گفتوگو با حبیبالله دانش، کارگردان «آدم، آدم است» نقطه مقابل تئاتر بورژوایی

Shargh - - هنر -

عســل عباســیان: حبیبالله دانش، کارگردانی اســت که این شــبها تئاتر موفــق آدم، آدم اســت را در تــالار مولوی با عــدهای هنرجوی شهرستانی روی صحنه برده. به بهانه این اجرا با او گفتوگوی کوتاهی کردیم.

چرا انتخاب شما برای این اجرا، متن «آدم، آدم است» بود؟ چرا این متن و چرا برشت؟

به نظرم آرا و اندیشههای برشت جهانشمول است. برتولت برشــت تئاتر «روایی – دیالکتیکی» خــود را نقطــه مقابل تئاتــر بورژوایــی میداند. برشــت اعتقاد داشت که میبایســت از تماشاگر توهمزدایــی کرد و تئاتر بایــد بهگونهای عمل کند که برای مخاطبش آگاهی ارمغان بیاورد. درواقع او با هدف ایجاد بصیرت در تماشــاگر و ترغیب او برای ایجاد دگرگونی قدم در این مســیر میگذارد. بــه نظرم تئاتر ایران امروز در حال تبدیلشــدن به یک کالای لوکس است. مثل همه مناسبتهای ما با خودمان، با محیــط اطراف، با خانواده، با دنیای مجازی، با آداب و رسوم... بیآنکه ارادهای داشته باشــیم در حال اســتحالهایم از چیــزی بــه چیــزی دیگر. هویتهای متغیر که دائم در حــال تغییر اســت. آنقدر که نمیتوانیم تصمیــم بگیریم. آنقــدر کــه نمیتوانیم حتی «نه» بگوییم.

شــما بــا بچههــای بهارستان که از مرکز کمی دورنــد و محرومیتهایی دارند ایــن متن را کار کردید. چطور این اتفاق افتاد؟ چرا چنین تصمیمی گرفتید؟

به ســفارش یکی از دوستانم، آقای عبدالرضا علیپناه که رئیس اداره ارشــاد بهارستان است، قرار شــد که یک دوره آموزشــی برگزار کنم و در حین دوره آموزشــی بــه تولید یک اثــر با همین هنرجوها برســیم و در همانجا کار را اجرا کنیم. خب منم قصد داشتم با نســل نو این شهرستان کار کنم. در نتیجه تصمیــم گرفتم کاری کنم که هم برای خودم چالشبرانگیز باشــد و هم برای هنرجویان دورهای اثرگذار باشد.

این نمایش پیــش از اجرا در تالار مولوی، در بهارستان هم اجرا شد. اجرای آنجا چطور بود و بازخوردها چگونه؟

این نمایــش در خرداد 9۵ در فرهنگســرای قلم، واقع در بهارستان اجرا رفت و با وجود اینکه به علت ســطح منطقه از بلیــت ارزان برخوردار بود، با اســتقبال تماشــاگران مواجه شد. فعالان حــوزه تئاتر و ادبیات و هنــر در منطقه این اثر را انقلابی بزرگ در شهرشان ارزیابی کردند.

شــما دکوری غولپیکر بــرای این نمایش

طراحــی کردیــد. چطــور چنیــن طراحی و فضاسازیای در ذهن شما شکل گرفت؟ خــب فکر میکنــم وقتــی آدم میخواهد کار کنــد باید همــه جوانــب کار را در نظــر بگیرد؛ از ایدهپردازیهای اولیه تا تجسمبخشــیدن آنها جلو چشــمان مخاطب. امروزه انســان در ساختههای خودش حقیر شــده. ابَرقهرمانها، ابَرساختمانها، بهدنبــال ســاخت بزرگترینهاســت. بنابرایــن همهچیز از انسان بزرگتر میشود. اگر امکانش را داشتم حتی دکور را بزرگتر میگرفتم و حتی اشیا و آکسسوار بازیگران باید بزرگتر میبود تا هم وجه کاریکاتوری و هم وجوه حقیرشــدن انسان در برابر ساختههایش بیشتر نمود پیدا کند.

همچنان تصمیم شما بر ادامه همین روش و کارکردن با هنرجویان مناطق محروم اســت؟ کمی درباره برنامههای آتیتان توضیح دهید.

آمــوزش یکی از دغدغههای من اســت. قطعا ایــن مناطق برایم اولویت دارند. چون از بد حادثه، دوران نوجوانــی و جوانــیام را در همین مناطق سپری کردهام و همیشه بهخاطر اینکه کسی نبوده تا به اســتعدادهایم پروبال بدهد، سوختهام. هنوز در این مناطق انگار اتفاقی نمیافتد. مسئولان هم فقط وعده میدهند، اما همه امکانات در پایتخت متمرکــز شــده و اتفاقا بودجههــای فرهنگی هم بیشتر در پایتخت مصرف میشــود. این مناطق از نیروهای بالقوهای برخوردارند که دیده نمیشوند و بنا بر دلایل بســیار تبدیل شــدهاند به تماشاگران و مصرفکنندگان محصولات فرهنگی. در صورتی که خودشــان مولد هســتند. بخش عمــده موانع رشــد آنها مربوط میشود به مســئولان فرهنگی. امیــدوارم که همین حرکت کوچک در بهارســتان نمونه خوبی باشــد تا دیگران هم به حد وسعشان کاری کنند.

همیــن الان هم یــک کارگاه آموزشــی به نام «کارگاه تجربــه» در تــالار هنــر اصفهــان برگزار کردهایم که با محمدرضا ترابی آن را اداره میکنیم. 9 اثر در طول دوره از سوی جوانان اصفهانی تولید شــده و آماده اجراست و شــاید در تابستان امسال هم در شهرستان شهریار بتوانم در انجمن نمایش آنجــا دورههایی را برگزار کنم که البته فعلا در حد گپوگفتهای اولیه است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.