آيينهوند و «عصريكردن فهم دين»

Shargh - - سیاست -

مراسم ســالگرد دوم درگذشت دکتر صادق آیینهوند پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت با حضور ناصر تکمیلهمایون، حجتالاســام ســیدهادی خامنهای، محســن آرمیــن، مصطفی تــاجزاده، غامرضــا حیــدری، فاطمه راکعــی و جمعی از مردم در پژوهشکده تاریخ اسام برگزار شد.

محسن آرمین در این مراسم گفت: مرحوم دکتر آیینهوند یادداشــت کوتاهی به نام «عصریکردن فهم دین» (عصرنه( دارد. این یادداشــت کوتاه به نظر میرســد یک مقاله پژوهشی نیست؛ بلکه به مناســبتی گذرا نوشته شده اســت؛ اما در آغاز آن به مبانیای اشــاره دارد کــه حاکی از نوع نگرش مرحوم آیینهوند به مســئله ضرورت و چگونگی نوسازی فهم دین متناسب با تحولات زمانه است.

این فعال سیاســی با اشــاره بــه عصریکردن فهــم دینی اضافه کــرد: موضــوع عصریکردن فهم دین را بهمثابه صورتی خاص از مســئله عام سنت و تجدد میتوان به کار گرفت. رهیافتهای موجــود در مقوله نوســازی فهم دینــی عموما گرفتار همان آســیبها و مشکاتی هستند که در طرحهای ارائهشــده برای حل معضل ســنت و تجدد به آن اشاره شد.آرمین افزود: برخی اندیشه دینــی را مانند میراثی برجایمانده از گذشــتگان تصــور میکنند که میتوان آن را کنار گذاشــت و از نو شــروع کرد و فهمی متفاوت از آن ارائه داد. برخی اساســا دین را مقولهای متعلق به گذشته میدانند و به ناســازگاری دین با اقتضائات دنیای جدید معتقد شده و لازمه تجدد را نفی دین تصور میکنند. برخی فهم گذشــتگان را از دین یکســره پذیرفتــه و آن را عین دین تلقی میکنند و هرگونه بازنگری در آن را بدعت میدانند.

این فعال سیاســی با بیان اینکه دوباره برگردیم به مقالــه مرحــوم آیینهوند گفت: بــه گمان من آن مرحــوم از عصریکردن فهــم دین همین نوع از اجتهــاد را مراد میکرد. برای روشنشــدن این معنا باید به بخشــی کوتاه از مقاله دکتر آیینهوند اشــاره کنم تا قرابــت آن را با مفاهیم گفتهشــده نشان دهم. آرمین با اشاره به بخشهایی از مقاله دکتر آیینهونــد ادامه داد: «تحــولات جدیدی که تکنولوژی به دنبال خود آورده و بعضی عرصهها را که حــوزهای نفوذناپذیر و قلمرو حراستشــده نامیده میشــدند، درنوردیده و پارهای از کســان را که بین ادبیات دینی از بســتر عــرف و قدس مایه میگیرد، بین جوهر دین کــه بر بنیاد وحی و عقل اســتوار اســت، فرق نمینهد، نگران کرده است. اینان در شــبکه فهم مناســبات عرف و دین غالبا خلط میکنند. بعضی از کارکردهای حاصل از این حوزه را به گونهای تفســیر میکنند که مثا گویی جــوان از دین رویگردان اســت».این پژوهشــگر دینــی اضافه کرد: او براســاساین و بهعنوان یک مثال به بررسی جایگاه زن در اسام میپردازد. در رویکردی معرفتشناسانه به ســنت دینی درباره مســئله زن از یک ســو تأکید میکند. «زن در عصر نبــوی و علوی حضــوری چشــمگیر و طبیعی و درخور شأن داشته است. در اوج درخشش تمدن اســامی و در عصر تولید علم در جهان اسام ما زنانی در مقام مدرس میبینیم که در تولید علم در جهان صاحب نقش بودهاند و در صحنه سیاست، اجتماع و هنر و تولید درخشــیدهاند؛ با اطاعی که از تاریخ و ســیره معصومان دارم و گمان نمیکنم در هیچ متنی از متون درجه اول باشــد که از نظر نگذرانــده باشــند و از بن دنــدان میگویم که در اسام معیار و اسام سیره هیچ منع و محدودیتی برای حضور زن نیســت».او با اشــاره به نگاه دکتر آیینهوند درباره زنان توضیح داد: از سویی دیگر به پسرفت موقعیت و حضور زن تحت تأثیر عوامل تاریخی، فرهنگی و سیاســی اشــاره میکند که در عرف و ســنت دینی و فتواهــای فقها بازتاب یافته است؛ سپس به ناســازگاری این سویه ایدئولوژیک با واقعیــات امروز نظــر افکنده میگویــد «امروز دیگر حضور زن یک امر واقع و مقبول اســت. حال چه کســانی بخواهند و چه کســانی نخواهند باید گردن بگذارند و خوشــا به حال جوامع و مللی که روشــمند و مطابق منطق مقبول از آن اســتقبال کنند».او در پایان با توجه به واژه رجل سیاســی در فضای امروز کشــور و نگاه دکتر آیینهوند به کلمه رجل سیاســی عنوان کرد: دکتر آیینهوند میگوید مــن کلمه رجــال را در قانون اساســی که یکی از شروط رئیسجمهوری اسامی است، از باب غلبه میدانم و این هم یک قاعده نحوی و اصولی است؛ وقتی میگوییم رجل شــامل مرد و زن میشــود و از باب غلبــه، نیازی که ذکر مؤنث نمیبینیم؛ مثل طلــب العلم فریضةُ علی کلِ مســلم، یعنی علی کل مسلمٍ هم جزء آن است. نظر من این است که در قانون اساسی زنان هم میتوانند رئیسجمهور باشند. این هم با سیره معصوم سازگار است و هم قانونگذار مفهوم عرفی مقبول بدویالتبادر را در ذهن خود و جامعه مفروض داشته است».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.