آیا باید به روحانی رأی بدهیم؟

Shargh - - يادداشت -

ادامه از صفحه اول

مگر آقــای احمدینــژاد حمایت همهجانبــه ایــن طیــف سیاســی را پشتســر خــود نداشــت؟ حاصــل مدیریــت او در این کشــور چــه بوده اســت؟ چرا دولت آقای احمدینژاد در هشتســالی که با بیشترین درآمد نفت، کشــور را بــه اوج نابســامانی اقتصــادی و مدیریتــی رســاندند، از ســوی اصولگرایان نقد جدی نشــد؟ آیا گفتــن این ادعا کــه آن زمان برای مدیریت کشــور صلاحیت داشــت و الان صلاحیتشــان احراز نمیشــود، قابلقبول اســت؟ چــه اتفاقی افتاده اســت؟ او با تمام توان بــه بنیادهای اقتصادی این کشور تاخت و حاصلش این شــد که با 700 میلیارد دلار درآمد نفتــی، چیــزی عاید مملکت نشــد و اقتصاد کشور به ضعیفترین وضعیت خود رسید و پول نفت هرگز ســر ســفرههای مردم نرفت، ما نمیتوانیم خودمــان را گول بزنیــم. راهبردها و اصــول مملکــتداری اصولگرایان در کشــور ما مختصات سیاســی و اجتماعی مشخص دارد و بر کسی هم پنهان نیســت. این مختصات را شما در طول این ســالیان، در زمینههای سیاست خارجی و روابط بینالملل و توســعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تحلیل کنید. من مخالف اصولگرایی در زندگی مردم نیستم، اما اگر اصولگرایی وسیلهای برای بهانزواکشــیدن کشــور و دخالت در زندگی مردم باشــد، نمیتواند راهگشــا باشد. چهکسی اســت که منش و روش افراد دلسوزی مانند علی مطهری را در طول ســالیان گذشته برای خدمت به مردم و نقد اقتدارگرایی مورد تقدیر قرار ندهد؛ بنابرایــن اگر به اســتدلال اول بــرای مخالفت و رأینــدادن به روحانی رجوع کنیــم، میبینیم که این استدلال بازی باخت-باخت است. اول اینکه، انصاف حکم میکند تا بپذیریم که دولت روحانی تلاش خوبی برای رشد اقتصاد و رونق کسبوکار در کشــور کرد؛ اما مشــکلات اقتصادی کشــور ما عمیق اســت و به این ســادگی حلشدنی نیست. دوم اینکه حتی اگــر ضعفهایی را در این دولت بپذیریم که قطعا وجــود دارد، گزینههای دیگری برای اینکه بتواند شــقالقمر کند و اقتصاد کشور را متحول کنــد، در میان کاندیداهای فعلی وجود ندارد.

انتقــاد دوم بــه دولت روحانی این اســت که این دولت صراحت لهجه برای توســعه سیاســی کشور نداشته و همه تخممرغهای خود را در سبد سامانبخشــیدن به امور اقتصادی گذاشته است؛ مثلا این سؤال مطرح است که دولت برای دفاع از حقوق شهروندی و همینطور اصلاحطلبان که به قول آقای جهانگیری، خانهنشین شدهاند چه کاری انجام داد و چه هزینهای پرداخت کرد؟ برای دفاع از حقوق اقلیتها و مشارکت آنها در قدرت چه کار کرد؟ اینها ســؤالاتی جدی است که بر راهبردهای توســعه سیاســی دولت روحانی مطرح اســت. شــخصا با این گروه از منتقدان موافقم و معتقدم که دولت در این زمینه شــاید مطابق انتظار ظاهر نشده است، اما راه برای جبران هست. برایناساس بهعنوان داوری منصف در این بازی پیچیده، دادن «کارت زرد» به دولت روحانی عین صواب اســت، اما اینکــه او را با کارت قرمز رأینــدادن از میدان خارج کنیم، عین ناصوابی اســت. کســانی که این استدلال را مطرح میکنند، شجاعانه از خود سؤال کنند که آیا کاندیداهای دیگر دغدغه دفاع از حقوق شهروندی را مثل روحانی خواهند داشت؟ آیا آنها برای حقوق شهروندی اقلیتها برنامهای دارند؟ من جواب مشــخصی مطرح نمیکنم، اما شما را ارجاع میدهم به کنش و مختصات سیاســی این آقایان تــا بتوانید خود قضاوتی منصفانه داشــته باشید.

دراینمیان، گروهی مردم را به تحریم انتخابات تشــویق میکنند. استدلال این دســته از منتقدان، این اســت که فرق اساســی بین روحانی و کسی مانند احمدینژاد یا آقایان رئیسی و قالیباف وجود ندارد. این اســتدلال مغلطهآمیز است و مبتنی بر شواهد واقعی نیست. ما باید بهدرستی و با دقت مشخص کنیم که دنبال چه نوع تفاوتی هستیم؟ آیا انتظار داریم با انتخاب روحانی کشــور در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاســی به توســعه برســد و ما به آرمانشــهر دلخواه خود برسیم؟ روحانی یا هر اصلاحطلب دیگری نمیتواند کشور را بــا وجود این موانع به نقطه ایدهآل ما برســاند و ما را به آرمانشــهر نزدیک کنــد. باید واقعبین باشیم و سطح انتظارات اقتصادی و سیاسی ما مبتنی بر فضای موجود در کشــور باشــد. فرق بین روحانی و کســی ماننــد احمدینــژاد این اســت که احمدینژاد تحریمهای سیاســی و اقتصــادی را کاغذپاره میداند و روحانی تمام انرژی خود و دستگاه دیپلماسی خارجی خود را صرف رفــع این تحریمها میکند تــا بــاری از دوش این مــردم بینوا برداشته شــود. بنابراین، مشارکت در انتخابات و رأیدادن به پروســه اصلاحات، یعنی اینکــه ما از مدار صفردرجــه توســعه سیاســی و اقتصــادی اندکی بالاتــر خواهیم رفــت و نــه اینکــه به نقطــه آخر توسعه برســیم. انتخابات روزنهای برای حاکمیت مردمسالاری است و نباید این روزنه را با مشارکتنکردن خود در انتخابات، ببندیم. نــوری که از این روزنه بیرون میآید، سرنوشت ما را رقم خواهد زد. باید بپذیریــم که فرصت اشــتباه نداریم، مــا به اندازه کافی در تاریخ اشــتباه داشــتهایم. نه تحریم و نه دادن کارت قرمز رأیندادن به روحانی و پروســه اصلاحطلبــی، مــا را به جاده خوشــبختی تاریخ نخواهد رســاند. از آن طرف معتقدم که مشارکت همهجانبــه در انتخابــات و رأیدادن بــه دولت روحانی روزنه خوبی برای حاکمیت مردمسالاری و شفافیت در تعاملات دولت با مردم خواهد بود. انتخــاب با شماســت: میتوانیم هنــوز در دنیای ایدهآل خودمــان بمانیم و منتظر باشــیم که یک قهرمان بیاید و همه مشکلات را یکشبه حل کند. البته انتخاب دیگری هم داریم و آن این اســت که شجاع باشیم و با توجه به واقعیتهای سیاسیاقتصادی کشور، به اصلاحات عملی و ممکن قانع باشیم، به امید اینکه در چهار سال آینده قدمهای محکمتــری بــه طرف توســعه و نهادینهشــدن ارزشهای مردمسالاری برداریم. بگذارید در انتها پاسخ ســؤالم را صریح بیان کنم: بله من به دکتر حســن روحانی رأی خواهم داد تا کشور در مسیر عقلانیت گامی دیگر بردارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.