کمیت بیکیفیت آموزش در ايران

Shargh - - تخته سفید -

احمد بنیاسدی، دانشجوي دكتراي دانشگاه تربيت مدرس تهران:

از چالشهای اصلی آمــوزش عالی ما بیکیفیتی در برابر کمیت کمنظیر آن اســت. این کارایی و کیفیت مــورد چالش، نمیتواند وابســته به یک مؤلفه باشد. در این مطلب نشان خواهیم داد که یکــی از مؤثرترین مؤلفهها در تضمین کیفیــت این نهاد نقش و رســالت اعضای هیئت علمی است؛ نقش و رســالتی که اکنون بهدرستی ایفا نمیشــود. ذکر این مطلب بیشتر به روح حاکم بر آموزش عالی کشور نظر دارد و به هیچ روی درصدد نادیدهگرفتن تلاش اســتادان دلســوزی که وجه همت خود را تعالی فردی و اجتماعی به معنای واقعی کلمه میدانند، نیست.

حاشیه شغلی امن

یکی از معضــلات جدی در این زمینه حاشــیه امن و امنیت شــغلی بالای اســتادان اســت. اگر چه ممکن اســت نسبت به بســیاری از کشــورها حقوق و مزایــای مادی اســتادان در ایران ناچیز یا کم باشــد؛ اما در عوض «مقام استادی» به عنوان شغل از حاشــیه امن بالایی برخوردار اســت که ایــن میتواند زمینه فســاد علمی را به دنبال داشته باشد. این مورد هنگامی چالش بیشتری را ایجاد میکند که استادان با حوزه بیرون از دانشگاه بر سر کسب کرسی استادی یا حفظ و نگاهداشت آن چندان رقابتی ندارند و تمامی رقابت درونگروهی و داخلی است. خود همین رقابت درونگروهی نیز به معنای سستشدن ارکان کرسی مورد بحث نیســت، بلکه بیشتر معطوف به طی مدارج بالاتر و کسب امتیازات بیشــتر اســت. در چنین شــرایطی اگر عنصر وجدان و اخلاق حرفهای فراگیر نباشــد، چه ضرورتی برای بازاندیشی در آرا و افکار یا بهروزرسانی در دانش و مهارتهای فردی احساس میشود؟ روشن است این ثبات شغلی هیچ فشار بیرونی و نیروی محرکی را برای اســتاد بهدنبال نخواهد داشــت، بلکه بر عکس زمینه تنبلی بیتحرکی بیشــتر او را رقم خواهد زد. ایجاد رقابت با افراد بیرون از جرگه اســتادی و کاســتن از امنیت شــغلی در صورت کمکاری در حوزه پژوهشی و آموزشی بیتردید میتواند تحــرک و پویایی خاصی را در بین اســتادان بــه وجود آورد. این رقابتپذیرشدن آموزش عالی اگرچه در ابعاد اقتصادی میتواند چالشهایــی را ایجــاد کنند، امــا بهیقین در بخش آموزشــی و پژوهشــی میتواند تحولی را رقم زند. کوتاه ســخن آنکه، آنگاه کــه معیار مانــدگاری بهروزبودن دانــش و تخصص در روش و رویکرد استادی باشد، ســرآمدی واقعی حاصل و امنیت شغلی بجا تضمین شده است.

رقابت درونی ناسالم

همچنان که گفته شد، به جای رقابتهای سالم آموزش عالی در سطوح گوناگون درگیر رقابتهای ناسالم درونگروهی است که عمدهترین آنها افزایش رتبه علمی است. بر این اساس مبتنی بر آییننامههای موجود تمام تلاش معطوف به کســب امتیازات لازم -که بیشــتر جنبه کمی دارند – خواهد شــد. کیفیســنجی و بررســی پیامدهای آموزشــی و پژوهشــی اســتادان به محاق فراموشی سپرده میشود و برعکس تعداد هدایت پایاننامههای تحصیلات تکمیلی معیاری برای ارتقا درنظر گرفته میشــود. به عبارت سادهتر در اینجا مســئله این نیست چه، چگونه و چرا به سرانجام میرسد، بلکه مهم آن است که به سرانجام برسد.

رقابت بیرونی ناممکن

برخلاف مورد قبل ما شــاهد هیچگونــه رقابت همترازی بین اعضای هیئت علمی با خیل مشــتاقان پیوستن به این عرصه در بیرون دانشگاه نیســتیم. به عبارت سادهتر اگر در بیرون دانشگاه فردی دارای ســواد و پژوهشهای علمی گوناگون و لازم باشــد امر راحتی نیســت که با استاد کرســیدار در دانشگاه به رقابت پرداختــه و بتوانــد جایگاه او را ســلب کند. بلکه اساســا چنین عرصهای برای رقابت وجود ندارد. ازهمینروی «برج عاجنشینی و خرما بر نخیل» استعاره مناســبی برای چنین وضعیتی است. روشن است در چنین وضعیتی هم عامل بیرونی وجود ندارد که استاد داخل دانشگاه را به تحرک و پویایی وادارد.

بنگاههای تولید پژوهش و سکوت معنادار

وجود مؤسسات فراگیر پایاننامهنویسی و نگارش مقاله حتی در برابر بزرگترین دانشگاه کشور که به عقیده کارشناسان یکی از نادرترین پدیدههای آموزش عالی جهان میتواند محسوب شود، معضل دیگری است که امروز نهاد آموزش عالی ما با آن مواجه اســت. سؤال اساسی این است که نقش بارز و کنشگری مطلوب اعضای هیئت علمی دراینباره چه بوده است؟ بر فرض که افراد سودجویی وجود دارند و در پی ویرانکردن بنیاد پژوهش هستند، اما چگونه ثمره کار این مراکز از ســد جلسه دفاع و داوری عبور میکند. چنانچه ملاحظه میشــود، اگر در این مورد هم اعضای هیئت علمی رسالت خود را بهخوبی به انجام میرساندند قطعا مانع بزرگی بر ســر راه تکثیر این مراکز ایجاد شــده بود. هرچند دراینباره ســؤالات بســیار است اما یکی از ســادهترینهای آنها عبارت اســت از اینکه چگونه اســتادی نمیتواند تشخیص دهد پایاننامه یا مقاله را خود دانشجو نوشته است یا دیگری؟! پایش و پویــش در عرصه پژوهشــگری از وظایــف اصلی عضو هیئت علمی بوده و در این زمینه نقش برجستهای برعهده دارد. استاد یــا در مقام راهبلد و راهنما اســت یا در مقــام داور. اگر در مقام راهنماست بهثمرنشستن اثری بیکیفیت و غیرعلمی حتما به او مربوط اســت و اگر این اثر از دیوار جلســه دفاع نیز عبور کند که هر دو؛ یعنی اســتاد راهنما و اســتاد داور مقصر خواهند بود. در همین زمینه افزایش بیرویه کمیت در ورودیهای آموزش عالی - بهویژه تحصیلات تکمیلی- با انواع توجیهات که ســرانجام به ثمر نشســت و در یکی، دو دهه دیگر بایــد ثمره آن و تأثیرش را بر کیفیت آموزش عالی به انتظار نشســت چه حرکت شایسته و بازدارندهای از جانب اعضای هیئت علمی مشــاهده شــد. بلکه برعکس در بســیاری از موارد مبتنی بر نگاه کاســبکارانه آن را فرصتــی برای ارتقا و تولید آثار خود تلقی کردند یا در خنثیترین حالت آن را واگذار به قانونگذار کردند و بیواکنشی را پیشه خود کردند. در این زمینه واکنش درخوری مشاهده نشد. همچنانکه در بحث هدایت پایاننامهها هنگامی که افزایش ســیلگونهای در جذب دانشــجو رخ داد در آییننامههای هدایت پایاننامه نیز ظاهرا تغییراتی صورت گرفــت و معیارها تنزل پیدا کرد. بدیهی اســت این تنزل در راســتای تســهیلگری بوده اســت اما سؤال اینجاست که این تســهیلگری به چه قیمتی؟ اگر بپذیریم معیار صرفا افزایش تعداد پایاننامهها نیست، بلکه از این پایاننامهها انتظاری مــیرود باید پرســید معیار مفیدبــودن پایاننامههای موجود چیســت؟ اگــر مقــدار قابلتوجهی از ایــن پایاننامهها معدوم شــود چه خطر بزرگی دستاوردهای آموزش عالی کشور را تهدید میکند؟

تکرار چرخه ناکارآمدی

اگــر به مــدارا بپذیریــم که ورود بــه عرصه هیئــت علمی چرخه ســالمی دارد و مبتنی بر دو عنصر کلی تعهد و تخصص سامانیافته باشــد، آنگاه میتوان انتظار داشت در صورت وجود کیفیــت مقبول در حال حاضر در آینده نیز کموبیش شــاهد این میــزان از کیفیت باشــیم. اما اگر در حال حاضــر کیفیت چنگی بــه دل نزند و در ادامه جایگزینــی هیئتعلمیهای حال حاضر هم تحولی رخ ندهد مثلا، جذب هیئت علمی از دانشــگاههای معتبر دنیا که زیرســاختهای آن موجود نیست، آنگاه پرواضح است که در یکی، دو دهه پیشروی مؤلفان همین پژوهشهای بیکیفیت به عرصه هیئت علمی راه خواهند یافت. بدیهی است در چنین وضعیتی از الان میتوان آیندهنگری کرد که سیر کیفیت در آموزش عالی ما سیر صعودی نخواهد داشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.