درباره تحليل رمان

Shargh - - ادبيات -

«پيشدرآمــدي بر شــناخت رمــان» عنوان كتابي است از جرمي هاوتورن كه به تازگي با ترجمه شــاپور بهيان در نشر چشمه منتشر شده اســت. جرمي هاوتورن اســتاد ادبيات انگليسي در دانشگاه تروندهايم نروژ است و اين اثرش هم كتابي مقدماتي و دانشــگاهي درباره رمان اســت كــه براي دانشــجويان نوشــته شــده اســت. آنطور كه در ابتداي كتاب توضيح داده شده، ديدگاه نويسنده به رمان نزديك به ديدگاه «متنگرا» است و بهعبارتي او متن رمانها را جدا از پيوندهاي فرضي آنها با محيط، شــخصيت، زندگينامه و نظرات منتقدان و نويســندگان بررسي ميكند. نويسنده البته به نقاط ضعف ايــن ديدگاه نيز توجه دارد و در فصلي با عنوان رويكردها به آن پرداخته است. مترجم درباره يكي ديگر از ويژگيهاي اين كتاب نوشته: «ويژگي ديگر اين كتاب، كه قسمت عمده آن تحليل ساختمان رمان است، معرفي شيوه گفتار آزاد غيرمستقيم است كه تا آنجا كه اطلاع دارم در متون فارسي مربوط به رمان از آن ذكري نشده اســت؛ در اين متون صرفــا از تكگويي دروني و جريان ســيال ذهن ســخن به ميان آمــده». همچنين راهنماييهايي كه نويســنده كرده ممكن است به كار رماننويسان هم بيايد. مثلا يكي از اين راهنماييها اين اســت كه «براي ايجاد وحدت در اثر لازم نيســت مطابق الگوي كلاســيك رمان از قواعد علتومعلولي تبعيت شــود. اين وحدت را ميتوان از طريق درونمايهها، موتيفها و سمبلها نيز حاصل كرد و هاوتورن مثالهايي از رمان مدرن ميآورد تا منظورش را روشن كند.» در اين كتاب بارها به مقاله مشــهور «داستان مدرن» ويرجينيا وولف اشــاره شده و به اين خاطر بهيان اين مقاله را هم ترجمه و به همراه كتاب منتشر كرده اســت. «پيشدرآمدي بر شناخت رمان» شامل نه بخش اســت كه عناوين آنهــا عبارتند از: تعاريــف مقدماتي، تاريخ رمان، انواع رمان، داســتان كوتاه و رمان كوتاه، رئاليســم و مدرنيسم، تحليل داســتان، بررســي رمان، رويكردهاي نقد داســتان و داستان مــدرن. در بخشــي از مقاله ويرجينيا وولف كه ميتــوان آن را بيانيه داســتان مدرن ناميد ميخوانيم: «اگرچه طي گذشت قرون چيزهاي زيادي درباره ســاختن ماشــينها ياد گرفتهايم، جاي شــك است كه چيــزي بيشــتر درباره به وجــود آوردن آثــار ادبي آموخته باشــيم. نميتوانيم بگوييم نســبت به گذشتگان بهتر مينويسيم. همه آنچه بايد انجام دهيم حركت اســت، گاهي به اينسو، گاهي به آنسو. اما چنانچه از بلندي برجي خط ســير آن را بنگريم، كل مســير حركت شــايد دايرهمانند به نظر آيد. لازم به گفتن نيســت كه ادعا نميكنيم حتي لحظهاي در موضع مساعد قرار گرفتهايم. وقتي در خلوت يا در جمع با غبطه به گذشــته مينگريم، به جنگاوران شادتري كه در نبرد خود پيروز شــدهاند و دستاوردشــان چنين به كمال اســت، ناگزيريم بپذيريم كه جنگ آنها آنقدر كه از نظر ما درندهخويانه است، از نظر خودشــان نبوده اســت. برعهده مورخ ادبي اســت كه معلوم كند، برعهده اوســت كه معلوم كند آيا ما در آغاز يك دوره بزرگ داســتان منثوريم يا در پايان آن يا در ميانهاش...»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.