اختیارات شهردار تهران 33برابر یك وزیر

Shargh - - اقتصاد -

در کنار این اختیارات غیرعادی ملاحظــه میکنید که شــورای شــهر به لحاظ قانونی جایگاه چندانــی در طرح جامع توســعه شــهری ندارند و زمان بهکارگرفتهشــده برای تصویب کلیات بودجه ســال 96 شهر تهران با آن ابعاد که دارد، کمتر از یک ساعت بوده و سهمی نزدیک به 50 درصد از کل منابع پیشبینیشــده از محل فروش تراکم در آن در نظر گرفته شده است.

تهران، شهری غیرقابل سکونت

راغفر: بحــث ما درباره اقتصاد سیاســی شــهر تهران اســت و اینکه اصولا به نظر میرســد امروزه اجماعی بیــن محققان به وجــود آمده که تهران مدتهاســت از شــهری قابل سکونت خارج شــده و باید این فرایند تخریب متوقف شود؛ زیرا چشمانداز روشنی در جامعه دراینباره وجود ندارد. شــهر تهران بــا 1.5 میلیون نفر جمعیــت، 7.6 درصد جمعیت را داراســت و اســتان تهــران هم با 25 درصد تولید ناخالص داخلی کشــور، بزرگتریــن قطب اقتصادی کشــور اســت؛ امــا منبع اصلی خلق ثــروت و ارزش افزوده در شــهر تهران نه خلاقیت و نوآوری، تلاش و سختکوشــی بلکه دلالی و کاغذبازی و فســاد ســازمانیافته بوده و اقتصاد شهر تهران بر پایه یک اقتصاد نامولد اســتوار اســت. تهران ســمبل کامل اقتصاد ایران اســت؛ اقتصادی که دیگر قــادر به خلق ثروت نیســت و اصلیترین منشــأ خلق ثــروت در این شــهر هم منبــع طبیعی زمیــن بوده و خلــق ارزش افزوده در آن تنهــا از طریق وضع قوانین روی ایــن منبع خداداد با هدف تأمیــن منافع صاحبان ســرمایههای مالی و تجاری صورت گرفته. مدعای این بحث رونــد، نرخ تورم بهای زمین، مســکن و اجاره در تهران از 1372 تا 1392 و مقایســه آنها با تورم اســت. از 1372 تا 1374 قیمت زمین در تهران، 16 برابر شــده و قیمت مســکن 13 ، 12برابر، اجــاره 12 برابر، تورم 9 برابر. وقتی دولت فخیمه دستپاک سر کار آمد، ببینید منافع چه گروههایی تأمین شــد. از 1372 تا 1392 نرخ رشــد زمین در تهران 107 برابر شــده. مسکن 76 برابر، اجــاره 61 برابر، تورم هــم 39 برابر. چه عواملی باعث شــده این افزایش ســریع قیمت زمین را شاهد باشیم؟ واسطهگری یعنی ســوداگری روی مسکن موجب شده در ســال 25 ، 1391درصد تولید ناخالص داخلی کشور روی مسکن سرمایهگذاری شود. این رقم در همه جای دنیا بیسابقه است. مسکنی هم که ساخته شده، برای مصرف نیست، برای سرمایهگذاری است. بههمیندلیل مسکن لوکس ساخته شــده. مسکنی که قابل استفاده برای جمعیت عظیمی از شــهروندان تهرانی نیســت. منتها علت این رشــد بیسابقه، نظام تصمیمگیریهای اساسی اســت که قوانین و مقرراتی را روی زمین وضع میکند که اجازه چنین افزایشهای بیســابقهای را به قیمت زمین میدهد و سودهای بسیار زیادی را به جیب افرادی که به این شــبکه قدرت وصل هســتند، فراهم میکند. بههمیندلیل شــاهد یک نوع رشد هستیم که از آن بهعنوان سرمایهداری کازینویی نام برده میشود؛ تبدیل شــهر به عرصه رژه مصرفگرایی مبتذل و رشــد نابرابریهای تحقیرکننده. تهران به ســرعت به سمت سائوپائولوییشــدن پیش میرود؛ جایی که در آن منبع اصلی تغذیه مصرفگرایی فروش منابع زیرزمینی نفت و گاز بوده که از ســوی نظام تصمیمگیریهای اساسی یــا نظام تدبیــر و اداره امــور به نفــع گروههای حاکم و بــه زیان بقیــه جامعه توزیع شــده و موجب رویش یک اقتصاد انگلی و مافیایی شــده اســت. از 1384 تا پایان 1394 شــاهد سه ســیکل تجاری در مسکن ایران هستیم. سیکلهای تجاری در همه جای دنیا در مسکن دورههای 25ســاله ، 20دارد. در ایران در یک دهه، سه سیکل تجاری داشتیم و شــاهد افزایشهای بیسابقه در قیمت مســکن بودیم. ساخت مســکن و سودی که در مســکن وجــود دارد و به تبع آن رکــودی که در اقتصاد کشــور حاصل میشــود، ناشی از تورمی است که در این حوزه وجود دارد. تورم در مسکن موجب سود برای ســازندهها و فروشندهها میشود و همیــن تورم، موجــب رکود در همیــن بخــش میشــود. امروز شــاهد هســتیم به دلیــل رکود، قدرت خریــد مردم بــرای خرید چنین مسکن لوکسی از بین رفته. نکتــه درخورتوجه ریســکهایی است که این سرمایهگذاری بزرگ را در کشــور تهدیــد میکند کــه عرض خواهــم کرد. محصول نظام تصمیمگیریهای اساسی، نابرابریهای فاحش و رو به تزاید، فســاد، فقر گســترده و کمرشکن بوده. جامعه به ســرعت به ســمت قطبیشدن کامل پیش میرود و مردم یا متعلق به گروه برندهای هستند که در مناطق محافظتشده با محافظ شخصی زندگی میکنند که این ویژگی سائوپائولوییشدن اقتصاد است، یا دوزخیان زمین هستند و مادون طبقه را شکل دادهاند. بــه این صــورت جمعیت بزرگــی را کــه در گروههای جرم و جنایت شــرکت میکنند، متعلــق به طبقه کار و کارگر نیســتند و قربانیان نظام اجتماعی هســتند که کارتنخوابها و معتادان را شکل میدهند. اینها اشکال مختلف آســیبهای اجتماعی محصول حاکمیت این شیوه تصمیمگیری و سلطه سرمایههای تجاری و مالی بوده؛ یعنی منافع صاحبان این ســرمایههای تجاری و مالی محرک سیاســتگذاریهای اقتصادی در کشــور بــوده و کماکان چنین اســت. یکــی از ویژگیهای این اقتصاد تجارت تن اســت. این اقتصاد مدتهاست که قادر به خلق شغل نیست و پدیده بیکاری ساختاری با همه عوارض آن، محصول حاکمیت چنین رویکردی در اقتصاد ایران است.

اشتغال جوانان در ایران نصف میانگین جهانی

قیاس میانگین اشتغال کشور ما با میانگین جهانی از ســال 1370 تا پایان 1393 نشــان میدهد میانگین اشــتغال مردان در ایران با اختلاف فاحشــی نســبت به میانگین اشــتغال مردان در دنیا زیــر آن قرار دارد و درحالیکه میانگین اشــتغال زنان در جهان حدود 50 درصد است، میانگین نرخ مشــارکت زنان در بازار کار در ایران 17 درصد و اشتغالشان 13 تا 14 درصد است، یعنــی بخش قابل توجهــی از ظرفیت خلق ثروت در جامعه بیکار هســتند و البته خیلیهایشان میتوانند مصرفگرا باشند و بخشــی از ماشین مصرفگرایی در جامعه را تغذیه کنند. همزمان شــاهد رشــد بیکاری جوانان در ایران هســتیم که نســبتش با میانگینهای جهانی بســیار فاحش اســت. 22 درصد جمعیت 15 تا 24 ســال واجد ورود به بازار کار فقط سر کار هستند و این میزان در مقیاس جهانی 41 درصد اســت، یعنی تقریبا نصف میانگین جهانی.

بیش از 55 درصد اقتصاد ایران، غیررسمی است

در جبران ناکامیهای مدیریتی در این شــهر شاهد یک نظام خودتنظیمی هســتیم که در اشکال مختلف به ســازماندهی خــودش میپــردازد یعنی جمعیت بزرگ بیکاری کــه وجود دارند بیکار نمینشــینند و ناگزیر هستند به فعالیتی بپردازند. به همین دلیل رشد قارچگونه اقتصاد غیررسمی را در کشور شاهد هستیم. چند سال قبل محاسبات محافظهکارانه میگفت نرخ اشتغال غیررسمی در کشــور 37 درصد است که آمار همان زمان رقم بالاتری بود. این رقم در چند سال اخیر به دلیل رشد بیکاری و رکود در اقتصاد کشور بهشدت افزایش پیدا کرده و بســیاری معتقد هســتند این رقم بیش از 55 درصد است؛ یعنی بیش از 55 درصد بازار اشتغال در ایران مشــاغل غیررسمی هستند که شامل کسانی هستند که مالیات نمیدهند و ضمنا بخشی از این مشاغل غیررسمی، مشاغل زیرزمینی هستند یعنی فعالیتهــای غیرقانونی هم دارند مثــل فروش مواد مخدر، تنفروشی و بازار مبادله انسان. یکی از مصادیق فراینــد خودتنظیمی در اقتصاد ایران، دستفروشــی است که یکی از مواردی است که از آن بهعنوان اقتصاد بازار رها نام برده میشود.

تهران، شهری رها از مدیریت

نظام تصمیمگیریهای اساسی و مدیریت شهری، تهران را به صورت یکی از پرریســکترین شــهرهای جهــان درآورده. در مطالعــهای کــه اخیرا از ســوی دانشــگاه کمبریج انجام شــده و در آن پرریسکترین شهرهای جهان را طبقهبندی کردهاند از بین 300 شهر در دنیا تهران پنجمین شهر پرریسک جهان بعد از تایپه، توکیو، ســئول و مانیل است. البته بســیاری از عوامل ریســک را که ما اینجا لمس میکنیم در این مطالعه دیده نشده. اگر آن ملاحظات هم اضافه میشد قطعا وضعیت ریســک در شهر تهران بدتــر بــود. توکیو در مقــام دوم پرریسکترین شهرهای دنیاست اما همزمــان به دلیــل مدیریت مناسب شــهری در بالاترین رتبه اول شــهرهای ایمن دنیاســت و علت پرریسکبودنش هم زلزله اســت، یعنی پیامدهای طبیعی. منتهــا در تهران که شــهری رها از مدیریت اســت عــدهای فقط بردهانــد هیچ نگاهی نســبت به آینده مشــکلات و مســائل شهر وجــود نــدارد. هیــچ برنامــه و تصویری از اینکه ترافیک شــهر در پنج سال آینده چه خواهد بود وجود ندارد. این امر نشــان از بیصداقتی دارد که ســمبلش شهر تهران اســت. از مواردی که ریســک را در ایران نشان میدهد، میتوان به حوادث طبیعی مثل زلزله، سیل و خشکسالی اشاره کرد. مورد دیگر بحرانهای مالی و ســقوط بازار در کشورهاست که عمده آنها در کشــور ما ناشی از افزایش قیمت ارز اســت که به وسیله سیاســتگذاران این ریسکها بر جامعه و اقتصاد تحمیل میشود. مورد دیگر ناتوانی دولتها در پرداخت دیون خارجیشــان است که اگر چنین اتفاقی بیفتد، کانونهایی که در مورد ایران وجود دارد، کلانشهرها هستند که بیش از همه در معرض این آســیب هستند. مورد دیگر شوک قیمتهای نفتی اســت که اگــر قیمتهای نفتی دچار نوســان شــود اقتصاد ایران در کدام مناطق بیشتر آسیب میبیند که باز کلانشــهرها بیشترین آسیب را میبینند و تهران از همه مهمتر است. مورد بعدی ریسک جنگهای بین کشورهاســت که عمدتا از آمریکا بــه بقیه دنیا صادر میشــود و ما در کانون جایی قرار داریم که بیشــترین ریسک و خطر بروز جنگ در آن وجود دارد. همینطور بحث تروریســم که یکــی از مخاطرات جدید اســت که کشــورهای دنیا با آن روبهرو هســتند. قطع برق و آسیبهای ناشی از آن در مناطق بزرگ کلانشهرهای ایران است که بیشــترین آسیب را میبینند. یکی دیگر از بحرانهایی که جوامع با آن روبهرو هستند حملات سایبری اســت که میتواند در بســیاری از حوزههای حیــات جمعی اختــلال ایجاد کند. حوادث ناشــی از نیروگاههای هســتهای نیــز در مناطــق جنوبی ایران ممکن اســت رخ دهد. بیشترین ریســک بیماریهای مســری انســانی در مناطق مرکزی و غربی کشور که عمده جمعیت در آنجا هستند، وجود دارد. نکته قابل توجه و نهایی اینکه، جمعبندی این ریســکها باعث میشود مخاطراتی متوجه تولید ناخالص داخلی شود که بیشترین آسیب را شهر تهران متحمل میشود.

120 میلیارد دلار، هزینه ریسک تهران

جمعبندی ریسک نشان میدهد حدود 120 میلیارد دلار هزینه ریســکهایی اســت کــه از 2015 تا 2025 میتواند متوجه تولید ناخالص داخلی کشــور و شهر تهران شــود. کشــورها به پنج لایه تقسیم شدهاند. دو لایه اول بیشــترین ریســک را دارند. تهران در لایه دوم اســت. در لایههای بعدی نیز بهترتیب میزان ریســک کشــورها کاهش پیدا میکند. با وجود همه این تصویر پیچیده و خطرناک که در مقابل شــهر تهران و کشــور وجود دارد راهحل چنین شرایطی مردمیکردن اقتصاد اســت؛ اقتصادی که همه بتوانند در آن مشارکت کنند و در تولید حصول اجتماعی ســهیم باشــند. در چنین اقتصادی اشــتغال کامل، هدف سیاســتگذاریهای بخش عمومی اســت. اقتصاد پایدار و مولد، اشــتغال شایسته، اشتغالی که همراه با دستمزد شایسته است. اشتغال شایسته به شــغلی گفته میشود که فرد ولو اینکه نازلترین مشــاغل اجتماعی را انجام میدهد از اجرای شغلش راضی است، ولو اینکه رفتگر خیابانی اســت به لحاظ اینکــه فرهنگ جامعه بــه این درک رســیده که رفتگر اگر نباشــد کاری از دســت پزشک و جراح برنمیآیــد، به همین دلیــل اهمیت اجتماعی چنین شــغلی میتواند موجب این درک شود که افراد نســبت به شــغلی که دارند احســاس رضایت کنند. همزمان باید دستمزد شایسته به این مشاغل پرداخت شــود که زندگی فــرد و خانوادهاش بهخوبــی برقرار باشد. اقتصاد مشــارکتی نیازمند شکلگیری نهادهای مشارکتی است. یکی از نهادهای مؤثر در شکلبخشی به چنین اقتصادی در سطح اقتصاد تهران، بودجهریزی مشارکتی است. به این معنا که در این شیوه بودجهریزی از سطوح محلات، نمایندگان شهروندان انتخاب شده و اولویتهــای محلهشــان را تعییــن میکنند و بعد رتبهبندی میکنند و براساس آن بودجه محله و منطقه شکل میگیرد و بعد شهردار منطقه بودجه را برای آن دسته از فعالیتهایی که شهروندان اولویتشان را تعیین کردهاند تخصیص خواهد داد و نه اینکه در ستادهایی که مرکزی است و منافع طبقات و گروههای خاصی را تأمین میکند. به همین دلیل یکی از راهکارهای خروج تهران از وضعیت کنونی، بودجهریزی مشارکتی است. فقط اقتصاد سیاسی تهران به اقلامی که گفته میشود از جملــه بدهیها، بودجه ســالانه )که بودجه تهران معادل بودجه 28 اســتان کشور اســت( فقط به این ختم نمیشود که بودجه تهران سالانه 20 هزار میلیارد تومان است یا اینکه اقلامی به همین میزان بدهی دارد، بلکــه قوانین و مقرراتی که روی زمین وضع میشــود و نهادهایی که از طریق اعمال نفوذ میتوانند مناطق را دســتهبندی کننــد و اجازه ساختوســاز در مناطق مختلف را دریافت کنند ظرفیتهای بســیار بزرگی در حوزه اقتصادی شکل میدهند. متأسفانه تبعات چنین اقتصادی رشــد جریان گرایش اقتصاد شــهر تهران به سمت سائوپائولوییشدن است و تمام شواهدش هم بهسرعت متأسفانه در حال شکلگیری است. اگر روند تخریب و نابرابریهای فاحشی که در جامعه بهسرعت در حال شــکلگیری است کنترل نشود، بهزودی شاهد شکلگیری همین اقتصاد سائوپائولویی در ایران هستیم با این تفاوت که سائوپائولو در قلب یک کشور صنعتی شکل گرفته اما این نابرابریهای عظیم اصلیترین منشأ نابرابریهای اجتماعی است که در آن همهجور اشکال جرم و جرائم بهوفور یافت میشــود که منشــأ ناامنی برای همان سرمایهداران است.

نظام تصمیمگیریهای اساسی و مدیریت شهری، تهران را به صورت یکی از پرریسکترین شهرهای جهان درآورده. در مطالعهای که اخیرا از سوی دانشگاه کمبریج انجام شده و در آن پرریسکترین شهرهای جهان را طبقهبندی کردهاند از بین 300 شهر در دنیا تهران پنجمین شهر پرریسک جهان بعد از تایپه، توکیو، سئول و مانیل است

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.