خشونت؛ برهنه بر صحنه

نقد نمایش «بیپدر»

Shargh - - تئاتر - وحيد عمرانی عضو كانون ملی منتقدان

نمایش « ب یپدر » براســاس داســتان معروف « شــنگول، منگول و حبه انگور» نوشته شده که آشنای اذهان تمامی افراد این اقلیم اســت و چهبســا کمتر کسی پیدا میشود که این داســتان را حداقل یک یا چندبار در کودکی از پدر و مادر خود قبل از خواب نشنیده باشد، کتابهای مربوط به کودکان را درباره آن نخوانده یا انیمیشنهای تلویزیونی آن را ندیده باشد. اینبار داستان بهگونهای دیگر رقم میخورد؛ گرگ با مــادر بزغالهها ازدواج میکند و همراه با تولهاش )گرگک( به آنان پیوسته و زیر یک سقف، زندگی مشترکی را آغاز میکنند. این ترکیب نامتجانس، موجب بروز فجایعی میشود که تمامی آنها با دقت و جزئیات فراوان بر صحنه آفریده و ترســیم میشــوند. این نمایش اثری است با تم خشــونت و وحشت همراه با رگههای آشــکار الیناسیون که براســاس شــیوههای اجرائی اکسپرسیونیسم به اجرا درآمده اســت. حتی نمایشنامه آن نیز براســاس همین مکتب نوشته شــده چنانکه امحای هویت فردی یکی از زمینههای فراگیر و بن اندیشههای اصلی نمایشنامههای اکسپرسیونیستی است که در این نمایش فراوان به چشم میخورد. « ویژگی نمایشنامههای مکتب اکسپرسیونیسم موجب میشــود این امر بر آنان مترتــب گردد که فضای این متون به خواب و رؤیا شــباهت پیــدا کرده و رویدادها و کارپرداختهای آن گذران، شــتابنده، گیرا و تکاندهنده از کار درآینــد». (ناظرزادهکرمانــی، ‪۳0( ۱۳89:‬ و ایــن خواب و رؤیا در نمایش مزبور در جنس و قالب کابوســی تکاندهنده جلوه میکند. در نوع بازیها و شیوه کارگردانی نیز ویژگیهای بارز گزارهگرایی را شــاهد هستیم. دوری از واقعگرایی، میل و ســوق به تئاتریکالیسم )نمایشگرایی( همراه با حفــظ ویژگیهای بازی تئاتری در حرکات و بیان بازیگران کاملا هویداســت. پیش از ایــن در نمایشهایی نظیر « هراکلس ۵ » به کارگردانی ناصر حســینیمهر ، « مرد بالشــی » به کارگردانی محمد یعقوبی ، « ستوان آینیشمور » به کارگردانی حســن معجونی ، « براساس دوشس ملفی » به کارگردانی محمــد رضاییراد و... شــاهد فرازهایی از خشــونت بر صحنه بودهایم، اما این عنصر در «بیپدر» به طرزی آشکارتر و برهنهتر چهره مینماید و در صحنههایی تا مرز اشــمئزاز در روان مخاطب نفوذ میکند چنانکه در لحظاتی از نمایش نظیر حمام خونــی که در پایان به راه میافتد، آشــکارا به یاد فیلمهای پر از خشونت و خونبار کوئنتین تارانتینو، کارگردان شهیر سینمای آمریکا، میافتیم. اســلاوی ژیژک،فیلســوف، نظریهپرداز و جامعهشــناس اســلونیایی، معتقد است : « رودررویی مستقیم با خشونت ذاتا تحیرزاســت. بیزاری شــدید از اقدامات خشونتبار و همدردی با قربانیان، پیوسته همچون کششی دامگونه، ما را از اندیشــیدن بازمیدارد و برای آنکه بتوانیم بیطرفانه به بســط نظری گونهشناســی خشــونت بپردازیم باید بنا به تعریف، چشــم بر تأثیر آســیبزای آن ببندیم » . (ژیژک، ‪۱۲( ۱۳89:‬ سیدمحمد مساوات از این تحیرزابودنِ برخورد مستقیم با خشونت در روایت دراماتیک خود بهره برده و آن را دستمایه آفرینش کلی این اثر اجرائی قرار داده است. چنانکه خواندید، از منظر فلســفه، رویارویی با خشــونت برهنه و جانگــز برای لحظاتی مخاطب را از اندیشــیدن بازمیدارد و همین لحظات هنگامی که دراماتیزه میشوند و بر صحنه تئاتر به نمایش درمیآیند، میتوانند تجربهای جدید را برای تماشاگر رقم بزنند تا تأثیر آن را در نهاد خود واکاوی کنند و به شناختهایی ویژه از خصوصیات ذهنی و عینی شخصیتیاش دسترسی یابند. در مبحث نوع بازی با توجه به طراحی مشــخص موســیقی، افکتها، دکور و ایجــاد رابطه مســتقیم این موارد بــا بازیهای ۱6 بیتی قدیمی کامپیوتری، آتاری و پلیاستیشنهای اولیه، جنس بازیها و حرکات بازیگران این نمایش نیز با همین موارد منطبق شده اســت. از ویژگیهای بازی اکسپرسیونیستی یکی این اســت که «بازیگران میتوانند بازی خود را هم در واکنش نسبت به این شــرایط و موقعیتها و هم به صورت نوعی ماشــین، طراحی کــرده و بر صحنه جلوه دهند؛ هم علیه «ماشینیســم» شــورش کنند و هم خود به صورت قطعــهای از آن درآینــد». (ناظرزادهکرمانی، ‪۳8( ۱۳89:‬ کــه ایــن ویژگی را بهوضــوح در بازیهای این نمایش شاهد هســتیم، هرچند کارگردان در طراحی صحنه به راه نمایشهای گزارهگرا نرفته است، چنانکه اغلــب نمایشنامههای مکتب اکسپرسیونیســم دارای شمار فراوانی صحنه هستند که در اینجا تنها شاهد یک صحنــه و دکور ثابت از ابتدا تا انتهای نمایش هســتیم. عملکرد بازیگران بر صحنه حکایت از تمرینهای بســیار دارد. پرورش و رعایت شــیوه ویژه در بیان از قبیل تغییر مصدرهای صــدا، تکرارها و نوع گفتار، همچنین حرکات

بدنی طراحیشــده در ژســتها و حرکات بــا توجه به ویژگیهای ذاتــی نقشها و همان بازیهــای رایانهای همواره به چشــم میخــورد. بازیگران انرژی بســیاری صــرف میکنند و همگی موفق شــده در حدی موجه و پذیرفتنی ظاهر شوند. طراحی متناسب و دقیق دکور نیز از محسنات این نمایش بهشمار میرود. اما عیب و نقص اصلی « بیپدر » برمیگردد به کشــداربودن اضافی برخی از صحنههــا؛ برای مثال صحنه دریــدن و خوردن کالبد شنگول که بیش از حد به طول میانجامد. این صحنهها نظیــر همین صحنــه اگــر کوتاهتر طراحی شــده بودند میتوانســتند تأثیر هولناکتری بر روان تماشاگر بگذارند، زیرا زمان واردکردن شــوک اصولا کوتاه اســت، درســت همانند یک ضربه محکم هوک از یک بوکسور ورزیده که اندکی به طول میانجامــد. برای این نمایش مدتزمان 9۵ تا صددقیقه کفایت میکرد و در این صورت از برخی تکرارهایی که گرچه تعمدی هستند، اما کارکرد لازم خود را نمییابند کاســته شده، از خســتگیهای حاصل از آن جلوگیری میشد و نمایش به نتیجه مطلوبتری دست مییافت. بههرحال سیدمحمد مساوات در نمایشهای خود از گذشــته تا به حال نشان داده که در تئاتر، از منظر و دیدگاه شــخصی و ویژهای برخوردار است و آن را هم در نوع جهانبینی و هم گزینش شــیوههای کارگردانی و اجرا همواره لحاظ کرده که این نکته موجب میشــود تا نتوان از دیدن هر نمایــش جدیدی که بر صحنه میبرد چشمپوشی کرد.

منابع و مآخذ:

۱- گزارهگرایی )اکسپرسیونیســم( در ادبیات نمایشــی، فرهاد ناظرزادهکرمانی، تهران، سروش، چ ۳ ، ۱۳89 ۲- خشــونت )پنج نگاه زیرچشــمی(، اســلاوی ژیژک، ترجمه علیرضا پاکنهاد، تهران، نی، چ ۱ ، ۱۳89

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.