گفتوگو با لادن مستوفی، بازیگر

Shargh - - نقد -

یعنی اعتراض میکنند؟

نه شــرایط كاركردن برایشان مهیا نیست. فیلمی را با ترس ساخته و فیلم بعــدی را با ترس بیشــتر و همینطور در نهایت بدهیها بالا آمده و شــرایط ســختتر شــده و دیگر فیلم نساخته اســت. در تئاتر هم همینطور. هی به مختصرها قانع بوده تا جایی كه شرایط سختتر شده است. البته یک عده هم رشــد كردهاند. آنها بنابر نیاز مخاطب امروزی خوراكی را مهیا كردهاند. البته بعضیها خوب و بعضیها هم خوب نبودهانــد. بعضیها ذائقه تماشــاگر را بــه انحراف برده و جریان درســتی را دنبــال نکردهاند. خب، مــن در این شرایط سعی میكنم برای انتخابهای تئاتریام سختگیرتر باشم.

سختگیری روی متن...؟

بلــه، ســختگیری روی متــن، كارگردانــی، شــیوه اجــرا و... تئاتــر ســختیهای خــودش را دارد و مــن دارم بنابر نیــاز درونی خودم، تئاتر كار میكنم. به خاطر پولش كار نمیكنم.

تئاتر اصلا پول و شهرتی که در تلویزیون یا سینما هست را ندارد...

بله... یادم هست سال 90 یا 91 بود، خدای كشــتار پر بینندهترین كار سالن اصلی شد.

در تــالار اصلی تئاترشــهر یا چهارسو؟

اصلی... 12هزار نفر كار را دیدند.

اگر بخواهیم سختگیریتان را در تئاتر ببینیم چه چیز باعث شد در «خدای کشتار» بازی کنید؟

حالا میگویم، ببینیــد 12هزار نفر تماشــاگر در مقایسه با بیننده میلیونی تنها یــک تلهفیلم یا قســمتی از یک ســریال عدد ناچیزی اســت و این تازه در بهترین شرایط و در بزرگترین سالن تئاترشــهر اتفاق میافتد. پس شما در تئاتر صرفا به دنبال دیدهشدن نیستید حتی اگر بیشترین مخاطب را هم جذب كنید. این تاش یک ســقف محدودی دارد، تازه در بهترین شکلش... بنابراین یک عشــق، یک حس خوب شما را به دنبال خود میكشد.

خدای کشتار؟

خدای كشــتار از بهتریــن متنهای خانم یاسمینا رضاست. من متن را بسیار دوست داشتم اما آن شکل اجرا را كه از ابتدا هم قــرار نبود به آن حد از كمدی برسد، دوست نداشتم بالاخره دوستان كمک كردند و رفتهرفته از اجرای اول تا آخر، كا اجراها متفاوت شد.

یعنی کمدیتر شد؟

بله... كــه این كمدی ســلیقه من نبود.

درحالیکه فیلم پولانســکی از خدای کشــتار با غالبشدن وجه تراژدی همراه میشود...

نــه بهطــور كامــل ولــی بلــه تا حدودی...

اما متــن هر دو وجه تراژدی و کمدی را دارد...

بلــه. متن با ظرافت تمــام این دو وجــه را در هم تنیده اســت. بنابراین نیازی نیست كه شــما بخواهی آن را كمدیِ صرف كنی. اصا نیازی نیست آن طنزی را كه در عمق متن هست، به سطح بکشانی.

همین که در فضــای متمدن دچار رفتار غیرمتمدن میشــوی، خود وضعیت کمیک هست و از آن سو آن بار خشونت باعث میشود که در آن تراژدی غالب شود؟

بلــه... بیرونكشــیدن شــخصیت واقعی آدمها پشــت آن جای ظاهری و پشــت آن صورتکهایی كه برای هم میزننــد، دقیقا اتفاقی اســت كه اصا مرز و زمانی ندارد. اتفاقی اســت كه در همهجا و در هر شرایطی واقع میشود. در آن نمایــش من دوســت نداشــتم بهخاطر قهقهههای بیوقفه تماشاگران از دریافتم از اثر فاصلــه بگیرم، اما من در شــرایط ناگزیری قــرار گرفته بودم، بههرحال باید ســعی میكــردم در آن شــرایط بهترین حضورم را نشان بدهم. قطعــا نمیتوانســتم در آن ســطح از كمدی ظاهر شــوم چــون اعتقادی به آن نداشــتم. بله، جایی هست وارد مرز كمــدی میشــوی كه جایش درســت هست و زمانش هم... شما در آن لحظه كمدی را به تماشــاگر میدهی، درواقع پشت آن كمدی حرفهایت را میزنی. اما آنجــا جایش نبــود. در آن اجرا آن شکل از كمدی سلیقه من نبود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.