پشت سر هم مطرح میکند و بدون بسط داستان و فضا، کاراکترها را درگیر میکند و در مقابل هم قرار میدهد، به بیننده فرصت تحلیل و واکاوی کنشهایی را که میبیند نمیدهد. عجیبتر اینکه این ریتم تند، بعد از نمایش حادثهای که مدنظر فیلمساز بوده ناگهان متوقف میشود و عدم انسجامی شدید بر کل فیلم حکمفرما میشود. همه اینها شبیه این است که فیلمساز میخواهد زودتر نقاط بحرانی داستانش را معرفی کند و خیال خودش و بیننده را راحت کند؛ اما درواقع، «زرد» هر جا که از پیشبرد روایتش باز میماند، هرگاه که ارتباطش با مخاطب قطع میشود و از ریتم میافتد، به سراغ این حقه میرود و با نمایش یک حادثه جدید به دراماتیکترین شکل ممکن سعی در آفرینش تراژدی میکند که بیننده با دیدن آن احساساتی شود و دوباره همراه فیلم گردد. «زرد» با آن تیزر جذاب و بازیگران مطرح و گیشه پسند خود، نهتنها در ترسیم موقعیت بغرنج کاراکترها ناتوان است که در پرورش شخصیتهای قصه هم بهشدت ناقص و ناپخته است. بازیگرانی که تماشاگر انتظار دارد دستکم بازیهای قابل قبولی از آنها ببیند، بسیار ناامیدکننده ظاهر میشوند چراکه شخصیتهایشان به کاراکتر نرسیده و میان زمین و هوا معلق ماندهاند. بدون تردید فیلمنامه «زرد» پیشزمینه داستانی داشته که در ذهن نویسندهاش جریان داشته اما تماشاگری که از این پیشزمینه اطلعی ندارد نمیتواند باشخصیتها و چالشهای پیش روی آنان هم ذات پنداری کند. ضمن آنکه بازیگرانی که شخصیتهایشان تکراری و پر از علمت سؤال است هم نمیتوانند کاراکتر موردنظر فیلمساز را بهخوبی به تصویر بکشند؛ و درنهایت این عدم انسجام در ریتم، ناشیانه پرداخت و کپیبرداری شده است. جالب اینکه بازیهای تکراری و متوسط بازیگران تاکنون خوب عمل کرده است. «زرد» هم در جشنوارههای بینالمللی موفق بوده است و هم در گیشه. شاید دلیل موفقیت خارجی «زرد» را بتوان به علقه خارجیها به سینمای فرهادی و جریان پسازآن مرتبط دانست اما بدون تردید موفقیت «زرد» در گیشه داخلی را باید مدیون احساسات گرایی تماشاگرانی دانست که ناآگاهانه مجذوب داستانی شدهاند که منطق روایی آن بهشدت مشکل دارد و این از عجایب سینمای ایران است. مصطفی تقی زاده، در فیلم «زرد» باوجودآنکه حرف چندانی برای گفتن ندارد، شاید جز معدود کسانی باشد که در تأثیرپذیری از سینمای فرهادی، چندان افراطی پیش نرفته و در ورای داستانی که حول یک بحران میگذرد، بارقهای، هرچند کمرنگ، از جهانبینی خاص خود و سینماگری که اصولاً میتواند باشد به تماشاگر اثر نشان میدهد که جای خوشحالی است. «زرد» داستان چند جوان نخبه است که برای بورسیهای که دریافت کردهاند راهی ایتالیا هستند اما درست چند شب قبل از عزیمت، حادثهای رفاقت، دوستی، اعتماد و همه ویژگیهای اخلقی آنها را به محک میگذارد و با پیشروی ماجرا هرکدام از این شخصیتها بیشازپیش در دوراهی انتخاب آینده و خوشبختی خود یا ماندن پای رفاقت و دوستیشان مردد میشوند. از همین چند خط میتوان بهخوبی دریافت که فیلمساز تا چه حد وامدار سینمای رئالیستی اصغر فرهادی است؛ اما بهجز این داستان غیرقابلباور و تسلسل حوادث، دوراهیهای اخلقی و تقابلت افراد درگیر در این ماجرا که فقط وجود دارند تا فیلمی فرهادیوار ساخته شوند، جزئیاتی در متن قصه تنیده شده که باظرافت و دقت پرداختشدهاند و درواقع ایدهای اولیهای است که در جهان داستانی تقی زاده گسترشیافتهاند. مثل خانه حامد و همسرش نهال )ساره بیات( که به دلیل مهاجرت این زوج بههمریخته و آشفته است. این فضاسازی که از مؤلفههای شناختهشده سینمای فرهادی است؛ خیلی گلدرشت کار نشده و بهجا مورداستفاده قرارگرفتهاند و میتوانند از ادامه مسیر فیلمسازی فرهادی در مسیری جدید حکایت داشته باشد، چنین رویکردی را در ابتدای فیلم هم گاهگداری میبینیم. و حرف آخر اینکه «زرد» سکانسهای خوبی هم دارد که تماشاگر را امیدوار میکنند ولی متأسفانه دقیقاً در همین لحظات است که فیلم یا از ریتم میافتد و یا به سمت سوءاستفاده از عواطف تماشاگران میرود و به یک فیلم متوسط غیرقابل اعتنا بدل میگردد.

بخش زیادی از فیلم به جیغ و فریاد میگذرد. دعواهایی که فقط زمان فیلم را بیجهت کش دادهاند و ارزش دیگری ندارند.

تنها حسن فیلم «زرد» حضور پکیج کاملی از سوپراستارها در آن است که هدفشان تنها شکل دادن یک تیم پولساز در گیشه است که البته چنین نشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.