مرگ مغزی دختربچه زیر کتکهای ناپدری

ناپدری دخترک برای انتقامگرفتن از همسرش، دختربچه را از رختخواب بیرون آورده و کتک زده است

Shargh - - حوادث -

شــرق:

کودک پنجســالهای که در پی ضرب و جرح ناپدریاش دچار مرگ مغزی شــده است، در حالی همچنان با دستگاه نفس میکشد که پزشکان تلاش میکننــد خانــواده او را برای اهــدای اعضای بدن کودک راضی کنند.

رقیه دختربچه پنجساله مدتی قبل به بیمارستان آورده شــد. در ابتدا گفته شــد او از پلهها پرت شده است اما وقتی پزشکان اعلام کردند ضربات سنگینی بر بدن این دختر وارد شــده که ناشــی از پرتشدن از پلهها نیســت، مادرش واقعیــت را تعریف کرد و توضیح داد او به وســیله ناپــدریاش کتک خورده و دلیل اصلی وضعیتی که دچار آن شــده، ضرباتی اســت که ناپــدری بر بدن او وارد کرده و ســاعتها اجازه نداده کودک را به بیمارستان منتقل کنند.

بعد از روزهــا تلاش برای زندهنگهداشــتن رقیه درنهایت دو روز قبل پزشــکان اعلام کردند او دچار مرگ مغزی شــده اســت و دیگر امیدی به بازگشت این کودک به زندگی نیســت. آنها به پدر و مادر رقیه توصیه کردنــد اعضای بدن او را اهــدا کنند تا چند بیمار دیگر از وضعیت رنجوری که دچارش هستند، خارج شوند.

مادر جوان رقیه در رابطه با وضعیت زندگی خود گفت: رقیه حاصل ازدواج نخست من است. به دلیل اعتیاد همســر و دخالتهای خانوادهام، از پدر رقیه جدا شــدم و چند ماه بعد با مردی ازدواج کردم که به شدت عصبی بود.

مادر رقیــه ادامــه داد: مهریهام را بخشــیدم و حضانت فرزندم را برعهــده گرفتم. قرار بود رقیه با من و علی کــه ناپدریاش میشــد، زندگی کند اما پذیرش این کودک برای همســر دوم من دشوار بود. به شدت با حضور او در زندگیمان مخالفت میکرد و بارها به مــن گفته بود که باید رقیــه را به پدرش بسپارم.

اعظــم در تشــریح حادثه گفــت: در روز حادثه، درگیری لفظی با همســرم داشــتم. او چهــار بار با حالتی که انگار میخواهد من را خفه کند، به سمت من حملهور شد.

وی افزود: درگیری ما از ســاعت 8:30 صبح آغاز شــد و حدود ساعت 9:30 همســرم به سمت اتاق خوابــی که رقیــه در آنجا خواب بــود، رفت. یکباره کودکــم را با خــود از اتاق به بیــرون آورد. مادر من نیــز در خانــه ما بــود. او نیز تلاش کرد کــه مانع از کتکخوردن رقیه شود اما موفق نشد.

مــادر رقیه با اشــاره به وضعیت کــودک پس از تحمل این ضربوشــتمها میگوید: رقیه پس از این کتکها بیجان به زمین افتاده بود اما همسرم اجازه نمیداد که از خانه خارج شویم و او را به بیمارستان برســانیم. در این شرایط شیونکنان در خانه بودیم تا اینکه برادرم از راه رســید. به او گفتیم رقیه از پلهها افتــاده و آن زمان با تماس با اورژانس، کودکم را به بیمارستان رساندیم.

اعظم با بیان اینکه «از همسرم شکایت کردهایم» گفت: پدر رقیه به دلیل ضربوشتم کودک، از همسر دوم من شــکایت کرده و اکنون وی در بازداشــتگاه است.

وی با اشــاره به اعلام مرگ مغــزی رقیه گفت: پزشــکان مرگ مغــزی رقیــه را اعــلام کردهاند اما امیدوار هستم بار دیگر خدا او را به من ببخشد.

در همین رابطه، فریبا بهشتیان، مددکار اجتماعی مؤسســه خیریه مهرآفرین به خبرنگار گروه جامعه خبرگــزاری میزان گفــت: پس از ایــن اتفاق، کودک چندروزی است که در بیمارســتان بستری است اما پزشکان مرگ مغزی او را اعلام کردهاند.

وی ادامــه داد: پــس از اعــلام کــودکآزاری از ســوی مددکاری بیمارســتان، اقدامات ثانویه برای مشخصشــدن دلایل این حادثه و حمایت از مادر او در دستور کار قرار گرفت.

این مــددکار اجتماعی با اشــاره به درخواســت مســئولان بیمارســتان از پدر رقیه گفت: مســئولان بیمارستان از پدر رقیه درخواست کردهاند که اعضای بــدن او را اهدا کنند، زیرا مرگ مغزی او تأیید شــده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.