روزگار سخت تعلیم

Shahrvand Newspaper - - گـزارش -

ازدیگرمواردیکهدراین سالهااتفاقافتاد،اینبود کهنصیرالدولهبهحوزههای فرهنگیواردشدوتصمیمبه ساختساختمانهایفرهنگی گرفت.موزهملییکیازآن مواردبود.تداومنظارتبر حوزههاینمایشی،سینماو مطبوعاتازدیگرکارهایی استکهدروزارتمعارف شدتگرفت

از زمانی که حکیمالملک وزیر معارف شد، اتفاقات جدیدی در معارف آغاز شد تغییر در مدارس متوسطه، کنترل کتابهای مدارس ابتدایی و ایجاد سازوکاری برای مدارس دخترانه، از جمله کارهای وزارت مشیرالدوله بود

«در سال 1266 ه.ق قسمتی از ارک ســلطنتی بــه منظور احــداث بنای ساختمان مدرسه در نظر گرفته شد. میرزا رضا مهندسباشــی از محصالن اعزامی به اروپا در دوره عباسمیرزا نایبالســلطنه، مامور تهیه نقشه ساختمان مدرسه شد و محمدتقیخان معمارباشــی، رئیس اداره بنایــی دیوان اعلی، اقدام به ســاخت مدرســه کــرد. بعدها جان داود، مترجم اول دولت ایران، برای اســتخدام معلم به کشور اتریش اعزام شــد.» دارالفنون اینگونه شــکل گرفت و توانســت عصر و دوره جدیدی در آمــوزش ایران باشــد. همانطور که مسعود کوهستانینژاد، مورخ هم میگوید عصــر و دوره دارالفنونی داشــتیم. عصری که از دوره ناصرالدینشــاه شروع شــد و تا دوره مظفرالدینشــاه ادامه پیدا کرد. از همین دوره هم تحوالت در آموزش و پرورش شــروع شد و تا بعد از پیروزی انقالب مشروطه ادامه داشت.

مجلــس شــورای ملــی در ســالهای 1328-29 و از زمانــی کــه حکیمالملک وزیر معارف شد، حرکت جدیدی در معارف آغاز کرد. حکیمالملک همراه کسانی مانند مشیرالدوله، میرزا ابوالحسن فروغی و ذکاالملک فروغی بود. کسانی که در کنار هم تحول جدی و اساسی را در آموزش پرورش آغاز کردند.

به گفته کوهستانینژاد نخســتین قدم آنها این بوده که مصوبــهای را از مجلس گرفتند تا دانشجو به خارج از کشــور اعزام کنند. 02نفر اعزام شــدند. بعدها در قــراردادی که با دولت فرانســه امضا شــد، این اتفاق هرســاله شد و هرســال عدهای به خارج کشور رفتند. کسانی که بعد از بازگشتشــان تأثیر زیادی از آنجا گرفتند و کارگزاران موثــری در روند معارف و آموزش و پرورش شدند.

مشیرالدوله از سال 1329 قمری وزیر معارف میشــود و روندی انقالبی در این حوزه شروع میشــود. وزارت معارف را تعطیــل میکند و هرکه در آنجا بوده را به خانه میفرســتد. بعد از مدتی 74نفر را بــه کار برمیگرداند. وزارت معارفی که ذکاالملک در آن معاون مشیرالدوله بود. آنها توانستند با 74نفر انقالبی را در معارف شروع کنند که ســه محور اصلی داشت. یکی از آنها تغییر در مدارس متوســطه بود. دیگری کنترل کتابهای مدارس ابتدایی و اقدام سوم که از همه موارد مهمتر بود، ایجاد ســازوکاری برای مــدارس دخترانه بود که برای این مــدارس معلم تربیت میکنند.

در زمینه ســاختاری هم شروع به احیای شورایعالی معارف کردند. شــورایی که ریاســت آن بــا ذکاالملک فروغــی بــود و نظامنامــه مخصوصــی بــرای معارف تدویــن کردنــد. در همان نظامنامه امتحانات متمرکز و سراســری ایجــاد و اداره دارالتادیــب و دارالترجمــه تأســیس شــد. ابتکار دیگر درخواســت همراهی از اولیــای دانشآموزان برای شــرکت در امور مدارس اســت. «برای نخســتینبار در همیــن زمــان کالسهای پیشدانشــگاهی تشــکیل میشــود. به این مفهوم کــه میبینند وقتی بچهها از مدرســه خارج میشوند، بسیار بیسوادند و نه میتوان در داخل از آنها اســتفاده کرد و نه میتوان آنها را به خارج از کشــور فرســتاد. به همین دلیل کالسهای پیشدانشــگاهی یــا پیشکاری برگزار میشود.»

مشــیرالدوله درهمین سالهاســت که به صراحت میگوید؛ باید دســتورالعمل مدارس فرانسه در کشور اجرا شــود و نظارت شدیدی بر مدارس اعمال میشــود. عدهای مفتش در این سالها به مدارس سر میزدند و بازخواست میکردنــد. «اداره تفتیــش ایجاد شــد و در رأس آن فــردی قرار گرفت که مــدام به وضع رسیدگی کند.»

آنطور که کوهســتانینژاد میگوید، بعدها مشیرالدوله در کابینه عالءالسلطنه مشکالتی پیدا کرد و به جای او حکیمالملک بر ســر کار آمد. حضور او در آســتانه شروع جنگ جهانی اول بود. جنگ شروع شــد و وقتی دامنه آن به ایران کشیده شد، همه چیز فرو ریخت. طبیعی بود در شرایط جنگ کسی توجهی به معارف و آموزش و پرورش نداشته باشد. «اوضاع جنگ بلبشوی عجیبی در آموزش دولتی ایجاد کرد، اما مدارس خارجی در ایران کار خودشــان را رها نکردند. فقط شیرازه نظم و ترتیب مدارس ایرانی از هم فرو پاشــیده شــد. براساس آمار موجــود کل مــدارس تهران در سال 1297 در حدود 40 مدرســه در تهران بــود. 14 مدرســه نیمهتعطیل بودند و بقیه مدارس هم مشــکالتی داشــتند. «ایــن مشــکل مــدارس بــه وزارت معارف مربوط نمیشــد. به قحطی و مشــکالت دیگر ربط داشت. جنگ در واقــع باعث انقطاع روند انقالبی شد که به وسیله مشــیرالدوله شــروع شــده بــود اما قبــل از آنکه جنگ رسما تمام شــود، کابینه دوم وثوقالدوله در مرداد 1297 بر سرکار آمد. وزیر معارف میرزا احمدخان نصیرالدوله بود. نهتنها او بلکه کابینــه دوم وثوقالدوله هم عزمش را جزم کرده بود که اوضاع را بهبود ببخشد.» شروع دوره جدید

وضعیت جدی شــد. بازسازی معارف از دوره نصیرالدوله روند گستردهای به خود گرفت. این بازسازی محورهایی داشــت و از مرداد 1297 که 5ماه بعد جنگ تمام شد، کار شدت گرفت. «درست است که درگیر جنگ بودیم و تبعات این جنگ کل کشور را تحتتأثیر قرار داده بود، اما آمــوزش و پرورش ما از جهت ســاختاری، محتوایی و اداری دچار ورشکستگی بود.

هشــتاد ســال بود که آموزش نوین اروپایی وارد کشور شــده بود اما چه اتفاقی افتاد غیر از آنکه عدهای کارمند دولت شوند و کسانی که زبان خوانده بودند فقط زبانخواندنشان به درد یک خط نوشــتن میخورد.» ایرادهای بسیار جدی به روشهای آموزشــی گرفته میشــد؛ به کتابهایــی که در اختیار شــاگردان بود و همینطور به روشهــای تدریس. «بحث این بود که مدارســی که چهل، پنجاه سال بعد از دارالفنون تأسیس کردهاید به کجا رسیدهاند؟»

کوهســتانی نژاد میگوید در آن زمان چند اداره فعال داشــتیم. یکی از آنها وزارت پست و تلگــراف بود و دیگــری گمرک کــه هر دو تحت نظارت مستشــاران خارجی بودند. بقیه ســازمانها حتی در بودجهنویسی هم مشکل داشتند؛ چه برســد به عملکردشان. انتقادات بنیادین میشــد که ربطی به جنگ نداشــت. «یحیــی کاشــانی از متفکــران آن دوره در رسالهای مینویسد ما به آیندگان چه خواهیم گفت؟ چه توضیحی از وضع آموزشی خواهیم داد.»

وقتی وثوقالدوله کابینه دومش را تشــکیل داد، شورای عالی معارف تشــکیل شد. اصول کاری همانی بود که از دوره مشیرالدوله مانده بود؛ یعنی نظارت بر تدوین کتب درسی و بهروز کردن آنها اما ســاخت مدارس مجانی موردی بود که خیلی پیگیرش نشدند. موضوع دیگری که در این دوره پیگیری شــد، تکمیل ساخت مدارس شهرستانها بود.

از دیگر مواردی که در این سالها اتفاق افتد، این بود که نصیرالدولــه به حوزههای فرهنگی وارد شد و تصمیم به ســاخت ساختمانهای فرهنگی گرفت. موزه ملی یکی از آن موارد بود. تداوم نظارت بر حوزههای نمایشــی، سینما و مطبوعات از دیگر کارهایی است که در وزارت معارف شــدت گرفــت. «مجــالت تخصصی در حوزه معارف تأســیس شــد و تعــدادی از نهادهای فرهنگــی که فعالیتشــان متوقف شــده بود، دوباره به کار افتــاد. مهمترین این نهادها کتابخانه ملــی بود. این کتابخانه یادگار مظفرالدینشاه بود که مشیرالدوله میخواست دوباره کار کند. وقتی جنگ شــروع شد طبعا این روند قطع شــد اما نصیرالدلــه آن را فعال کرد.» معلمان یا مدارس؟

در دوره نصیرالدولــه ملکالشــعرای بهار، ســردارمعظم خراســانی، اعتصامالملــک، سیدمحمد تدین. اعلمالدوله، سلطانالعلما در شورای معارف حاضر میشوند و اجرای برخی از تحوالت به عهده کسانی گذاشته میشود که تازه از پاریس آمدهاند. «سرشــاخه آنها عیسی سیداعلم و عباس اقبال آشتیانی است.» سوال اصلی در این زمــان این بود که نقطه شــروع تحوالت معارف از کجاســت. آیا باید از مدارس باشد یا از معلمان؟

در دوره مشیرالدوله معلمان عوض میشدند امــا در دوره نصیرالدوله دســتورالعملی صادر شــد که مبنای آن ســاخت مــدارس مجانی بود و صحبتــی از معلمان نبــود. در حقیقت دانشآموزان و آینده آنها نکته مبهم و غیر قابل اعتنا بود. نکتهای که بعدها نقطه مهم تحوالت شد.

اما این تغییر هم مسألهســاز شد. ساختاری که نصیرالدوله بنا کرد، مجریان بسیار پیچیده و ناشناختهای داشت. «ملکالشعرای بهار، در روزنامه ایران و مجــالت، محورهایی را مطرح میکند کــه همه آنها بر مبنــای دولتیکردن مدارس بــود. نصیرالدوله دالیلــی میآورد و میگوید 7200 تومان به ما بدهید که بتوانیم مدارس مجانی دایر کنیم.»

اما ایران در منطقهای بود که انقالب اکتبر در همسایگیاش به ثمر نشسته بود و بلشویکها حرفهــای جدیدی داشــتند و با ســرعت و قــدرت در حال نفوذ بودنــد و همین موارد در کنــار یکدیگر عاملی شــد تا بعدهــا بدترین انتقادات را فروغی به این روند داشــته باشــد. «فروغی کســانی که در شورای معارف نشسته بودند را نقد میکنــد و میگوید به جای آنکه بیاییم از معلمان شــروع کنیم از دانشآموزان شــروع کردیم. تحــوالت نصیرالدوله تا حدود ســال 1304 جــاری بــود ولی از این ســال جریانی در وزارت معارف شــروع میشود که به طرز عجیبی ایــن دســتاوردهای معارفی دوره نصیرالدوله را حــذف میکند اما اتفاقات خوب بســیاری هم داریم؛ برای مثــال موزه ملی دوباره افتتاح میشــود. «گزارشاتی داریم که کتابخانه ملــی در کنــار کتابخانه معارف در زمان نصیرالملک کارش شــروع شده ولی زمانی که اندیشــه فروغیهــا و حکمرانی آنها شــروع میشــود، دســتاوردها کمکم حذف میشوند.»

در دوره مشیرالدوله الگوبرداری از خارجیها مد نظر بــود و کار برمبنای الگوی فرانســوی انجام میگیــرد؛ الگویی که خاص اســت و با الگوی انگلوساکســون فرق دارد. «این الگو را مستقیم از فرانسه نگرفته بودیم. باید تحوالت ایران را در الگوی منطقهای بررســی کنیم. به هر حال چه خوشــمان بیاید و چه خوشــمان نیاید الگوی منطقهای داشــتیم. الگو فرانسوی بود ولــی علت اتخاذ این بود کــه فرقه اتحاد و ترقی در عثمانی از این الگو اســتفاده میکرد. درواقع ما این الگــو را از عثمانی گرفته بودیم کــه آتاتــورک در 1924 این الگــو را عوض میکند.» الگویی در این ســالها اجرایی شد که پارامترهای مثبت و منفی بســیاری داشت و البته انتقادات بسیار جدی به آن وارد بود که سال 1300 اوج انتقادات است.

بــا وجــود ایــن تحــوالت معــارف و آموزشوپــرورش در ســالهای اواخــر دوره قاجار تا جنگ جهانی اول، پستی و بلندیهای بسیاری به خود دید. جنگ در گسترش روحیه تحولخواهــی موجود تأثیر منفی گذاشــت و در عین حال عاملی شــد تا برخی از کاستیها در گذر زمان به چشــم بیایند؛ اما یک ســوال از زمــان راهانــدازی دارالفنون تا ســالهای جنگ جهانی اول و بعدها در دوره رضاشــاه و محمدرضاشــاه و حال حاضر مشترک ماند: ما به آیندگان چه خواهیم گفت و چه توضیحی از وضع آموزشی خواهیم داد؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.