جای پلاسکو را چطور پر خواهيم كرد؟

Shargh - - سیاست - رضا بهبهانی معمار و عضو هیئتعلمی دانشگاه

اخیــرا در خبرهــا آمده اســت کــه بنیــاد محترم مســتضعفان در نظر دارد ســاختمان بلندمرتبهای را در جایگاه پلاســکو احــداث کند، نهتنهــا بنیاد محترم مســتضعفان که همه مــردم علاقهمندند یک فضای شهری مناسب به جای پلاســکوی قدیم در این مکان شکل گیرد ولی چه فضایی؟ هرکسی با منظور و مقصود خــود چنین نیتی دارد و هرکســی از ظن خود. اکثریت شهروندان تهرانی و ملت شریف ایران برآن هستند که در مکان ســاختمان پلاســکو فضایی شهری و مردمی که یادآور شــجاعت جوانان آتشنشــان است، ساخته شود، نه آن چیزی که جناب سعیدیکیا ریاست محترم بنیاد مستضعفان فرمودند. برای بنیاد مستضعفان که یکشبه ملک مسطح و آواربرداریشدهای بدون مدعی با قیمتی بیش از 20 هزار میلیارد تومان به دســت آورده، فرصت مناســبی اســت کــه دوســاله ســاختمانی بهتر از پلاســکوی ســابق )لابد با طبقاتی بیشتر و تراکمی افزونتر( بنا کند.

از یــاد نبریم که مــا تجربه آتشسوزی سینما شهر فرهنگ را هــم داریــم. از ایــن تجربه، شهر و مردم چه سودی بردند؟ خیابانهای اســتانبول، لالــهزار و نادری ســابق مرکز تبادلات فرهنگی و تعامــلات اجتماعی اوایل مدرنیته بود. زمانی صادقهدایتها و نیماها و بزرگعلویها... از لقانطه پرســهزنان به کافه نادری میرفتند و سر راه خود کتابهای کتابفروشــیهای خیابان شــاهآباد را تــورق و فنجان قهــوه وارداتی اروپــا را در دکان خانم ارمنی نوش جــان میکردند. در همین قهوهفروشــی بود که ســرهنگ حســینزاده به دام جاسوس روسی افتــاد و عاقبت با بــرادرش جزای خیانــت به وطن را چشید. ســالهایی که تئاتر و سینمای خیابان لالهزار و استانبول پررونق بود و روشنفکران به دیدن پیسهای عبدالحسین نوشین میرفتند، سالهایی که این خیابان صحنه درگیريهای پانایرانیســتها ســومکاییها و تودهایها بــود. ســالهای ملیشــدن صنعت نفت و هیجانهــای اجتماعــی – اقتصادی آن کــه در این خیابانها بازتاب داشت. سالهای جدایی خلیل ملکی، جلال آلاحمــد و انور خامهای از حــزب توده که این خیابانها صحنه بحثهای مشاجرهآمیزشان بود.

با کودتا هیجانــات این مرکز فرهنگــی، اجتماعی فروکــش کرد و اعتراضات مردمی به شــکلي دیگر در مســجدی کوچک با حضور شادروان آیتالله طالقانی در خیابان اســتانبول رخ مینمود و کافه نادری پاتوق روشــنفکرانی مانند شــاملو، نصرت رحمانــی و نادر نادرپــور و... بود. در همیــن دوران هموطنان آذری در فضایی آشــنا با دودکردن قلیان و نوشیدن یک فنجان چای با صدای شادروان مصطفی پایان در طبقه دوم از پاساژی روبهروی این مسجد لذت میبردند.

ســینماهای این مرکز فرهنگی با نمایش فیلمهای نئورئالیســتی ایتالیایــی کار هنرمندانی ماننــد روبرتو روســلینی، ویتوریو دســیکا و هنرپیشــگانی مانند آنا مانیانی، هنرمندان ایرانی را با این مکتب آشنا میکردند. پیامد کودتا و تغییر مناسبات اقتصادی خود را به شکل ســاختمانهای حجیم و مرتفع غیرمتعارف و بیگانه با معماری ایرانی به این خیابان تحمیل کرد و شهرداری تهران در ساختمان موقر و زیبای خود در شمال توپخانه به اداره شــهر میپرداخت و از طرح جامع و ضوابط و مقررات خبری نبود.

پــس از ایــن دوران، تهران از داشــتن یک فضــای جمعی و تعامــل اجتماعــی و مکانی برای پرســهزدن، محروم شد و تهران در این 50 سال نتوانست از یک میــدان- خیابان با همان ویژگیها برخوردار باشد. خیابان اســتانبول با چنین تاریخی و با اینهمه خاطرات جمعی فضای بسیار نویی را طلب میکند که جایگزین پلاسکو باشد؛ فضایی که این مرکز تاریخی را که مبین فرهنگ جامعه در یــک دوره تاریخــی بوده، زنده و هم جانفشــانی و ازخودگذشــتگی قهرمانان خود را جاویدان کند. به یاد داشته باشــیم که پلاســکو نه متعلق به حاج حبیب القانیــان بود و نه متعلق به بنیاد مســتضعفان و مال مردم اســت، نه ملک تهرانیها که ملــک ملت ایران است. برای این مهم باید برنامه داشت و گرفتار هیجان و شتاب نشد. خلق یک اثر ماندگار و آفرینش یک فضای شــهری مطلوب با یــک برنامه خوب و مطالعهشــده حاصــل کار جمعــی هنرمنــدان، جامعهشناســان، تاریخدانان و متخصصان شهری اســت. اگر برنامهای جامــع تدوین شــود، حاصل آن آفرینــش یک فضای شهری مطلوب اســت. این مقصود، تنها پس از تدوین یک برنامه جامع که حتما باید به صورت مســابقهای جهانی گذاشــته شــود و پــس از ســالها معماران بااســتعداد ایرانی با معماران پــرآوازه جهانی رقابت کنند، حاصل میشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.