حرفهایبیمبنایشعاری علی ســرزعیم، اســتاديار اقتصــاد دانشــگاه علامه طباطبائی

Shargh - - اقتصاد -

شــاید بهتریــن روش بــرای بررســی وعدههای کاندیداها، بررســی مبنایــی باشــد که براساس آن ارقامشان را بیان میکنند. درباره آقای قالیباف، متأسفانه باید گفت ارقامی که در ســخنان انتخاباتــیاش مطرح میکنــد، اصلا پایه و مبنایی ندارد، نه اینکه پایه و بنای علمی نداشــته باشد، واقعیت این اســت که روشن نیســت اصولا این سخنان مبنایــی دارد یا خیر؟ برای نمونــه به چند موردی که در سخنان پنجشنبهشب بیان کردهاند، اشاره میکنم؛ آقای قالیباف درباره چهار درصد مردمی در ایران سخن گفته اســت که به تعبیر ایشــان افراد تافته جدابافته از مردم هستند یا در نمونهای دیگر اشــاره کردند که آنهایی که قاچاقچی حرفهای هســتند و دلالانی کــه زالوصفتانه

بدون هیچ فعالیت و تلاشــی بیشترین سهم و سود را از دسترنج کشاورزان و تولیدکنندگان صنعتی و کشاورزی میبرنــد و منافع چهار، پنــج برابری دارنــد. خب؛ من پرسشم این است که اصلا این اعداد را از کجا آوردهاند؟ به چه روشــی متوجه شدند که بیشتر ثروت ایران دست چهار درصد مردم اســت؟ ما در روشهای علمی امروز بیش از هر نکته و درصدی، دهکهای درآمدی را هدف قرار میدهیم. واقعیت این اســت که به گمان من آقای قالیباف از استراتژی سیاهنمایی آقای احمدینژاد استفاده میکنند؛ درباره فاصله دهکهای درآمدی و بیکاری و... از شــیوه اغراقآمیز و ســیاهنمایی بهره جســتهاند؛ اما متأســفانه بیشــتر سخنانشــان «مندرآوردی» است و همانطور که اشاره شد، بن و پایه علمی ندارد.

نمونه دیگر ســخنان بیپایه آقای قالیباف، موضوع ایجاد شــغل از محل صنایع پتروشــیمی است؛ او گفته «اگــر برای همین یک مورد اقدام جدی شــود، چند صد هزار شــغل ایجاد میشود. در صنایع پتروشیمی بهازای هر یک میلیون تن، ‪2 00‬هزار شــغل به شکل مستقیم و ۴00 هزار شــغل غیرمســتقیم ایجاد میشود». متأسفم که باید بگویم اینجا هم ســخن بیمعنای دیگری عنوان کرده اســت. همه میدانند پتروشیمی صنعتی بهشدت ســرمایهبر و کمکاربر اســت. واقعیت این اســت که اگر فقــط یک بار، یــک پتروشــیمی را از نزدیــک دیده بود، متوجه میشد این سخنان غیرکارشناسانه است، چراکه پتروشیمی از جمله صنایعی است که کمترین شغل را با بیشترین سرمایه ایجاد میکند. نمونه دیگر سخنانشان درباره مسکن است؛ متأســفانه آقای قالیباف به مسائل مهمی توجه و دقــت ندارند، حتی به اصول ابتدایی که امروز بدیهی شــدهاند. موضوع عرضه و تقاضا، موضوع مهمی در سازوکار اقتصادی است؛ برای همین بیدقتی و بیتوجهی اســت که وضع تهران به ایــن روز درآمده اســت. گویا آقای قالیباف تصور میکنند اداره کشور هم شبیه تراکمفروشی در تهران است. ایشان در سخنانشان به موضوع ریزگردها هم اشــاره کردهاند؛ خب شــمایی که نگران ریزگردها هســتید، چرا معضل آلودگی هوای پایتخت را حــل نکردید؟ اگر توان اداره کشــور را دارید، چرا تهران را درســت اداره نکردیــد؟ آلودگی تهران که متأسفانه هزینههای اقتصادی- اجتماعی بسیاری برای کشــور دارد. نکته مهم دیگر در ســخنان آقای قالیباف، موضوع معضل قاچاق بود؛ متأســفانه روشــن نیست چطور ممکن است مشــکل صنایع ایران به قاچاق ربط داشــته باشــد. رابطه معنادار مســتقیمی بین معضل صنایع، رکود و کیفیت بســیار پایین تولیدهای داخلی با قاچاق وجود ندارد؛ میخواهم بگویم محصولات تولید داخل، قدرت رقابت با خارجیها را ندارند؛ این مشــکل باید با یکســری مقدمات مانند کارکرد نظام بانکی، حل معضل رکود، رشد در صنایع و... حل شود؛ سپس صنایع رشــد کنند و در گام بعدی محصولات باکیفیتی که نیاز مصرفکننده داخلی را برطرف کنند، تولید شود.

داستان اینگونه آماردهی بسیار روشن و شفاف است؛ هر جا که ضعفی باشــد، فعالان سیاســی محتاج رأی مردم، در ســخنان و شعارهایشان به آن هجوم میبرند؛ اما آقــای قالیباف برنامهای برای حل این موضوع ندارد، تنها شعار میدهد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.