از حال خوب به حال خوب

Setare Shargh - - احوالشهر -

اولین خبر را که در این مورد شنیدم، یک تصویر واضح در ذهنم زنده شد:

سال دوم دانشگاه بودم و با جمعی از دانشجوهای فعال امور فرهنگی، جشنواره حرکت )جشنواره دستاوردهای انجمنهای علمی( را برگزار میکردیم. روز افتتاح شور و حال لذتبخشی، تمام محوطه دانشکده علوم انسانی را فرا گرفته بود. مثل همیشه رئیس دانشگاه همراه دیگر مسئولان برای افتتاح آمدند و ما مثل همیشه کارهایمان افتاده بود دقیقه نود، اما مثل همیشه مسئولان نیم ساعت یا 40 دقیقه دیر رسیدند و عجله هم داشتند بروند! جلسه هیئترئیسه بود. چند نفر از دبیرها و دانشجوهای فعال در نمایشگاه، مدام به من و دبیر جشنواره اصرار میکردند رئیس را نگه دارید چند دقیقه، کلی درد دل داریم. من گفتم: تجربه یک دهه دانشجو بودنم، نشانم میدهد که نگهداشتن مسئولی که اینقدر عجله دارد برود، امکانپذیر نیست، امکانپذیر هم باشد نتیجهای در بر ندارد. در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و در این سالهای دکترا، همه جور رئیس و معاون دیده بودم و رفتارهای مسئولان دانشگاه را معمولاً چشمبسته حدس میزدم؛ اما این بار بدجور توی ذوقم خورد! آقای رئیس ـ که آن موقع هنوز سرپرست بود ـ با تمام همراهان، بعد از افتتاح و بازدید نمایشگاه، نشست به گوش کردن. نهفقط دانشجویان فعال در انجمنهای علمی که کانونهای فرهنگی، تشکلهای سیاسی و حتی مدیرمسئول نشریات هم نشستند به حرف زدن. انگار غنیمتی گیرشان آمده که باز تا مدتی ... هیئت همراه، کمکم پراکنده شدند اما جواد حدادنیا، ماند. مدام به مسئول دفترش میگفت: زنگ بزن بگو چند دقیقه دیرتر میآیم! در مقابل آخرین اعتراضها گفت: بگو جلسه به تعویق افتاده. من رئیس دانشگاه این دانشجوها هستم! الآن حرف دارند!

آشنایی با حدادنیا، به همین دیدار ختم نشد. تصویر باورناپذیری که از 4 ساعت و خوردهای نشست مستقیم رئیس، داخل محوطه و تعویق هیئترئیسه در ذهن من ماند، به این راحتیها پاك نمیشود. سکانسهای بعدی این تصویر هم پیش آمد: وقتی هیچکس در سبزوار گروه رادیویی ما را آدم حساب نکرد و حدادنیا در اتاق تنگ و گرم استودیوی خودساختهمان، گفت: پشتتان هستم! بروید جلو! تا همه بارهای دیگری که در جشنوارهها، نشستها و همایشها و مشابه آن، چیزی شنیدم و دیدم که با باوری که رئیسهای قبلی دانشگاه داشتم سازگار نبود!

حدادنیا اولین رئیسی بود که میدیدم در مباحث کارهای داخل دانشگاه طرف دانشجو است! دیگر خبری از قراردادهای اجرایی و مالی با نزدیکان بعضی اشخاص نبود! اولویت با دانشجو است! همه مدیران و مسئولان دانشگاه دنبال دانشجوهایی بودند که پروژهها و طرحهای دانشگاه را اجرا کنند! حتی در بحث حقالتدریس، برای گروههایی دانشجوی دکتری داشتند ممنوع شد استاد مدعو از بیرون دانشگاه داشته باشند؛ مسئلهای که به مذاق بسیاری از کارکنان و اعضای هیئتعلمی خوش نیامد اما صحبت به حقی بود: اگر خود دانشگاه به دانشجو و مدرکی که ارائه میدهد اعتماد نکند، چطور توقع داشته باشیم جامعه به این دانشجو اعتماد کند؟

حدادنیا، یک رئیس بود با کلی شعار! شعارهایی که باورشان گاهی آنقدر سخت میشد که گاهی شباهت به طنز پیدا میکرد! بخشی از این شعارها هرگز به تحقق نرسید و جای تردیدی در این باره نیست! اما بخشی هم شد! محوریترین شعار این بود: دیوارهای دانشگاه باید کوتاه باشد!

جملهای که شبیه جملات ویترینی مسئولان برای نشستهای خبری بود؛ اما چند سال بعد که در قامت یکی از اهالی رسانه به جلسات شهرستان میرفتم و از جلسات مدیریتی و سیاستگذاری کلان گرفته تا حتی برنامهریزیهای روستایی، همیشه چند عضو هیئتعلمی دانشگاه حکیم را هم بهعنوان بخشی از اعضای جلسه میدیدم، قضیه متفاوت شد. هر جای شهرستان که صحبت از طرح و برنامهای میشد و قرار به »اجرا« بود یا تمام آن یا یک بخش اصلی به دانشگاه حکیم واگذار میشد. این قضیه آنقدر گسترش یافت که از آنطرف یک آسیب دیگر را ایجاد کرد: مگر قرار است همه کارهای شهر را دانشگاه حکیم انجام دهد؟ پس بقیه چه؟

دانشگاه حکیم سالانه 50 میلیارد تومان اعتبار وارد شهرستان و منطقه میکرد! این عدد، درصد قابلتوجهی از کل اعتبار شهرستان محسوب میشود! البته به دلیل روشن نبودن گردش مالی بعضی نهادها، نمیتوان درصد را دقیق بیان کرد، اما میتوان فهمید که بودن و نبودنش، تفاوت عظیمی داشت.

با همه اینها، دیکته حدادنیا بی غلط نبود. بعضی غلطها، بهاندازه پاشنه آشیلی بزرگ شدند و سایه تاریکی روی بخش بزرگی از دایره مدیریتی او انداختند؛ مانند انتصابات در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و مهمتر از همه آن، شورای نظارت بر تشکلها. دانشگاه حکیم سبزواری در چند سال اخیر، یک دانشگاه راکد در حوزه مسائل سیاسی و فرهنگی بود و تمام تلاشهای جواد حدادنیا برای ایجاد تولید فرهنگی و توسعه فعالیتهای سیاسی، به دلایلِ مفصلی ناکام ماند. اعتبارات افزایشیافته دانشگاه، حوزه پژوهش را وارد عرصه جدیدی کرد و از دانشجوی تحصیلات تکمیلی تا تمام اعضای هیئتعلمی، تمرکز کمنظیری روی این حوزه گذاشتند. البته سیاستهای کلی وزارت علوم هم مشوق این حرکت بود اما با مقایسه شیب صعودی آن در دانشگاه حکیم نسبت به دیگر دانشگاهها، بهخوبی میتوان به نتایج مهمی رسید.

رئیس دانشگاه حکیم، نقاط ضعفی هم داشت که کمی به آن اشاره شد. موارد دیگری هم از آن وجود داشت مثلاً مشکلات در تعامل با اعضای هیئتعلمی و کارکنان، تعاملهایی با مقامها و مسئولان سیاسی و صاحبان قدرت در شهرستان، هزینههای سنگین تبلیغاتی که پروپاگاندای عظیمی درباره دانشگاه ایجاد کرد و ...

در مقابل، دستاوردهایی وجود داشت که حتی توسط کسانی که با او مخالف هستند غیرقابلانکار است: تبدیل شدن به دانشگاه محور )سالهای بعد میزان بالای اهمیتش مشخصتر خواهد شد( راهاندازی مرکز رشد، راهاندازی مرکز آفرینشهای هنری، پیشرفتهای عمرانی دانشگاه آنهم در سالهای اوج مشکلات اعتباری، افزایش قابلتوجه پژوهانهها، رونق پژوهشگاهها و اهمیت ویژه آنها در ساختار علمی و اداری دانشگاه، دیپلماسی علمی و دستاوردهای متعاقب آن و ... هر کدام از این موارد که در این مطلب به ذکر یک نام از آنها بسنده میکنیم، یک پروسه بااهمیت و انرژیبر است که بعضی از آنها در گذشته، یک رؤیای دستنیافتنی به حساب میآمدند. با عین حال نمیتوان به خاطر این دستاوردهای بزرگ، نقاط ضعف این دوره مدیریت را نادیده به حساب آورد و در تحلیل آنها لازم است دو طرف ماجرا لحاظ شود. قضاوت نگارنده آن است که با توجه به تمام این موارد، این سالها بهعنوان سالهای »شروعکننده« بسیاری از رویکردها، در تاریخ علمی منطقه، ثبتشده باقی خواهد ماند.

بخش دوم خبری که این روزها منتشر شد، انتصاب علیاصغر مولوی به ریاست دانشگاه حکیم سبزواری است. مولوی را به لقب »دانشمند« بودنش میشناسند. استادی که »پژوهشگر« بودن عنصر جداناشدنی وجود او است.

علیاصغر مولوی در تمام این 4 سال، معاون درخشانترین و موفقترین بخش دانشگاه حکیم بود، یعنی معاون پژوهشی. یکی از بخشهایی که توانست با رویکرد موفقیتآمیز خود باعث شود ضعفهای بعضی از مدیریتها و معاونتها، در این سالها دیده نشود. ارزیابیها و آمار و امتیازها، به شکل واضحی نشان میدهد که حوزه تحت سرپرستی او، در این سالها از سطح انتظار و توقع هم بالاتر ظاهر شده است. انتصاب سرپرست جدید نوید این نکته مهم را میدهد که در سالهای آینده، درعینحال که رویکردهای مثبت ایجادشده در مدیریت قبلی حفظ میشود و گسترش مییابد، نقاط ضعف و آسیبها نیز از بین خواهد رفت.

به نظر میرسد با توجه به ابعاد شخصیتی، علمی و سیاسی سرپرست جدید، دانشگاه، از سایه این آسیبها خارج شود: فرایندهای غلط موجود در زمینههای مختلف ترك خواهد شد، کارهای نمایشی و روشهای تبلیغی پرهزینه حذف میشود، شأنیت هیئتعلمی بالاتر خواهد رفت و تعامل سازنده و مثبتی در شبکه هیئتعلمی ایجاد خواهد شد و از همه مهمتر، دانشگاه از بازی جناحی مدیران و نمایندگان دور میشود.

با آنکه گرایش سیاسی سرپرست جدید کاملاً مشخص است اما میتوانیم مطمئن باشیم رئیس جدید هرگز با قدرتهای سیاسی شهرستان، تعامل )به معنی منفی( نخواهد داشت. یکی دیگر از نکات خوشحالکننده ماجرا هم همین رویکرد سیاسی است. در سال اخیر، نماینده شهرمان که مدام سعی کرده نیروهای ستادی خود را که از مخالفان دولت هستند به پستهای مدیریتی بنشاند، در مورد ریاست دانشگاه حکیم، نهتنها هیچ موفقیتی نداشته بلکه حتی به مسئله، نزدیک هم نشده و سرپرست دانشگاه ـ که امید داریم ابلاغ ریاست خود را بهزودی دریافت کند ـ از همراهان کارنامهدار دولت منتخب مردم است. )البته نماینده شهرمان، در میان نیروهای ستادی خود آنقدرها هم نیروی علمی و دانشگاهی هم نداشته که بخواهد تلاش برای گماردن آنها در مناصب انجام دهد(

آخر

حرف آخر بسیار ساده و مختصر است. قدر 4 سال مدیریت جواد حدادنیا را میدانیم و البته نقاط ضعف هم باید شناسایی شوند تا در آینده برطرف شوند. مدیریت جدید دانشگاه هم که از همان بدنه مدیریتی )قویترین بخش آن( محسوب میشود، ظرفیت و فرصتی مهم برای آینده خوبتر و درخشانتر برای قطب علمی منطقه خواهد بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.