شايد ترامپ «کندی» ديگری باشد

Shargh - - جهان - جف گرینفیلد* ترجمه: بهاره محبي

۲۹ آوریــل صدمیــن روز ریاســتجمهوری دونالــد ترامــپ، رئیسجمهــور غیرمعمول ایالات متحده، اســت. بااینحال یک مقام کاخ ســفید میگوید که ترامپ برای تغییردادن همهچیز تنها به ۲۰ روز زمان نیاز داشــته است، نه ۱۰۰ روز. واقعا؟ پس چه اتفاقی میافتاد اگر «اوباماکر» لغو نمیشــد، قانــون جدیــد مهاجرتی اجرا نمیشــد یا بازرســان متوجه نمیشدند که باراک اوباما برج دونالد ترامپ را شنود کرده است. در آینده چه خواهد شد، آیا با روند فعلی ریاستجمهوری امکان دارد که استیضاحی در کار باشد؟ آیا ممکن است جمهوریخواهان در نهایت به این نتیجه برسند که مانع از رسیدن دوباره ترامپ به کرسی ریاستجمهوری شوند؟

خب شــاید شما کاخ سفید را بهخاطر وحشتی که در چند ماه گذشته در آمریکا و جامعه جهانی ایجاد کرده ســرزنش کنید، اما واقعیت این اســت که عملکرد کاخ سفید واکنشــی به مانورهای گسترده رسانهای بوده که در ارزیابــی اولیه خــود از عملکرد دولت ترامپ، او را بــه نادانی متهم کردند. به دو هفته پیش از مراسم سوگند ریاســتجمهوری که بازگردیم، به دهها مطلب و گــزارش برمیخوریم که پیشبینی قاطعــی از هفتهها و ماههای نخست ریاستجمهوری داشتند؛ مطالبی با این عنوان که ۱4 هفته )صد روز نخست( ریاســتجمهوری ترامپ چگونه خواهد بود... خب این رسانهها و کارشناســان بودند که با استفاده از استعاره ریاســتجمهوری ترامپ را به بازی بسکتبالی تشــبیه کردند که در سهدقیقه به یک فاجعه ختم میشود. این روند تا جایی پیش رفت که برخی پیشبینی کردند در هجدهمین هفته ریاســتجمهوری ترامپ احتمالا انتخابات ریاستجمهوری دیگری برگزار خواهد شد.

این ســنت ارزیابی عملکرد صدروزه نخست ریاســتجمهوری از زمان ریاستجمهوری فرانکلین روزولت در سال ۱۹۳۳ آغاز شد. آنطور که آدام کوهن،... به یاد میآورد، بهترین واژه برای توصیف شرایط آن روزها «وخیم» بود. با ورشکســتگی ساعتبهســاعت بانکها، کســانی که برای حضور در مراسم سوگند ریاســتجمهوری آمده بودند نمیتوانستند پس از ترک هتل صورتحسابهای خود را بپردازند. سیستم بانکی از کار افتاده بود. بیکاری ۲۵ درصد بود. بازار ســهام فروریخته بود. بنابراین همه به این نتیجه رسیده بودند که نمیشود اقدامی اساسی کرد. اما آنچه اتفاق افتاد، تصویب سریع ۱۲۵ قانون اجرائی بود که فعالیت نهادهای فدرال را نشــانه رفته بودند؛ از ســختترین تدابیر نظارتی بر سیســتم بانکی گرفته تا طرحی که کشاورزان آمریکایی را از ســقوط به ورطه فاجعهبار اقتصــادی حفظ کرد و همچنین طرحهای عمومی که نتیجهاش ایجاد صدها شغل بود.

کوهن مینویســد: «در آن زمــان وقتی مردم به گذشــته نگاه میکردند میدیدند که او کارهای زیادی انجام داده اســت، اما این طرحها هیچگاه در دســتور کار نبود. مهمترین دســتور کار دولت این بود که باید کارهای زیادی انجام دهد». این ســنت ارزیابی عملکرد صدروزه اول، دامی است که تمام رؤسایجمهور پیشین، حتی موفقترینشان نیز در آن گرفتار شدهاند. جان اف کندی تلاش کرد در همان دقایق نخست حضورش در دفتر ریاستجمهوری خود را از این دام برهاند. او در مراسم سوگند ریاستجمهوریاش گفت که اولویتهای دولتش چیزی نیســت که در صدروز نخست به پایان برسد. او حتی تأکید کرد که سیاســتها و طرحهایی که اجرا خواهد کرد در هزار روز یا حتی پایان دولت او نیز به ســرانجام نخواهد رسید و ادامه خواهد داشت «پس بیایید شروع کنیم».

باوجوداین تاریخ گواهی این مدعاست که مشکلات بهمراتب بزرگتری از ناتوانی برای تکمیل مجموعهاي از سیاستهای بلندپروازانه در کمتر از سه ماه وجود دارد. به عملکرد هرکدام از رؤســایجمهور پیشین ایالات متحده کــه نگاه کنید متوجه میشــوید که تعداد کمی از آنها در ماههای نخســت زمامداری الگوی کارآمدی را برای ادامه ریاستجمهوری ارائه کردند.

نکته قابل توجه این اســت که حوادث و تحولات تمام مفروضات اصلی یــک رئیسجمهــور را تغییر میدهند. کندی در فضای جنگ ســرد و با این مفروضــات روی کار آمد که «آمریکا باید تســلیحات جدیــد تهاجمی برای جنگهای چریکی» طراحی کند، اما در جریان بحران موشــکی کوبا نظرش کاملا تغییر کرد. کندی درســت زمانی ترور شد که تلاش برای پایاندادن به جنگ ســرد و یافتن زمینههای همکاری مشــترک با اتحاد جماهیر شوروی را آغــاز کرده بود. زمانی که ســخنرانی ژوئن ۱۹6۳ کنــدی را با لفاظیهای انتخاباتی او در ۱۹6۰ مقایســه کنید، بهســختی میتوانید بــاور کنید که این دو ســخنرانی را یک نفر انجام داده است. جورج دبلیو بوش هم زمانی که در انتخابات ریاســتجمهوری به پیروزی رسید، همه تصور میکردند که او قرار اســت با ملتســازی بیش از اندازه مقابله کرده و در سیاست خارجی نرمخو باشــد، اما پس از حملات ۱۱ ســپتامبر در نیویورک و واشنگتن، بوش سیاســت «بردن دموکراسی به سراســر خاورمیانه» را در پیش گرفت. او در مراسم سوگند ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۰۵ گفته بود : «سیاست ایالات متحده حمایت از رشــد جنبشها و نهادهای دموکراتیک در تمام کشــورها با هدف پایاندادن به اســتبداد در جهان است»؛ سیاستی که ودرو ویلسون یــک قرن پیــش وعده تحققش را داده و به نتیجه نرســیده بود. فهرســت غیرمنتظرههای ریاســتجمهوری به همینجا ختم نمیشــود. آیا صد روز نخســت ریاســتجمهوری نیکسون نشانی از این داشــت که او چندی بعد قرار است به دیدن مائو تســه زودونگ به پکن برود؟ آیا در صد روز نخست ریاســتجمهوری رونالد ریگان کسی این گمان را داشت که او روزی با رهبر اتحاد جماهیر شوروی قدم بزند؟ یا درباره باراک اوباما آیا کسی انتظار داشت که پس از پیروزی خیرهکننده در انتخابات ۲۰۰۸، هشــت ســال بعد حزبش متحمل چنین شکست سنگینی شود؟ با درنظرگرفتن این موضوع شاید باید کمی صبر کنیــم و باید میان توییتهای بهظاهــر احمقانه دونالد ترامپ و آنچه قصد دارد انجام دهد تفاوت قائل شویم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.