ماهعسل مردم ایران

Shargh - - ديپلماسي -

پوریا عالمی:

صبح که بیدار شدم و خواستم خمیازه بکشم، یک آدم خوشبرورویی بالاسرم ایستاده بود و با لبخند گفت: خوب خوابیدید عشــقم؟ گفتم سلام. واقعا فکر نمیکردم نکیر و منکر اینشــکلی باشــند. مخلصم. خیلی مرگ راحتــی بود. طرف گفت: ولی شــما نمردید و من هم فرشته نیستم. بعد یک لیوان آبپرتقال داد دستم و گفت: نوش جان. رفتم حمام که دیدم طرف دوتا تقه زد به در و گفت: باید پشتتان را کیسه بکشم که خستگیتان دربیاید. بعد دیدم طرف حولهپوش با این دست گوشپاککن را کرده توی این گوشم و با آن دست سشوار را گرفته روی موهام. بعد نشست برام لقمه گرفت و گذاشت دهانم. از خانه که زدم بیرون، کفشهام را جفت کرد.

یک لحظه پشــتم خارید که زنــگ زد از تایلند دو نفر آمدنــد همان وســط خیابان خاراندنــد و رفتند. گفتم: چقدر شــد؟ گفت: چه حرفی است؟ کاش من خودم میتوانستم خدمت شما را بکنم و بخارانمتان. متأســفانه ناخنم وقتی پشــتتان را کیسه میکشیدم شکســت. من را عفو بفرمایید. بعد ســر راه عابربانک ایستاد و گفت: شماره کارتتان چند بود؟ و سریع رفت کارتبهکارت کرد. گفتم: این چی بود؟ گفت: این سهم شما از نفت بود. از امروز ماهانه خودم کارتبهکارت میکنــم. رفتیم اداره که دیدیم همه کارگران تشــکل و ســندیکا تشــکیل داده و اعتصــاب کردهاند. گفتم: اوهاوه... اینارو... که طرف گفت: چه حرفیســت؟ اینها تاج ســر ما هستند. اعتصاب که حق مسلم آنهاست، تشــکل و سندیکا هر تصمیمی بگیرد همه باید گوش کنند. بعد همانطور که من قلمدوشــش بودم، رفت توی جمع کارگران و دســت و پای آنها را بوسید. این وســط دوتا دختر و پسر جوان داشتند آنطرف خیابان روی نیمکت با حالــت ازدواج با هم حرف میزدند. طرف که من قلمدوشــش بودم، دوید سمت جوانها و بهشــان گفت: عزیزانم این نشانی منزل ما... سر راه محضر هم هســت که بگید از طــرف منید و مجانی عقد کنید. شماره کارتتان را هم بدهید که تا شغل پیدا کنید، من ماهانه برایتان پــول بریزم. خلاصه من یک مــاه قلمدوش طرف بودم و کیــف دنیا را میکردم تا یک روز در راه یک صنــدوق دیدم. گفت بنداز این تو. من هم انداختم. بعد تا انداختم، طرف از آن بالا من را یکهو انداخت پایین و دوید و رفت. داد زدم: چی شــد یهو؟ پشتم را دیگر نمیخارانی؟ طرف داد زد: تو دیگه رأی دادی... فعلا خودت، خودت رو باید بخارونی...

بیخ قضیه

مــردم ایــران هــر چهار ســال یک مــاه میروند ماهعسل. بعدش فقط بشوربساب.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.