مرشهثریدار،هاسالیپ یبشرداستیب مکیترب مودیرییت متتروهنزردهان

Shargh - - جامعه - محمدحسین کرامتیان

روزنامهای نوشــته بود 130 کیلومتــر خط مترو گم شــده است. این طنز تلخ روزگار ماست که چقدر راحت برای رســیدن به جاه و جلال خود، حاضریم قلب واقعیت کنیم و به دوربین زل بزنیم و بیمحابا دروغ ســر دهیم. 25 سال عمر کاری من در صنعت مترو صرف شــده و همه خطوط متــرو را مثل کف دستم میشناسم و مرارتها و خوندلخوردنهای احداث این ســامانه بزرگ را از خاطر نمیبرم و همه نام و نشان یکیک زحمتکشانش را فوت آبم.

قصه ســاخت متــروی تهران، چند ســال قبل از پیروزی انقلاب کلید خورد. آن ســالها یک شــرکت معتبــر فرانســوی مطالعــات خوبی انجــام داد و نقشهاش را طراحی کرد. کار شروع شد و دستگاههای پیشرفتهای برای احداث تونل وارد کردند. نزدیک به یک کیلومتــر در زمینهای عباسآبــاد، تونل کندند که انقلاب شــد. شــورای انقلاب کار را تعطیل کرد. گفتند بودجه مملکت باید صرف مســتضعفان شود و متروی مجلل برای تهراننشینان، ضرورت چندانی ندارد. مترو تعطیل شد و کارکنان مرخص شدند.

در آن زمــان آیتالله هاشــمی، نماینــده تهران و رئیــس مجلس بود. او که قبل از انقلاب، ســفري طولانی به کشورهای اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپــن داشــت، نیــک دریافته بود که مترو ســتون فقرات یک کلانشــهر است و بدون مترو، کالبد شهر فلج اســت. بههمیندلیل اصرار بر راهاندازی دوباره پروژه مترو داشــت. آیتالله از همــه امکانات خود بــرای جاانداختن این موضوع بهره برد، حتی در یک خطبه نمازجمعه، به منافع مترو در تهران پرداخت و بر ســاخت آن پافشــاری کرد. دولت وقت مخالف بود و آن را دارای اولویت نمیدانســت. روزی که در کابینه درباره مترو بحث میکردند، هاشــمی، بدون قرار قبلی به جلســه رفت و مخالفان را مجاب کرد و مصوبه ادامه احداث متــرو را گرفت. کار با کُندی شروع شد. جنگ بود و خزانه دولت خالی.

دولــت ســازندگی بعد از جنگ آغاز بــه کار کرد و آیــتالله با تمام وجود پشــت کار را گرفت تا مترو به بار بنشــیند. یکی از اســتانداران را به تهران آورد و مدیریت مترو را به او ســپرد و خواســت مستقیم بــا رئیسجمهــور در ارتباط باشــد. با هــر ضرب و زوری بود بالاخره کار به ســامان رســید. اواخر دهه 70، درحالیکه فرزند آیــتالله مدیرعامل مترو بود، سوت قطار در مسیر خط پنج به صدا درآمد. محسن هاشــمی همه توان خود و اعتبار پدر را به کار گرفت تا مترو را از مخمصهای که گرفتار شــده بود، نجات دهد و کارش حرف نداشت.

بعــد از خط پنــج، دیگــر زنجیره افتتــاح به راه افتاد. خط یک، دو و چهار پشــت ســر هم به سامان رسیدند و مردم طعم شیرین حملونقل ریلی شهری را چشــیدند. کســی حســاب نکرده که مردم تهران چقــدر از این ســامانه ارزان و پاک ســود بردند؛ هم سود اقتصادی و هم سود اجتماعی، جامعهشناسان گفتند متــرو مردم تهــران را منظم کــرد و فرهنگ شهرنشــینی را به نحو درخور ملاحظهای ارتقا داد. محسن هاشــمی در 17 ســالی که با متروی تهران در ارتبــاط بود، برای راهافتادن خطوط، روز و شــب نمیشــناخت. حاضر بود به هرکســی رو بیندازد و پیش هرکســی گردن کج کند تا کار به انجام برســد. روحیه جهادی او، مهندسان و دستاندرکاران پروژه مترو را به وجد میآورد و کار را پیش میبرد.

این روحیه جهادی واقعی و نه نمایشــی، باعث شــد همه درصدد کمک به مترو باشــند. او با شش شــهردار از خطوط مختلف سیاسی کار کرد و همه آنها همــکاری خوبی با مترو داشــتند. اســفند 89 بعد از وقایع ســال 88، جو ضدهاشمی اوج گرفت. در این میان، شهردار تهران، تحتتأثیر اتمسفر آلوده آن روزها، محسن هاشــمی را کنار گذاشت؛ درست یــک روز قبل از کنارگذاشــتن محترمانــه آیتالله از ریاست خبرگان رهبری. وقتی فرزند آیتالله هاشمی مترو را تحویل داد، شــاکله کار مشــخص شده بود. روزی بیــش از یک میلیون مســافر در خطوط مترو جابهجــا میشــد. پیمانــکاران خوبی تربیت شــده بودند کــه کار را با بهترین کیفیــت انجام میدادند. قراردادهای خطوط سه و شش و هفت منعقد شده بود. دســتگاههای مکانیزه حفار با زحمت بســیار از خارج وارد و نصب و راهاندازی شده بود.

مترو مثل اســب راهــوار آماده مســابقه تقدیم شهردار شــد. مجتمعهای ایستگاهی، بخش مهمی از بودجه کلان مترو را تأمین میکرد. همه چیز برای جهش بزرگ آمــاده بود. انتظار میرفت تا ســال 1392 فاز اول و دوم خط ســه و فــاز اول خط شــش و هفت بــه بهرهبرداری برسد و پیشبینی آن بود که در آغاز سال 1393 مترو دستکم شــش میلیون ســفر در روز را ســامان دهــد؛ اما زهــی خیال باطل.

او سودای ریاستجمهوری در ســر داشــت و دوســتانش گفتــه بودنــد شناســنامه مترو بــه نــام هاشمیرفســنجانی خورده اســت و برای جلب نظــر رأیدهندگان، باید کاری جز مترو را به انجام برســاند. آنها نقشــههای اتوبان دوطبقه صدر را روی میز شــهردار گذاشــتند. هیچ کارشــناس حملونقلی، چنین طــرح پرهزینه کمبهرهای را به ســاخت مترو ترجیــح نمیداد، اما شــوق پاستور، هوش و حواس شــهردار را برده بود و چنین شــد که حملونقل انســانمحور شهرداری کــه با تکمیل خطــوط مترو تحقــق مییافت، جای خــود را به حملونقــل خودرومحــور داد و اتوبان امام علی و اتوبان دوطبقه صدر، سوگلی پروژههای شــهرداری شــد. تبلیغات پرطمطراق و هزینههای بیحسابوکتاب، داد کارشناســان و شورای شهر را درآورده بود.

مترو مهجور مانــد. برای متروی بیچاره خوابها دیده بودنــد. بخش بهرهبرداری آن بــه کل از مترو منتزع و مســتقیم به شــهرداری وصل شــد. مداح جوانی را مصدر کار کردند و او بین ســتاد انتخاباتی قالیبــاف و شــرکت بهرهبــرداری، در هرولــه بود و داســتانی پدید آورد که حدیث دوست و دشمن شد. در رأس شــرکت متــرو، مهندس نظامی گذاشــتند کــه توانــش در حــد و حدود یــک رئیــس کارگاه بود. او مترو ندیده و ســوار نشــده بود و کل ســابقه عمرانیاش، ساخت دیوار و ساختمان کلانتری بود. شوربختانه همو رشــتههای محسن هاشمی را پنبه کرد. قراردادهای به قیمت و مناســب منعقدشــده، یکییکی باطل شــدند و قراردادهای میلیاردی دیگر را جایگزین آن کردند. مهندســان دلســوز و کارآشنا که برای تربیتشــان خوندلها خورده شــده بود، یکییکی مترو را بهاجبار ترک کردند. 90 گذشــت و 91 و 92 و کاری که انجام شــد، افتتاحهای نمایشی پرســروصدا در خــط ســه بود. ظریفی بــه شــوخی میگفت، مترو با پــول افتتاحیههای خط ســه میتوانســت یک ایستگاه احداث کند.

کیفیــت کار بهشــدت تنزل کــرد. در جنوب خط ســه، لوله بــزرگ انتقال ســیمان، در حال کار، بــر روی خط ســقوط کرد. اگــر بــر روی قطار افتــاده بود، تلفات آن دهها شهروند بیگناه میشد. آن را رسانهای نکردند. علت حادثه آن بود که پیمانکار یادش رفته بود، لوله را بعــد از پایان کار دربیاورد و مانــده بود و رویش را آســفالت کرده بودند. کیفیت نازل ریلگــذاری در این خــط، باعث شــده نتوانند سرفاصله حرکت قطار را پایین بیاورند. خطوط شش و هفت هم که دیگر داســتانی برای خود شده بود. در خط سه، ایســتگاه تقاطعی آن با خط دو، در یک اشــتباه فاحش، به کلی از نقشــه مترو حذف شد و دهها اشــتباه دیگر به وقوع پیوســت. شــهردار که متوجه اشــتباه خود در کنارگذاشــتن فرزند آیتالله هاشــمی شــده بود، جرئت بیان آن را نداشــت، اما برخوردهایش آن را نشــان میداد. او شــخصا برای مجری خط شش مترو حکم مسئولیت صادر کرد، به نحوی که مدیرعامل مترو تسلطی بر ساخت این خط

زمانی که محسن هاشمی مترو را تحویل داد، ميزان متوسط جابهجایی مترو در روز یک ميليون مسافر بود. سال 91 ميزان جابهجایي مسافر یکميليونو صد، سال 92 یکميليونو 200 ، سال 93 یکميليونو 280، سال 94 یکميليونو 300 و سال 95 هم یکميليونو 300بود. پس در این پنج سال چه ظرفيتی به مترو اضافه شده است؟

نداشته باشد. بانک شــهر وارد ماجرا شد و اتفاقاتی افتاد که در آتیه زحمت ســازمانهای نظارتی کشور خواهد بود تا سوءمدیریت و اتلاف منابع بیتالمال و حیف و میل را در ساخت خطوط سه، شش و هفت بنشــینند و محاســبه کنند. فقط این را بگویم که اگر تعلل نمیشد، با پولی که فقط در خط شش تاکنون خرج شده، میشد آن زمان، چهار خط کامل مترو را ساخت و تحویل داد؛ دیگر شما حساب کار را بکنید.

در مناظرههای ریاســتجمهوری، شهردار تهران ادعاهایی درباره مترو کرد که آه از نهاد هر کارشناس آشنا به صنعت مترو بلند شد. باید از ایشان پرسید با این تبلیغات بزرگی که برای گســترش خطوط مترو انجام داده اســت، در پنج سال اخیر، چه ظرفیتی از خطوط ساختهشده، گرفته است؟ اینکه میگوید خط شــش و هفت و هشت بهزودی افتتاح میشود، این افتتاح به چه معناســت؟ چه مقدار از تجهیزات این خطوط وارد و نصب و راهاندازی شــده اســت؟ خط هشت چه صیغهای اســت؟ مگر با عوضکردن نام توسعه شمالی خط یک، میتوان اسم یک خط مجزا روی آن گذاشت؟ لابد برای لاپوشانی آن خط هشت معهود اســت که در اثر ســاختن اتوبان دوطبقه، از دستور کار مترو حذف شد؟ ایشان چرا حقیقت را به مردم نمیگوید و چرا آمار درست نمیدهد؟

شهردار به حسن روحانی سند نشان میدهد که قول داده چهار میلیون شغل ایجاد کند، کاش کسی پیدا شــود و قولهای خــود او را دربیاورد که چهها گفته و چه کرده است. چند ماه بعد از رفتن محسن هاشمی، شــهرداری اعلام کرد حجم مسافر مترو در روز به عدد ســه میلیون بالغ خواهد شــد. میدانید اکنون که سال 96 است، مترو در روز چند سفر انجام میدهد؟ یکمیلیونو 300 هزار ســفر در روز؛ یعنی از ایــن همه تبلیغــات پرطمطراق گســترش مترو، متأسفانه ظرفیتی گرفته نشده است.

زمانی که محســن هاشــمی مترو را تحویل داد، میزان متوســط جابهجایی متــرو در روز یک میلیون مســافر بــود. ســال 91 میــزان جابهجایي مســافر یکمیلیونو صد، ســال 92 یکمیلیونو 200 ، ســال 93 یکمیلیونو 280، ســال 94 یکمیلیونو 300 و ســال 95 هم یکمیلیونو 300 بود. پس در این پنج ســال چه ظرفیتی از مترو گرفته شده است؟ هزاران میلیارد هزینه شــده و بیش از هفت هزار نفر پرسنل به مترو اضافه شــده، اما آنچه عملا به ظرفیت مترو اضافه شده، در حد بسیار ضعیفی بوده است.

دلیل چنین اهمال و ســوءمدیریتی آن اســت که مترو به دســت کسانی سپرده شــد که از پروژه مترو فقط تونل کنــدن را بلد بودند. حدود 60 درصد یک ســامانه مترو تجهیزات آن اســت که مدیریت مترو متأسفانه سررشــتهای در آن نداشت و خطوطی که میتواند روزانه پنج میلیون سفر را سامان دهد، عملا بلااستفاده مانده است.

بایــد بهحال مترو گریســت. به حال شــهرداری بایــد گریه کرد. بــه حال مردمی گریســت که در اثر سوءمدیریت، پولشان خرج میشود، اما بهرهای برای آنها ندارد. بهعنوان کارشــناس مترو به ضرسقاطع میگویم، اگر شــهردار، پنج ســال پیش دســت به ترکیب مدیریت مترو نزده بود، امروز شــش میلیون ســفر در روز در متروی تهران صورت میپذیرفت و اثرات آن در کاهش آلودگی زیستمحیطی، آسایش و رفاه مــردم و صدها نفع دیگر بهخوبی هویدا بود. اما حیف و صــد حیف که ما مــردم باید تقاص این ندانمکاریها و سوءمدیریتها را بدهیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.