لزوم سازگاری با پدیدههای طبیعی

رفتار طبیعت، رفتار ما

Shargh - - عل - شاهرخ فاتح *

باید در نظر داشــت پدیدههایی مثل ســیل، زلزله، خشکسالی، آتشســوزی جنگلها و مــواردی مانند آن جــزء دینامیک طبیعت است و همیشــه هم وجود داشته. یکی از مهمترین تلاشهای بشر در دورانهای گذشته نیز شــناخت مکانیسم این پدیدههای طبیعی بود تا بتواند برای مثال درک کند که مکانیســم هیدرولیک آبهای سطحی به چه شــکلی است یا در چه شرایطی، دبی پایهای دارد و در چه شــرایطی طغیانی اســت. درباره زلزله هم تلاش میکند به پاسخ پرسشهای مشابه دســت پیدا کند. امروزه چون هنوز دانش بشــر کم اســت، تمام اطلاعات و دســتاوردهای ما با عدم قطعیت همراه اســت به همین دلیل، این اطلاعات و دادهها به شکل آماری ارائه میشــود. از آنجا که علم بشــر هنوز کامل نیست و اطلاعات مــا عدم قطعیت دارد، بشــر برای آنکه بتوانــد در زندگی روزمره و برنامهریزی برای آینده، به طرز مفیدی از این اطلاعات استفاده کند، آنهــا را در قالب احتمــالات بیان میکند. بنابرایــن وقوع رفتارهای طبیعت یا دینامیک پدیدههای طبیعت، کاملا منظم است، اما چون دانشــمان کامل نیست، به زبان آمار و احتمالات درباره این پدیدهها صحبت میکنیم.

یکــی از مهمتریــن موضوعاتی که بــرای ما آزاردهنده اســت، آسیبپذیری ما در برابر فعالیتها و دینامیک طبیعت است. بشر در دورههای مختلف، برابر این پدیدهها رفتارهای متفاوتی داشت. پیش از ظهور تکنولوژی و دوره مدرنیزاســیون، بشر سعی میکرد خود را با این رویدادها ســازگار کند. با بهرهمندشدن بشر از علم و دانش و ظهــور فناوریهای جدید و آغاز مدرنیزاســیون، نوعی کمخردی بر دنیا حاکم شــد به این معنی که بشر گمان کرد میتواند طبیعت را مســخر کند و میتواند حاکم بر پدیدهها و دینامیک طبیعت شود و طبیعت و اجزا و رفتارهای آن را تحت تســلط خــود درآورد. البته دانشمندان در کشورهای توسعهیافته سریع دریافتند که این توهمی بیش نیست. به همین دلیل پس از نهضت اعتراضی پستمدرنیسم، وارد دوره خردورزی شدند که توسعه پایدار را به ارمغان آورد. بشر در این دوره دریافت که باید رفتار دینامیک طبیعت را بشناسد و خود را با آن ســازگار کند، اما کشورهای توســعهنیافته یا درحالتوسعه هنوز در ادبیات دوره مدرنیزاســیون دســتوپا میزنند. آنچه که ما را آســیبپذیر کرده این اســت که توســعه ما در تقابل با دینامیک طبیعت اســت و با آن سازگار نیست. آنچه که ما در علم مخاطرات طبیعی میدانیم، بیان میکند که ریسک یک مخاطره حاصل ضرب دو عامل اســت: یکی احتمال وقوع آن پدیده و دیگری آسیبپذیری جامعه یا انسان در برابر این رویداد.

دربــاره احتمال وقوع ایــن حوادث گفتیم چــون عدم قطعیت داریــم، آن را با احتمال وقوع بیان میکنیم. البته در آینده که دانش بشر رشــد میکند، این ضعف تا حدودی برطرف میشود. در آینده )که ممکن اســت دور و مثلا در چند قرن آینده باشــد(، این ریسک و عــدم قطعیت حذف میشــود، امــا در هر صــورت اطلاعات ما هماکنون با عدم قطعیت همراه است و ما به زبان آمار و احتمالات صحبت میکنیم، اما موضوع دیگری که برای ما ناخوشــایند است و ما را آزار میدهد، موضوع آســیبپذیری ما در برابر این مخاطرات طبیعی اســت. این آســیبپذیری را خود ما و به دلیل نوع توسعه خودمان پدید آوردهایم زیرا نوع توســعه مــا در تقابل با طبیعت و پدیدههای آن است.

به بیان دیگر آســیبپذیری ما تا حدودی به دلیل نوع رفتار ما در مقابل پدیدههای طبیعت اســت زیرا رودخانهها رفتار طبیعی خــود را دارنــد و طغیانهای آنها هم رفتار منظمی اســت. پس مشــکل از رودخانهها یا رفتارهای طبیعت نیســت، بلکه مشکل از خود ماســت. ما دورههای خشکســالی و ترســالی مشخص و معینی داریم. ما ســالهای کمآبی داشــتیم کــه در نهایت به خشکسالی بحرانی ســال 85 رســیدیم. ما خودمان کمحافظه هســتیم و درعینحال بانــک اطلاعاتی جامــع و کاملی نداریم و از طــرف دیگــر کانونهای متمرکــزی برای مطالعــه جغرافیای ســرزمین خود نداریم و بههمیندلیل بهراحتی بسیاری از پدیدهها را فراموش میکنیم. زمانی که در دورههای خشکســالی بودیم، فراموش کردیم که قرار اســت این ســرزمین دوباره به دورههای ترســالی برگردد و ســیلابهای بحرانی آن دوباره شروع شود، به همین دلیل شــروع کردیم در سیلاب دشتها و پهنههای سیلگیر ساختوســاز کردیم. با این توجیه که مثلا اینجا خشکهرود است، در این مناطق ساختوساز کردیم.

با این استدلال که پنج سال یا هفت سال است که در اینجا سیلی نیامده، در این مناطق ساختوســاز کردیم )گویا ذهن بشــر بیش از پنج سال یا هفت سال را به خاطر نمیآورد!(. آن چیزی را که ما در گوشهگوشه کشور خود شــاهد هستیم، موضوع آسیبپذیری کشور ما در برابر طبیعت اســت، دلیل اصلی این آســیبپذیریها نیز نوع فعالیتها و رفتارهای ماســت. دلیل اصلی این آسیبپذیریها این اســت که نوع توســعه ما در تقابل با طبیعت قرار دارد. کشورهای توســعهیافته امروزه به فکر توســعه پایدار هســتند. آنها در دوره مدرنیزاســیون، توسعه خود را در تقابل با طبیعت انجام داده بودند و در نتیجه بقای آنها تهدید شــده بــود، اما امروزه هزینه و همه آن رفتارهای اشــتباه را اصــلاح میکنند. دلیل اینکه ما توســعهنیافته یا درحالتوســعه هستیم، این اســت که نوع توسعه ما هماهنگ با طبیعت و رفتارهای آن نیست. در نظر داشته باشید که چندی پیش ســیلی در رودخانه کن جاری شد که 17 شــهروند تهرانی را به کام مرگ برد )البته آمار غیررسمی شاید از این هم بیشتر باشد(.

در نظر داشــته باشید تهران که پایتخت کشور است و همه انواع مظاهر تکنولوژی در آن وجود دارد، اما کماکان نتوانســته رفتارهای جغرافیای این منطقه را درک کند و در نتیجه توسعهاش بهگونهای است که از سیلابهای کوتاهمدت هم آسیب میبیند. مشابه چنین رفتارهای طبیعت را ما ســال گذشــته در کرمان و خراسان و امسال در آذربایجــان شــاهد بودیم. به بیان دیگر میتــوان گفت طبیعت رفتار خود را عوض نکرده اســت، بلکه سیکل دینامیک خود را طی میکند، برخی ســالها خشکســالی روی میدهد، برخی ســالها پرآبی و برخی ســالها هم ســیلاب جاری میشــود، امــا ما هنوز نتوانســتهایم این رفتارهای طبیعت را بهدرســتی بشناسیم و برای مواجهه با آنها آماده شویم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.