نگاهی به نمایش «تاریکی» به کارگردانی رامین اکبری

Shargh - - تئاتر - ادامه در صفحه 11 تمثیل و معنا پوریا گلشناس

نمایــش «تاریکی» کــه هماکنون در تماشــاخانه عمــارت روبــهرو روی صحنــه مــیرود، اینچنین آغاز میشــود: یکی از بازیگرها وضعیتی را توصیف میکنــد که در آن خانمی که در این حین پشت به ما روی میزی نشســته است، پنجاهوســه روز است که تصمیم گرفته اســت خانهاش را – و متعاقبا همســرش را- ترک کند. این تصمیمِ نابهنــگام را بازیگری که مدعی است میتواند همه رفتارهای او را بــه بهترین شــکل تقلیــد کند، بیــان میکند. بازیگــرِ خانم حالات و موقعیــت آنهــا را روایــت میکند و همــراه با بازیگر آقا وســایلی را روی میزی میچیننــد و بهجای نقشهای اصلی کارهایی را صــورت میدهند. ایــن دو بازیگر از همان آغــاز نمایان میکننــد اجرا نــه به نحــو متعارف آن، یعنــی بازیکــردنِ بازیگرهــا در پیشــبرد روایت، بلکه بنابر بیاعتنایی بــه درجــازدن در یــک ضدروایت و شالودهشکنی از اشــکال ساختارمند روایی شکل گرفته اســت؛ بهواسطه تمهیداتــی بــرای آشــناییزدایی که در راســتای معنازدایــی از بازیگرهــا بهعنــوان بازیگــرانِ نقشهاشــان صــورت میگیرد. این متــن در ادامه موقعیتهایــی بســیار غریــب و توصیفنشدنی را به صحنه میکشاند که هریــک بهنوبه خود، باوجود آنکه به وقایعی واقعی که احیانا برای این دونفر - زن و شــوهری در خانهشانواقعــا رخ دادهانــد اشــاره دارند، تا ســرحد ممکن از معنا تهی شــدهاند و دچار پیچیدگیهای معنایی ناشــی از تضــاد و عدم همنشــینیهاییاند کــه درام را، خاصــه به مثابــه پیوند رخدادهایــی پیدرپــی و معنــیدار پــس میزنــد. ازاینرو، ایــن اجرا که وقایــع در آن بهنحــوی نامتعارف و تعمــدا بیربط و نامتناســب شــکل گرفتهانــد، مؤلفــهای بنیادیــن در تئاتــرِ ابــزورد را پیش مینهــد: گریز از اجــرای یک نمایش. ســکوتهای طولانی، همجواریهــای نامتعارف، مثــل خندههــای بیوقفــه بازیگرها زمانی که ماجرایی بهشــدت بیمعنا و نامتناســب ازسوي کســی تعریف میشود، گذشــته از صحهگذاشتن بر محدودیــتِ فراگیر امــکان همزمانی یا بهعبارتبهتر هرگونه رابطه زبانی، بازنمای موقعیتهای بدیعی اســت کــه از زندگی زوجی که در بحرانی به وصفنیامدنیاند توصیف میشــود. این تمهیــدات اجرائی، با مســامحه درباره اینکه بازیگرهای این نمایش تا چه اندازه از پســش برمیآمدند- که باید اعتراف کرد از پس این دشــواری برنیامدنــد- تا اندازهای اجرا را دیدنی میکرد. اما آنچــه که غیابش خلائی نظرگیر را موجب شــد، عدم انسجام متن در پیشــبرد این ایدههای خلاقانه بــود؛ به همین جهــت عناصر خلاقه خام میمانند. ایدههای اجرائی جالب توجهِ اکبری، بهواسطه نمایشنامهای ضعیف نابود شدند. باوجود آنکه این نمایش توانســته بود بهلحاظ اجرائی با الهام از دیگر آثار هنری در لحظاتی از اجــرا موقعیتهایی بدیع داشــته باشــد، صرفِ کنارهمگذاشــتن و کلاژِ ظواهــرِ توجهبرانگیز از چنــد فیلم، برای اجرای یک تئاتر بســنده نیست. عناصــر بیربط آنچنــان بیهودهاند و آنچنان بیمعنی مینُمایند که اطلاق لفظ تئاتر بر اجرا دشوار میشود. تئاتر ابزورد بیمعنایی را تا ســرحد ممکن پی میگیــرد بــرای اینکــه بازنمای چگونگــی بیمعنایی باشــد و از این حیث آفریننده معنایی ضدِمعناست؛ بههمینرو مِثل بکت نوشــتن بســیار دشــوار اســت. گفته خواهد شد که انســجام نمایشــی را در متنی ابزورد و ضدنمایــش چطور میتوان ســراغ گرفت؟ عملا نوشــتن نمایشنامهای که با ســاختارهای متعارف دراماتیک ســر نزاع برمیدارد و از همین حیث خواســتار برنهادنِ بدیلی از اجراست، بهمراتــب کار دشــوارتری اســت تا نوشــتن متنی کــه از بنیان خــود را مبتنیبــر نمایشنامــه بهمثابه اثری ادبی میکند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.