به افتخار آموختن دانشش کف بزنیم

Shargh - - تئاتر - اِشا صدراِشکوری

در زمانهای زیست میکنیم که به سبب وجود رسانههای اجتماعی نــو، تعدد و کثرت در انتشــار اخبار و حواشــی آن، آدمهایی یکشــبه به اوج شــهرت میرســند و نامشــان را به هر بهانهای میشنویم اما هنرشان یا آثارشان را کمتر در جایی دیدهایم و در حافظهمان ثبت شده اســت، حتی گاه برای یافتن آثارشــان نیازمند تحقیق و تفحص فراوان هستیم تا بتوانیم در میان عکسهای تزئینی اثری، کلامی، یادداشت و ردپایی تأثیرگذار از آنها بیابیم. بیشــک خوب یا بد آنها بر عامِ مردمانِ همعصرمان تأثیر میگذارند. اما اگر بخواهم با بضاعت امروزم از هنر، انســانهایی را نام ببرم که هنر، آثار و تفکرشــان پیشتر از نامشان بر جهانبینی و دانش هنری این ســرزمین تأثیرگذار بوده اســت، شاید به شــمار انگشتان یک دست نیز نرســند. و این تنها حاصل تجربهِ زیستِ سالها ممارست، سختکوشی، اعتقاد و اندیشه آنها است که نسلهای بعد از آن غافل ماندهاند. انسانهایی که اندیشههایشان نهتنها در ذهن من که در میان ذهن و روح هزاران ایرانی و گاه غیرایرانی ریشه دوانده اســت و محصولش آثاری اســت نو، هنری ماندگار و کتابهایی برای نســلهای آینده. همچون درختانی که در کویرِ اطلاعات و دانش، بیش از چهار دهه بر زمینِ وطنشان استوار ماندهاند، از میان هزاران طوفان، ازدحامِ ناامن روزگار، بر هیچ گردن ننهادهاند، جانشــان را دواندهاند به جان منهایی «کوچک و نوپا»، «خام و تشنه» و جهانی به چشمانمان و ذهنمان باز کردهاند که بسیاریمان سالها را شماره کردیم تا درکش کنیم، تا بفهمیم چه شــنیدهایم، تا چطور باید با آن زیست کنیم، چطور باید پلهها را بالا برویم و بزرگ شویم.

برای من و برای ســرزمینِ کوچکِ –شبهجزیرهی- تئاتر ایران، برای تکتک ما که روزی به دانشــکدهای تئاتری پا گذاشــتهایم، یا بر حسب اتفــاق روزی از خیابان پارت گذر کردهایــم، همپای کوچههای منتهی به دانشگاه تهران شــدهایم و از خیابانِ تمام انقلاب و چهارراهِ شهرکِ کوچکِ تئاتر گذشــتهایم و نمیدانستیم تئاتر مصر چیست؟ در ادبیات نمایشــی ایرلند چه میگــذرد؟ تئاتر پیشــتاز؟ تئاتر تجربهگــرا؟ تئاتر عبثگرا؟ چطور ممکن اســت جهــانِ تئاتری معاصــر را از آن خود کند. حتــی مایی که در تجربــهی خلق آثارمان به رســانههای جدید پناه آوردهایم، همه را مدیون روزگاری هســتیم که «او» نشســته است، پژوهش کرده اســت، ترجمه کرده اســت، نوشته است. ما مدیونیم به دستهایی که یک عمر را صرف نوشتن مقالهها، ترجمهها، تألیفها و تدریسِ آنها کرده است تا از جهان عقب نمانیم، از جهانِ هنری که هر روز متولد میشود؛ دنیایی ناشناخته از نمایشنامهنویسان، مؤلفانِ هنر و پیشتازانِ هنرهای نمایشی.

امــروز یک دهه از آن لحظههای ناب شــاگردی من در دانشــکده هنر و معماری و شــاگردی نزد اســتاد ناظرزاده میگذرد، یک دههای که بیشترش را در سرزمین مادری نبودهام، استادانی با جهانبینیهای متفاوت دیدهام، شــاگردی کــردهام، خواندهام و نوشــتهام اما هنوز – انســانی- را نیافتهام همچون «او» که زیستنش را چنین با شاگردانش تقســیم کند –انســانیتش – را. برای مــن و به گمانم بــرای تمامی خانواده تئاتر دانشــگاهی، پروفســور فرهــاد ناظرزادهکرمانی بیش از همه «انســان بودن» را بر صحنه ثبت کرده است. رکنی از هنر که اگر فراموشــش کنیم یا بهعمد گاهی به عقب برانیمش، عاقبتِ تراژیکش گریبانِ همهمان را خواهد گرفت. که چه بسا گرفته است.

ما خانواده کوچکی هســتیم با آرزوهای بزرگ. ما همان خانوادهای هســتیم که شــبها با رویای نقشها، نوشــتهها و صحنههایمان به خواب میرویم و صبحهــا از دیوار ســالنهای تئاترمان لولههای آب چکــه میکند. ما گاهی یادمان میرود کــه در این خانواده کوچک جز خودمان کســی را نداریم، خودمان با خودمان خلق میکنیم، خودمان خودمــان را نقد میکنیــم و بیرون از این شــبهجزیرهی ســحرانگیز، مخاطبین را بهصف میکنیم برای دیدن اجراهایمان. پس بیاییم به هم و به این خانواده وفادار بمانیم. بیاییم در این حیاتِ کوچکِ تنهاییمان کنار هم بایستیم.

برای من نکوداشــت از انســانی که فرزندانــش – کتابهایش- را بیمجوزِ دوباره در صحافیها افســت میکنند، مخلوقاتِ نمایشیاش هنوز بر روی میز منتظرند تا بر صحنه نمایان شــوند و جهان را زیست کننــد، کلمات و مقالاتِ پیشــرویش را نیاموختهایم تا حداقل در زمینه ساختارهای نمایشی بازگشــت به عقب نکنیم. کرنشمان تنها تعارفی اســت و محروم کردنِ نســلی از شــنیدن و دیدن آن دانشی که از آن ماســت و نه وارداتی. برای من نکوداشــت از پروفسور فرهاد ناظرزاده کرمانی زمانی اســت که نمایشنامههایشــان را به صحنه ببریم و به احترام یک عمر ایستادگی پدرمان –پدر تئاتر دانشگاهی ایران- بایستیم و به افتخار آموختن دانشش کف بزنیم.

پینوشتها:

1- کتاب «پیشدرآمدی بر شــناخت هنرهای نمایشی در مصر» 1365 انتشارات جهاد دانشگاهی 2- کتاب «پیدایش ادبیات نمایشی نو در ایرلند» 1371 انتشارات برگ 3- کتاب «تئاتر پیشــتاز، تجربهگرا و عبثگرا» 1365 انتشــارات جهاد دانشگاهی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.