بازگشت به احمدينژاد

Shargh - - سیاست - ادامه از صفحه اول

... ايــن در حالی اســت كه او گزينه نخســت جمنــا )جبهه مردمــی نيروهای انقــلاب( بود و آنچه تــا اين لحظه به چشــم میآيد، اين اســت كه جريان اصولگرا حتی بيش از قاليباف پای رئيســی ايســتاده اســت. چندين جريان و چهره سياســی تا اين لحظه از رئيســی اعلام حمايــت كردهاند؛ اما از قاليباف نه. در حوزه سياســی هنوز شــاهد ايده خاصی از ســوی قاليباف نيستيم؛ اما رئيسی ســخنانی كلی دراين زمينه زده است كه در آن هم هيچ نشــانی از توســعه يا فضای باز سياسی ديده نمیشــود. شاخصترين گفته رئيســی اين بوده است: «تلاش در جهت ايجاد وحدت گفتمانی و عملی ميان همه دلبســتگان به نظام فارغ از اختلاف ســليقهها». آيا مقصود رئيســی از اين گفته، اين است كه او دولتی ائتلافــی تشــكيل خواهــد داد؟ وحــدت گفتمانی كه میگويد، يعنی چه؟ يعنی اســتفاده از هر دو جناح در دولتش؟ اگــر اينطور بود، اصولگرايان بايد خواســتار تــداوم دولــت نيمهاصلاحطلــب – نيمهاصولگرای روحانــی بودند نــه تغييرش! آذر منصــوری میگويد: «وجه مشــترک رقبــای روحانی، مخالفت با توســعه سياســی اســت. پيشــينه آنها مؤيد اين اســت كه اگر مســئوليتی در دســت بگيرند، فضای سياســی كشور مجدد به ســمت و ســوي دولت احمدينــژاد پيش خواهــد رفت. شــايد يكــی از وجوه برجســته تفاوت روحانی با نامزدهای رقيبش همين باشــد. مسيری كه كجدارومريز در چهار سال سپری شده است، در صورت پيروزی هركدام از رقبــای او، كاملا ميتواند به فضای دوران احمدینژاد بازگردد».

ساختار اداری - اقتصادی

رئيسی از تحول در ساختار مديريتی كشور هم سخن گفته؛ اگرچه برنامهای درباره چگونگی اين تحول ارائه نداده اســت. احمدینژاد هم منتقد ســاختار مديريتی كشــور بود و میگفت میخواهد طرحــی نو دراندازد؛ انحلال ســازمان مديريت و برنامهريزی كشور در دولت قبل، در راســتای همين تحول مديريتی بود. رئيســی از مســكن مهر دفاع كرده و آن را يک پروژه ملی دانسته و از تعطيلــی آن گلايه كرده اســت. هم قاليباف و هم رئيســی بر معضل بیكاری انگشــت گذاشــتهاند؛ اما راهحلهايی كه پيشــنهاد دادهاند، بــاز هم رويه دولت پيشــين را يادآوری میكند. مثلا رئيسی گفته يارانه سه دهک پايين جامعه را افزايش میدهد؛ اين يعنی او هم مانند احمدینژاد طرفدار توزيع پول اســت و به دنبال اجرای دمدســتیترين مفهوم از عدالت؛ يعنی عدالت توزيعی. قاليبــاف هم گفته پنج ميليون شــغل ايجاد میكند. سعيد ليلاز، روزنامهنگار و كارشناس اقتصادی، درباره اينكه مدل دولت احتمالی اصولگرايان در حوزه اقتصادی چه خواهد بود، به «شــرق» گفت: «در غياب احمدینژاد، قاليباف و رئيســی گفتمان مســتقلی در حــوزه اقتصاد ندارند. فقط بلدنــد روی دســتبگذارنــد. ندارند.رویمشــكلاتی دســت میگذارند كه بســياری از آنها ســاختاری و مزمــن اســت و بســياری ديگــر را ايجــاد كرده اســت. مثلا ما تــا پيش از دولــت احمدینــژاد بــا معضــل معوقات بانكی، بحــران بانكی و بحــران تأميــن اجتماعی و صندوقهــای بازنشســتگی بدهــكار روبــهرو نبوديم. بحــران فزونیگرفتــن هزينههای جــاری بر هزينههای عمرانی را نداشتيم. خيلی جالــب اســت كــه نامزدهای اصولگــرا روی بحرانهايی دســت میگذارنــد كــه جريــان منتســب

به آنها مســبب آن بوده اســت. آنچــه قاليباف درباره ميزان اشــتغال گفته، نيازمند رسيدن به رشد اقتصادی 40درصدی اســت؛ درحالیكه بالاترين رشد اقتصادی تاريخ بشــر، متعلق به كشور شوروی با 1۸ درصد بوده است كه البته هم استثنايی بوده و هم 13ميليون كشته برجای گذاشته است .»

ليــلاز دربــاره دفاع رئيســی از پروژه مســكن مهر میگويد : «اين ســخن نشــاندهنده عمــق بیاطلاعی ايشــان از اقتصاد است. ايشــان نمیداند اگر تقاضايی دركار نباشــد، نمیتــوان توليد كرد. الان مــا 150هزار دستگاه مســكن مهر بدون متقاضی و دوونيم ميليون واحد مســكونی خالی داريم. با توجه به ازنفسافتادن رشد جمعيت، اين يعنی بخش مسكن برای هميشه در موتور محركه اقتصادی ايران از كار افتاده است». ليلاز میگويــد نامزدهای اصولگرا همــان ايده احمدینژاد و نظريــه «جان مينارد كينز » را دنبال میكنند. مســكن مهر يک ايده سوسياليســتی كلاســيک در علم اقتصاد اســت كه 40 درصد پايــه پولی بانكی تاريخ كشــور را در يكی، دو ســال ايجاد كــرد و صدهاهزار واحد خالی روی دســت دولت گذاشــت. كاری كه شد، اين بود كه 20 ميليون خانــوار ماليات دادند كــه يکونيمميليون ســر خانههاشان بروند. از ســال ۸9 به بعد كه مسكن مهر به اجرا درآمد، رشــد اقتصادی ايران از نفس افتاد و ســؤال مهمی كه بايد از رئيســی پرســيد، اين كه اگر مســكن مهر موفق بود، با توجه بــه اينكه منابع ارزی دولت ايشان ســه تا چهار برابر دولت خاتمی بود، چرا سرعت متوســط رشــد اقتصادی دولت قبل، يکسوم دولت خاتمی بود. وقتی نامزد ديگر اصولگرا میگويد در چهار ســال درآمد ســرانه را دوونيم برابر میكنيم؛ يعنی اصلا هيــچ اطلاعی از اينكه رشــد اقتصادی در دنيا چطور اســت، چه منابعی نيــاز دارد و چقدر تورم میآفريند ندارد. اينها بنا دارند سياســتهای انبساطی دولــت احمدینژاد را دنبال كنند. اظهارات رئيســی و قاليباف دهندهفقدانبينشروشن

درباره علم اقتصاد است .»

ابراهيم رئيسی و باقر قاليباف هنوز در اشــارهایبهسياست خارجی اند؛امامحتملاســت كــه سياســت خارجی ايــن دو از سياست خارجی احمدینــژاد و ســعيد جليلی باشــد. نشانههای ديگــری هــم میتوان بــرای تصويرســازی از آينده سياست خارجی برشمرد؛ مثلا عليرضا زاكانــی از منتقــدان ســفت و ســخت دولــت فعلــی در مجلــس گذشــته و از مخالفــان برجام و سياست هستهای دولت برای يــک روز به ســمت

رياســت ستاد رئيســی انتخاب شــد. او با محمدجواد ظريف هم زياد تنش داشته است. زاكانی حتی يک روز عنوان رياســت ستاد انتخاباتی رئيســی را هم برعهده گرفت. هيچ بعيد نيست كه زاكانی در دولت احتمالی رئيسی سمتی در حوزه سياست خارجی كسب كند.

فريدون مجلســی، كارشناس سياســت خارجی به «شــرق» میگويد: «آقای رئيســی بههيچوجه سابقه حضور در امور اداری اقتصادی- سياســی را كه لازمه رياســتجمهوری است ندارد. ايشــان ظاهرا فرصتی هم برای كســب آگاهی در اين زمينهها نداشته؛ چون از ســن ايشــان آنچنان كه برمیآيد، هنــگام رخدادن انقلاب اســلامی نوجــوان يا جوان بــوده و كمتر از 20 سال داشتهاند و بعد هم وارد خدمات قضائی شدهاند و مــردم هم با همان جنبههای قضائی ايشــان آشــنا هســتند. آينده سياســت خارجی دولت رئيســی را اگر براساس تبليغات ايشان تا اين لحظه بخواهيم تحليل كنيم، بايد بگوييم كه بســيار بســيار مبهم اســت. من خودم بعد از اينكه مقام توليت آستان قدس به ايشان واگذار شــد، اسمشان را شنيدم. شــايد برای مردم هم همينگونه بوده است. آنطوركه از اطرافيان و نزديكان ايشــان میشــود دريافت، اين اســت كه آقای رئيسی برعكــس آقای روحانی كه به دنبــال تعامل با دنيا در حوزه سياســت خارجی است، خواهان يک نوع انزوای سياسی است .»

سياست فرهنگی

وضعيت فرهنگ در دولــت احتمالی اصولگرايان چه خواهد شــد؟ آيا ما باز با وضعيتــی كه در دولت احمدینــژاد روبهرو بوديــم، مواجه خواهيم شــد؟ عبدالله ناصری با اشــاره به اينكه از دو منظر ميتوان به ماجرای وضعيــت فرهنگی در يک دولت اصولگرا نگاه كرد، به «شــرق» میگويد: «باورهــای قاليباف و رئيســی نســبت به حوزه فرهنگ را هم بــا نگاهی به عملكرد دو دهه اخير اين دو نفر در مسئوليتهايی كه برعهده داشتهاند، ميتوان پی گرفت و هم با رديابی ايدههــای جريــان اصولگرايی در اين حــوزه. مثلا ســازمان فرهنگی شهرداری چه عملكردی داشته اســت؟ عمده بودجههــای فرهنگی شــهرداری تهــران در چه حوزههايی هزينه شــده اســت؟ پيشبينــی قريببهيقيــن مــن اين اســت كه اگر هركدام از اين دو نامزد اصولگرا روزگاری دولت را به دست بگيرند - كه بعيد اســت- رويكــرد فرهنگی و جهتگيریهــای فرهنگی- اجتماعیشان همانهايــی اســت كه در دولت گذشــته وجود داشــته؛ اگرچــه در دولت گذشــته بــه واســطه حضور برخــی اطرافيــان احمدی گاهی شــاهد ايدههای نو و بديع و درعينحــال غيرمنتظــره هم بوديم كه به نظر میرسد اين دو بزرگوار فاقد چنين ديدگاههايی هم باشــند و ما شاهد يک انسداد فرهنگی- اجتماعی باشــيم؛ انســدادی كه در عصــر مدرنيتــه تجلی آن برای نخبگان جامعه نوعــی عقبماندگی فرهنگیاجتماعی است .»

زنان در دولت اصولگرا

هنوز نمیدانيم نگاه قاليباف به حوزه زنان چگونه اســت. البته عملكردش در دوران شهرداری بهخوبی گواه اين اســت كــه قاليبــاف خالــی از هرگونه نگاه توســعهگرايانه به حوزه زنان است. در دوران 12ساله شــهرداری قاليباف بر تهران شــاخص حضور زنان به كمّی و كيفی در بدنه شــهرداری تغيير خاصی نكرد. هيچ زنی به سمت شــهرداری مناطق نرسيد؛ مگر در اين يک ســال آخر. خيلیها معتقد بودند اين انتصاب هم بيش از اينكه حاكی از عقايد يک شــهردار باشــد، برآمده از نــگاه تيم تبليغاتی او در آســتانه انتخابات بوده اســت. رئيســی در اين زمينه حداقــل در زمينه شــعار كمی بهتر عمل كرده؛ اگرچه به شــعارهای او هــم بايد با تأمل بيشــتری نگاه كرد. شــعارهای كلی رئيســی عبارت بوده از اينكه زنان بايد مطمئن شــوند كه حمايت از آنها در اجراســت، نه قول و شعار. زنان بايد آرامش داشــته و در محيــط كار و خانه اضطراب نداشــته باشــند و برای اين كار بايد اطمينان يابند كه ســازوكارهای مديريتی كشــور حامی آنهاست. سهم زنان در پيشــرفت بســيار مهم و جدی است». رئيسی هيچ برنامه مشخصی برای بهبود وضعيت زنان ارائه نــداده؛ اگرچه در كليپی كه از خود منتشــر كرده و در آن درباره همســرش صحبت كــرده، صحبتهايش به اعتقاد برخی متفاوت از همقطارانش بوده اســت. آذر منصوری دربــاره اينكه وضعيت زنــان در دولت احتمالی يک اصولگرا - خواه رئيسی و خواه قاليباف – چطور خواهد شد، میگويد: «اساسا ما در پيشينه رفتار نامزدهای اصولگرا هيچ جايگاه گفتمانیای كه حاكی از اعتقادشــان به عدالت جنسيتی باشــد، نمیبينيم. برای قضاوت درباره عملكرد احتمالی آيندهشان كافی نيســت كه به ســخنان و شعارهايشــان گوش دهيم؛ اگرچه آنها هم متوجه شدهاند كه برای جذب رأی 50 درصد جامعه نياز است كه شعارهای متفاوتی بدهند. اين در حالی است كه بايد ديد كسانی كه الان بهعنوان نامزد انتخاباتی مطرح شــدهاند، در زمان مســئوليت خــود تا چه حد توانســتهاند شعارهايشــان را محقق كنند. فرقی هم ندارد؛ چه كســی كه رئيسجمهوری مســتقر بوده و چــه نامزدهايی كه در مســندی ديگر حضور داشتهاند. عملكرد همه آنها را ميتوان ارزيابی كرد. اساســا به ميزانی كه دولتی موافق توسعه باشد و در جهت تحقق توســعه پايدار و متوازن تلاش كند، توجــه جدی به بحث زنان خواهــد كرد. اين موضوع را كــه توجه دولتهــا به بحث زنان در حد شــعار اســت يا نه، بايد در عملكرد دولتها ديد. دولت گذشــته دولتی بود كــه يک وزير زن در كابينــه خــودش داشــت؛ اما در مجموع مشاركت سياسی زنان در دولت قبل به شــكلی قياسنشــدنی به نسبت ادوار قبــل از خــود كاهش يافت يا نرخ اشــتغال كه در دولت خاتمی 17 درصــد بود، به 10 درصد رســيد و الان در دولت روحانی اين رقم به 13 درصد رســيده است. در دولــت قبل شــكاف جنســيتی بــا بيشــترين شــتاب ممكن افزايش يافــت، ولــی در دولت روحانــی هــم شــاخص مشــاركت سياســی افزايش يافتــه و هــم رونــد نزولی آن متوقف شده اســت؛ تاجايیكه در آخرين گزارش، وضعيتمان يک عدد بهبود يافته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.