میان واقعیت و آرمان

Shargh - - هنر -

نتیجهای که«دنیــل بلیک» کن لــوچ - بهعنوان فیلمی همدوره با «تونی اردمن» به دســت میدهد و فیلم مــارن اده فاقد آن اســت. تنها بــه این دلیل که کــن لــوچ محتــوای کارش را بهواســطه متنی تمامــا واقعگرا ارائه کرده اســت اما فیلــم مارن اده میــان نمایش واقعیــت و پردازش آرمان در نوســان است. ســرمایهداری متأخر واقعیتی نیست که بتوان سربهسرش گذاشــت )کاری که اده در دوسوم نهایی فیلمش کرده اســت( آدمهــای بیرحم و عاطفهای دارد که نهایت عطوفتشــان لحظاتی همسوشــدن با صدایی متفاوت اســت و درنهایــت – باوجود دهها میل باطنی - پسزدنش )کاری که اینس در یکسوم ابتدایــی فیلــم میکنــد(. اده میتوانســت روی این قســمت فیلمش بهعنوان تنها قســمت فیلم تمرکز بیشتری داشته باشد؛ سرسپردگان سرمایهداری در این قسمت واقعیاند؛ اینس نیز بهعنوان فردی گمگشته میان آنها و پــدر، قابل باور اســت و دلقکمآبیهای وینفریــد نیــز در تضاد بــا واقعیتی بیرحم، بســیار کمیکتر از اداهایی است که در مابقی فیلم میبینیم. بازگرداندن غیردراماتیک وینفرید به روایت، به سوادی ساختن پیامی جهانشمول )اینکه باید خوشبخت بود و کودکان را به فراموشــی نسپرد(، آغاز انقراض اثری است که میتوانست دیدنیتر از اینها باشد. مارن اده یا باید همانند ژاکو وان درمل در «روز هشتم»، درونمایه همسویی عاقل و مجنونش را بهصورتی ژنریک پیش میبرد و به معنای دلخواهش میرســید یا اینکه در نقد بیرحمیهای سرمایهداری متأخر، همانند روش کــن لوچ، متنی به تمامی رئالیســت ارائه میکرد. در صورت فعلی ما با واقعیتی طرفیم که بعضی مواقع واقعی اســت و در بیشــتر مواقع نه. ازاینرو سراسر یکســوم ابتدایــی فیلم و یکی، دو صحنه بهشــدت پرداختشده در ادامه )همانند جشن تولدی که اینس برای خودش گرفته( دیدنیاند و در مابقی فیلم از این ظرافت و ذکاوت هنرمندانه خبری نیست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.