قصاص و حبس، مجازات مهندسی که آدم کشت

Shargh - - حوادث -

شرق: مهندس جوانی که متهم است با همدستی دوســتش از مردی ســرقت کــرده و او را به قتل رســانده اســت، به قصاص و دوستش به 25 سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، رسیدگی به این پرونده اســفند دو ســال پیش در پی اعلام مفقودی مــردي جوان در دســتور کار پلیس قرار گرفت. خانواده این مرد به پلیس گفتند: او معمولا سر ساعت به خانه برا میگشت اگر قرار بود جایی برود یــا دیر به خانه برگردد به ما اطلاع میداد اما امروز از هنگامی که ســر کار رفته است تا کنون به خانه برنگشــته و هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتیم جــواب نــداد. هنگامی هم که به ســراغ دوســتان و همکارانش رفتیم گفتند مانند همیشه سر ساعت به خانه بارگشته است.

با توجــه به گزارش مامــوران تحقیقات در این زمنیه آغاز شــد که بعد از چند روز ماموران موفق شــدند جســد این مرد جــوان را در حالــی که در ماشینش رها شده بود پیدا کنند. ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شــدند این مرد جوان با ســیانور مســموم شــده جان خود را از دســت داده است. بــا تحقیقات بیشــتر آنها متوجه شــدند این مرد پس این کــه دو مرد جوان جلوی یــک عابر بانک پولهایش را به سرقت بردند به قتل رسیده است.

بــه این ترتیــب یکــی از متهمان که ســیاوش نام داشــت، شناسایی و دســتگیر شد. او که همان ابتدا بــه کار خود اعتراف کرد، بــه مأموران گفت: بــا یکی از دوســتانم به نام کوروش برای ســرقت رفتــه بودیم. نمیخواســتم او را به قتل برســانم؛ فقط میخواســتم پولهایش را بگیرم. اما چون او چهره ما را دیده بود نمیتوانســیم او را رها کنیم؛ برای همین تصمیم گرفتیم او را از بین ببریم. به او ســیانور دادیم و پس از اینکه جان خود را از دست داد، او را در ماشــین رها کردیم. ســپس ماموران بــا توجه بــه گفته های ســیاوش همدســتش را شناسایی و دســتگیر کردند و به این ترتیب پرونده برای رســیدگی با صدور کیفرخواســت به دادگاه کیفری اســتان تهران فرستاده شــد و متهمان پای میز محاکمه رفتند. پس از انجام تشــریفات رسمی اولیای دم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. سپس سیاوش متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شــد و گفت: من در انجام قتل تنها نبــودم و دوســتم کوروش هم به مــن کمک کرد؛ پس از اتمام تحصیلات دانشــگاهی یک شــرکت تأســیس کردم که پس از مدتی به دلیل شرایط بد بازار ورشکسته شدم. هرکاری انجام دادم نتوانستم شــرایطم را تغییر دهم؛ برای همین تصمیم گرفتم به سراغ دزدی بروم و با این کار بخشی از مشکلاتم را حل کنم. بــرای همین این موضوع را با کوروش در میان گذاشــتم و او نیز قبــول کرد در این کار من را همراهــی کند. جلــوی عابربانک میایســتادیم و مردمــی را که برای پولگرفتــن میآمدند، داخل ماشــین میبردیم و بعد پولهایشان را میگرفتیم، با آن پول دلار میخریدیم و اینطور کســب درآمد میکردیم. بارها این کار را انجام داده بودیم و فقط دو نفر توانسته بودند از دستمان فرار کنند. تصمیم گرفتیم شیوه کارمان را تغییر دهیم تا کسی نتواند از دســتمان فرار کند. آن روز در خیابان میگشتیم که مردی را با ماشین اوپتیما دیدیم؛ با دیدن ماشینش فکر کردیم میتوانیم پول زیادی از او بگیریم، برای همین تا خانهاش به دنبالش راه افتادیم. هنگامی کــه در پارکینگ را باز کرد جلــوی او را گرفتیم و او را تهدیــد کردیم که به ما پول بدهد. او را به داخل ماشــین بردیم؛ من جلو نشســته بــودم و کوروش عقب نشســته بود. مرد جــوان کارت عابربانکش را از جیبــش در آورد، بــه مــا داد و گفــت فقــط دومیلیــونو 500 هزار تومان داخل آن دارم. با هم مقابــل عابربانک رفتیم؛ وقتی پــول را از او گرفتم، میخواســتم او را رها کنم اما کــوروش مخالفت کرد و گفت او صورت ما را دیده اســت و به پلیس گــزارش میدهد. به مــن گفت قرص ســیانور به مرد جــوان بدهم، من هم قبول کــردم و قرص را در دهان مقتول گذاشــتم و کــوروش هم آب را به زور داخل دهان او ریخت، بعد هم مقتول کف بالا آورد و جانش را از دســت داد. ســپس کوروش در جایگاه حاضر شــد؛ او اتهامــش را رد کرد و گفت: سیاوش آن مرد جوان را به قتل رساند . من آن روز ماسک به صورت داشتم و در صندلی عقب نشسته بودم اما آن مرد چهره ســیاوش را دید برای همین ســیاوش قرص سیانور را در دهان او گذاشت چون میترســید آن مرد به سراغ پلیس برود و پلیس او را شناسایی کند.

در پایــان قضات متهم ردیف اول را به قصاص، 15 ســال حبس به دلیل آدمربایی، 25 سال حبس به دلیل سرقت و 74 ضربه شلاق محکوم کردند و متهم ردیــف دوم را از اتهام معاونت در قتل تبرئه کردند و او را به 15 سال زندان به دلیل آدمربایی و 25 ســال حبس به دلیل سرقت و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.