اجماع پكن در مقابللاجماع واشنگتن

Shargh - - اندي -

گروه انديشــه:

از اواخر دهه 1960 بحران هم در سطح جهانی و هم در اقتصادهای محلی دوباره آشكار شد. كاهش دستمزدهای واقعی، بیكاری گسترده، تورم شتابان، بحران بودجه، رشد نابرابری، كاهش خدمات اجتماعی تنها بخشی از علائم بحران بود كه با «ركود تورمی» تا اواخر دهه 1970 ادامه یافت. این علائم حاكی از بحران جدی انباشــت ســرمایه بود. در خلال این ســالها صندوق بینالمللی پول، بانک جهانــی و خزانهداری آمریكا راهكارهایی برای رفع بحران پیشــنهاد میكردند. تا اینكه در دهه 1990 راهحلها و تجربههای نامنظم و ناكام به هم پیوستند و در چارچوب «اجماع واشنگتن» ظاهر شدند: توافقی بر سر آزادسازی بازارها، خصوصیسازی شركتهای دولتی و نظارتزدایی. ایالات متحده و بریتانیا )كلینتون و بلر از چپ میانه) «اجماع واشــنگتن» را بهعنوان راهحل مســائل جهانی با همراهی ژاپن و اروپــای غربی پیش بردند و به طور گســترده به آمریكای لاتین، آفریقا، روســیه و اروپای مركزی، با اســم رمز «شــوکدرمانی»، تحمیل كردند. خیلي زود نتایج ویرانگر و فاجعهآمیز آن در زندگی مردم جهان، خاصه جهان جنوب، آشــكار شد كه تا امروز تبعات آن همچنان ادامه دارد. در این میان چین مســیر «شوکدرمانی» و خصوصیسازی فوری را، طبق نسخه واشــنگتن، انتخاب نكرد و توانست از فجایع اقتصادی نظیر آنچه گریبانگیر این كشورها شد قســر در برود. چین مســیر خاص خود را برگزید و توانســت نوعی اقتصاد بازار تحت نفوذ دولت ایجاد كند كه رشــد اقتصادی خیرهكنندهای داشته باشد: بهطور متوسط نزدیک به 10 درصد در سال كه ســطح زندگی بخش قابل ملاحظهای از مردم را به مدت بیش از بیست ســال ارتقا داد و اكنون بهعنوان قدرتی اقتصادی در جهان شــناخته میشود. از این فرایند بدیل با عنوان «اجماع پكن» یاد میشــود: نتیجه اصلاحــات در چین ایجاد نوعي خاص از اقتصاد مبتني بر بازار بود كه روزبهروز عناصر لیبرالي متصل به هم را با كنترل متمركز ادغام ميكند. اصلاحات چینی نیز نابودی محیطزیســت و نابرابری اجتماعی را به همراه داشت و نهایتا به چیزی منجر شــد كه شبیه به بازســازی قدرت طبقاتی سرمایهداری است. البته در این مسیر چین سركوب خونین میدان تیانآنمن را نیز از سر گذراند و بهوضوح نشان داد كه بنا نیست آزادسازی در اقتصاد و سیاستهای باز اقتصادی با پیشرفت در زمینههای انسانی،

مدنی و حقوق دموكراتیک همراه باشد. بااینحال، توفیق نسبی چینیها با تمام دستاوردها و پیامدهایش كاملا مختص شــرایط تاریخی، جغرافیایی و جمعیتی خاص خودشان است كه جایي نميتوان ســراغش را گرفت و صرفا معلول سیاســت اصلاحات تدریجي نیست. در این میــان نوعی همگرایی بین دیدگاه لیبرالها و چپهــا وجود دارد كه مدعياند چین نســخههای واشنگتن را اجرا كرده است. از سوی دیگر هم غالب چپگرایان و هم لیبرالها و نولیبرالها اقتصاد بازار را با ســرمایهداری یكــی میگیرند؛ با این تفاوت كه اولی نتایج آن را بــرای جهان جنوب ناگوار میداند و دومی ســودمند. فارغ از اینكــه پیامدهای مخرب و ویرانگر آنها در جهان جنوب ملموستر از دســتاوردهای آنهاســت، صاحبنظرانی هستند كه این دو را فینفســه یكی نمیداننــد و چین را مهمترین مثال نقــض میدانند: ازجمله جووانی اریگی یكی از مهمترین نظریهپردازان گرایش فكری موســوم به «سیستم جهانی» كه میكوشد نشان دهد ارزیابی آنچه در چین رقم ميخورد دشوارتر از آن است كه با چنین قرائتهای تقلیلگرایانهای بتوان به جواب رســید: چین ســرزمین پهناوری است كه در آن چیزهاي بســیار گوناگوني همزمان در جاهاي مختلف در جریاناند و هرچه هســت نسخه خاص خودش را دارد.

جوواني اریگي عمر خود را صرف مطالعه و نگارش چیزي كرد كه در زندگی پرســفرش دیده بود: جنبشهاي آزاديبخش در آفریقا، شــورش كارگري در ایتالیا، نابرابري بین جهان شــمال و جهــان جنــوب، محدودیتهاي نظامي و مالــي قدرت ایالات متحــده و خیزش اقتصــادي چین. اریگــي در مقــالات و كتابهاي متعــددش، ازجمله ســهگانهای درباره خاســتگاهها و كاركردهاي ســرمایهداري جهاني، به پیچیدگيهاي تاریخ و محدودیتهاي نظریات سیاســي و اقتصادي موجود پرداخت. این بازاندیشی در كتاب آخرش كاملا مشهود بود: «آدام اســمیت در پكن: تبارهای قرن بیســتویكم». اریگي در ژوئن 2009 از دنیا رفت. ســنت تحقیقاتی و فكري او در مركــز مطالعات جهاني جوواني اریگي در دانشــگاه جان هاپكینز همچنان ادامه دارد. منبع : تاريخچه مختصر نولیبرالیسم، ديويد هاروي، ترجمه: محمود عبدالهزاده ، ناشر: دات

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.