گمشده خدایی

Setare Shargh - - احوالشهر -

مرورگر و شبکههای اجتماعی چند وقتی قطع بود و گوشی همراهم از دست من یه نفس راحت کشید و منم کلافه شده بودم! افسرده و بیحس، شاید دیگه امیدی نداشتم، با خودم گفتم خدایا بدتر ازین هم مگه میشه؟ دیدم بارون داره میاد. غروب روز جمعهای بریم بیرون یه هوایی بخوریم. اومدم زیر بارون؛ گفتم کجا بِرَم؟ کجا نَرَم؟ چشمم خورد به پوستر شهید مدافع حرم مهدی موحدنیا، به نظرم اومد برم سر مزارش و یهکم درد دل کنم. غروب، هوا بارونی و کمی سرد بود، برگهای پاییزی خشخشکنان زیر پام صدا میدادن. به سمت مصلا به راه افتادم، نشستم یه دل سیر درد دل کردم. تازه اونجا فهمیدم که از من غریبتر هم تو دنیا هست، یک آقایی که شبکههای اجتماعی از ما دورش کرده، یاد و خاطرهاش مانند قرآنها و نهجالبلاغه هامون خاک خوردند و تنها شده، تنها یاورانش ماها بودیم، کسایی که دم از امام میزدند تازه موقعی که شبکههای اجتماعی یا تعرفه اینترنتی گوشی همراهشون تموم میشه یادش میکنن، اونوقت که گرفتار میشن! دلت گرفته؟ یه رفیق پایه ثابت میخوای؟ کسی که خیانت بهت نکنه؟ همچین رفیقی رو کی انتخاب نمیکنه، اون همهوقت در کنار من و تو حضور داره و دوست داره که باهاش رفیق بشی، امام زمانی که روزی ظهور میکنه )سال 1439 قمری باید طوری از امام زمان حمایت کنیم که مثل مردم کوفه نباشیم! کسانی که امام زمانشونو تو سال 61 قمری با وعدهها و نامههاشون شهید کردند( امام پدری دلسوزه، کسی که غمهات رو میبینه، اما برای رفع شدنش کی ازش درخواست کمک کردی؟ سعی کن از شبکههای اجتماعی برای ظهورش استفاده کنی تا اگر ازت پرسیدند، برای امامت چیکار کردی، سینه رو بدی جلو و بگی کم نذاشتم...

سیدعلیاکبر صانعی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.