من با معلمی زندگی میکنم

Shargh - - تختهسفيد - عبدالجلیل کریمپور کنشگر رسانهای از خواف

از کودکــی، زمانی که به دبســتان میرفتم، همیشــه معلم را بر اریکه قدرت اندیشــه میدیدم و باور داشــتم که میتواند حتــی جهانی را تغییر دهد! میتواند پاســخگویی صبور برای همه سؤالهای درون ذهنم باشد! آنچه از او و کلاسش در ذهن من ماندگار ماند، شکوه اندیشهاش بود که مرا خالصانــه به جایگاهش علاقهمند میکرد. با خودم میگفتم: اگر پلیسها اســلحه دارند، او هم اندیشــه دارد. او میداند و میتواند. سالها گذشت، معلمان زیادی را دیدم. من هم بزرگتر میشــدم، زمانه تغییر میکرد. باز هم او را دوســت میداشــتم. معلمی را هم دوست میداشتم. آنقدر که خود نیز معلم شدم و امروز، معلمی همه زندگی من شده است! معلمی را دوست دارم، همچون نجابت عشق و میدانم که در این راه نباید خود را گول زد. باید آدم بود و عاشــق. باید فهمید. باید از خواب غفلت بیدار شد. باید خلاقیت داشــت... میدانم که معلم خوب، معلم آگاه است. میداند که نباید متملق باشد. میداند که رئیس بنا بر دلایلی رئیس شده و او بنا بر همه دلایل معلم اســت. او میداند که اگر خود بر حقوقش آگاه باشد آن را مطالبــه میکند و خود نیز میتواند دیگری را از حقوقش آگاه کند. او اگر به خود احترام بگذارد و خود را ارزان نفروشــد، دیگران هم برایش ارزشی قائــل خواهند بود. معلم خوب تنها کار و هدفش برایش ملاک اســت، نه خرسندی پشت میزنشینان. معلم خوب میداند که دانشآموزش به امید او به مدرســه میآید. میخواهد او هم بفهمــد، او هم از ناآگاهی به تنگ آمده اســت. معلم خوب باید راهش را آگاهانه انتخاب کند و مراقب باشد که پایش بر گلولای غفلت نچسبد! حال که افزون بر 20 سال از معلمیام گذشــته، معلمی را زندگی میکنم و تلاش میکنم تا آزاد باشــم و درس آزادگی بیاموزم! با خود عهد بســتهام که معلم باشم و این واقعیت را که معلمــیاز ارج و قرب افتاده را از ذهنم بیرون بیندازم و هیچگاه چشــمان گودرفته و منتظر شاگردم را با دنیاها عوض نکنم و با خودم عهد ببندم که همیشه معلم باشم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.