اين 3 نفر

درباره کارگردانهایی که به جوانان هنر و زندگی میدهند

Shargh - - هنر -

سه کارگردان تئاتر ایرانی هستند که بیشترین بهــره را از انرژی جوانان و آماتورها در صحنه میبرند که بودنشان در تئاتر بهنفع جوانان است چون از عهده راهبری و هدایت آنان نهتنها در صحنه که در واقعیتهای روزمره زندگی نیز برخواهند آمد. بهعبارتبهتر اینان انگیزه تئاتر زندگی را به بازیگرانشان میآموزند.

پیــش از آنکه فرهاد تجویدی با نمایش «من» مطرح شــود، دو نفر دیگر هم با تفکرات و اهداف مشابه خود را در تئاتر ایران مطرح کردهاند و درســت در آســتانه اتفاق باشکوهی بودهاند که گروهشان از هم پاشیده است.

احسان رحیمی از کارگردانهای ساکن در شاهینشهر اصفهان بود که توانســت فرم مبتنیبــر حرکت و ایجاد ضرباهنگ و هماهنگی درســت خــود را مطرح کند. او بــا بچههای جوان و آماتــور کار میکــرد و کارش را در هماهنگــی حرکت و موســیقی میســاخت. او که این روزها به بلژیک - شــاید تا همیشــه- کوچ کرده است؛ نتوانست بار زحمت زندگی خود و دو فرزندش را تحمل کند و بهناچــار کوچ کرد. حمید پــورآذری نفر دوم این مدل خلاق و پرانرژی اســت. او هم با جوانان بســیار در فرهنگسرای بهمن «اودیپ» و «دایره گچی قفقازی» را به تماشــا درآورد. باز هم بچههای ایرانی کولاک کردند و خلاقیت گروهی را در بارزترین شــکلش نمایان کردند. او در ســال 95 با همکاری ســیامک احصایی توانســت نمایش «خانهام ابری» را کار کند که در بخش بینالملل تئاتر فجر بهعنوان بهترین نمایش برگزیده شــد. خانهام ابری نمایشــی است که در آن انســان به اقتضای زمان ازدســترفته بررسی میشود؛ زمانی که حق طبیعی هر انســانی اســت، اما در گردونه روزمرگیهایی که انسان برای انسان تعریف میکند، در مدار تکرار این زمان از کف میرود. هر انسان دارنده و صاحب زمان است و به اختیار باید آن را صرف امور زندگیاش کند، اما انســان صاحب قدرت دیگــران را در اختیار میگیرد و این تصاحب زمان و دراختیاربودن همگانی معنایش دقیقا استثمارشــدن اســت. فرهاد تجویدی هم در فرهنگســرای اندیشــه چندســالی اســت با این جوانان کار میکند. درسشــان میدهــد و میدانــد که ایــن کار بیهوده نیســت و حالا اثباتــش در اجرای نمایش «من» در تالار تندیس شــهر تهران ممکن شــده است. این ســه نفر کارگردان خلاق ایرانی در آســتانه جهانیشدن هستند؛ یعنی به اقتضای داشــتن نیروی خلاقه توانســتهاند خودی نشــان دهند؛ فرایندی که در آن اتفاقات شــگفتانگیز آشکار میشود. ناخودآگاه اینان به ناشــناختهها پا میگذارند و کاشــف لحظههای بکری هستند که تماشایی و شگفتانگیزند. اینــان جمعگرایند و همین گرایش اســت کــه میتواند بسترســاز اتفاقات مهم گروهی باشد. میتوانند جمع را به همگرایی و هماهنگــی دعوت کنند چون آزاداندیش و معناگرایند و اصالتهای انســانی مبتنی بر رفیقشدن و دوستی را میشناســند. پس در عملی کاریزماتیک که انرژی گروهی را در مرکز ثقل یک اثر نمایشی قابل رؤیت میکننــد، میتواننــد از دورهمیهای گروهــی با ایجاد تمرین به تولیدات قابل درک و مشــاهده برسند. جامعه نوجو و خلاق نیازمند چنین افرادی است که با شناسایی آنان میتواند هنجارهای اجتماعی را سروسامان بدهد. اگر صد ایرانی در حد این ســه نفر داشتیم میتوانستیم

شاهد اتفاقاتي بایستهتر برای ایجاد هماهنگی در سطح کلان اجتماعی باشــیم. متأســفانه در ایران هنوز رســم قدردانی و کشــف افراد نخبه و خلاق باب نشــده است و برای همین اینان یا به خارج میروند و هنرشــان آنان را مســتفیض میکند یا میمانند و خانهنشین میشوند و در بهترین حالت همین حرکاتی اســت که هرازگاهی از پســش به اقتضای امتیازات اندک برمیآیند. درحالیکه اینان نیروی بیش از اینها را دارند و میتوانند صدها نفر را به کشف و خلاقیت وادارند.

من نمایشــی پســامدرن اســت کــه خبــر از حضور کارگردانی اسمورســمدار میدهد کــه میتواند با نیروی خلاقهاش آثار جهانی تولید کند. بارقههای جهانیشدن در همین تکاثر هم مشهود است، اما باید حمایت باشد تا بشود دقیقا کاری کرد کارستان. تجویدی بازی بسیار سخت و مشقتباری را برگزیده و توانسته با تربیت گروهی جوان به مدت ســه، چهار ســال به جایی برســد که در صحنه مهندســی دقیقی از حرکت، چیدمان و فضاسازی را مهیا کند. او کارگردانی خلاق و نوجوســت که هیچ هراســی ندارد که به او بگویند گروهش آماتوری است چون با این بازیگران میتواند کاری را بکند که اولا دلخواهش اســت و ثانیا در آن هماهنگی و ضرباهنگ به بهترین نحو ممکن متجلی شــود و ثالثا نو و خلاق باشــد. او ذهنی رها دارد و چارچوبهای کهنه را شــناخته و بــه بازی میگیرد. او طنز را بازیچه فــرم میکند تا در چارچوبها نماند، بلکه همهچیز برایش بازی باشد و هرچیزی بازیچهای که بشود آن را به کار گرفت برای خلقی متفاوت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.