تقابل قدرت و مدنیت

بررسینقشسازمانمردمنهاددراستقراردموکراسیبهبهانه۵۱سپتامبر(روزجهانیدموکراسی)

Shahrvand Newspaper - - بش ت -

داوود مغانی| دموکراسی، واژه پرتکرار در ادبیات سیاسی سده اخیر؛ واژهای با معانی و تفاسیر مختلف که این روزها پای خود را از عرصه و دایره سیاست نیز فراتر نهاده و در وادی فرهنگ، اقتصاد ...و نیز ملموس و نمایان شده است. دموکراسی در معنای ساده خود یعنی مردمساالری، یعنی «مقدمبودن مردم»؛ با این معنا دموکراســی به وادی اصلی خود یعنی اجتماع تعلقپیداکردهودراینعرصهپامیگذارد.اینجادقیقا جایی است که صحبت از تقابل قدرت بهعنوان نمادی ازسیاستومدنیتبهنمادیازاجتماعبهمیانمیآید. نقش و ردپایی که جامعه در ساختار سیاسی به وجود میآورد و بالعکس؛ نقش و جایگاهی که سیاست در ساختار اجتماعی پدید میآورد. این گواه تاریخ است که در جوامع مدرن در فرآیند عبور از توسعهنیافتگی به توســعه، نهادهای مدنی قدرت میگیرند و گاهی اقتداری قابل رقابت یا بیشتر با اقتدار حکومتها پیدا میکنند. اما پرســش اینجا این است که چگونه و با کدامساختارچنیناتفاقیرخدادهاست؟ گذراز«نهادهایمدنی»به«شبکههایمدنی»

این دقیقــا همان گذاری اســت کــه از آغاز قرن بیستویکمآغازشدهاستوباپیشرفتوفراگیرشدن فناوریهای ارتباطی و اطالعاتی، شتاب گرفته است. اکنون بســیاری از جوامع درحال تجربه مرحله عبور از «نهادهای مدنی» به «شبکههای مدنی» هستند. در دنیای جدیــد، پدیده تازهای به نام «شــبکههای مدنی» درحال شکلگیری است که قدرت نهادهای مدنی را متمرکز و گســتره نفوذ آنها را بسیار فراگیر میکنــد و این همان چیزی اســت که به ســرعت به «اقتدار مدنــی» میانجامد. اکنــون این فرصت برای جوامع همه کشــورهای درحالتوســعهای که حکومتهایشان با سرعت مناسب به سوی توسعه حرکت نمیکنند، پدیدار شــده است که بدون عبور تدریجی از مراحل تکامل تاریخی نهادهای مدنی، با جهش به مرحله شبکههای مدنی، بخشی از فرصت

ازدسترفته تاریخی در فرآیند توسعه خود را جبران کنند. تفاوت مهم شبکههای مدنی با نهادهای مدنی، در «فراگیری»، «سرعت گردش اطالعات» و «قدرت خودپایشگری»آنهاست،چیزیکهدرنهادهایمدنی ســنتی وجود ندارد و به همین علــت، روند تحول و تکاملبسیارکندیدارند. پلهپلهتادموکراسی

«پلهپله تا دموکراســی»، عنوانی است که میتوان به فرآیند عبور نهادمدنی و تبدیل آنها به شبکههای مدنی اختصاص داد. فرآیندی که باید با شکلگیری انجیاوهاصورتپذیرد.انجیاویاسمنکهدرکشور ما ســازمان مردمنهاد خوانده میشــود. وظایف این سازمانهادرکشورنیزباتعابیرمختلفیمشخصشده است؛ از این سازمانها متاسفانه هنوز در کشور تصویر دقیق و روشنی شکل نگرفته است. انواع سازمانهای مردمنهادممکناستبهصورتانجمنهایگوناگون، ســازمانها، نهادها، بنیادها، موسســهها، تعاونیها، باشگاهها، گروهها و هیأتها باشند. با توجه به اینکه ســازمانهای مردمنهاد دارای اساســنامه، ساختار حقوقیمدونومصوب،مسئوالن،مقاماتادارهکننده، اعضا اعم از اصلی، وابسته و غیره هستند و از مقررات و رویههایمشخصیتبعیتمیکنند،درنقطهایکهبه ثبت رسیدهاند، ممکن است به گونهای از الزامات عام یککشورهمتبعیتکنند. سازمانهای مردمنهاد برحسب جهتگیری به چهار گونه تقسیم میشوند

خیرخواهانه| انجام فعالیتهای پدرســاالرانه از باال به پایین که حداقل مشارکت نفعبران (گروههای هدف) را بــه همــراه دارد. در اینگونه ســازمانها فعالیتهایی مانند بــرآوردن نیازهای فقــرا، توزیع خوراک، پوشاک یا دارو، تدارک مسکن، حملونقل، مدرسه و شــبیه به اینها را انجام میدهند. همچنین هنــگام مصایــب طبیعــی و انسانســاخته انجام فعالیتهای امدادی را برعهــده دارند. با توجه به نوع

فعالیتاینگونه،آنهارامیتوانازانواعسنتیدانست. خدماتی

ســازمانهای غیردولتی کــه فعالیتهایی مانند فراهمآوردن بهداشت، برنامهریزی خانواده، خدمات آموزشی و طراحی برنامه را انجام میدهند. آنها انتظار مشارکتمردمدراجراودریافتخدماترادارند. مشارکتی

سازمانهای غیردولتی عموما در شکل تعاونی که پروژههای خودیار را انجام میدهنــد و در آنها مردم محلیباکمکهاینقدی،ابزارکار،زمین،مواد،نیروی انسانیوماننداینهادرگیرمیشوند. توانمندسازی

اینجهتگیریاززمانیحاصلشدکهدستیابیبه توسعه مبنای کمک به مردم و درک شفاف از عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که زندگی آنان را متاثر میکند،شد.سازمانهایغیردولتیبااینجهتگیری میکوشند تا آگاهی مردم را از قدرت بالقوهشان برای کنترل زندگی خویش تقویت کنند. در فعالیتهای آنها مردم حداکثر دخالت و مشــارکت را دارند و این ســازمانها بیشتر بهعنوان تســهیلکننده فعالیت میکنند. سابقهسازمانهایمردمنهاددرجهان

در اینجــا بــرای درک بهتــر بــه تاریخچه این ســازمانهای مردمنهاد در جهان و کشور اشاره شده اســت؛ اگرچه انجمنهــای داوطلبانه شــهروندان در سراســر تاریخ وجود داشــتهاند. اما سازمانهای غیردولتی اغلب به همان منوال امروز بهویژه در سطح بینالملل دیده میشــوند که در دو قرن اخیر توسعه یافتهاند. یکی از نخستین ســازمانهای اینچنینی صلیبسرخ جهانی است که در سال 1863 تاسیس شد. به عبارت دیگر در سازمان غیرهدولتی با تاسیس ســازمان ملل متحد در ســال 194۵ که مفاد آن در ماده17 فصل 10 منشور ســازمان ملل آمده است، به وجود آمــد. فرآینــد جهانیســازی در قرن 20 موجب اهمیت یافتن ســازمانهای مردمنهاد شد. گزارش تهیهشده توسط سازمان ملل در سال۵991 درخصوص حکومت جهانی نشــان میداد که در آن زمان قریب به 92هزار سازمان مردمنهاد بینالمللی وجودداشتهاست.تعدادسازمانهایمردمنهادداخلی کشــورها حتی از این رقم نیز باالتر بوده است؛ حدود 2میلیون سازمان غیردولتی در ایاالت متحده فعالیت میکنند که بیشــتر آنها در 03سال گذشته تشکیل شدهاند. روسیه نیز 4هزار سازمان مردمنهاد دارد. در هندوستان 2میلیون ســازمان مردمنهاد وجود دارد. روزانه چندین مورد از این سازمانها ایجاد میشوند. تنها در کنیا، قریب به 240 ســازمان مردمنهاد در هر سالتاسیسمیشود. سابقهپیدایشسازمانهایمردمنهاددرایران

زندگی مشــارکتی تجربه جدیدی در سرزمین ما نیست و این کشــور، تاریخی طوالنی از فعالیتهای خیرخواهانه و بشردوســتانه داشته است. مشارکت بهعنوان امری برخاســته از مذهــب، مدنیت، آداب و ســنن اجتماعی در همه عرصههــای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دفاعی و سیاســی کشور حضور پررنگ داشته اســت. تاریخ این نقطه از جهان شاهد مقاطع حساس و سرنوشتسازی است که گذر از آن جز با مشارکت و حرکت داوطلبانه، غیرممکن بوده است. در ایران گذشته، کشورمان سرشار از مشارکت اجتماعی است. آنها در شــرایط مختلف زمانی تاب آوردهاند و با وجود تنگناها و محدودیتهای مختلف

هنوز به حیات خود ادامــه میدهند. فقدان امنیت، شرایطاقلیمیوجغرافیایی،فقراقتصادی،آموزههای دینیمانندسنتوقفونذروخمیرمایههایارزشیو فرهنگیاینسرزمینموجباستمراروبقایفرهنگ مشــارکتی در قالب و انواع متعدد تعاون و همکاری شده اســت. وجود داراالیتامها، موسسات خیریه که از راه وقف و نذر اداره میشدهاند، تعاونیهای سنتی و غیــره، از مصادیق الگوهای مشــارکتی موجود در کشور از گذشتههای دور تابهحال بوده است. درحال حاضر بیشتر فعالیتهای امدادی و خیرخواهانه در ایران توسط ســازمانهایی از نوع دولتی و غیردولتی صورت میگیرد؛ نظیر جمعیت هاللاحمر، کمیته امداد امام، بنیاد شهید، جهاد سازندگی، بنیاد مسکن و جامعه زنان داوطلب بهداشــت که در بدو تشکیل عمدتا به صورت داوطلبانه و از بین مــردم بوده و به تدریج به دلیل گســترش روزافزون و باالبودن تعداد اعضای آن در سطح وســیع، بخش مدیریت در آنها نهادینه شــده و به صورت دولتی درآمده اســت. در ســالهای اخیر، انجمنها و نهادهایی برای فعالیت تخصصی و ضروری در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی مانند مبارزه بــا معضل اعتیاد به مصرف موادمخدر، کودکان، زنان و محیطزیســت به وجود آمدهاند که در کنار انجمنهــای حرفهای و صنفی که سابقه تشــکیل و فعالیت آنها به چند دهه قبل برمیگردد، فعالیت میکنند؛ همچنین در این راستا اشکالسنتیترفعالیتهایغیردولتیخیریه،نیروی تازه نفس و جوان نیز در کنار آنها قرار دارند. طی چند سال اخیر ســازمانهای غیردولتی فراوانی در کشور شکلگرفتهوبهفعالیتمشغولشدهاند.برخیمنابع شمار سازمانهای غیردولتی ایرانی را حدود ۵1هزار تخمین میزنند که به نظر میرسد قدری اغراقآمیز باشد. با این حال انجمن تنظیم خانواده ایران که خود یک سازمان غیردولتی است، اقدام به تهیه فهرست و آمارگیری از بانک اطالعاتی سازمانهای غیردولتی

کشور در قالب یک کتاب با عنوان کرده است که در آن مشخصات بیش از 2هزار سازمان غیردولتی ایرانی به چشممیخورد. پلارتباطی

سازمانهای مردمنهاد در هر کشوری با نام متفاوتی شــناخته میشــوند. در عرصه جهانی این نهادها را بهعنوانسازمانهایغیردولتی(OGN)میشناسند

و در ایران نیز به آن «سمن» میگویند. این نهادهای غیردولتی و غیروابسته نقش واسطهای میان جامعه و دولت دارند و پازل تکمیلکننده شــکاف میان این 2بخش به شــمار میروند. سمنها در جهان کنونی وظیفههای بسیار مهمی را برعهده دارند و نمیتوان جامعهای را بدون حضور این تشــکلها متصور شد. هاللاحمر یکی از این سازمانهای مردمنهاد است که اهمیت وجودی آن سبب شد تا در سازمان مللمتحد کرسیهای مشــورتی به دســت آورد. سازمانهای مردمنهاد بر پایه ایثار و یاریرســانی به مردم شکل گرفتهاند و هدف آنها کسب سود در ازای فعالیتهای سازمانی نیست. بنابراین همکاری این نهادها با دولت میتواندزمینههایمناسبیرابرایپیشرفتواعتالی جامعهفراهمسازد.بهعبارتدیگربافعالیتایندست از سازمانها در جامعه میتوان به هدفهایی همچون کوچکسازی دولت، توانمندســازی مردم، افزایش ســرمایه اجتماعی، کارآمدســازی نظام اقتصادی، بهینهســازی فرآیند برنامهریــزی، عملیاتیکردن برنامهها و رویارویی با آســیبهای اجتماعی دست یافت. چشمبیدارجامعه

چشــم بیدار جامعه عنوان دیگری است که بیشتر در عرصه رسانه شنیدهایم اما این واژه در مورد سازمان مردمنهاد نیز صدق دارد. سازمان مردمنهاد از دو جهت یک نظارت و دو همراهی و نگاه ژرف به آسیبها یک جامعهحایزچنینعنوانیاست.نقشیکهروزبهروزدر جوامعمشهودترومشخصترمیشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.