احمد سبحانی، م مردیرکلگ سازبقودیایهغنربیگ وازارمت شجهعدار گرف ت« وگبواباز« شگرق» شازت100 روزعنخسظتمدولتتترا»مپ میگوید رئیسجمهوری نامحبوب

Shargh - - جهان -

عبدالرحمن فتحالهی: صد روز از 20 ژانویه 2017 گذشــته است، روزی که دونالد ترامپ پرحاشــیه، پس از پیروزی در تورنمنت سیاســی سخت و نفسگیر هشتم نوامبــر 2016، خود را به عنوان چهلوپنجمین رئیسجمهور ایالات متحده به کاخ سفید رساند. اکنون پس از گذشــت صد روز نخست دولت جدید ایالات متحده، باید دید ترامپ تا چه میزان از وعدههایی را که در ویدئوی 23 نوامبر )15 روز بعد از پیروزی در انتخابات( از آن به عنوان فعالیتهای صد روز نخســت کابینهاش یاد کرد، محقق کرده اســت؟ عملکرد صدروزهای که در همان ویدئو بر سه محور سیاستهای مرتبط با مهاجرت، قراردادهای تجاری و سیاست نظامی و دفاعی آمریکا بنا نهاده شــد؛ آنچه در این صد روز نخســت فعالیت دولت برای ترامپ بدیهی شد این است که اداره کشور در جایگاه ریاستجمهوری آمریکا به طور قطع از آنچه گمان میکرد سختتر اســت؛ هر چند در مصاحبهاش با فایننشالتایمز تأکید کرده اســت از دســتورالعملها و نحوه رفتارش در این دوران بههیچوجه پشیمان نیست. به گفته خودش او در تلاش است تا سال جاری میلادی را به سال اقتصاد ملیگرایانه تبدیل کند. اما تحلیل آنچه در این صد روز نخست از فعالیت ترامپ وکابینهاش گذشــته، موضوع گفتوگویی اســت با احمد سبحانی، سفیر سابق کشور در ونزوئلا، مکزیک و همچنین مدیرکل اسبق آمریکای لاتین و مدیر کل سابق آسیای غربی وزارت خارجه که در ادامه میخوانید.

بــا توجه به اینکه یکی از مهمترین مســائل دوران تبلیغاتی ترامپ، حل مسائل و چالشهای اقتصادی، آمار 13 میلیون بیکار و 45 میلیون نفر زیر خط فقر بود و از آن طرف هم صد روز برای چنین مســئلهای به این بزرگی بسیار اندک است، چهلوپنجمین رئیسجمهور ایالات متحده در این صد روز نخست از آغاز به کار دولتش درخصوص این مســئله چه کارهایی را توانســته انجام دهد؟ با توجــه به اینکه در همان روز 20 ژانویه در فرمانی «اوباما کر » را بدون طرح جایگزین ملغی کرد؟

اصولا شــعار تغییر در صد روز در خیلی از کشورها از طرف کاندیداها مطرح میشــود و ترامپ هم در راستای شعارهای پوپولیستی این مسئله را مطرح کرد، اما مطمئنا اداره یک کشور، آن هم کشوری مانند ایالات متحده بهگونهای نیست که بتوان در صد روز تغییرات چشمگیری را در آن ایجاد کرد، بهویژه درباره مسائل اقتصــادی، مانند فقر و بــیکاری. رئیسجمهور جدید ایــالات متحده اگر بتواند شرایط لازم را فراهم و در دوران حکومتش نزدیک به یک میلیون فرصت شغلی را ایجــاد کند، میتواند بــه آن بهعنوان برگ برنده نگاه کند، امــا در این صد روز درباره اشتغال و مسئله شکاف طبقاتی و فقر عملکرد شایان ذکری نداشته است.

اما مســئله مهم دیگر او در این صد روز سیاســتهای مربــوط به امور مهاجران بود. ترامپ از دولت پنانیتو خواســت تا سهم خود را برای ساخت دو هزار مایل دیوار بین مکزیک و آمریکا را پرداخت کند و با رد این مســئله از سوی مکزیکوسیتی، واشــنگتن هم تقاضای ملاقات دو دولت را رد کرد. شما سیاستهای مهاجرتی ترامپ را با توجه به اینکه آمار مهاجران چیزی بین 11 تا ‪1 5‬ میلیون نفر تخمینزده میشود، چگونه ارزیابی میکنید؟

در شعارهای تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی میتوان همه چیز را در حد آرمانی و شــعار مطرح کرد، اما قطعا هرچه این شــعارها بلندپروازانهتر باشد، در مقام اجرا ســختتر هم خواهد بود؛ اساسا ساختار اجتماعی و بافت جمعیتی آمریکا بر عنصر مهاجر و مهاجرت بنا شــده و شــکل گرفته اســت. عمده دستاوردها و پیشرفتهای اقتصادی و بالاخص علم و فناوری در آمریکا مدیون مهاجران است. مهاجــران مکزیکی و لاتینتبار در آمریکا جایگاه و پایگاه خاصی دارند و اساســا مهاجران به عنوان یکی از مهمترین عوامل تأسیس آمریکا هستند؛ چه مهاجرانی که علم و تکنولوژی را به ارمغان آوردند و چه مهاجرانی مانند مکزیکیها که به عنوان نیروی کار به آنجا سفر کردهاند. مطمئنا این پدیده یکشبه یا صدروزه شکل نگرفته تا بتوان در صد روز آن را تغییر داد؛ بنابراین طرحِ کشــیدن دیوار از ســوی ترامپ برای حل مسئله، نه شدنی است و نه اخلاقی.

اما در راستای همین سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی، فرمان جنجالی منع صدور روادید به هفت کشور مســلمان در 27 ژانویه را هم باید دید. شما این دســتور ترامپ را در کارنامه صد روز نخستش چگونه ارزیابی میکنید که نهایتا هم به واسطه حکم قاضی ایالتی لغو شد؟ و اساسا فلسفه شکلگیری و صدور چنین فرمانی از سوی ترامپ را ناشی از چه عواملی میدانید؟

این فهرســت هفت کشوری که ترامپ آن را در فرمان منع صدور روادید قرار داد، ابتدا در زمان دولت باراک اوباما تهیه شــده بود و حتی دولت اوباما آن را به صورت رســمی و البته نه بهعنوان منع روادید اعلام کرد. اتباع این کشــورها در دولت گذشته برای ورود تحت کنترل شدید بودند، اما این فرمان صدور منع روادید در راستای سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی ترامپ، بیشتر یک نمایش سیاسی بود که باید آن را در چارچوب اقدامات پوپولیســتی ترامپ ارزیابی کرد که البته با اعتراض و مقاومت شدید دستگاه قضائی فدرال و جنبشهای مدنی روبهرو شد.

پیــرو صحبتهای شــما، چرا ترامپ عراق را از فهرســت کشــورهای تروریستی که شــامل منع صدور روادید میشدند، خارج کرد؟ و اساسا چرا از ابتدا، عربستان سعودی که عاملیتش در تروریسم، آن هم در سطح بینالملل روشن و آشکار است، در این فهرست وجود نداشت؟

اینکه چرا عربســتان در این دو فرمان وجود نداشــت؟ به همان دلیلی که به ریاض کرسی حقوق بشر در سازمان ملل اهدا شد؛ به همان دلیلی که عربستان، یکــی از بزرگترین ناقضان حقــوق زنان به عضویت در کمیســیون حقوق زنان ســازمان ملل پذیرفته شد. به همان دلیلی که در مســئله بمباران یمن و نقض حقوق بشر و محکومیت عربســتان بهعنوان یک کشور کودککش، بان کیمون، دبیــرکل وقت ســازمان ملل رســما آن محکومیت را پس گرفــت و دلیل آن را هم فقط دلارهای نفتی عربســتان عنوان کرد؛ بنابراین یکی از عوامل وابســتگی راهبردی عربســتان به قدرت آمریکا در منطقه و دیگری نیاز آمریکا به انرژی و از آن مهمتر دلارهای نفتی عربســتان و نکته مهمتر نگرش و رویکرد تاجرمآبانه و تجارتمحور ترامپ در اتخاذ این تصمیم تأثیرگذار بوده اســت؛ اما درباره خروج عــراق از هفت کشــور در فرمان دوم باید گفت که دولتهای پیشــین آمریکا در عراق سرمایهگذاری سنگینی کردهاند ؛ بنابراین تهدید دولت عراق به عمل متقابل میتواند دولت آمریکا را با مشــکل و چالش مواجه کند و ازهمینرو واشــنگتن مجبور شد در مواضع خود نسبت به بغداد عقبنشینی کند.

اما یکی از مهمترین مســائل ترامپ در تحلیل صدروزه عملکردش بحث سیاســت خارجی و مسئله چین بود. از تماس با رئیسجمهور تایوان، استقرار ســامانه موشــکی تاد در کرهجنوبی، رزمایشهای مشــترک متعدد با ژاپن و کرهجنوبی، حضور رزمناوهای ارتش آمریکا در شــبهجزیره کره تا مناقشــات کمسابقه با پیونگ یانگ، از اقدامات صدروزه دولت ترامپ در منطقه آسیای جنوب شرقی بود. از دیدگاه شما ریشه این رفتارهای دولت واشنگتن چیست؟ آیا این اقدامات به معنای تحریک چین و بیدارکردن اژدهای زرد نیست؟

سیاســت راهبــردی آمریکا و ترامپ مهــار چین و کاهــش فاصله تجاری و اقتصادی این کشــور با قدرت نوظهور چین اســت. ترامــپ در یک رقابت جدی تجاری با چین، قصد امتیازگیری با اســتفاده از قدرت چانهزنی سیاســی را دارد؛ اما سیاســت دولت چین همواره مبتنی بر کاهش تنش برای توســعه اقتصاد و تجارت بینالملل بوده و ازهمینرو صبر سیاســی پکن بســیار زیاد است و در این راســتا حتی ممکن اســت در آینده امتیازاتی را هم بدهد؛ اما ایــن امتیازات، نه دائمی اســت و نه امتیازاتی استراتژیک و اساسی است. برای نمونه اینکه ترامپ همکاریهای اتمی تجاری با چین را مشروط به کمک این کشور برای حل بحران کرهشمالی کرده و این نکته درهمینراستا ارزیابی میشود. چین درباره تنش اخیر پیونگیانگ و واشــنگتن سعی کرد در یک بیطرفی سیاسی، راهحل مسئله را به سمت دیپلماســی و گفتوگوی سیاسی ســوق دهد و از بروز تنش و بحران در منطقه جلوگیری کند؛ چراکه تنش بهعنوان بزرگترین تهدید و خطر برای اقتصاد و تجارت بینالملل چین به شمار میرود و واشنگتن هم به آن واقف است.

اما درباره مســئله مهم خاورمیانه و بهویژه سوریه دولت صدروزه ترامپ را چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به اینکه ترامپ در شعارهای تبلیغاتیاش همواره دولت «جورج بوش» را به دلیل هزینههای هنگفت جنگ افغانستان و عراق و دولت اوباما را به دلیل جنگ ســوریه و مسئله تروریسم مورد نقد و حملههای تند قرار مــیداد، چگونه در یک چرخش موضع، او هم در تقابل با شعارهای انتخاباتی خودش دست به اقدام نظامی در هفتم آوریل زد؟

هدف ترامپ از پرتاب موشــک به ســوریه چندوجهی بود. اولا برای انحراف افــکار عمومی از مشــکلات داخلی و کاهش فشــارهای وارده به دولت ترامپ بهواسطه انتخابات جنجالی بوده است. ثانیا ترامپ با این اقدام تلاش کرد اقتدار و قدرت آمریکا را به رخ برخی کشورها از جمله چین، کرهشمالی و ایران کشیده و دولت خود را دولتی مقتدر با اقدامات و تصمیماتی غیرقابل پیشبینی نشان دهد. ثالثا این مسئله تلاشی بود برای تغییر معادله نظامی در سوریه، به نفع کشورهای عرب مخالف ســوریه و گروههای تروریستی و بازگرداندن اعتمادبهنفس به آنها. همچنین صدور فاکتور برای کشورهای عرب خلیجفارس بود و اینکه بر سیاست و رویکرد تاجرمآبانه خود تأکید و اعلام کرد که کشــورهای ثروتمند عربی منطقه برای کسب حمایت آمریکا باید هزینه آن را نقدا بپردازند و همانطور که میدانید عربستان هزینه آن را پرداخت و چنانچه در انتظار حمایتها و اقدامات مشابه از این نوع باشند، باید منتظر صدور فاکتور هزینهها باشند.

اما با توجه به نکات شــما و سیاســت پرداخت هزینه جنگهای آمریکا از ســوی سایر کشــورها، این اســتراتژی که در صد روز دولت ترامپ در نظر گرفته شــد، در طول چهار ســال آینده ادامه خواهد یافــت و نهایتا منجر به ماجراجوییهای جدید میشود؟

درباره این مسئله باید بگویم ادامه این سیاستها در طول چهار سال آینده از سوی ترامپ، بستگی به بازیگران پرداختکننده هزینه دارد؛ اگر کشورهایی مانند عربســتان بر قدرت خود و احترام و همکاری متقابل با همسایگانشان برای حل مسائل منطقه نگاه نداشته باشند و همچون گذشته سیاست وابستگی به عناصر و بازیگران فرامنطقهای را در پی بگیرند، قطعا چنین اســتراتژیای برای ریاض و کشورهای همسو با آنان هزینههای بسیاری خواهد داشت. در این صورت ترامپ هم، چنین فرصتی را برای باجگیری از دســت نخواهد داد و با هزینه و ســرمایه دیگران به بازســازی اقتصاد داخلی و در عیــن حال افزایش هژمونی خود ادامه خواهد داد.

در صــورت ادامه چنین سیاســتی از ســوی ترامپ، جنگ ســوریه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟

پایان یا ادامه جنگ ســوریه به عوامل گوناگونی بســتگی دارد. در ســوریه آنچه مسلم است مناطق زیادی از این کشور حامی دولت «بشار اسد» هستند و درگیریهای سوریه در مناطق خاصی از این کشور با تحریک بازیگران منطقهای و فرامنطقهای صورت میپذیرد. ازاینرو جنگ سوریه یک جنگ داخلی نیست بلکه یک جنگ نیابتی است و کشورهایی مانند عربستان در جنگ نیابتی سوریه با صرف هزینههای بســیار، در پی انتقام از حافظ اســد و بشــار اسد بهواسطه نقش مؤثرشان در حمایت از ایران، بهویژه در جنگ هشتساله دفاع مقدس و همچنین مسئله محور مقاومت هستند. دولت ریاض در کنار کشورهایی مانند ترکیه در آغاز جنگ ســوریه تصور میکردند که ظرف چند ماه مســئله به سود آنان پایان میپذیرد؛ اما در ادامه نهتنها چنین نشــد که حتی مســئله در میدان واقعی نبرد خلاف تصوراتشــان پیش رفت. از ســوی دیگر خطر از میان رفتن دولت بشار اســد مانند اوایل جنگ سوریه وجود ندارد و امروز دولت بشار اسد با ثبات سیاســی و افزایش تــوان نظامی خود، این آرزوی ریــاض و آنکارا را بر باد داد. اما عامل دیگر بازیگران فرامنطقهای مانند مســکو و واشنگتن است که به نظر میرســد نقش فعالتر مسکو نســبت به واشنگتن شرایط جنگ سوریه را به ســود جبهه مقاومت پیش میبرد. ترامپ همچنــان که گفتم حاضر به هزینه سرمایههای آمریکا نخواهد بود، مگر اینکه فاکتورش را از قبل برای سایر کشورها فرستاده باشد.

شــما به روسیه اشاره کردید، یکی از مســائل مورد علاقه که از شعارهای انتخاباتی ترامــپ هم بود و در صد روز نخســت فعالیتش در راســتای آن دست به اقداماتی زد؛ مسئله نزدیکی به پوتین و مسکو بود که البته برای آن، هزینههای گزافی را مانند اســتعفای «مایک فلین » در 14 فوریه هم پرداخت کرد. شما سیاست نزدیکی به پوتین و روسیه را چگونه برآورد میکنید؟

ترامپ یک سیاستمدار نیست؛ او یک تاجر است و از همین رو روابط بینالملل را اقتصادی و کاســبکارانه میبیند؛ ببینید غــول و قدرت اول اقتصاد جهان چین اســت که روز به روز بر قدرت آن افزوده میشود. اما نکته اینجاست که این رشد اقتصادی را مسکو ندارد؛ هر چند روسیه در بحثهای سیاسی بینالمللی بسیار جســورتر از چین عمــل میکند، ولی در عوض پکن با سیاســت دلالمآبانه و در پیش گرفتن اســتراتژی کاهش تنش، همواره در پی پیشبرد اهداف و برنامههای اقتصادی اســت. بنابراین ترامپ هم با نگاه اقتصادی برای مهار چین، به سمت مسکو گرایش پیدا کرد تا مانع از ارتباط بیشتر مسکو-پکن شود، اما تاکنون شرایط واقعی صحنه بینالمللی او )ترامپ( را در انجام این برنامه ناکام گذاشته است.

اما درباره عملکرد صد روزه نخســت ترامپ بایــد رفتارهای او را در باره مســئله ناتو هم دید، چراکه ترامپ در یک چرخش موضع آشــکار نســبت به سیاســتهای انتخاباتی خود در پنجاهوســومین کنفرانس امنیتی مونیخ بهصراحت به حمایت از ناتو پرداخت و حتــی در برخی از اظهارنظرها، قول همکاری بیشتر و حمایت مالی قویتر را داد. شما دلیل اتخاذ چنین سیاستها و تغییر مواضع رادیکال را چگونه ارزیابی میکنید؟

مســئله مهمی که در تحلیل عملکرد صدروزه نخست ترامپ نباید فراموش شود این است که این ترامپ نبود که عوض شد، بلکه شرایط او را مجبور به تغییر کرد و اگر اقتضائات به او اجازه میداد شاید همان سیاستهای تبلیغاتی را دنبال میکرد. من قبلا هم اشاره کردم ترامپ با ماجراجوییهای جدید آمریکا مشکلی ندارد مشــروط به اینکه هزینه آن را ســایرین تقبل کنند. تمام این انتقادات از ناتو به این دلیل بود که معتقد اســت چرا بیشــتر هزینه این نهاد امنیتی- نظامی را واشنگتن باید بپردازد؟ با چنین رویکردی ترامپ تلاش میکند تا کشورهایی مانند آلمان که حاضــر به پرداخت هزینه خود نبودنــد را وادار به تمکین کند و حتی آنان را مجبور به افزایش ســهم خود کند. امــا نکته مهمی که در این میان نباید فراموش شود این است که پیگیری این سیاستها اگرچه در صد روز نخست برای واشنگتن مفید بود اما با پیگیری مداوم آن در آینده میتواند چالشهای مهمی را برای واشنگتن ایجاد کند. نقد و تهدید مکرر اروپا میتواند نزدیکشدن کشورهای اروپایی به مســکو و چین را به دنبال داشته باشــد و رویکرد و سیاست راهبردی آمریــکا در زمینه امنیت آتلانتیک و در نهایت رهبری و هژمونی جهانی آمریکا را با چالش مواجه کند و این سیاست میتواند مانند یک چاقوی دولبه عمل کند.

اکنــون طبق نظرســنجیها 53 درصد مردم آمریــکا از عملکرد ترامپ رضایت ندارند که در مقایسه با صدروزه نخست «بیل کلینتون » که 39 درصد و دولت اوباما که 26 درصد مردم از آن رضایت نداشتند، آمار بسیار اسفباری است. بهگونهای که این آمارها او را منفورترین رئیسجمهور صدروزه نخست آمریکا از زمان «آیزنهاور» در سال 1945 تاکنون کرده، ارزیابی شما چیست؟

ببینید نکته خیلی مهمی که در اینجا مطرح اســت این اســت که نمیتوان آمار مخالفان دولت بیل کلینتون و اوباما را با دونالد ترامپ مقایســه کرد چراکه این اشــخاص در سیاستهای گفتاری، منطقی و منعطف عمل میکردند. اما در سیاســتهای اعمالی همان رویکرد تند و گاهی شدیدتر از جمهوریخواهان را پی میگرفتند و در حکم یک مشــت آهنین زیر یک دستکش مخملی بود. نحوه صحبت و سیاســتهای گفتاری و کلامی ترامپ مانند سیاستهای اعمالیاش، تند است. این نوع از رفتارها به بالارفتن آمار مخالفانش منجر میشود و همچنین باید گفت اگر موافقانی وجود داشته باشند بهشدت موافق و اگر مخالفانی وجود داشته باشند، صراحتا مخالفت خود را با شخص ترامپ اعلام میکنند.

اما در این میان نکته بســیار مهمی وجود دارد؛ در نظرســنجی مؤسســه گالوپ از میزان رضایت افکار عمومی آمریکا در دو ماه نخســت ترامپ، 58 درصــد جامعه آمریکا از عملکرد دوماهه او ناراضــی بوده و فقط 37 درصد موافق دولت او بودند. اما 40 روز بعد، این آمار مخالفان به 53 درصد کاهش یافته و آمار موافقان تا 42 درصد افزایش یافت. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که اقدام نظامی هفتم ماه آوریل ترامپ باعث این افزایش پنجدرصدی محبوبیت او شده است. شما این مسئله را چگونه تحلیل میکنید؟

زمانیکه در کشــورها یک مســئله خارجی در بیرون از مرزها برای منافع آن کشــور روی دهد نوعی از انســجام ملی صورت میگیرد. بنابراین دولتمردان در اینگونه مواقع با نشــاندادن یــک کاریزما و نمایش قــدرت بهراحتی میتوانند محبوبیت خود را در کشــورهای خود بالا ببرند و ترامپ هم از این قاعده مستثنا نیست و به بهانه حمایت از کسانی که مورد حمله شیمیایی قرار گرفتهاند، دست به اقدام نظامی علیه دمشــق زد و چنین رفتاری باعث بالارفتن محبوبیت او شد. هرچند این محبوبیتها بســیار موقتی و کوتاهمدت هســتند. در همین مســئله ســقوط جنگنده روسی به وســیله ترکیه و ایجاد تنش بین آنکارا–مسکو «رجب اردوغان» به اتخاذ مواضع محکم و قاطعانهای پرداخت و از آنسو هم پوتین با لحنی شدیدتر، مواضع مسکو را پیش برد؛ اتخاذ اینگونه سیاستها از سوی این دولتمردان در کشورهای متبوعشان سبب افزایش محبوبیتشان نزد افکار عمومی خود شــد. من باز تأکید میکنم اینگونه آمارها بسیار سیال و موقتی است، اما ار آنســو هم میتواند بسیار کارساز هم باشــد. ازهمینرو ترامپ با در پیشگرفتن چنین سیاســتهایی حتی برای بار دوم میتواند مستأجر کاخ سفید شود چراکه باور دارم ترامپ محصول زمانه خود اســت و مجموعهای از شــرایط نابسامان اقتصادی و سیاسی آمریکا، او را به قدرت رساند.

اما در پایان با توجه به تحلیل صدروزه نخســت دولت ترامپ و ناکامیها و چرخش مواضعش در این مدت باید شعار «بازگشت عظمت به آمریکا» که شعار اصلی انتخاباتی ترامپ بود را باید بربادرفته دانست؟

ببینید این صد روز نشــان از نابودی بازگشــت عظمت به آمریکا است. ایالات متحــده نهتنها با این رفتارها به مجد و عظمت نخواهند رســید، بلکه در ادامه، جایگاه آمریکا در داخل و خارج بسیار افول میکند. آمریکای قبل از ترامپ دارای قدرتی منعطف و نرم بود و جایگاه بالاتری را نســبت به این دولت داشــت. اگر ترامپ نزدیک به یک میلیون فرصت شــغلی را ایجاد کنــد، میتواند آن را برگ برندهای بداند؛ اما در طول این صد روز درباره اشتغال و مسئله شکاف طبقاتی و فقر او عملکرد شایان ذکری نداشته است.

آمریکاییهایــی که بــه «دونالد ترامپ»، رئیسجمهــوری جنجالی ایالات متحده، رأی دادهاند، همچنان بــر عقیدهشــان محکــم و اســتوار ایســتادهاند، اما تعداد ایــن افراد از روزی کــه ترامپ مراســم تحلیف را بهجا آورد تا به امروز افزایش نیافته اســت. طبق نظرسنجی انجامگرفته، بهجز هواداران ترامپ، فقط اکثریت کوچکــی از آمریکاییها او را رهبری قوی میشناســند. اکثریت مردم هم تلاشهای ترامپ برای اعمال فشــار بر شرکتهای آمریکایی در راه ایجاد اشتغال را تحســین میکنند و تعداد آمریکاییهایی کــه معتقدند اقتصاد کشورشــان از زمانی که ترامپ روی کار آمده بهتر شــده، در مقایســه با مردمی که خلاف ایــن نظر را دارند، بیشــتر اســت. درمجموع میتوان گفت که کارنامــه عملکرد صدروزه ترامپ چندان خوشبینانه نیســت و بیشتر منفی اســت تا مثبت. اکثریت آمریکاییهــا معتقدند که ترامپ در ماههــای نخســت کاریاش آنطور که شایسته است به وظیفهاش عمل نکرده. برخی نیز معتقدند که ترامپ همانند سایر رؤســایجمهور، واقف به امور و مســائل و مشکلات نیست. در صد روز نخست ریاستجمهوری ترامــپ، اقدامــات او در حوزههای تجــارت، مهاجــرت، آبوهــوا و سازمانهای دولتی بهخوبی مسیری را که آمریکا در آن مشــغول حرکت است مشــخص میکند؛ اما تصمیم جنجالــی ترامــپ در زمینــه منــع صدور ویزا بــرای اتباع تعــدادی از کشــورهای مســلمان با سد قضات روبــهرو شــد. ترامــپ و تیمش هم دادگاهها را متهم میکنند که پایشان را از گلیمشــان درازتــر کردهاند، اما 0/6 مــردم آمریــکا معتقدند که کار دادگاهها در این زمینه قانونی است.

در عرصــه بینالملــل، ترامــپ تمایــل خود را به اســتفاده از نیروی نظامی آمریکا نمایان کرده و حملاتی را در ســوریه انجام داده و همچنین بزرگترین بمب غیرهستهای موجود در زرادخانه آمریکا را در افغانســتان در بوته آزمایش گذاشت.

البتــه بدیهــی اســت کــه صد روز نمیتوانــد معیــار خوبــی برای محکزدن کار هیچ رئیسجمهوری باشــد، اما در مقام مقایسه میتوان اذعان کرد که ترامپ در مقایســه با سایر رؤســایجمهور معاصر آمریکا عملکردش هرروز بدتر از دیروز بوده است. اکنون میزان محبوبیت ترامپ همان 42 درصد اســت و پیشــرفتی نداشــته؛ این رقــم پایینترین میزان محبوبیــت رؤســایجمهور آمریکا بعــد از دولــت «دوایــت آیزنهاور» اســت. یکی از نقایــص کاری ترامپ در مقایســه با مقامهای سلف خود این اســت که نمیتــوان چندان به شــرافت کاری و قابلاعتمادبــودن ترامپ اعتمــاد کرد. وجــه اختلاف دیگر او با رؤســایجمهور پیشین در این است که آیا در بحرانها میتوان به ترامپ اعتماد کرد یا نه؛ 43 درصد پرسششــوندگان به این سؤال پاسخ مثبت دادهاند؛ این رقــم برای اوباما 73 درصد بــود. درمجموع میتوان اشــاره کرد که در صد روز نخســت کاری ترامــپ افــکار عمومی آمریکا نظــر چندان خوشــی نســبت به او ندارد، اما درعینحال در همین مدت نظر رأیدهنــدگان در مورد رأیی که دادهاند، تغییر نکرده است.

ترامپ یک تاجر است و از همین رو روابط بینالملل را اقتصادی و کاسبکارانه میبیند؛ قدرت اول اقتصاد جهان چین است که روز به روز بر قدرت آن افزوده میشود؛ اما این رشد اقتصادی را مسکو ندارد؛ بنابراین ترامپ هم با نگاه اقتصادی برای مهار چین، به سمت مسکو گرایش پیدا کرد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.