داروهای جدید برای موردهای آزمایشگاهی

Shargh - - جامعه - مریم پیمان

شُک در چشمهایش مینشــیند. دستش روی دســتگیره شُــل میشــود. «دروغ میگویی! تو که چیزیــت نیســت ». لبخند از مخفیتریــن لایههای درونــم بیرون میآیــد و روی صورتــم جا خوش میکند. به چند دقیقه نکشــیده که همه پرسشها و ابهاماتش را پاسخ میدهم و او از خاطره چندین ســال قبل از تشخیص بیماریاش میگوید. چندین پــرده و کیلومترها فاصلــه با یــک راز درنوردیده میشــود و من با او دوست میشــوم، چون هر دو «اماس» داریم. از ترس حتی دیگر به دکتر هم سر نزده است. دوســت ندارد باور کند که مردی بیمار است و ممکن است روزی ناتوانی به سراغش بیاید. از تجربه لمسشــدن دستهایش و حساسیت به گرما میگوید و فشــارهای عصبی منجر به تشدید علائم در پاهایــش. خاطره میگویــد. به روزهای شــاد تولد فرزندانش و موفقیتهایش میرســد و بیتعارف و شــاد لبخند میزنــد و من در دل برای آینده این خانواده شــاد نگران میشوم. امید پشت عینک او تقویت میشــود و ترس در دل من. انکار بیماری و نشانهها از او و اصرار بر لزوم جدیگرفتن درمان از من. میان خاطرات مفصل او از چهار سال انکار، دســتوپا میزنم. هوا گرم شــده اســت. به سبزی درختان سرککشیده از پنجره خیره میشوم و در خــود خــم؛ «چه درد اســت ایــن؟ چه درد است این؟ چه درد اســت؟» شَک در چشمهایش مینشیند. لرزش دستانش بیشتر میشود. «دنبالت میگشــتم. ببین! دکترم! این فهرست را برای تغییر آمپول به کپســول داده است». مثل نگاه غریقی به نجاتش به چشــمهای من خیره میشود. با تردید به کاغذ کوچکی نــگاه میکنم که روی آن هر نوع آزمایش ممکنــی از آزمایش خــون و اکوی قلب تا امآرای را نوشــته و لرزش دســتانش در تکتک واژههای روی کاغذ عیان اســت. «میپرسم، بهت خبر میدهــم. دادن این آزمایشهــا هیچ ضرری ندارد». کمی تعلل میکند. «هزینهاش زیاد است. اگر سر کاری باشد چی؟» چیزی درونم میریزد. به دستهای زمخت، مردانه و لرزانش نگاه میکنم. بــرای او هزینه هرکدام از آزمایشها ســنگینتر از توان پرداخت اوســت و اگر داروی جدید در بهبود بیمارياش موفق عمل نکند، آخرین امیدهای یک خانواده به بــاد خواهند رفــت. «از آزمایش خون شروع کن! مطمئن که شدیم، برو سراغ هزینههای بیشتر! اما به این فکر کن که داروی جدید غیرتزریقی در بلندمــدت، هــم تو را کمتــر آزار میدهد و هم هزینه کمتری برایت دارد». با تردید به چشــمهای هم نــگاه میکنیم. در خودم بیرمــق از گرما خم میشوم؛ «چه درد اســت این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟» اینبار هم خبر داروی شفابخشی رســانهها را پــر کرده اســت و بیماران خســته از داروهــای کنترل «اماس» را نویــد درمان میدهد. داروهــای جدید همیشــه در نمونههــای محدود آزمایش شدهاند و ما مبتلایان به «اماس» ناچار به دلخوشکردن به آنها شدهایم. خسته از بیماری و داروهای ســخت و عوارض آنها به داروهای جدید دل میبندیم و چشم انتظار معجزهای برای درمان. ما «موردهای آزمایشگاهی» به انتخاب خود برای تحقیق پزشــکی دســت به مصرف دارویی جدید میزنیــم و عوارض نوی آنها را کشــف میکنیم تا دفترچههــای عوارض را ســنگینتر کنیــم و تنها میپرسیم ؛ «چه درد است این ؟»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.