جزیره سرگردانی*

Shargh - - هنر - مهرداد حجتی

سیوپنجمین جشنواره بینالمللی جشنواره فیلم فجر در حالی فردا کار خــود را به پایان میبرد که در طول ســیوچند دورهاش با تغییــر مدیریتها بارها دســتخوش تغییر شده اســت. آخرین تغییر و البته مهمترین آنها جداشــدن آن از بخش ســینمای ملی بوده است؛ اتفاقی که برای نخستینبار همین چندسال پیش رخ داد و بسیاری را شگفتزده کرد! چون از قرار معلوم از ابتدا بنا بــود بخش ملی و بینالملل یکجا برگزار شوند و میهمانان خارجی هم در طول برگزاری 1۰روزه آن بتواننــد با تولیدات ســینمای ایران آشــنا شوند. بازار فیلمی هم که همهساله در کنار جشنواره برپا میشــد این امکان را فراهم میکرد تا نمایندگان شرکتهای بینالمللی پخشکننده فیلم بتوانند با آثار متنوع ایرانی و هنرمندان تولیدکننده آنها آشــنا شوند و از این طریق شــرایط برای خرید و توزیع گسترده آثار ایرانی فراهم شود. بههمیندلیل همزمانی دو بخش جشنواره تمهید شده بود. چون از همان ابتدا معلوم بود که بنا بر برخی ملاحظات و محدودیتها، امکان برگــزاری جشــنوارهای با اســتانداردهای بینالمللی در کشــور موجود نیســت. پس از همان ابتدا ترجیح داده شــد به جنبــه ویترینی بخــش بینالملل اکتفا شــود و قید رقابت با جشنوارههای معتبر جهانی زده شــود. هرچه باشد نمایش هر نوع فیلم، آنهم بدون سانســور در بخش بینالملل میســر نبــود که طبق قوانین بینالمللی برگزارکنندگان اجازه دخلوتصرف و سانسور در فیلمها را نداشتند. برایناساس راهاندازی جشــنوارهای در قواره جهانی کامــلا منتفی بود، چه رســد به اینکه بتواند با جشنوارههای بزرگی نظیر کن، ونیز یا برلین رقابت کند که این بیشــتر به یک شوخی شــبیه بود. با توجه به این پیشــینه، در یکی، دوساله اخیر مسئولان ســینمایی تلاش کردهاند با جداکردن بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر و طراحی هویتی مستقل برای آن، به جشــنوارهای متفاوت بیندیشند؛ جشــنوارهای کــه در آن آثاری کمتر دردســترس اما قابلتأمل برای علاقهمندان بــه نمایش بگذارند تا از ایــن رهگذر چندروزی فضای ســینما را گرم کنند، اما اینکه آیا قرار اســت این رخداد تأثیری هم بر سینمای ملی بگذارد چندان معلوم نیست؟ آیا استقلال بخش بینالملل جشنواره میتواند در میانمدت یا درازمدت منتهی به یک جشــنواره معتبر شود؛ این هم معلوم نیســت؟ معلوم نیست به این دلیل که مدیران بعدی سینمای ایران هنوز معلوم نیســتند. جشنوارهای که پس از سیوچندســال هنوز قاعدهمند نشــده و طبق چارچوبی روشــن اداره نمیشــود چگونــه میتواند آیندهای روشــن و باثبات داشــته باشــد؟ از یکســو سختگیری قوانین و از سوی دیگر بیثباتی مدیریتی اجازه شــکلگیری جشــنوارهای باثبات را نمیدهد. ۳5 دوره جشــنواره با اجارهنشینی همراه بوده است. هنــوز پس از اینهمهســال کاخی برای آن ســاخته نشــده است. کاخ که سهل اســت، حتی سالنی برای آن تدارک دیده نشده است. جشنوارههای ما بیشتر به دورهمی شباهت دارند تا جشــنواره؛ رویدادهایی که در طول اینهمهسال هنوز به کمال نرسیدهاند و گویا قرار هم نیست برسند. حتی گاه مناقشه بر سر بودن یا نبودن آن هم مطرح بوده است؛ آن هنگام که دولت احمدینــژاد قصد مدیریت جهان را داشــت! همان دولتی که سعی داشت برای سینما ریل بسازد و خود ســکان آن را در دست بگیرد! همه این فرازونشیبها نشــان میدهد که اموری از این دســت - فستیوال یا جشــنواره - هنوز دربند ســلیقهها اداره میشــوند، بیآنکه آیندهای روشن داشته باشند. مادامی که برای این امور نهادی مدنی تأســیس نشود و رشته امور به آن نهاد واگذار نشــود، وضع به همین منوال خواهد بود. دیر یا زود تصدیگری دولتی باید جای خود را به تصدیگری مدنی و غیردولتی بدهد؛ اتفاقی که قطعا منجر به رشــد خواهد شد. آیا دولت آینده به تأسیس نهادهای مدنی همت خواهد گماشــت؟ آیا بالاخره جشنواره فیلم فجر پس از اینهمهسال روی ثبات به خود خواهد دید؟ باید صبر کرد و دید. شاید پس از ۲9 اردیبهشت در بر پاشنهای دیگر بچرخد!

* تیتر یادداشت برگرفته از عنوان رمانی به همین نام از زندهیاد سیمین دانشور است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.