در کشور مردان

Shargh - - ادبيات - هشام مطر ترجمه مهدی غبرایی نشر نیکونشر

بایــد با حکومت ســتمگر همکاری کنند و یــا بمیرند. انســانهای این رمــان، همگــی تــرس و تحقیر و احساس ناامنی را تا مغز استخوان تجربــه میکننــد و هشــام مطــر بهخوبی توانســته دهشت حاکم بر ســرزمینش را از خال تصاویری از زندگــی مردم لیبی و رفتارهایشــان به نمایش بگذارد. جالب اینکه در این فضای پر از دهشت که خشونت مردانــه به صریحترین شــکل خود اعمال میشود، شخصیت زن رمان که مادر راوی اســت میکوشــد به صورت خاموش علیه این خشونت مقاومت کند. شیوه مقاومت او البته درافتادن مســتقیم و آشــکار با این خشــونت نیســت، بلکه در تاروپود زندگــی روزمره او و زیر ســطح این زندگی پنهان شــده است. تاش او برای دورکردن فرزند کمسنوسالش از این خشونت یکی از مصداقهای این مقاومت خاموش اســت. راوی رمان ســرانجام در همان ســن نه ســالگی به اصرار مادرش از کشور بیرون فرســتاده میشــود. پس از ایــن مهاجــرت اجبــاری حس او نسبت به وطن و خانوادهاش حسی دوگانه اســت. هم از آنها میگریزد و هم مشــتاق دیدارشــان است. او میــان غربت و وطن دوپاره شــده و هیچچیز قادر نیست خاء و شکاف حاصل از این دوپارهگی را پر کند.

گویــی هشــام مطر غربــت این راوی از وطنــش را نمــادی از وضعیــت همنســان خــود گرفته است. در پایان ترجمه فارسی رمان، گفتوگویی کوتاه هم با هشام مطر منتشر شده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.