ضرورت ارائه اعداد صحیح در چارچوب برنامه

Shargh - - اقتصاد -

متأســفانه یكــی از نامزدهــا ادامه ازصفحه اول

در انتخابــات دوازدهــم ریاستجمهوری دوباره پای در آن مسیر نهاد که اعدادی تخیلی و شــعارگونه از کوره تخیل خود درآورد و مسیر مناظره را از تحلیل و اســتدلال به لاف و پریشــانفكری بكشــاند. اما به اتكای اعداد غلطی کــه در مناظره اول نامزدهای ریاســتجمهوری ارائه شد، مناظره دوقطبی و به میدان شــعاردهی و توهین بدل شــد. آغازگر جنگ مناظــره همان نامزد محترمی بودند کــه اعدادي را که در ابتداي مطلب آمده ارائه کردند. دیگر کاندیداها ادب و آداب مناظره را رعایت کردند. این در شــرایطی اســت که جامعه انتظــار دارد نخبگان از بیآدابیهای ســال 88 دور شــوند و یاد بگیرند که چپ و راســت ایرانی و برادرند و باید با یكدیگر زندگی کنند. باید عددســازیها، بیادبیهــا، توهین و افتراهای دولت نهم و دهم را کنار گذاشت. حداقل آن است که چپ و راست کشور باید به سطح اخلاق خردادماه سال 8۴ برگردند. باید یاد گرفت که همه شــهروند این کشوریم و باید با هم زندگی کنیم. باید یاد گرفت که اعلام عددهای شــعاری دردی از آلام جامعه کم نمیکند و مسئولان ناچارند بعد از انتخابات پاســخگوی اعداد و ارقامی باشــند که قبل از انتخابات اعلام کردهاند.

عدد اولی که یكی از کاندیداهای محترم اعلام کردند، جمعیت چهاردرصدی برخوردار و زالوصفت در مقابل 96 درصد عامه مردم اســت. چهار درصــد مردم برابر 000ر200ر3 نفر میشود و روشن نیست که نامزد محترم این رقم از زالوصفتها را از کجا محاسبه کردهاند. آیا به تعداد پروندههای مالی و تجاری در دادســراهای کشور اشاره دارند؟ آیا به دهکهای جمعیتی اشاره دارند؟ آیا منظور نامزد محترم چهار درصد از پردرآمدترین اشخاص جامعه است؟ بههرحال، بهنظر میرسد مهمترین معیار موردنظر کاندیدای محترم برای شناســایی چهار درصد زالوصفت، درآمد آنهاســت. اینگونه گروهبندی جامعه به زالوصفتها و محرومان، کملطفی نســبت به قشــر بزرگی از بالاترین دهک درآمدی اســت که کسبوکارها و کارخانههای کشور را اداره میکنند، میلیونها نفر را در استخدام دارند و به تولید ملی یاری میرسانند.

کاندیدای محتــرم چندینبار اشــاره کردهاند که این چهار درصد کل منابــع بانكی را در اختیار گرفتهاند. کل اعتبارات جدیــد اعطایی بانکها در چهار ســال دولت یازدهم که جنبه تمدید نداشته باشد، بعید است از 500 هزار میلیارد تومــان تجاوز کند که اگر آن را به عدد 3/2 میلیون تقسیم کنیم، متوسط رقم 156میلیون تومان برای چهار سال محاسبه میشود که معادل سالی ۴0 میلیون تومان میشــود. این عــدد رقم بالایی نیســت. بنابراین اگــر معیــار گروهبندی براســاس میزان برخــورداری از تسهیلات بانكی باشد که البته کاندیدای محترم بارها در ســخنان خود به این مطلب اشاره کرده است، او چگونه اعتبارگرفتن 156 میلیونتومانی این تعداد از افراد کشور را به زالوصفتی مرتبط کرده است. این در حالی است که حتی سقف تسهیلات اعطایی صندوق پسانداز مسكن یكم )160 میلیون تومان( که بیشتر برای دهکهای درآمدی متوسط و پایینتر طراحی شده، بیش از مقدار تسهیلاتی است که آن بهاصطلاح زالوصفتهــا بهطور متوســط در چهار سال دریافت کردهاند.

شاید روشی دیگر برای بررسی تعداد 2/3 میلیون نفر زالوصفت، اســتفاده از ضریب جینی باشــد. گفته شــد کــه این افــراد به طور مطلق امكانات کشور را در اختیار گرفتهانــد. اگر فرض کنیم آنان 90 درصــد از درآمدهــا را در حیطه کنتــرل خود درآوردهانــد، ضریب جینی محاسبهشــده نزدیک به ســهبرابر رقم جاری میشــود. بــا فرض 80 درصد، باز هم رقم محاسبهشــده از رقم جاری بســیار فراتر میرود. بنابراین، روشــن اســت که محاسبهای در کار نبــوده و عــدد چهار درصد زالوصفــت صرفا نقش شعاری و انگیزشی داشته است. مبارزه با فساد به شكل واقعی و معرفی مفسدان یک موضوع است و زالوصفت خواندن 2/3 میلیون نفر از مردم کشور خود، موضوعی دیگر است. مخفیکردن چندصد یا چندهزار نفر مفسد و زالوصفت در میان 2/3 میلیون نفر خدمتی به شناسایی و مجازات آنان نمیکند. اینگونه تقابلدادن انســانها، قراردادن آنان در مقابل هم و دامنزدن به نفرت و حس دشمنی شــهروندان کشور بیشک کمكی به کسب رأی هم نمیکند.

دومیــن عددی که کاندیدای محترم ارائه کرد، ادعای 2/5 برابرکردن تولید ناخالص در مدت چهار ســال بود. روشــن بود که این عدد را کسی محاســبه نكرده بود و ایشان سردستی و بیمهحابا چنین رقمی را مطرح کرده بودند. چندســاعت بعد، کســی محاســبه کرد که برای دستیابی به چنین افزایشــی در تولید ملی، به نرخ رشد ســالانه 26 درصد برای چهار ســال متوالی نیاز اســت، درحالیکه در تجربه جمهوری اسلامی بالاترین نرخهای رشد مربوط به دولت اول هاشمی و دولت دوم خاتمی بوده که به ترتیب و بهطور متوســط حــدود 7/7 و 6/9 درصد در چهار ســال بوده اســت؛ بنابراین، در حالی که نرخ رشد هشــت درصد دور از دسترس مینماید، طرح نرخ رشــد 26 درصد، آن هم برای چهار ســال متوالی، نمیتوانســت قرین به واقعیت باشد و هیچکس هم آن را باور نكرد.

بررسی آمار رشد 250 کشور جهان براساس دادههای بانک جهانی نشان میدهد در 55 سال گذشته )1961- 2015( در هیچ سالی، متوسط رشد تولید ناخالص داخلی کشــورهایی که در بالاترین دهک رشد قرار داشتهاند، به 25 درصد نرســیده اســت و در اغلب ســالها این عدد پایینتر از 15 درصد بوده است. همچنین بررسیها نشان میدهد حتی یک کشــور هم از میان 250 کشــور جهان نتوانسته رکورد رشد تولید ناخالص داخلی را برای چهار ســال متوالی بیش از 20 درصد نگه دارد. بنابراین، نبود شواهد تجربی و تاریخی نشان میدهد محاسبهای انجام نشده و ارقام صرفا ساخته تخیل و ذهن فردی است که به دنبال اعداد برای تهییج مردم و اخذ رأی میگردد، والّا نه به روابط بین اعداد توجه شده و نه در محاسبه سعی بر آن است که اعداد با هم بخوانند.

کاندیــدای محتــرم توجه نداشــتند که حتــی برای دســتیابی به نرخ رشد ســالهای 80 و 86 )یعنی نرخ خالــص 3/5درصدی( نیاز اســت که به طور متوســط سالانه 6۴0 هزار میلیارد تومان )تقریبا 160 میلیارد دلار( ســرمایهگذاری از منابع داخلی و خارجی تأمین شود که تحقق آن امروزه چندان آســان نمینماید، چه رســد به اینكه میزان سرمایهگذاری را بتوانیم پنج برابر بالا ببریم تا رشد 26درصدی را تأمین کنیم.

نامزد محترم ریاستجمهوری در مناظره اول به رقم اشــتغال پنج میلیون نفر در چهار سال اشاره میکند که نباید در دورهای معقول، دستیابی به آن خیلــی دور از توان کشــور باشــد. در دولــت دوم اصلاحات، هر ســال بــه طور متوســط برای 000ر905 نفــر اشــتغال خالــص ایجاد شد؛ بنابراین، دستیابی به پنج میلیون شغل در چهار سال، یعنی 000ر250 شــغل در هر سال -که هنــوز نرخ بــیکاری فعلی را کلا اصلاح نمیکند- خــارج از تصور نیست و مشــروط به برنامهریزی دقیق و جذب سرمایه میتوان به آن دست یافت؛ دولت یازدهم نیز با همه مشكلاتی که به ارث برد و با تمام سنگاندازیها و موانعی که پیشپای آن گذاشــته شد، باز هم در چهار سال به رقم سه میلیون شغل نزدیک شد. اما آنچه اعداد این نامزد محتــرم را کماعتبار میکند، مقابله 26 درصد نرخ رشــد با پنج میلیون شغل اســت. اگر دولت هشتم با نرخ رشــد هفت درصد به حدود چهار میلیون شغل رسیده است، دولت موردنظر این کاندیدای محترم با نرخ رشد 26 درصد میباید به میزان اشتغالی بهمراتب فراتر از 10 میلیون یا 15 میلیون نفر دست یابد.

عــدد ســومی کــه ایــن نامــزد محتــرم انتخابات ریاســتجمهوری ارائــه کردهانــد و میگوینــد قادر به تأمین منابع مالی آن هســتند و بایــد از مهمترین اقلام برنامه ایشــان به حســاب آید، پرداخت 000ر250 تومان به بیکاران تا زمان توانمندشــدن و کاریابی آنان اســت. بار مالی این مبلغ چقدر اســت و از کجا تأمین میشود؟ این عدد از دل نرخ بیکاری قابل محاسبه نیست؛ یعنی نمیتــوان تعداد بیکاران را از روی نســبت 7/11 درصد بیکاری جاری محاسبه کرد و آنگاه در 000ر250 تومان پرداختی در ماه ضرب کرد و بار مالی ماهانه را محاسبه

متأسفانه یکی از نامزدها در انتخابات دوازدهم ریاستجمهوری دوباره پای در آن مسیر نهاد که اعدادی تخیلی و شعارگونه از کوره تخیل خود درآورد و مسیر مناظره را از تحلیل و استدلال به لاف و پریشانفکری بکشاند. اما به اتکای اعداد غلطی که در مناظره اول نامزدهای ریاستجمهوری ارائه شد، مناظره دوقطبی و به میدان شعاردهی و توهین بدل شد

کرد. این محاســبه به تعداد جمعیت فعــال نیز ارتباط دارد. نامــزد محترم باید توجــه کنند که جمعیت فعال کشــور بسیار کوچک اســت؛ کمتر از ۴0 درصد از کسانی که در ســن کار هستند، به کار مشــغولاند. این نرخ در میان زنان حدود 18 درصــد و در میان مردان حدود 65 درصد اســت. از آنجا که در دولت یازدهم امید به یافتن کار بیشتر شد، هم نرخ جمعیت فعال بهبود یافت و هم تعداد بیکاران بالا رفت. حال اگر گفته شــود که دولت ماهانه 000ر250 تومان به بیکاران میپردازد چه تغییر عمــدهای در جمعیت فعال پیــش میآید و نرخ زیر ۴0 درصد به کجا خواهد رســید؟ بیشک کاندیدای محترم درباره هیچیک از این لایههــای بعدی افزایش بیکاران فكر نكرده و محاسبات لازم را انجام ندادهاند.

عــدد دیگری که کاندیــدای محترم ارائــه کردند به صنعت پتروشــیمی مربوط اســت. ادعــای کاندیدای محترم آن اســت که «در صنایع پتروشــیمی بهازای هر یک میلیون تُن به صورت مســتقیم 200هزار شغل و به صورت غیرمســتقیم ٤00هزار شــغل ایجــاد میکنیم و ما قادریم با ســرمایه داخلی و بــا تكنولوژی داخلی و با سرمایهگذاریهایی که شده هشت میلیون تُن به ظرفیت پتروشــیمی اضافه کنیم کــه معنــیاش یکمیلیونو ٦00 هزار شــغل مستقیم و بیش از ســه میلیون شغل غیرمستقیم است .»

جالب اســت توجه شــود که در کمتر از چهار سال، دولــت یازدهم ‪/7 5‬میلیــون تن به تولیــدات صنعت پتروشــیمی کشــور افزوده اســت. اگر آن ادعای نامزد محترم صحیح باشــد، پس همین حــالا باید چهارونیم میلیون شــغل فقط در صنعت پتروشــیمی ایجاد شده باشد، درحالیکه در چهار ســال گذشته، اشتغال جدید حدود سه میلیون نفر است.

اما میتــوان از زاویه دیگر هم بــه ادعای کاندیدای محترم نگاه کــرد. میزان تولید محصولات پتروشــیمی در ایران تقریبا 50 میلیون تن اســت. طبق ادعای نامزد محتــرم بــه ازای هر یــک میلیون تن، 200 هزار شــغل مستقیم و ۴00 هزار شغل غیرمســتقیم ایجاد میشود. بااینحساب باید الان در ایران، 30 میلیون نفر به صورت مستقیم و غیرمســتقیم در صنعت پتروشیمی اشتغال داشــته باشــند و بدیهی است اینطور نیســت؛ بنابراین روشــن است که این عدد نیز صحت ندارد و رقمی بدون ملاحظه و تفكر به میدان مناظره پرتاب شده است.

اگر بپذیرید عمده آنچه در بالا آمده است، صحت دارد؛ آنگاه باید پرســید چرا میبایــد کاندیدایی جرئت کند در مقابل میلیونها رأیدهنده مشتاقِ واقعیت، چنین اعداد بیپایه و اشــتباهی را بیان کنــد؟ چنین نامزدی مخاطب خــود را چه فرض میکند؟ آیا غیر از این اســت که برای شــعور مخاطب خود اعتباری قائل نیست و فكر میکند عامه مردم ظاهربین هســتند و چنیــن ارقامی را خواهند پذیرفــت؟ چرا فكر میکند بهنفع اوســت کــه این ارقام ناصحیــح را اعلام عمومی کند؟ اگر خــود به این عددها باور دارد که بیشــک شــرایط لازم را برای هدایت دولت نــدارد و اگر میدانــد که این ارقام ناصحیح اســت، ولی مخاطب وی آنها را باور کرده و به او رأی خواهد داد، طبعا صداقت خودش به چالش کشــیده میشــود. بهراستی چــرا کاندیدایی باید بگوید یارانه را چند برابر میکنم یا به بیکاران فلان رقم را پرداخت میکنم؛ درحالیکه میداند پرداخــت چنین ارقامــی در توان بودجــه و اقتصاد ملی نیســت؟ آیا مصائب دولتهای نهم و دهم برای جامعه ما کفایت نمیکند. آیا حتما باید به ونزوئلایی دیگر تبدیل شــویم که نرخ تورم آن بــه هزارو 700 درصد رســیده و برای حمل هر کامیون مواد غذایی تا سوپرمارکت محله، به چند کامیــون نظامی محافظ نیاز اســت؟ به احتمال زیــاد اگر عمر دولــت دهم 12 تا 18 مــاه ادامه مییافت، جامعه ما نیز چنین وضعیتــی را تجربه میکرد. امید آن اســت که مناظرههای بعدی نامزدهای ریاستجمهوری میدان استدلال و پاســخگویی منطقی باشد؛ نه جولانگاه شــعارهای مبتنی بر ارقــام غیردقیق و خــارج از برنامه. جامعه ایرانی بعد از گذشــت بیش از صد ســال مبارزه برای مردمسالاری، به آن سطح از رشد و استعداد رسیده است که مستحق باشــد نامزدهای ریاستجمهوری آن بــه حقوق اجتماعــی جامعه در همه جــا و ازجمله در مناظرههای ریاستجمهوری احترام بگذارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.