نمیتوانم خودم را ايزوله کنم

Shargh - - هنر -

مشــکل آن کارگاهها جوری نبود ادامه از صفحه10

که کارشــان به تعطیلی و حذف میکشــید، بلکه باید روی چگونه نگهداشتن آنها صحبت میشد. آنچه در ســالهای آخر فعالیت آن دکورها اتفاق میافتاد، لزومــا به کیفیت طراحی صحنه کمک نمیکرد. ایــن کارگاهها حداقــل باید برای ترمیم، مرمت و ســاختن آکسســوارهای کوچک میماندند و سیســتم آنها قویتر و کنترل کیفیتشان بیشتر میشد.

شما با طراحی دکوراتیو موافق هستید یا فکر میکنید دیگر دوره طراحی پرطمطراق گذشــته و باید به سمت دیگری حرکت کرد؟

فکر میکنم برای هر نمایشــی باید آنچه لازمه صحنه نمایش اســت، طراحی شــود. نمیتوانم بگویم طراحی پرطمطراق خوب یا بد اســت. اگر فضای یک اثر نمایشــی احتیــاج به طراحی پرطمطراق داشــته باشــد، باید آن را انجــام دهم؛ در غیر این صــورت، نباید خودم را به صحنه آن نمایش تحمیل کنم. البته در دنیای امروز، نور، تریدی مپینگ، کارهای کامپیوتری و... پیشرفت کرده و حرف اول را میزند و روی کل طراحی صحنه اثر گذاشته؛ اما نمیتوانم بگویــم کلا چوب و تختــه را دور بریزیم. بــا این حال، فکر میکنم با پیشرفت تکنولوژی، شانس ما برای آنکه بتوانیم کارهای کمطمطراقتر انجام دهیم، بیشتر شده است.

اکنــون در جهــان تعریف جدیــدی از هنر نمایش و طراحــی صحنــه بــه وجــود آمــده و هــر چقدر نمایشنامهنویســی دوبــاره بــه ســمت قصهگویی برمیگردد، در طراحی صحنه به سمت دیگری حرکت میکنیــم. از ‪12 10،‬ ســال پیش که دوبــاره گروههای جهانی به ایران آمدند و بهویژه در جشــنواره فجر روی صحنه رفتند، یکباره موجی در طراحیهای ما به وجود آمد که بر اســاس آن، طراحصحنهها شروع به استفاده از ویدئوپروژکشــن و یکسری از شــکلهای ماشینی کردند که شاید هیچ ربطی به ذات اجرا هم نداشت. به نظرتان اگر الان مــا بخواهیم با دیدن فقط چند عکس و فیلم، دوباره به ســمت فضای جدید تئاتر در طراحی صحنه حرکت کنیم، طراحی صحنه و اجرای نمایش ما لطمه نمیخورد؟ یا اینکه این مرحله را یک مرحله گذار میدانید و معتقدید لازم است این اشتباهات را تجربه کنیم تا بتوانیم به سطح خوبی از زیباییشناسی برسیم؟

اگر بخواهم بین این دو شرط یکی را انتخاب کنم، دومی را که مربوط بــه تجربهکردن اســت، برمیگزینم. حرکت ممکن است با اشتباه همراه باشد؛ اما اگر حرکت نکنیم، به هیچ مقصدی نمیرســیم. من بارها شده کارهایی را بدون آنکه بدانم جواب میدهد یا نه، تجربه کردهام. اینکه هیچ کاری نکنیم، در نهایت کمکی نخواهد کرد. پس اگر گروهی فکر کنند این جنس از طراحی و فضاســازی ممکن است به نمایششــان کمک کند یا اصــلا بخواهند آن را به تئاتر معرفی کنند، بهتر از این اســت که ما بخواهیم با آن غریبه بمانیــم. همه جای دنیا مُد وجــود دارد که این مد در هنر هم اتفاق میافتد؛ منتها اگر این مد پشتوانه عمیق نداشته باشد، در کوتاهمدت حذف خواهد شد.

شما تحصیلات طراحی صحنه را به صورت آکادمیک گذراندهاید و خوشــبختانه خیلی از همدورهایهایتان نیز مانند خودتــان در طراحی صحنه یــا طراحیهای دیگر تئاتر موفق هستند. در دورهای که در ایران زندگی میکردید، جــزء پرکارهای این عرصه بودید؛ به نظرتان امروز آمــوزش آکادمیک طراحی صحنــه و لباس در کشورمان چقدر با نقصان روبهرو است؟

ما تنها در آمــوزش طراحی صحنه نقصان نداریم؛ این نقصان بهطور کلی به سیســتم آموزشی کشورمان مربوط میشــود. آموزشدادن را بلد نیستیم. من در اروپا آموزش ندیدهام و چیزی از آن نمیدانم؛ اما به جرئت میگویم اگر میخواهید چیزی را یاد بگیرید، بهترین آموزگاران در آمریکا هستند. البته این به آن معنا نیست که آموزگاران آمریکایی در کارشان نسبت به آموزگاران ایرانی مسلطترند؛ بلکه به این معناســت که آنها در هر مبحثی که ارائه میدهند، از سیستم طراحیشــده آموزشــی پیروی میکنند و آنچنان قدم به قدم با شــاگردان حرکت میکنند که شاگردان باید از میانگین هوشی متوســطی برخوردار باشند که آن را یاد نگیرند. در آمریکا تحصیلاتی دو، ســه ســاله داشتم که در ایران باید طی 15 ســال آن را یــاد میگرفتم. آنها مطالب آموزشــی را به شــاگردان تزریق میکنند، بهگونهای که در ذهن طبقهبندی میشود و همواره در خاطرتان میماند.

امیدوارم این گفته من حمل بر توهین نشود اما واقعیت این است که کلاسهای آموزشــی ما مضحک هستند. ما همواره سر کلاسهایمان از دانشآموزان توقع بیجا داریم و فراموش میکنیم هر دانشآموزی مثل آن کودکی است که میخواهد اولین گام عمرش را بردارد. من حدود ســه، چهار ماه در مدرســهای در آمریکا که تحصیلاتم را در آنجا گذراندم، بهعنوان انترن تدریس کردم که باز در آنجا هم مرا رها نکردند و معلمهای تجربهدیــده بر کارم نظارت کرده و مشــکلاتم را حل میکردند. یعنــی آنها تا زمانی مراقب من بودند که مطمئن شــدند دیگر اگر وارد جامعه شــوم، مشــکلاتم به حداقل خواهد رسید. من در آمریکا رشتهای غیر از طراحی صحنه را آموزش دیدم اما با توجه به کلیات سیســتم آموزشــی، به نظرم ما در همه نوع رشــتههایی مشــکل آموزش داریم چون به صورت سیستماتیک از این نظر ضعیف هستیم.

پس آن پلی که قرار اســت محل تلاقی دانشگاه و تئاتر باشــد، به خاطر همین سیستم آموزشی غلط فرو میریزد؟

بلــه. معلمهــای ما بایــد دورههای آموزشــی پس از آموزش ببینند تا خودشان را بهروز نگه دارند. در آمریکا هر ساله برای تمدید مدرک، هر شخص باید شش واحد CEC )تمدید اعتبار آموزشی( بگذراند؛ در غیر اینصورت مدرک او سلب خواهد شــد. آیا ما چنین قانونهایی در کشورمان داریم؟ در تئاتر ما صاحبان مدارک برای بهروز نگهداشــتن خودشــان، فقط تئاتر کشــورهای دیگر را میبینند که این اصلا نمیتواند به منزله گذراندن CEC باشــد. هر شغلی باید CEC داشته باشد چون این شش واحد است که باعث برقراری ارتباط صحیح بین دانشگاه و کار حرفهای میشود.

در دورهای که شــما تحصیلات طراحی صحنه را در دانشــگاه گذراندید، تعداد طراحان صحنه خانم قابل قبول بود اما اخیرا در دانشگاهها تعداد طراحان صحنه خانم کمتر شــده و در تئاترهایی که در ســطح شهر به روی صحنــه میروند هم کمتر نام یــک خانم بهعنوان طراح صحنه دیده میشود. با عدهای از طراحان صحنه موفق کشورمان دراینباره صحبت میکردم، آنها اعتقاد داشتند طراحی صحنه، بیشــتر یک کار مردانه است و خانمها در انجام آن با محدودیتهایی روبهرو هستند. با چنین دیدگاهی موافقید؟

دربــاره خیلــی چیزهــا از جملــه حرفــه، قائــل به جنســیتگرایی نیســتم. مطلقــا بهخاطــر جنســیتم با سختیهای کار طراحی صحنه برخورد نکردهام. اگر با دیگر طراحان صحنــه خانم هم صحبت کنیــد، میبینید مطمئنــا هیچکدام نــگاه جنســیتی بــه ایــن موضوع ندارند. وقتی کار میکنیم، باید زن یا مردبودنمــان را فراموش کنیم تا به کارمان لطمهای وارد نشــود. زمانی که در دانشگاه هنر تدریس میکردم، در رشــته طراحــی صحنــه تعداد دانشــجویان دخترم از دانشــجویان پسر بیشتر بودند. البته ممکن است آنها پس از فارغالتحصیلی به دنبال طراحی دکوراســیون، طراحی لباس یا طراحی عروســکی رفته باشــند، اما مشــخصا دانشــجوی طراحی صحنه بودند. اگر شما میگویید امروز تعداد دانشــجویان دختر در رشته طراحی صحنه کاهش یافته، چــون در متن جامعه نبودهام، واقعا دلیلــش را نمیدانــم و معتقــدم در این مــورد هم باید ریشــهیابی شــود. البته در این مورد یک زاویــه دید وجود دارد که به نگاه جامعه کارگردانان مردســالار برمیگردد؛ نگاهی کــه طراحی صحنه را فقط یک کار مردانه میداند و ناخودآگاه از بالا به پایین تزریق میشود. امیدوارم در این مورد اشتباه کنم اما ممکن است چنین دیدگاهی هم وجود داشته باشد.

یکســری از متنها که عمدتا کلاســیک هســتند، صفحهای بهعنوان توضیح صحنه دارند و طراحی صحنه را کاملا به شما پیشــنهاد میدهند، از طرفی متنهای مدرنی وجود دارد که اصولا طراحی را پیشنهاد نمیکنند و شــما را بهعنوان طراح صحنه در انتخاب متریال روی صحنه آزاد میگذارند. بیشتر با کدامیک از آنها راحتتر و موافقترید؟

اگر ذهنم آزاد باشد راحتترم، بنابراین ترجیح میدهم طراحی صحنه به وسیله نمایشنامهنویس پیشنهاد نشده باشــد و اگر متنی توضیح صحنه داشته باشد، معمولا آن را نمیخوانــم اما اگر به آنچه نویســنده نوشــته، نیاز پیدا کنم، برمیگردم و آن را میخوانم. آنچه بیشــتر از توضیح نویســنده برایم اهمیت دارد، صحبتم با شخص کارگردان نمایش است.

در طول کار حرفهایتان با یک نمایشنامهنویســی برخورد نکردهاید که اصرار داشــته باشد حتما آنچه او در صفحه توضیح صحنــه آورده را باید طراحی کنید و فرصت ایجاد هر خلاقیتی را از شما بگیرد؟

بــا کارگردانی کار کــردهام کــه نمایشنامهنویس آن نمایش هم بوده و از من خواســته آنچه در ذهنش وجود دارد را برایــش بهعنوان طراح صحنه مهیا کنم. در آن کار دســتم بستهتر بود و ســعی کردم با میانهروی کار را پیش ببرم. بنابرایــن نمایشنامهنویس-کارگــردان از من چنین درخواســتی داشــته که پذیرفتــهام اما تا به حــال به این مســئله برخورد نکردهام که صرفا یک نمایشنامهنویس بخواهــد دقیقــا آنچــه او میخواهد را اجــرا کنم. وقتی نمایشنامهنویس، کارگردان یک نمایش هم باشد، در واقع درخواســت کارگردان را برای اجرای صحنــه موردنظر او پذیرفتهام.

در اینصورت بــاز هم خلاقیت خودتــان را پیش بردهاید؟

سعی کردهام که اینطور باشد. تا چند سال پیش سابقه 80 طراحی صحنه و لباس در کارنامه خودم داشتم که در آنها کار خیلیخوب، خوب، متوسط و چند اثر بد هم وجود دارد، بنابراین همه نوع کاری داشــتهام و شاید آن کاری که از صفر تا صد طراحی صحنه برعهده خودم نبوده، یکی از کارهای متوسطم بوده است.

این تمجیدها و بازخوردهای مثبت چندان در نوع نگاهم به طراحی صحنه تغییری ایجاد نمیکند ولی باعث میشود با اعتمادبهنفس بیشتری به کارم ادامه دهم. هنرم را به تماشاگر ارائه میدهم و نمیتوانم خودم را ایزوله کنم، بنابراین نظر تماشاگر و خصوصا متخصصها برایم مهم است و روی برداشتن گامهای بعدیام تأثیر میگذارد

شــما طراح صحنهای هســتید که چندیــن جایزه بردهاید و چند اثرتان را در خارج از کشــور اجرا کردهاید که مورد تعریف و تمجیدهای فراوانی قرار گرفته است. حضورتان در اجراهای خارج از کشــور و بازخوردهای مثبت آن، چقدر در نگاهتان بــه طراحی صحنه تغییر ایجاد کرد؟

ایــن تمجیدهــا و بازخوردهای مثبت چنــدان در نوع نگاهم به طراحی صحنه تغییری ایجاد نمیکند ولی باعث میشــود با اعتمادبهنفس بیشــتری به کارم ادامه دهم. هنرم را به تماشــاگر ارائه میدهــم و نمیتوانم خودم را ایزوله کنم، بنابراین نظر تماشــاگر و خصوصا متخصصها برایم مهم اســت و روی برداشــتن گامهای بعدیام تأثیر میگذارد. البته تعریــف و تمجیدنکــردن از من، مرا مخدوش نمیکند و رویم تأثیر منفی نمیگذارد. زمانی که ‪26 25،‬ ســاله بودم، خیلی از امروز بیشتر به جایزه فکر میکردم، چــون آن زمان جایزه بود که میتوانســت به همه نشــان دهــد کارم خوب اســت. زمانهایی هم برایم پیش آمده که کارم را بهتر از همیشه انجام دادهام اما جایزهای نگرفتهام کــه این اتفاق چندان برایم ناراحتکننــده نبوده چــون ممکن اســت افراد دیگــر از من بهتر بــوده باشــند. معتقدم اگر کارم بینقص انجام شــود، بعید اســت حتــی آن نگاهی که سلیقهای متفاوت نســبت به من دارد هم آن را نادیده بگیرد. سه سال پیش که به ایران آمده بودم، تئاتری به نام «صدای آهســته برف» را تماشــا کردم که طراحی صحنه آن فوقالعــاده زیبــا بود و مطمئنم کــه هیچکس و هیچ سلیقهای آن را نادیده نمیگیرد. بنابراین حتی اگر ناآگاهی یا سلیقه بیشتر از دانش آکادمیک حکم کند، باز هم میتوانم کارم را بهگونــهای بیایــراد پیش ببرم کــه آن آدم نتواند قضاوت خودش را تحمیل کند.

بعضی از اســتادان در دانشگاههای هنر یک فضای تیره و تار از طراحی صحنه و بهطورکلی تئاتر ساخته و به دانشجویانشان القا میکنند، آنها معمولا دانشجویان را بهخاطر انتخاب رشتهشان سرزنش میکنند و میگویند این رشــته به پایان خود نزدیک شــده و اگر خودشان هــم در آن ماندهاند، به اجبار بوده اســت. به نظرتان این فضای ناامیدکنندهای که برخی از استادان طراحی صحنه و تئاتر در دانشــگاهها ایجــاد میکنند، چقدر در کمترشدن تعداد دانشجویان این حوزه تأثیرگذار است؟

زمانی که دانشــجو بودم، این صحبتهــا روی ارادهام تأثیری نگذاشــت و بــا اراده پیش رفتم امــا بیتردید روی خیلی از دانشــجویان طراحی صحنــه و بهطورکلی تأثیر منفی میگذارد. البته اکثریت دانشــجویان جوان و پرشور طراحی و تئاتر چنان عاشــق این حرفه هســتند که از این فضاسازیهای تیره و تار در جهت تلاش برای تغییر اوضاع استفاده میکنند.

اگر شــخصی امــروز تصمیم بگیرد کــه وارد حرفه طراحی صحنه شود، شــما بهعنوان یکی از موفقترین طراحان صحنه این کشور به او پیشنهاد میکنید که این حرفه را بهصورت آکادمیک آموزش ببیند یا آن را در کنار یک طراح صحنه بهصورت تجربی یاد بگیرد؟

حتما پیشــنهاد میکنم که طراحی صحنه را بهصورت آکادمیک یاد بگیرد چون آمــوزش آکادمیک با همه نقاط ضعفش، بیســي از طراحی صحنه را برای ذهن دانشجو میســازد. البته ما در عرصــه آمــوزش آکادمیک، فردی مانند پیــام فروتن را داریم که واقعا زحمت میکشــد و از دانش بالایــی در حوزه آکادمیک و تحقیق طراحی صحنه برخوردار است اما او تنها یک نفر است و صحبت ما درباره کل سیستم آموزشی است. با همه نواقصی که در سیستم آموزشــی کشورمان وجود دارد، باز هم معتقدم دانشگاه و تحصیلات آکادمیک باید وجود داشته باشد تا فضا را برای حضــور در کار حرفهای آماده کنــد. البته طراحان صحنه بسیاری را میشناسم که تحصیلات آکادمیک را نگذراندهاند اما خیلی در کارشان حرفهای و موفقاند.

معتقدیــد که طراح صحنه باید بــا کارگردان رابطه تنگاتنگی داشته باشد و این دو از روزهای ابتدایی تولید یک نمایش در کنار یکدیگر قــرار بگیرند، اما به نظرتان علاوه بر کارگــردان، کدام یک از عوامــل دیگر اجرائی میتوانند به کار طراح صحنه کمک کنند؟

در درجــه اول طراح نــور و در درجه دوم طراح لباس. نمیتوانم نور به وجود بیاورم و به طراح نوری احتیاج دارم که نور صحنه مرا به بهترین شکل ممکن تأمین کند. طراح لباس هم عامل دیگری است که باید در کنار طراح صحنه قرار بگیرد و وقتی صحبت از طراحی لباس میشود، گریم هم پشت ســر آن وارد بطن کار میشود. همه فاکتورهای یک اثر نمایشی باید بهگونهای با یکدیگر همخوانی داشته باشند که وقتی مخاطب از سالن بیرون میآید، نتواند چیزی را از چیــز دیگر تفکیک کند و بهطــور کلی بگوید یک تئاتر خوب تماشا کردم.

به نظرتان در آن نمایشهایی که هم طراحی صحنه و هم طراحی لباس را خودتان انجام دادهاید، موفقتر بودهاید؟

در بیشــتر کارهایم هم طراح صحنه و هم طراح لباس بــودهام و ترجیح میدهم دیگران بگویند که موفق بوده یا نبودهام؛ اما خودم نمیتوانم این را قضاوت کنم. سالهای اولــی که کارم را شــروع کردم، بــا آنکه حتــی پایاننامه لیسانســم طراحی لبــاس بود، خودم را بیشــتر یک طراح صحنه میدانستم اما کمکم یاد گرفتم در طراحی لباس هم پیشرفت و نگاه خودم را بازتر کنم. ذهنم نسبت به شنیدن انتقاد باز است و ترجیح میدهم دیگران درباره کیفیت کارم اظهارنظر کنند. در کارهای پرپرسوناژ اگر طراحان صحنه و لباس دو نفر مستقل ولی هماهنگ باشند، هر کدام با تمرکز بیشتری کارشان را انجام خواهند داد.

پدیدهای در سالنهای تئاتر به نام پدیده چنداجرائی به وجود آمده که فکر میکنم خود شما هم قربانی این ماجرا بودهاید. حالا چند ســالن خصوصــی نظیر تئاتر باران در برخی از ماهها سهاجرائه هستند و شما مجبورید خودتــان را با دو اجرای دیگر هماهنگ کنید. این پدیده چقدر به طراحی شما ضربه میزند و در مقابله با آن چه میشود کرد؟

معتقــدم کارگردانها با تبلیغات درســت میتوانند به جای آنکه یک نمایش را به مدت دو ماه روی صحنه ببرند، آن را یــک ماه بهصورت دواجرائیه برگزار کنند تا ســئانس خالی سالنهای تئاتر پر شود و به نمایش دیگری اختصاص نیابد. دواجرائهبودن سالنهای نمایشی را به خاطر شرایط و محدودیتهــا میپذیریم اما باید بدانیم که این سیســتم به مثابه قتل تئاتر اســت. این اتفاق بسیار نادرست است و تأثیر منفیاش را روی زیباییشناســی آثار هنری میگذارد. بهعنوان طراح صحنــه اگر ترجیح دهم صحنهام را خالی بگذارم و آن را بهصورت مینیمال انجام دهم، هیچ اشکالی ندارد امــا اگر ایــن کار را به خاطر دواجرائیبودن ســالن انجام دهم، مطمئنا به بیراهه مطلق رفتهام و در آنجا هنر نمایشی بازنده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.