شبحت حلآيرلاعبايس عباز مدنیفنظريسنبجريهايسانتر خاباتشي:هردار

Shargh - - سیاست -

با عباس عبدی، تحليلگر سياســي اصلاحطلب درباره شعارهایی که محمدباقر قاليباف و سيدابراهيم رئيسی در تبليغات انتخاباتي خود مطرح ميکنند، صحبت کردیم. اینکه توانایی تحقق این شــعارها را دارند یا نه و اینکه اساسا خاستگاه آنها اجازه طرح شعارهای پوپوليستی را میدهد یا خير. عبدی معتقد اســت کسی که با پل صدر عکس میگيرد نمیتواند شعار پوپوليستی بدهد.

تلاش قاليباف و رئيســی برای جذب آرای کدام طبقه است؟

سعی آنها این است که کسانی را که موضوع اقتصاد برایشــان مهم اســت، جلب کنند، فقط بــه یک طبقه خــاص توجه نکردهاند. در واقــع در ذهن آنها کاری که احمدینژاد انجام داد، نقش بســته است. احمدینژاد برای خود یک «کاســت قدرت» تعریف کرد؛ بعد آن را نشــانه گرفت و در کنار این نشانهگرفتن؛ آن اتفاق افتاد )جلب بدنه(. اما اینکه در عمل چه اتفاقی میافتد، فکر میکنم بخشهایی از دهکهــای یک تا چهار و پنج را نشانه گرفتند تا بتوانند نظر آنها را جلب کنند.

با توجه به خاســتگاهی که آقــاي قاليباف یا رئيسی دارند آیا اساسا میتوانند رأی این گروه را جذب کنند؟

خاســتگاه فقط یکی از دلایل است که این اعتماد را در مخاطب به وجود نمیآورد. دیگر اینکه مردم تجربه این شــعارها را دارند که البته تجربــه ناموفقی بوده و به نفع آنها نیســت )با فرض اینکه اجرا شــود(. اساسا زمینههای عینی تحقق این شــعارها هــم وجود ندارد. احمدینژاد وقتی حرفی میزد، همه میدانستند که او کار غیرقانونی هم انجام میدهد؛ همچنان که داد. مثا یارانههــا قانونا ۱۵ هزار تومان بود، اما او ۴۵ هزار تومان پرداخــت کرد. امــا امکان ندارد این نامزدهــا این کار را انجام بدهند، این چهرهها اگر بخواهند یارانه را سهبرابر کننــد، باید قیمت بنزیــن را به لیتری 7،۸ هــزار تومان افزایــش بدهند تا بتوانند منبع ایــن یارانه را تأمین کنند که عما سیســتم به آنها این اجازه را نمیدهد؛ چراکه باید قیمت گاز، برق و آب هم چهار، پنج برابر شــود که بتوان منبع این یارانه را تأمین کرد؛ بنابراین شعارهای این نامزدها عما عملیاتی نخواهد شد.

فکر میکنيد جامعه به این شعارهای پوپوليستی اقبالی نشــان میدهد و اگر استقبال نکند، به مفهوم این است که جامعه ما از پوپوليسم عبور کرده است؟

نمیشــود چنین گفت؛ چون پوپولیسم همیشه یک زمینههایی دارد و هنوز هم ممکن اســت یک جاهایی جواب بدهد. اما مشــکل این اســت آقای قالیباف اصا نمیتوانــد ایــن کار را بکند. کســی کــه افتخارش پل صدر اســت، چطور میتوانــد از پوپولیســم دفاع کند. احمدینــژاد آش پخش میکرد. اما کســی که کنار پل صــدر یا پل طبیعت عکس میگیرد که نمیتواند از این دست شعارها ارائه بدهد. این )ژستها( هیچ ربطی به توده مردم فرودســت ندارد. یک اصطاح بین زندانیان رواج دارد و مرســوم است. در زندان )بندهای عمومی( کســانی هســتند که خیلی خالیبندی میکنند، به آنها میگوینــد که این به کارت عکس تــو نمیخورد! کارت عکس برگهای اســت که عنوان اتهامی را مینویسند و آنها اتهــام آن زندانی را دیدهاند. مثــا دلهدزدی کرده، امــا در بند عمومی گفته که من دو تــا بانک زدم! آنجا میگویند که به کارت عکس تو نمیخورد! حالا اینها به کارت عکس آقای قالیباف نمیخورد!

فکر میکنيد وضعيت آرای منفی نامزدها چگونه است؟

آرای منفی در این دوره زیاد است و این نشان میدهد تخریب دیگری، هیــچ کمکی به فرد نمیکند. یعنی اگر الــف، ب را تخریب کند، به الف هیچ کمکی نمیشــود؛ بلکــه باید ایجابی دربــاره خود کار کند. امــا نامزدهای اصولگرا چون مطلبی برای عرضه ندارند و قادر نیستند که خود را ایجابی تعریف کنند، به تخریب روی میآورند.

فکر میکنيد که آرای منفی آقاي قاليباف و رئيسی با توجه به نظرســنجیها و آنچه حاصل مناظره اول بوده است، بيشتر از آرای منفی روحانی است؟

سنجیدن آرای منفی سخت است. حداقل رأی منفی آقاي قالیباف حول و حوش چهلوخردهای درصد است و همین کار قالیباف را بهویژه در تهران ســخت میکند. فکر میکنم در شرایط کنونی شانسی ندارد.

در شهرستانها چطور؟

خیلی اطاعی درباره آن ندارم.

آیا این شــعارهای پوپوليســتی در شهرستانها میتواند منشأ اثر باشد؟

اینکه میتواند کمک کند یا نکند یا باعث رأیدادن بشــود یا نشــود، بحث دیگري اســت. اما اینکه بتواند اثر تعیینکننده داشــته باشد یا نه، فکر نمیکنم چنین باشــد. روحانی و جهانگیری بهراحتی میتوانند نشان دهند این شــعارها پوچ اســت و مجلس نمیپذیرد و مســتلزم افزایش چندبرابری قیمت بنزین اســت. در نهایت اما، مردم هم حاضر نمیشوند تورم ۴۰درصدی را تحمل کنند. الان دو، ســه ســال اســت که مردم به تورم پایین عادت کردهاند و اقتصاد خود را با این شرایط منطبق کرده اســت. دیگر کســی نمیتواند تورم ۴۰ و ۵۰درصدی را تحمل کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.