ف نمیتگواتونگوبا منرمین در ار خنوظمدیمبرهاط رااحیی زصوحنلهه کنم

Shargh - - تئاتر - عباس غفاری

شاید ســابقه طراحی صحنه در تئاتر ایران به دهه 20 شمسی برگردد، یعنی دوران طلایی تئاتر لالهزار. بعد از آن یعنی حتی بعد از کودتای 32 که تئاتر دچار افت شــد، طراحان صحنه با جدیت به کار خود ادامه دادند، هرچند برخی برای امرار معاش به ســینما کــوچ کردند! اواخر دهــه 70 جوانانی تازهنفس از راه رســیدند که با خلاقیت و پشــتکار خود جانی دوباره به این مقوله دادنــد. یکی از آنها نرمین نظمی بود؛ بانویــی که چند جایزه داخلی دریافت و با چند گــروه تئاتری غیرایرانی نیز همکاری کــرد. نرمین نظمی بعد از چند ســال از آمریکا به ایران بازگشته، به این بهانه با او به گفتوگو نشستهایم:

تعریف شما از طراحی صحنه تئاتر چیست؟

طراحی صحنه در تئاتر یعنی خلق فضا و اتمسفر در خدمت یک اثر نمایشی با توجه به ویژگیهایی که کارگردان برای شیوه اجرائیاش انتخاب میکند.

بنابراین معتقدید طراح صحنه از زمانی که کارگردان متن را انتخاب میکند باید در کنار او قرار گیرد؟

بلــه، بیتردید. معتقدم طراح صحنه حتی قبل از بازیگر، باید انتخاب شــود. در دنیای ایدهآل تئاتر اگر طراح صحنه همگام با کارگردان پیش برود، مشــکلاتی که معمولا در کار با آن روبهرو میشــویم به حداقل میرسد چون در آن صورت همفکری و انسجام کاری که باید بین دو عنصر مهم تئاتر باشد، از همان روز اول شــکل گرفته است. اعتقاد دارم کارگردان و میزانسنهای او باید در فضایی که به وســیله طراح خلق شده، زنده شــوند، نه آنکه کارگردان ابتدا میزانسنها را ارائه دهد و سپس طراح صحنه خودش را به آنها متصل کند.

عواقب عقبماندن طراح صحنه از گروه اجرائی نمایش چیست؟

در ایــن صورت طراح صحنه مانند همیشــه میخواهــد نقش ویژه خودش را داشــته باشد، شروع به ارائه جنســی از خلاقیت میکند که متعلق به آن کار نیست. نتیجه چنین اتفاقی، عدم هماهنگی طراحی صحنه با کارگردانی است که مخاطبان هم متوجه آن میشوند.

در صورت هماهنگی طراح صحنه با کارگردان از همان بدو شــروع کار، از ایراداتی که بازیگران در طول اجرا از طراحی صحنه میگیرند، کاسته نمیشود؟ ایراداتی که میتواند روی میزانسنهای آنها تأثیر گذاشته و بخشی از بازیشان را از بین ببرد.

واقعیت این است که بازیگر به مدت دو ماه در فضایی مشخص تمرین میکند و سپس طراح صحنه او را برای اجرای اصلی به فضایی دو برابر یا نصف فضای تمرین میبرد، طبیعتا این اتفاق تمام ریتم، شرایط و حس بازیگر را میگیرد. مقصر این اتفاقات نابسامان، سیستمی است که باعث میشود ما عوامل نمایشمان را بهموقع و سیســتماتیک انتخاب نکنیم. اگر پلههای یک نمایش را درســت طی کنیم، مشــکلات را به حداقل خواهیم رساند. بنابراین زمانی که طراح صحنه به موقع از سوی کارگردان به نمایش اضافه نشود، لزوما خلاقیت او از بین نمیرود اما ممکن است خلاقیت او همجنس با اثر نمایشی نباشد.

بعد از آن نوعی درگیری بیــن اجرا و طراح یا میان عوامل اجرائی و طراح به وجود میآید.

بگذارید ابتدا سیســتم غلط را بررســی کنیم تا ببینیم مشــکل از کجا نشئت میگیرد. طراح باید همزمان با انتخاب متن و حتی یک ماه قبل از شروع تمرینها به تولید نمایش اضافه شده و به کارگردان وصل شود اما اگر طراح دو هفته بعد از تمرینها وارد کار شــود، غلطهای فراوانی از همان ابتدای کار شــکل خواهد گرفت. در ادامه طراح صحنه ماکتی ســاده و دوبعدی ارائه میکند که دراینباره میان دیدگاههای او و کارگردان تفاوتهای بسیاری به وجود میآید، در این صورت 5۰ درصد ایراد به طراح صحنه و 5۰ درصد دیگر به نداشــتن قدرت تصویرسازی کارگردان مربوط میشــود. پس از آن در مرحله اجرا، مشکلات و کمبودهایی که در ساخت وجود دارد هم به مشکلاتی که طراح صحنه در گذشته داشته، اضافه میشــود. بنابراین مشکلات طراح صحنه با کارگردان و گروه اجرائی هجمهای از مســئله را به وجود میآورد که برطرفکردن آن واقعا دشوار میشود. زمانی که بازیگر روی صحنه میرود، ترســناکترین لحظه برای طراح صحنه اســت چون نگرانــی آن را دارد که بازیگر بتواند بهخوبی در روی صحنه زندگی کند. معتقدم طراحان صحنه در این مرحله باید حتیالامکان منعطف باشند تا بتوانند بهترین فضا را برای بازیگر خلق کنند.

این انعطاف حتی تا جایی که شــما از طرح ایدهآلتان صرفنظر کنید هم میتواند پیش برود؟

خیر. منظورم از انعطاف این نیســت که طراح صحنه طرحش را از بین ببرد، بلکه اگر او غلط عمل کرده باشــد، باید کوتاه بیاید. طراح صحنه باید انصاف داشــته باشد تا اشتباه خودش را بپذیرد اما اگر من کارم را بهدرستی انجام دادم و بازیگر نتوانست از پس آن بربیاید، کارگردان باید با او صحبت کند تا خودش را با صحنه وفق دهد. طراح صحنه باید مطمئن باشــد همه حرفهایــش را بــا کارگردان هماهنگ کــرده تا او نیز با گــروه اجرائیاش هماهنگ شــود؛ به خاطر همین اســت که کارگردان و طراح صحنه باید از ابتدا یکدیگر را بهخوبی بشناســند. طراحان صحنه تا حد امکان اگر بتوانند آکسســوارهایی که بازیگران با آن بازی اساسی دارند را دو، سه هفته قبل از اجرا آماده کنند و لباسها را بر تن بازیگر کرده تا با آن زندگی کنند، مشکلات پیش از رسیدن به اجرای عمومی به حداقل میرسد.

تا به حال در کار حرفهایتان به جایی رسیدهاید که بین شما و گروه بازیگری درگیری به وجود بیاید که مشکل از ضعف گروه بازیگری باشد؟ در این شرایط کوتاه آمدهاید یا روی مواضعتان چنان ایستادهاید که به قیمت ترککردن کار برایتان تمام شده باشد؟

من شخصیت فوقالعاده انعطافپذیری دارم و یادم نمیآید کاری را ترک کرده باشــم. البته به کارهایی برخورد کردهام که بازیگر از من دلخور بوده اما تا جایی که توانســتهام سعی کردم خودم را با شــرایط تطبیق دهم. یکی از دشواریهای کار ما این اســت که در چند سال گذشته، شــروع خیلی از کارهای ما با جشنواره بوده است. جشنواره یعنی شما با عجله میسازید، با عجله طراحی میکنید و با عجله روی صحنه میروید.

جشنواره یک ماراتن است که شــرایط خاص خودش را دارد و مشکلات فراوانی برای عوامل اجرائی ایجاد میکند، لطفا درباره این مشــکلات بیشتر توضیح دهید.

آخرین نمایشــی که طراحی کردم، نمایش «ســیمرغ» به کارگردانی کیومرث مــرادی بوده اســت. ما بــرای این نمایش، وقت کافی داشــتیم و قــرار نبود در جشــنوارهای هم شــرکت کنیم، بنابراین من در آن به غیر از دو، سه مورد جزئی، هیچ مشکل دیگری نداشتم و بازیگران به خوبی با آن هماهنگ شدند. همچنین در اثــری که در آمریکا طراحی کردم، فقط عمق صحنه ما کمتر از عمقی بود که بازیگر در آن تمرین میکرد و بهغیر از آن مشکل دیگری نداشتم. نمایش «خواب بیوقت حوریه» هم همینطور، البته معتقدم آن را میتوانیم در سالن بهتری هم اجرا کنیم. بنابراین میبینید که اگر من بهعنوان طراح وقت کافی برای انجام کارم داشته باشم، مشکلات صحنه به حداقل خواهد رسید.

ما گاهي از طراحان صحنه شنیدهایم که برخی از طراحیهایشان در یک سالن، با وجود هماهنگی با نمایش و بازخورد مثبتی که دریافت کرده، باید در یک سالن بزرگتر یا جمعوجورتر انجام شود تا بهتر جواب دهد. این مشکل از ضعف تکنیکی ناشی از محاسبهنکردن ابعاد سالن به وسیله طراح صحنه بوده یا او به این مسائل فکر کرده اما وقتی وارد سالن شده متوجه این ناهماهنگی شده است؟ اگر بخواهم منصف باشــم، باید بگویم هردوی آن ممکن اســت. ببینید، اگر بخواهیم در یک زمین ناهموار خانه بسازیم، طبیعتا با مشکلاتی روبهرو میشویم کــه در یک زمین صاف به آن برخورد نخواهیم کــرد، بنابراین در تئاتر هم وجود یک ســالن خوب برای طراحان صحنه ضروری است تا آنها کارشان را به بهترین نحو ممکن انجام دهند. ما سعی میکنیم مشکلاتمان را در هر سالنی به حداقل برســانیم اما این بستگی به بیس سالم یا ناسالم آن ســالنها دارد. من طراحی صحنه نمایش «مادر مانده» را در تالار چهارسو اجرا کردم و با نقدهای منفی که عمدتا مربوط به کوری دید میشــد، برخورد کردم ولی چندی بعد آن طراحی را در آلمان انجام دادم که همه از آن حیرتزده شــده بودند. بنابراین شما میبینید که من یک کار را دقیقا به یک شکل ثابت در دو سالن مختلف طراحی کردم اما به خاطر سالن اجرای تئاتر، با دو بازخورد کاملا متفاوت مواجه شدم. این اتفاق حتی درباره طراحی صحنه نمایش «کبوتری ناگهان » هم رخ داد و با وجود آنکه در هر دو سالن به خوبی اجرا شد، اما در سالن چولی آلمان بینظیر بود.

در سالهای اخیر تعداد زیادی از کارگردانها، طراح صحنه را نادیده گرفته و خودشان برای طراحی صحنه نمایشهایشان اقدام میکنند. شما با چنین اقدامی موافقید یا معتقدید این عمل کارگردانها میتواند به شالوده طراحی صحنه ضربه بزند؟

ما یکسری کارگردان نظیر آقای آتیلا پسیانی و سیامک احصایی در کشورمان داریم که خودشان طراحاند و من به نگاه طراحی آنها اعتقاد دارم. اگر این دسته از کارگردانهای ما نمایش خودشان را طراحی صحنه کنند، هیچ ایرادی به آنها نمیگیرم و فکر نمیکنم به طراحی صحنه لطمهای بزنند چون به آنها به چشم کارگردان-طــراح نگاه میکنم. اما اگر عوامل جانبی و فرعی که مهمترینش پول اســت، باعث شود که کارگردان طراح صحنه را حذف کند، به شدت معتقدم که به حرفه طراحی صحنه و نهایتا بــه کیفیت نمایش لطمه خواهد خورد. چنین اتفاقاتــی معمولا در تئاتر خصوصی رخ میدهد چون نمایشها در ســالنهای محدود خصوصی برگزار شده و فروش آن هم خصوصی است؛ یعنی قراردادی با مرکز هنرهای نمایشی بسته نمیشود. در بعضی از این تئاترها از آنجا که میزان سود یا زیان ناشی از اجرای تئاتر قابل پیشبینی نیست، کارگردان یا دیگران سعی میکنند بعضی از فاکتورهای نمایش را نادیده گرفته تا پول بیشــتری به عوامل اجرائی نمایش یا خودشان برسد.

طراحان صحنه این رشته را به صورت آکادمیک گذرانده و با تلاش فراوان خودشــان را به سطح اول رســاندهاند. آنها بیش از هرکس دیگری میدانند که باید از چه جنــس و متریالی برای یک نمایش اســتفاده کنند تا بهترین و اقتصادیترین نوع طراحی صحنه شــکل بگیرد. حال، آیا کنارگذاشــتن این افــراد از نمایش، واقعا بــه بودجه و اقتصاد یک تئاتر کمــک میکند یا اینکه کنارگذاشتنشان اتفاقا بار مالی بیشتری روی دوش اجرا خواهد گذاشت؟ با حذف طراح و طراحی صحنه موافق نیستم اما اگر شخصی بخواهد تئاترش را در یک صحنه لخت اجرا کند، مشکلی با کیفیت کار آن ندارم. مشکل آنجاست کــه عدهای طــراح صحنه را حذف کرده و طراحی صحنــه را به بهانه پرداخت هزینهای کمتر به شخصی نابلد میسپارند. اگر به صورت برآوردی مبلغی حدود ۱5 میلیون تومان برای طراحی صحنه یک نمایش لازم باشــد ولی عوامل تهیه نمایش از هزینهکردن آن مبلغ صرفنظر کنند، مشــکلی وجود ندارد اما اگر آنها بخواهند این مبلغ را خرج طراحی صحنه کنند، بدون آنکه هیچ طراح صحنهای را به کار بگیرند، یقینا اشتباه کرده و به مشکل بر خواهند خورد. طراح صحنه بهتر از هرکســی میداند که تئاتر را چگونه مناسبتر، اقتصادیتر، درستتر و متینتر پیش ببرد و از عوارض جانبی آن پیشگیری کند.

طراحی صحنه بعضی از نمایشها ایجاب میکند که صحنه خالی باشــد و عدهای دیگر به خاطر هزینهنکردن، صحنهشان را لخت میکنند؛ آیا تفاوت بین این دو در نمایش قابل درک است؟

بلــه، کاملا. زمانــی بهعنوان طــراح صحنه ترجیح میدهم کــه صحنه به مینیمالترین شــکل ممکن برای اجرا آماده شــود و زمانی دیگــر کارگردانی به طراحــی صحنه شــلوغتری احتیاج دارد اما آن را بــه خاطر صرفهجویی حذف میکند؛ این دو مبحث متفاوتاند و خودشان را در نمایش نشان خواهند داد.

این اتفاق در بلندمدت و حتی در کوتاهمدت به زیباییشناسی تئاتر لطمه نخواهد زد؟

صددرصد با این کار به زیباییشناســی هنرهای نمایشی لطمه وارد میشود. اما پیرو سؤال شما که پرسیدید با این کار به اقتصاد نمایش کمک میشود یا خیر، پاسخ دادم که در ظاهر امر قرار است بودجهای به طراحی صحنه اختصاص داده شــود که با این کار، دیگر مصرف نخواهد شــد. در واقع شاید با کنارزدن طراحی صحنه، در کوتاهمدت به اقتصاد تئاتر کمک شــود اما در درازمدت این تئاتر است که لطمهاي جدی خواهد خورد.

تکــرار آن در طولانیمدت منجر به حذفشــدن حرفــه طراحی صحنه میشود؟ متأسفانه بله. ما تمام این کارها را انجام میدهیم تا کانسپت و مفهوم نمایش را به نحو بهتری به تماشاگر القا کنیم. اگر هر پایهای از پایههای صندلی نمایش را حذف کنیم به طوریکه صندلی لق بزند، مطمئنا اشتباه کردهایم ولی اگر هر کدام از آن پایهها اعم از بازیگر، گریمور، کارگردان و... را حذف کردیم و روی نمایشمان تأثیری نداشت، حداقل در آن نمایش میتوانیم حذفش کنیم.

شما هماکنون در خارج از کشور زندگی میکنید و در آنجا علاوه بر تئاترهای فراوانی که دیدهاید، یکــی، دو مرتبه طراحی صحنه هم انجام دادهاید و قبل از آنهــم نمایشهایی که در ایران طراحی کردهایــد را همراه با گروه به اروپا بردهاید، بنابراین به خوبی با چندوچون تئاتر خصوصی در اروپا آشنا هستید. میخواهم بدانم در آنجا هم با پدیده حذف برای کمک به تئاتر یا اقتصاد گروه اجرائی روبهرو شدهاید؟

در اروپا هم یکســری تئاترهای کوچهپسکوچــهای دیدهام که گروه اجرائی حتیالامکان ســعی کرده از هر حاشیه هزینهســازی پرهیز کند، بنابراین نمایش را بــا صحنه خالــی اجرا کرده که به زعم من بیجا هم نبوده اســت. آنها هم در سالنهای غیراســتاندارد، اجراهایی با با طراحیهای شلختهتر انجام میدهند و شما احساس میکنید که خیلی نخواستهاند هزینه کنند و به همین خاطر برخی از کارها را خودشان انجام دادهاند. بااینحال بیتردید همهچیز در اروپا نسبت به تئاتر ایران سیســتماتیکتر است و در تئاترهای رسمی، همهچیز به حرفهایترین شــکل ممکن اجرا میشــود. مشکل آن است که در کشــور ما بازیگر حرفهای و درجه یک در شــرایطی قرار میگیرد که شــرایط اجرا حرفهای نیســت یا طراح صحنه حرفهای در شــرایطی قرار میگیرد که کارگردان او را فقط به خاطر آنکه بودجهاش را به شــخص دیگری ندهد، حذف کرده و خودش طراحی صحنه را که در آن تخصص ندارد، انجام میدهد. اگر این تفکیک به درســتی انجام شود و هرکس در جای خودش قرار بگیرد، ما تئاتر حرفهایتری خواهیم داشت.

زمانی در تالار وحدت و تئاتر شهر، کارگاه دکور داشتیم و افرادي هم در آنجا وجود داشــتند که دکورساز بودند و متریال را به خوبی میشناختند. متأسفانه چند ســال پیش این کارگاهها تعطیل شــدند و در نتیجه، هم طراحی صحنه پرهزینهتر شد و هم از زیباییشناسی کار بعضی از طراحها کاسته شد. در واقع آن طراحان بعد از تعطیلی کارگاههای دکور، به تعریف غلطی که از مینیمالیسم در تئاتر ما رایج شــده، تن دادند و طراحیهایی انجام دادند که نه در خدمت اجرا و نه در خدمت طراحی صحنه بود. شما با ضعیفشدن برخی از طراحیها پس از تعطیلی کارگاههای دکور موافقید؟

بگذارید ابتدا از مســئله افزایش هزینههــای طراحی صحنه بعد از تعطیلی کارگاههای دکور شروع کنیم. به نظر شما این افزایش هزینههای طراحی صحنه چه کسی را خوشحال کرده است؟

همه ناراضی هستند چون خانواده تئاتر اصلا خوشحال نیستند، سازندگان دکور هم همینطور.

آیــا کارمندی که برای کارگاه تئاتر شــهر کار میکــرد، از حقوقی که برای کار شبانهروزیاش میگرفت، راضی بود؟

خیر.

آیا ســازندهای که اکنون بهطور خصوصی قــرارداد میبندد و طرحی را اجرا میکند، راضیتر است یا آن کارمندی که آن موقع در تئاتر شهر ماهانه حدود ۲۰۰ هزار تومان حقوق میگرفت؟

طبیعتا کسی که الان به صورت خصوصی کار میکند.

حالا میخواهم از یک زاویه دید دیگر به این مســئله نگاه کنم و بگویم ما آن موقع حتما به یکســری از انســانها که در کارگاههای دکور کار میکردند، ظلم میکردهایم. خاطرات زیادی از کارکردن آن گروهها دارم و یادم میآید که در سرما و گرما میبایست همیشه در خدمت میبودند، این خاطرات قلب مرا جریحهدار میکند و همیشــه به این فکر میکنم که ما چــه کارهایی را به چه قیمتهایی انجام میدهیم.

درباره مسئله ضعیفشدن کیفیت طراحی صحنه بعد از تعطیلی کارگاههای دکــور با دیدگاه شــما مخالفم. اگر با طرف قرارداد خصوصــی کار کنم و یک بار کارم را بد انجام دهم، او دیگر با من قرارداد نمیبندد، پس همین مســئله باعث میشــود که طراحان صحنه بد کنار بروند یا خودشان را ارتقا دهند تا بتوانند در این وادی کار کنند. اما اگر در تئاتر شــهر تنها یک گروه سازنده وجود داشته باشد که چه خوب بســازد و چه بد، بیخ ریش کارگردان اســت، دیگر کارگردان شانس آن را ندارد که اگر کارش بد طراحی شد، به کسی اعتراض کند. پس از روی کاغذ احتمالا باید نتیجه همکاری با سازنده خصوصی بهتر باشد. حالا اگر شما بگویید اینگونه نبوده، باید به دنبال اشکالات آن بگردیم.

گفته شــما به لحاظ تئوریک در بحث اقتصاد آزاد درست و منطقی است؛ اما بالارفتن هزینه باعث حذف یکســری از پایههــای اصلی طراحی صحنه میشود.

در اینجا بحث فرهنگ و انصاف به میان میآید. در واقع چون فرهنگی پشت این کار نیســت، ممکن است سازندگان از خصوصیشــدن کارشان سوءاستفاده کنند و در نتیجه ما شــاهد بیانصافی شــویم. البته این اتفاق فقط در شروع کار رخ میدهد؛ چون رفتهرفته ســازنده متوجه میشود برای حذفنشدن از صحنه رقابت، باید بیانصافی را کنار گذاشته و با شرایط کنار بیاید. درباره خصوصیشدن کار طراحان، ممکن است آنها به بهانه گرانی هزینهها، برخی از پایههای طراحی صحنه را حذف کنند؛ امــا احتمال خوشبینانهتری هم وجود دارد و آن احتمال این اســت که طراحان خلاقتر عمل کرده و به ســمت متریــال ارزانتر بروند. با حذفشدن کارگاههای دکور مخالفم و معتقدم آن کارگاهها باید در تالار وحدت و تئاتر شهر میماندند؛ چون آنها حاجت دست بودند و در مواقع ضروری به کمک طراحان صحنه میآمدند. ادامه در صفحه 11

اگر بخواهیم در یک زمین ناهموار خانه بسازیم، طبیعتا با مشکلاتی روبهرو میشویم که در یک زمین صاف به آن برخورد نخواهیم کرد، بنابراین در تئاتر هم وجود یک سالن خوب برای طراحان صحنه ضروری است تا آنها کارشان را به بهترین نحو ممکن انجام دهند. ما سعی میکنیم مشکلاتمان را در هر سالنی به حداقل برسانیم اما این بستگی به بیس سالم یا ناسالم آن سالنها دارد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.