روایتی ادبی از تاریخ شفاهی مردم ایران

مروری بر «شاهنامه فردوسی» محمد دهقانی

Shargh - - ادبيات -

«شــاهنامه فردوســی»، هشــتمین کتاب از مجموعــه «تاریخ و ادبیات ایران» اســت که چندی اســت به قلم محمد دهقانی و در نشــر نی منتشــر میشــود. از این مجموعه پیش از این، کتابهای «محمد بنزکریای رازی»، «رودکی، پدر شــعر فارســی»، «شاهنامه ابومنصوری»، «تاریخ بلعمی»، «دقیقی» و «ترجمه تفســیر طبری» به چاپ رســیده اســت. مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» به تاریخ و ادبیــات ایران پس از اســام اختصــاص دارد و در این مجموعه، گزیــدهای از متون مهم و تأثیرگذار ادبیات کاســیک ایران همراه با شــرح و تفســیر و تاریخ پیدایش این متون و زمینه و فضای تاریخی که این آثار در آن پدید آمدهاند ارائه شــده اســت. در یادداشتی که بهعنــوان «معرفی مجموعه» در ســرآغاز این کتابها آمده اســت درباره این مجموعه میخوانیم: «این مجموعه صرفا تاریخ و ادبیات ایران پس از اســام را دربر میگیرد و میکوشد تاریخ ادبی ایران را در پیوند با تاریخ عمومی جهان ببیند و به تحولات فکری و فرهنگی کشــورها و اقلیمهایی هم که به نحوی با ایرانیان در ارتباط بودهاند اشــاره کند و به این ترتیب گسترهای روشــنتر برای مقایسه تاریخ و ادبیات ایران و جهان پدید آورد.»

کتاب «شــاهنامه فردوسی» نسبت به جلدهای پیشین مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» حجم بیشــتری دارد و بخش اول آن شامل مقدمهای مفصل درباره «شاهنامه فردوسی»، زندگی شاعر و زمینه تاریخی پیدایش شاهنامه اســت. دهقانی مقدمه خود را با دورانی که فردوسی در آن زاده شد یعنی زمانی که «دولت قدرتمند سامانی دستخوش ضعف و پریشانی شده بود» آغاز میکند. آنگاه تصویری از اوضــاع و احوال طوس در دوره فردوســی ارائــه میدهد و بعد به زندگی خود فردوســی میپردازد و روایتهایــی از زندگی او که به گفته نویســنده «غالبا آمیخته به قصههای عامیانهاند.» از جمله روایتهایــی که دهقانی صحتشــان را بعید دانســته روایتهای مربوط به ماقات فردوســی با محمود غزنوی و کا سفرهایی است که او به بیرون از خراسان داشته است. دهقانی مینویسد: «از خود شــاهنامه هیچ بر نمیآید که فردوسی سلطان محمود را از نزدیک دیده باشــد یا اینکه از خراســان به غزنین یا طبرستان و بغداد رفته باشــد. شاهنامه طولانیترین منظومه فارسی است و شاعر در خال آن و بهویژه در آغاز و پایان داســتانها این فرصت را داشــته است که شــمهای از احوال شــخصی خود را هم بازگویــد. بااینحال، در هیچ جای این کتاب مفصل گزارشــی وجود ندارد که فردوســی را بیــرون از زادگاه خودش و در جایی غیر از خراســان نشــان دهد. از شاهنامه همین قدر معلوم میشــود که فردوسی فقط یک بار، آن هم در عالم رویا، به دربار محمود راه یافته و شاهد عظمت آن بوده است. شــرح این رویا را فردوسی در همان آغاز شاهنامه به تفصیل آورده اســت. بیان این رویا هم در واقع تمهیدی شاعرانه است برای ستایش محمود با این امید آشکار که او شاهنامه و سراینده آن را در ذیل حمایت خود بگیرد.»

دهقانی در ادامه مینویســد: «لیکن، چنانکه از خود شــاهنامه برمیآیــد، امید فردوســی بــرای جلب حمایت محمود ســرانجام بر بــاد رفت. در تاریخهای رســمی غزنویان، یعنــی تاریخ یمینی و تاریــخ بیهقی، هیچ نشــانی از این حمایت دیده نمیشــود. دیوان شاعران مشــهور دربار محمود، نظیر فرخی و عنصری نیز گاه آلوده به اشــارههای طعنآمیز در حق شــاهنامه و قهرمانان این منظومه شکوهمند اســت.» دهقانی چنین اشارههایی به شــاهنامه در آثار شــاعران دربــار محمود را نشــانه آن میداند که شــاهنامه در آن دوران و «شــاید وقتــی که فردوســی خود هنوز زنده بوده اســت» مخاطبان بســیار داشــته و «قهرمانــان آن در میان مردم مشــهور بودهاند.» او آنگاه مینویســد: «به گواهی خود شاهنامه، فردوسی از زمره هنرمندان خوشبختی بوده است که در زمان حیات خودش از تحســین و ســتایش فراوان معاصرانش برخوردار بوده» و البته بافاصله این حقیقت تلخ را نیز اضافه میکند که «این ستایشهای بهاصطاح خشــک و خالی برای او بهره مــادی چندانی به همراه نداشــته است. فردوسی خود باری گله میکند که بزرگان و آزادگان سرودههای او را به رایگان رونویسی میکنند و از این رونویسیها جز احسنتگویی چیزی نصیب او نمیشود.»

در بخشی دیگر از مقدمه کتاب به وضعیت اقتصادی فردوسی و مکنت مالی او پرداخته شده و براساس مستندات بهجامانده اینطور نتیجه گرفته شده که «فردوســی، اگر هم در جوانی و میانسالی از ثروت و مکنتی برخوردار بوده، در سالهای پیری از این بابت چندان آســایش خاطری نداشته و مثل بســیاری از مردم عادی آن روزگار نگران دخل و خرج و پرداخت مالیات و گاهی گرفتار بای قحطی و خشکســالی و گرسنگی نیز بوده است.» نگاه و جهانبینی فردوسی در شــاهنامه، داســتان و قصه از منظر او و مروری بر داســتانهای مهم این کتاب از بخشهای دیگر مقدمه محمد دهقانی بر منتخبی اســت که از داستانهای شــاهنامه ارائه داده است. دهقانی درباره فردوسی و شاهنامه مینویسد: «شاهنامه را در حقیقت باید روایتی ادبی از تاریخ شــفاهی مردم ایران تا روزگار خود فردوسی به شمار آورد. مســلم است که فردوســی هم، مثل هر راوی خاق دیگری، ســلیقه و عقاید شــخصی خــود را در گزینش و گــزارش رویدادها دخالت داده و شــاهنامه را در نهایت چنانکه خود میپســندیده و دوست میداشته سامان داده است. با این حال، در این هم تردیدی نیســت که ذائقه ادبی و فرهنگی فردوسی از عیار بالایی برخوردار بــوده اســت. او را باید نماینــده بخش مهمی از طبقه باســواد آن روزگار به شــمار آورد که ضمن آگاهی کامل از دانشهای رســمی بــه فرهنگ و باورهای عامه هم اهمیت میداده و میکوشــیدهاند که این همه را در قالبی منظم و اســتوار ثبــت کنند و برای آیندگان به یادگار بگذارند.»

بخش دوم کتاب شامل منتخبی از داستانهای «شاهنامه» است. دهقانــی در گزینش این داســتانها، شــاهنامه تصحیح دکتر جال خالقی مطلق را مبنا قرار داده است. این منتخب طبیعتا خاصهای از شاهنامه است و شامل تمام ابیات آن نیست. اما بعضی جاها که ابیاتی حذفشــده برای حفظ پیوستگی متن توضیحاتی به جای آن ابیات حذف شده آورده شده است.

شاهنامه فردوسی محمد دهقانی نشر نی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.