هماندازه

Setare Shargh - - شهروند - حمیده رحیم پور

انتخاب معیارهای اشتباه تو ازدواج یا نادیده گرفتن معیارهای منطقی میتونه خیلی زندگیا رو غیرقابلتحمل کنه. یه ویژگی که همیشه شاید شنیده باشید «همکفو» بودن انسانهاست در امر ازدواج. چقدر به این قضیه تو ازدواج خودتون دقت کردید؟ به نظر من یه آدم بیاعتقاد با یه آدم بیاعتقاد راحت میتونه زندگی. یه آدم مؤمن با آدم مؤمن. همون آیه قرآن که: زنان پاک برای مردان پاک و زنان ناپاک برای مردان ناپاک. اما اشکال ماجرا اینجاست که اونایی که عاشق میشن فقط عاشق میشن، یعنی تحقیق نمیکنند عاشق کی بشن! طرفو میبینه خوشش میاد، اوایل کلی دروغ به هم میگن و وابسته هم میشن؛ وقتیم فهمیدن که اعتقادی مخالف همند، بازم انگار کر و کورند. میگن تو زندگی درس میشه. حالا اوایل ازدواج شاید بشه یکم مطابق عقاید طرف مقابل عمل کنی، اما هر چی زمان میگذره سختتر میشه. کمکم جوری میشه؛ که به هم میگن مگه از اول کور بودی ندیدی؟! بعضیها مجبور میشن تحمل کنند و در خفقان عقاید زندگی بدی داشته باشند. بعضیها خیانت میکنند و بعضیها طلق. میگید چرا؟! معلومه چون شالوده شخصیت افراد تو 6 سال اول زندگیش ریخته میشه؛ تا 18 سالگی بچهها تربیت میشن در خانوادهها. از 18 به بعد که ازدواج میکنند؛ شخصیتشون کاملً شکل گرفته و تقریباً امکان تغییر نداره. مگر اینکه افراد هدایت بشن. بهراستی چند نفر هدایتگر درست حسابی دیدید که خودش اینقدر مناسب باشه که بتونه بقیه رو هدایت کنه؟ پس به جای اینکه خودتونو گول بزنید که «تغییرش میدم» خواسته دلتونو تغییر بدید، دنبال یکی با عقاید شبیه خودتون باشید. چقدر قشنگ تو قرآن با یه جمله ساده تکلیف ما رو روشن کرده تو ازدواج. اونوقت یه جوان کودن که شاید تنها کتابی که تو عمرش خونده باشه تصمیم کبری ست، میاد و قرآنو آتش میزنه و میگه بیایید قرآنا رو آتش بزنیم! این نادون که به قولی الف و از ب تشخیص نمیده میخواد بشه هدایتگر! یا تازگیا یه بازیگر خانم تقاضای مرگ کرده از خدا به خاطر مرگ گربهش! البته بگم بنده مخالف محبت به حیوانات نیستم اما به نظرم بعضیها ارزش انسانو یادشون رفته و علت رانده شدن ابلیسو فراموش کردن. بدبختیش جایی هست که تو جامعهای که یک عده روشنفکرنما، حامی تمدن چندین ساله کوروش میشن، الگو هاشون امثال این خانم و امثال این بی هنرها، میشن همه کاره. کجاست هنر فردوسی و سعدی و حافظ؟ کجایند شریعتیها و حاج ملهادی ها و سهروردی ها؟! درد بیشترش اینه، یه مجری تلویزیون، میاد تو شبکه ملی و میگه این خانم بازیگر همدلی شما رو میخواست چون غمگین بود! بابا پاشید خودتونو جمع کنید، خوشی زده زیر دلتون، تو برخی مناطق ایران بچهها به خاطر نداشتن پول کتاب نمیتونن درس بخونن؛ به خاطر نداشتن نون شب، گرسنه میخوابن؛ به خاطر نداشتن پول دکتر میمیرن، اونوقت رسانه به جای انعکاس واقعی دردها میگه به خاطر مرگ گربه خانم بازیگر، همدلی کنید. به کجا دارید پیش میرید؟ از خدا نمیترسید؟ خدایا ما رو با کیا کردی 80 میلیون! گاهی دلم سخت میگیره وقتی اون بالایی همه این چیزا را میبینه و همه ما رو نابود نمیکنه. میگم خدا عجب صبری داری، من دارم خفه میشم. کاش یه روزی برسه که آدمها، آدم بشن. به نظرم وقت اون رسیده که تو ملکای ازدواجمون اخلق و هم کفو بودنو اولویت بدیم. شاید اینقدر دردا رو تو جامعه نبینیم. خدایا من خسته شدم چرا تو خسته نمیشی؟ همچنان که زمان از زندگی میگذرد، تاریخ انقضای برخی زوجین فرا میرسد؛ و درد آنجاست که نمیدانیم کی تاریخ عمر به سر آید. معمولاً تو جامعه زنها را به ظریف بودن میشناسند. کلم پر مهر و ظرافت زنانه! اما بارها شنیدهام از مردان که این خانم اصلً زن نیست؛ بلکه یه مَرده. میپرسیدم چرا؟ میگفتند وقتی دعوا میکنیم، فرق خانم با ما این است که ما داد میزنیم او فریاد! ما میزنیم و او فحش میدهد! اصلً توی زندگی لطافتی از وجود زنانه همسرانمان نمیبینیم. تو جمع بانوان که میرم دقت میکنم میبینم که پرخاشگریشان بیشتر از آقایون نباشه؛ کمتر نیست. تنها تفاوتشون اینه که شاید یکم از کودکی بهشون آموختن لطیفتر عمل کنند. حدود یه ماه پیش، یه نماینده مجلس که اتفاقاً خانمم بود همچین سهپایه میکروفونو میخواست بکوبه تو سر یه معاون استاندار؛ که شصت نفر نگهش داشته بودن نکوبه! بنده خدا معاون استاندار، فک کنم تو عمرش همچین برخورد پرخاشگرانهای از هیچ مردی هم ندیده بود. دلیل برخورد خانم نماینده بماند؛ که گویا سر دراز دارد. این بماند که مثلً شماها؛ نماینده یک ملتین و برخوردتون انعکاس جهانی دارد. اونجایی تاسف داره که وقتی تو فضای مجازی میگردی، یه سری افراد کمپین موافقان این رفتار رو درست میکنند. دلیل رفتار هر چی باشه رفتار این نماینده خانم در شأن یک انسان نبود. هدف ما و هدف نمایندگان ما اعتلی کشور است. چطور میخواهیم یک کشور را اعتل دهیم درصورتیکه خودمان مشوق بیاخلقیها میشویم. دلم به حال فرزندانمان سخت میسوزد.

اینجا یاد زوجین میافتم که میگن پرخاشگری خانما کمتر از آقایون نیست؛ گاهی حتی بیشترم هست. جامعه غنی، جامعهای است که خانوادههای قوی و بافرهنگ و آگاه داشته باشد. فرهنگ وقتی ساخته میشود که جامعه مروج رفتارهای درست گردد. خانواده وقتی قوی میشود که دلها به هم نزدیکتر شود. دلها وقتی نزدیک میشود که پرخاشگریها کمتر گردد. ظرافتها بیشتر گردد. از دل یک خانواده مهربان و ظریف فرزندانی با روان سالم و با اخلق بیرون میاید. بیایید دنیای آینده دعوا سر همشهری بودن و نبودن نباشد. رقابت بر سر انسانیت زیباست. آنجاست که زوجین هم بر سر انسان بودن میجنگند و ناخوشایندی زندگی زناشویی به آخر خواهد رسید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.