یک ایرانی در لندن!

Shahrvand Newspaper - - فرهنگ و هن -

سامان نورایی از رمان کاجها وارونهاند میگوید

رمان کاجها وارونهاند نوشته سامان نورایی، رمانی جــذاب اســت. رمانی روانشناســانه در قالب تریلری نفســگیر کــه خواننده را به انگلســتان درگیر جنگ جهانی دوم میبرد. داســتان این رمان در ظاهر داستانی دهها بار تکرارشده در تریلرهاست: قتلی صورت گرفته و باید پی گرفته شود. امــا موضوع این اســت که در رمان کاجهــا وارونهاند جوانــی ایرانی کــه در پی ماموریتی فرهنگی اســت، درگیر این ماجرا میشود.

سامان نورایی که فعالیت اصلیاش در رشته گرافیک است، در نخستین رمان خود کاجها وارونهاند دست به نوشــتن تریلری زده که در ایران به هزار دلیل گفته و ناگفته مغفول مانده اســت. داســتان کاجها وارونهاند در مورد شخصیتی تحصیلکــرده، اما در خــود فرورفتــه به نام رهام اســت که در سفری پژوهشــی از ایران به انگلســتان درگیر جنگ جهانی دوم بهطور اتفاقی به نشــانههایی از یک شاهنامه کهن و مفقود برمیخورد. همین امر ســبب میشود در ادامه مسیرش بهســوی عمارتی دورافتاده و مرموز با ساکنانی عجیب کشیده بشود. نکته جالب در مورد این رمان این اســت که نورایی به خوبی توانســته از امکانات ژانر گوتیک در نخســتین رمان خود اســتفاده کند و سایه گناهآلود گذشــته قهرمانان را تــا امروز رمان بیفکند.

سامان نورایی که پیش از این رمان بهعنوان نویسنده شناخته نمیشــد و بیشتر بهعنوان یک گرافیســت او را به یــاد میآوریم، درباره اینکه چگونه به ســمت نوشتن کشیده شده اســت، میگوید: فکر میکنم بیش از همه از روی نوعی نیاز به ایجاد فاصله با دنیای واقعی بود. در زمان کودکی همیشــه بــرای خودم در ذهن شــخصیتهایی خلــق میکردم و برایشــان ماجرا میســاختم. قبل از خواب این بازی را ادامه مــیدادم تا کمکم پلکهام سنگین بشود. چندسال بعد که گذشت محض سرگرمی داســتانهایی را روی کاغذ آوردم درمورد یکسری آدمهای مشنگ، اگزوتیک و خلوچل. داســتانهایی که چفتوبســت صحیحی نداشتند اما تا حدی خندهدار بودند و موجب ســرگرمی بچههای همسنوســال خــودم در فامیل میشــدند و بعد هم شــعر نوشتن شروع شد...

این نویســنده جــوان از تجربــه نگارش نخســتین رمان خــود هــم میگوید: نــگارش کاجهــا وارونهاند در یک دوره بشــدت تلخ و بحرانــی در زندگیام اتفاق افتــاد. بهطوریکــه اگــر بگویم این رمان جزو معدود دریچههای تنفس من بود، اغراق نکردهام و خوشحالم دستآخر آن دوسالواندی به ثمر نشست و حاال حاصلش را بهصورت یک کتاب موضوع این گفتوگو قــرار دادیم. این اثر برای من شــبیه دانهای است که در خاک رنج به بار نشســته. وضعیتی بود که راستش چندان تمایلــی برای بازگوکردنــش ندارم... سامان نورایی درباره شــیوه کار کردنش نیز چنین توضیح میدهد: یک دفترچه همراهم بــود و همهجــا فقــط مینوشــتم. تکهتکه، دیالوگبهدیالــوگ، پــالت را بــاال و پایین میکردم و با شــخصیتها کلنجار میرفتم، تمام اینها چیزی شــبیه یــک زندگی موازی برایم میساخت که روی کاغذ جریان داشت و میشــد درونش برای مدتی غرق شــد. اما دستآخر تمام شد و حاال که نگاهش میکنم میبینــم که از آن راضــیام، امیدوارم همین اتفاق برای خوانندههای ایــن کار هم بیفتد. نویســنده کاجها وارونهاند که رمانش تریلری پرتحرک اســت، تریلر را ژانری مهیج تعریف میکند کــه «پالت و زنجیره حــوادث در آن نقش بسیار کلیدی و مهمی را ایفا میکنند». او درباره بهترین نمونههای ایــن ژانر نیز آثار استیفن کینگ و بهخصوص اثر بینظیر تاللو را مثال میزند و ادامه میدهد: یا رمان باشگاه مشــتزنی از چاک پاالنیک که فیلم موفقی هم توسط فینچر بر اساســش ساخته شد؛ یا جزیره شــاتر از دنیس لیهان که این رمان را هم اسکورسیزی مورد اقتباس سینمایی قرار داد...

کاجها وارونهاند را نشــر ققنــوس به بازار کتاب عرضه کرده است...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.