نیازبهکتابیبردایرسیدا زهککتاوبدبکوانییرشکلبگیرد

Shahrara Institute - - گفت و گـو -

در فرهنگ ایرانی کتابخانه ها از گذشته وجود داشته اند و کتاب تمدن ساز بوده است. کتابخانه، بخشی از مشخصههای هر دوره فرهنگی در تاریخ ایران بوده است. معمولا مسجد، کتابخانه و ارگ حاکمیتی درکنار هم قرار میگرفتهاند. اما اکنون پژوهش ها و آمارها تأیید می کنند که ما در مقایسه با بعضی کشورها در کتاب خوانی عقب هستیم. آمـارهـای گفته شده متغیر اسـت امـا روی روزانه 24دقیقه برای هر نفر تقریبا توافق وجود دارد که آن هم میانگین کشوری اسـت و به هیچ عنوان برای ملتی با آن پیشینه تمدنی و تاریخی و این همه سفارش هایی که در دیــن داریــم، مناسب نیست. ویـژگـی مشترک مـا ایـرانـیهـا ایــن اســت کـه کتاب نمی خوانیم؛ از نخبگان گرفته تا مردم عادی. 6دلیل به نظر من میرسد. اولین دلیل باور ذهنی آدمهاست. تا آدمها در ذهن خودشان به ضرورت مصرف یک کالا نرسند، برای آن هزینه نمی کنند. هنوز مردم به آن باور نرسیده اند که کتاب خواندن می تواند در زندگی آن ها مؤثر باشد. یعنی این نتیجه را نمی بینند. هنوز خیلی از مردم فکر میکنند کتابخریدن هزینهکردن بیهوده است. دومین عامل، افزایش قیمت کتاب است. این واقعیت است که کاغذ، فیلم و زینک و خدمات چاپخانهها گران شده است. طبق آماری که داریم از سال90 تا 93 قیمت کتاب ها رشد دوبرابری داشته. اگرچه در همین دوره بقیه کالاها هم گران شده و اینطور نبوده که فقط کتاب گران شود. چون برای آن ها احساس نیاز و ضرورت وجود دارد، هزینه میشود اما چون این احساس نیاز برای کتاب نبوده افزایش قیمت بیشتر به چشم میآید. سومین دلـیـل، نامتناسببودن محتوای برخی کتاب هاست. بالاخره این هم یک واقعیت است که برخی کتاب هایی که تولید می شوند نمی توانند نیاز واقعی مخاطب را برآورده کنند. خواننده وقتی کتاب را می خواند احساس نمی کند با فـردی که کتاب را نخوانده تفاوتی دارد. عامل چهارم، ورود رسانه های رقیب است. زمانی، کتاب رسانه محدودی بود که در اختیار جامعه و مردم قرار داشت. الان مردم به رسانههای مختلفی دسترسی دارند و میتوانند انتخاب کنند. فضای مجازی بر سایر رسانه ها مثل کتاب و مطبوعات و حتی تلویزیون تأثیر گذاشته است. اخیرا اعلام کرده اند که تعداد کاربران شبکه های اجتماعی از شبکه های تلویزیونی دارد بیشتر می شود. مطبوعات را هم قبلا گرفته بودند. وقتی مخاطب به شکل سهلالوصولتری به اطلاعات دسترسی دارد به سمت کتاب نــمــی رود. هرچند مطبوعات و کتاب جایگاه خودش را دارد. شبکههای مجازی هم جایگاه خود را دارند. اینکه چطور از آن بهنفع حوزه کتاب استفاده کنیم، ضعفی است که داشتهایم. عامل پنجم، سنتی بودن صنعت نشر ایــران است. در مقاله ای خواندم که گردش مالی صنعت نشر در کشور فرانسه با گــردش مالی صنعت خــودروی آن برابر است. شبکه توزیع کتاب ما سنتی و هنوز مثل 50ســال قبل اسـت. نویسنده ای که کتاب را تولید می کند خـودش باید بازاریابی کند و عامل فروش باشد. آن حلقه واسط بین نویسنده و مخاطب مفقود است. عامل ششم، ورود پـیـدانـکـردن نخبگان بـه حـوزه تولید محتوای کتاب است. ناشر از بازگشت سرمایه خــود اطمینان نـــدارد و در حمایت از نویسنده مــردد اســت. در نهایت خـود نویسنده باید هزینه چاپ را بپردازد. بنابراین نویسندگانی که سرمایه لازم را نــدارنــد، نمی توانند بـه ایــن کــار ورود پید ا کنند.

الهام ظریفیان-

سال های گذشته، هربار در مناسبت هایی مثل هفته کتاب، از آمـار انـدک کتاب خوانی در بین ایرانی ها صحبت میشد، از دلایلی مثل گرانی کتاب و قــدرت خرید پایین مردم برای کالایی مثل کتاب که طبعا در مقایسه با گوشت و مرغ و برنج و مایحتاج جسمی، جایی در سبد خرید مردم نداشت، یاد می شد. حتی از ساعات زیـاد تماشای تلویزیون به عنوان عاملی که مردم را کتاب نخوان بـار آورده صحبت می شد. امـا چندی اسـت متهم جدیدتری به نام «رسانههای مجازی» آمده است که راحت میتوانیم

کاهش مطالعه در کشوری مثل ایران فقط به دلیل ظهور فضای مجازی نیست. در فضای مجازی دسترسی راحت تر است اما در این موضوع همیشه نیمه خالی لیوان دیـده می شود. یک موضوع این می تواند باشد که ببینیم چقدر در موضوع دسترسی مردم به کتاب و کتابخانه های عمومی کــار کــرده ایــم. این مـوضـوع را کـه می گویید در همین کتابخانه های عمومی وضعیت خـوب نیست، قبول نــدارم. آمـار و ارقامی که دارم ایــن را نمی گوید. علی رغم اینکه همه از کتابخوانی حرف می زنیم، هیچ اهتمامی بــه تـوسـعـه کتابخانههای عمومی نداشته ایم. پتانسیل کتابخانههای عمومی در همین وضعیت حاضر بـه مـا نشان داده که واقعا مردم نیاز دارند. بـلـه، الان یـک قشر به دلیل وضعیت کشور نیاز به قرائتخانه دارند اما آمار امانت را که دیگر نمیتوانید بگویید مربوط به قرائتخانههاست! 200هزار عضو در کتابخانههای استان داریم که تقریبا یک و نیم برابر آن امانت در ماه صورت می گیرد. در بعضی کتابخانه ها سه برابر یا چهار برابر اعضا امانت داریم و در بعضی کتابخانهها کمتر. اتفاق خیلی خوبی که دارد میافتد کتابخانههای سیار روستاهاست. الان کتابخانه سیار «نور رحمت» تایباد و «نور امید» مشهد جزو 10کتابخانه برتر کشور هستند. این نشان میدهد که روستاهای ما نه تنها عطش به کتاب دارنـد؛ بلکه کوچک ترین مرکز فرهنگی برای آن ها تا حالا فراهم نشده است. در همین مشهد بعد از یک بازه زمانی، تعداد کتابخانههای عمومی هیچ تغییری نکرده و هیچ برنامهای برای آن در برنامههای توسعه شهری درنظر گرفته نشده است؛ درحالیکه نزدیک به 100کتابخانه نیاز دارد. به همان انـــدازه که مــردم دور وبــرشــان مغازه می بینند، کتابخانه می بینند؟ حتی اگر هم کتابخانهای باشد، آنقدر جذاب و شکیل است که مردم را جذب کند؟ این چیزی است که ما درقبال آن کوتاهی کردهایم که اگر کتابخانههای عمومی را افزایش دهیم، موضوع قیمت و مسائل حاشیهای اقتصاد کتاب حل خواهد شد. الان بخش کـودک را در 10کتابخانه مشهد ایجاد کـرده ایـم امـا تا زمانی که سیستم آمــوزش و پــرورش کتاب محور نباشد و در مدرسه، معلم دانش آموز را به کتاب ارجــاع ندهد، فـایـده ای نخواهد داشـت. آموزش و پرورش می تواند در این زمینه نقش خیلی مؤثری داشته باشد. دانش آموز باید احساس کند برای کوچکترین سؤالی که در ذهنش ایجاد میشود، می تواند به کتابخانه مراجعه کند تا لذت مطالعه در وجـودش نهادینه شود؛ نه اینکه ما تا دانشگاه هنوز مطالعهمحور هستیم. اینجا فرهنگ مراجعه به کتابخانه های عمومی مطرح می شود. مگر منزل چقدر فضا برای خرید کتاب دارد؟ مگر هر نفر چقدر می تواند در کتابخانه شخصی اش کتاب جمع کند؟ این ها محدودیت های زندگی آپارتمان نشینی است. در این شرایط، توسعه کتابخانه های عمومی، نسخه خوبی برای توسعه مطالعه است. تعداد کتابخانهها الان

بهاندازه نیاز مردم نیست.

این که میگویید در کتابخانههای عمومی وضعیت خوب نیست، من قبول ندارم. آمار و ارقامی که من دارم این را نمیگوید. هیچ اهتمامی به توسعه کتابخانههای عمومی نداشتهایم. پتانسیل کتابخانههای عمومی در همین وضعیت حاضر به ما نشان داده که واقعا مردم نیاز دارند. آمار امانت را که دیگر نمیتوانید بگویید مربوط به قرائتخانههاست!

باید ببینیم چه اتفاقي افـتـاده کـه کتاب خـوان ها به مـرور زمـان در کشور ما کمتر شـده اند، خیلی مسائل مؤثر بودهاند؛ مانند، نگاه سلیقهای و حذفکننده به تولید کتاب که هنوز هم وجود دارد. مـوضـوع بـعـدی، فـرهـنـگسـازی اســـت. کـتـاب در کشورهای جهان سوم، کالایی تجملی است. وقتی فقر در جایی هست، دنبال دانایی نباشید. وقتی دانایی باشد، فقر میرود. درباره رسانه های مجازی هم این را بگویم که دانش را گسترش می دهند اما عمق را کم می کنند. هایدگر می گوید زبان خانه وجود است؛ یعنی هیچ چیز بدون زبان شکل نمی گیرد. ماهیت ما به زبان است. اگر ما زبان نداشتیم هیچ گونه ارتباطی برقرار نمی شد. کتاب، سمبل زبان است. باید قبول کنیم که کتاب در طول زمان تغییر خواهد کرد. اکنون یک زبان جدید داریم: زبان استیکرها. چه بخواهیم و چه نخواهیم. این تغییرات آنطورکه ویتکنشتاین میگوید در زبان شکل میگیرد و در ساختار کتابها هم میآید. آینده خیلی روشنی برای کتاب کاغذی نمی بینم. تکنولوژی به جایی میرود که ما با دنیای ماتریکسی روبهرو میشویم. ایـن دنیای ماتریکسی، همهچیز را در یک لحظه بهصورت خودآگاهانه دراختیار بشر قرار میدهد. خط بین مجاز و واقعیت چندان کم رنگ می شود و از بین میرود که حتی عشق را باید در مجاز جستجو کنیم. این آینده ماست و نباید به آن سخت بگیریم.

همه حکومت ها بــرای خـودشـان قوانین و مقرراتی در ممیزی دارند. فکر نمیکنم کشوری باشد که قانونی در ممیزی نداشته باشد. میگویم اینکه همهچیز را منحصر کنیم به اینکه چون ممیزی هست پس مردم کتاب خوان نیستند، درست نیست. درست است که قبلاز انقلاب شمارگان نشر ما

امینی:

همه کم کاری ها را گردن آن بیندازیم و از سیاست های بلندمدت و طرح های جامع شهرهایی که بدون حضور و وجود کتاب و کتابخانه برنامه ریزی می شوند، صحبتی نکنیم و نگوییم رسانه های مجازی و شبکههای مجازی قبل از اینکه وارد کشور ما شوند در خود کشورهای توسعهیافته رواج داشتهاند ولی همچنان آمار کتابخوانی آنها بالاست و گردش مالی صنعت نشر در بسیاری از آن کشورها به قول معاون اداره کل ارشاد خراسانرضوی با صنعت خودرویشان برابری میکند. برای روشنشدن موضوع، میزگردی ترتیب دادیم با حضور نمایندگانی از دو

آقای تقیزاده نظر شما چیست؟ شما تعریفنشدن نیاز مخاطب را در کتابنخواندن آن چقدر مؤثر میدانید؟ تقی زاده:

بالا بوده است، اما عناوین نیز محدود بوده؛ چون جامعه کتابخوان ما گروه محدودی بود. نرخ بیسوادی مردم بالا بود. الان عکس شده است؛ تعداد عناوین کتاب زیاد شده و شمارگان کم. این طور هم نبوده که کاری برای توسعه فرهنگ کتابخوانی انجام نگیرد. اقدامات زیــادی انجام شده اسـت. قبلا ما به فضای مجازی دسترسی نداشتیم و قدرت انتخاب مخاطب نهایتا به تلویزیون و کتاب و مطبوعات محدود بود. الان قدرت انتخاب مردم زیاد شده است.

فضای مجازی در کشورهایی هم که آمار کتابخوانی دارند، استفاده میشود اما کتاب هنوز رونق دارد. امینی:

مسئله همین است که چرا ما نمیتوانیم فضای جدید را به استخدام کتاب دربیاوریم. شبکههای مجازی یک واقعیت هستند. بخواهیم یا نه، حضور پـیـدا کــرده انــد و خیلی هم قدرتمندند. در همه جا هم تأثیرگذاری دارند. پس در همه آن هفت بخش نشر باید مورد استفاده قرار بگیرند. سیستم نمایش خانگی که آمـد، همه گفتند استقبال از سینما را کم می کند، اما دیدیم که این طور نشد. عرضه کتاب هم در دو سه سال اخیر نسبت به قبل، که تا سقف کتاب می چیدند، تفاوت پیدا کرده است. الان دوسه نمونه مثل شهر کتاب، پردیس کتاب یا پاتوق کتاب نحوه عرضه را کمی متفاوت کردهاند.

البته منظور از کتاب فقط کتاب کاغذی نیست. کتاب بهمعنای کلمه است. مسئله این است که حتی کتابهای الکترونیکی ما هم در مقایسه با بسیاری کشورها کم خوانده میشوند. حافظی:

طبعا کتابخانه های عمومی با محدودیت قفسه مواجه اند و باید دست به انتخاب بین خوب و خوب تر از بـازاری که عرضه می شود بزنند. در خرید کتاب برای کتابخانهها ممیزی نداریم اما کارگروههای تخصصی دست به انتخاب میزنند. درباره ممیزی نشر هم بههرحال ما یکسری اصول فرهنگی داریم. اینها همان اعتقاداتی است که برای آن انقلاب کردیم. باید این اصول را در ممیزی بیاوریم. حالا اینکه آیا ممیزی توانسته ساختار بدهد و چقدر این خطکشها توانسته شفاف باشد، جای بحث دارد اما یقینا هیچ حکومتی به اطلاعات آزاد عمل نمیکند. در آمریکا هم از انتشار بعضی کتابها جلوگیری میکنند.

این گونه نیست که منِ نویسنده هرچه دلم خواست در اروپا بنویسم و کسی هم چیزی نگوید و مثلا به منافع ملی کشوری لطمه بزنم. اما ساختار این است که ناشر با آزادی چاپ میکند و کتاب به بازار میآید؛ بعد اگر کسی شکایتی داشته باشد باید جواب بدهم. آخرینباری که در ایالات متحده این اتفاق روی داد،

تقی زاده:

نهاد درگیر کار کتاب و یک نویسنده در مقام تولیدکننده محتوا. هادی حافظی، معاون اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، یوسف امینی معاون فرهنگی و مطبوعاتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی و هادی تقی زاده داستان نویس و پژوهشگر تاریخی و نویسنده زندگی نامه بزرگان ایران و خالق رمان هایی چون « باواریا و چند داستان دیگر » ، « گـراف گربه » ، « شکار فرشتگان » ، « فشار آب بر دنیای عجیب دلکو » در ایـن میزگرد ما را همراهی کردهاند. برای کتاب «لولیتا» اثر ناباکوف بود که کلیسا درباره آن اعلام جرم کرد و کتاب را جمع کردند. اما هشتسال بعد کتاب منتشر شد و همه جا رفت. در فرانسه 25سال پیش فیلم « آخرین وسوسه مسیح » به نمایش درآمد. کاتولیکهای متعصب جلوی سینماها تظاهرات کردند. شهرداری پاریس برای اینکه درگیری پیش نیاید، گفت فیلم را بردارند. روشن فکرهای فرانسه چنان به دولت فشار آوردند که دولت مجبور شد این فیلم را از شبکه سراسری فرانسه پخش کند. بنابراین تصوری که ما داریم مبنیبراینکه همه کشورها مثل ما هستند، تصور درستی نیست. خطوط قرمز باشد؛ اشکالی نـــدارد امــا چــرا مشخص نیست؟ نمی دانی کجای ایــن خـط بـایـد بایستی. درنتیجه تفسیر بـه رأی میشود.

بـــالاخـــره مــا در چارچوبی قـرار داریــم. آن مـدل را در مطبوعات هم داریـم. روزنامه که ممیزی نــــدارد. چــاپ مــیشــود و اگــر کسی شکایت کرد مدیر مسئول باید پاسخ گو بـاشـد. امــا اگــر در حـوزه نشر اتفاق بیفتد کار برای نــویــســنــده هــا سخت تر

زمانی، کتاب رسانه محدودی بود که دراختیار جامعه و مردم قرار داشت. الان مردم به رسانههای مختلفی دسترسی دارند و میتوانند انتخاب کنند. فضای مجازی بر سایر رسانهها مثل کتاب و مطبوعات و حتی تلویزیون تأثیر گذاشته است. اخیرا اعلام کردهاند که تعداد کاربران شبکههای اجتماعی از شبکههای تلویزیونی دارد بیشتر میشود.

میشود.

امینی: اعمال سلیقهها بهعنوان یکی از عوامل، حتما مؤثر است اما آمار کتابخوانی آنقدر کم است که میتوانیم بگوییم همان سلایق خاص هم کتاب نمیخوانند. برای اینکه کتابخوانی، به ضرورت عموم افراد جامعه و نه یک قشر خاص تبدیل شود، چه باید بکنیم؟ تقی زاده:

این به شناخت درست از نیازهای مخاطب بازمیگردد. کتابی که با نیاز خانواده و تصور فرهنگی خانواده همخوان است، فروش میرود. مثلا انتشارات گاج میلیون میلیون کتاب منتشر می کند و فروش مــی رود. به دلیل اینکه این در ذهنیت مردم ماست که اگر بچه این کتاب ها را بخواند، دکتر و مهندس می شود؛ یعنی می تواند از آن کتاب پول دربیاورد. بخشی از کتاب خوانی به وضعیت اقتصادی مربوط میشود. مردم جایی به طرف کتابخوانی میروند که بدانند منشأ اقتصادی مطلوبی دارد. درغیراینصورت این نیاز را حس نمی کنند. اولین کاری که می توانیم انجام دهیم، این است که وضعیت اقتصادی مردم را بهتر کنیم تا در سبد خرید مردم، درکنار گوشت و برنج، جای کوچکی هم برای کتاب باز کنیم. کتابخوانی باید در مملکت جا بیفتد. اگر بخواهیم روی شکل سنتی کتابخوانی یعنی کتاب بهصورت کاغذی حساب باز کنیم به جایی نخواهیم رسید. باید با تکنولوژی پیش برویم. تخصصی شدن علوم، کتاب های ادبی را به حاشیه برد. زمانی دیکنز یک نویسنده جامعهشناس، تاریخشناس و حتی اقتصاددان هم بود و در رمانهای او اخبار و تاریخ و اقتصاد هم مطرح میشد. به همین دلیل رمان ها خیلی قطور بود. به مرور زمان که علوم تخصصی تر شـد، موضوع سرگرمی بـودن رمان ها قویتر شد. الان کتاب غیرتخصصی، ترکیبی از اندیشه و سرگرمی است؛ بنابراین باید براساس نیازهای جامعه هدف پیش برویم.

فکر می کنم اینکه فرهنگ کتاب خوانی وارد زندگی مردم شود، یک باره اتفاق نمی افتد. سه نهاد در این موضوع تأثیر دارد. اولی نهاد خانواده است؛ تا خانواده درباره این موضوع توجیه نشود، به دلیل فقر فرهنگی اقتصادی و دیگر دلایــل نمی توانیم فرهنگسازی کنیم. دومین عامل نظام آموزشی اسـت. احساس نیاز به کتاب باید از دوره ابتدایی شکل بگیرد. فرد از همین دوره باید مرجعیت علمی کتاب را بپذیرد. رسانه هم می تواند مکمل موضوع باشد. پارسال برنامه خندوانه دو بار کتاب معرفی کــرد. درنتیجه آن، نـاشـران می گفتند ما واقعا به چاپ مجدد نمی رسیم؛ آن قـدر که تقاضا زیاد شده است!

امینی: متأسفانه در دست شخصیتهای سریالهای ما همه چیز دیده میشود، غیر از کتاب. امینی:

بله، ما مــردم دیـداری شـنـیـداری هستیم. می گویند در ژاپن آگهی مطبوعات، گران تر از آگهی تلویزیونی است؛ چون مخاطب مطبوعات از تلویزیون بیشتر است.

تـــقـــی زاده:

کــــل دنـــیـــا دارد بــــه سـمـت دیداری شنیداری شدن مــی رود. این فقط مشکل ما نیست.

درست است. این فقط مشکل ما نیست. از تغییر نباید خیلی نگران بود. باید نیازها را با وضعیت جدید منطبق کنیم. چه اصراری است که حتما کتاب کاغذی دستمان بگیریم؟ کتاب میتواند صوتی باشد، اما همان هم باید قانون مند و مشخص باشد. نمی خواهم گزارش کار بدهم که چه کرده ایم اما از این نظر که بدانید اینطور نبوده است که هیچ اقدامی انجام نداده باشیم میگویم. همین الان 15برنامه برای ترویج کتابخوانی در کشور و استان در دست داریم؛ مثلا جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب تجربه خیلی موفقی بود. آمار آقای حافظی احتمالا این را تأیید می کند که روستایی ها استقبال بیشتری از کتاب میکنند. چهارمین دوره این جشنواره درحال اجراست و بازخورد خیلی مثبتی گرفتیم. معرفی پایتخت کتاب ایــران، برنامه دیگری است که دارد برای آن کار می شود. اتفاق خوب دیگر، این است که تفاهم نامه ای مبنی بر اجـرای طرح « دوشنبه های کتاب خوانی » در مهد کودک ها با وزارت ارشــاد و سازمان بهزیستی منعقد شده که از همین هفته کتاب شروع می شود تا در همه مهدکودکها روز دوشنبه به کتابخوانی اختصاص داشته باشد ؛ یعنی کتابمحور با کودکان کار کنند. این کار را میتوان به مقاطع بالاتر در آموزش و پرورش تعمیم داد. اقدام دیگر، حمایت از ویترین کتاب است. چند سال است که طرح های عیدانه کتاب و تابستانه و پاییزانه کتاب با این شعار که «به هم کتاب هدیه بدهیم» اجرا میشود و طرحهای یک ماهه نیز درقالب یارانه مختصری اجرا می شود تا مردم به خرید کتاب تشویق شوند. مشهد در این طر حها یا مقام اول و یا دوم را داشته است. این نشان میدهد اگر کمی نــوآوری در عرضه داشته باشیم استقبال میشود.

قبول داریـد که خیلی دیر این اتفاق دارد میافتد؟!

به کمحوصلگی و ریزهخواری عادت کردهایم. این آفتی است که فضای مجازی برای ما ایجاد کرده و حوصله مطالعه کتاب را در ما کاهش داده است. موضوع این نیست که از گوشیمطالعه کنم یا از کتاب کاغذی؛ موضوع این است که حوصله خواندن یک متن بلند حتی توی تلگرام را ندارم. این آفتی است که باید برای رفع آن کار کنیم. باید به مردم هشدار دهیم. در کشورهای اروپایی از گوشی این طور استفاده نمی کنند. باید روی فرهنگ استفاده از رسانه های جدید کار کرد.

امینی: تقی زاده: حافظی:

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.