سمنها: انتظارات و ظرفیتها

Shargh - - آموزش - سمانه مداح . نازنین عینالیقین

یک اقتصاد ایدهآل را تصور کنید که در آن هیچ مانعی برای تجارت در هیچ بازاری نیســت، میزان عرضه و تقاضا همیشــه متعادل است و همه به بیشــینه سود خود میرسند. موازنه حاصل از این دنیای ایدهآل نشــانگر مجموعهای از شرایط بهینه اســت که شرایط بهینگی خوانده میشود. در دهه 60، ریچارد لیپسی و کلوین لنکستر به عواقب واردشدن یک محدودیت )یا اختلال( در چنین نظامی پرداختند که سبب میشود یک یا دو شــرط بهینگی دیگر موجود نباشــد. آنها نشــان میدهند که درحالیکه سایر شــرایط بهینگی ممکن است همچنان موجود و قابل دســترس باشند در این شــرایط به کارگیری آنها دیگر به بهینگی کمک نمیکند. به بیان دیگر، اگر یکی از شرایط بهینگی محقق نشود، بهترین جایگزین دوم، مستلزم نادیدهگرفتن همه دیگر شرایط بهینه است.

این مســئله در علوم اجتماعی نیز مصــداق دارد؛ بهاینترتیب که با چه شــرایط بهینگی یک مداخله میتواند به اثربخشــی مطلوب خود برســد و این در مورد سمنهای ایرانی، بهویژه ســمنهای دور از مرکز ســؤالی اساســی اســت. اصلاحِ بخشــی خاص از این نقصان، بدون رســیدگی به ســایر جنبهها الزاما اوضاع آموزش و بهزیســتی عمومی کودکان را بهبود نمیبخشــد. در اینجا غرض اشــاعه ناامیدی نیست، بلکه در زمینه سازمانهای مردمنهاد سؤال اصلی عبارت است از:

در صــورت وجود باور به نقــش آموزش پیشدبســتانی به عنوان اســاس آموزش، این ســازمانها چــه ظرفیتهای مالی و انســانی در خود دارند تا بتوانند شــرایطی را فراهم آورند که در درازمدت به رشــد و رفاه کودکان کمک کنند. اساســا این ســازمانها تا چه حد در مناطق دور از مرکــز حضــور دارند و مربی آموزشدیده مجــرب برای آموزش پیشدبستانی در اختیار دارند. به طور مثال، استفاده از نیروی داوطلبی که آموزشی ندیده اســت )که در جای خود بسیار ارزشمند و بخشی از سرمایه اجتماعی سمنهاســت( یکی از شروطی است که در نبود آن، ســایر شــرایط بهینگی جایگاه خود را از دســت میدهند و بهزیستی و کامیابی تحصیلی که انتظار میرود با آموزش پیشدبســتانی تســهیل شود، محقق نمیشود.

شاید در اینجاســت که ترکیب بخش خصوصی و سمنها میتواند مــا را تا حدودی به شــرایط مطلوب نزدیک کند. جایــگاه مالی بخش خصوصی در ترکیب با دانش سمنها از شرایط بومی و نیازهای واقعی اجتماع محلی، میتواند یک انتخاب باشــد. در این ترکیب، شرکتها به دانش، تخصص و شــبکههایی دست مییابند که پیش از این، راهی به آنها نداشتهاند؛ این میتواند بازارهای جدیدی را به روی آنها بگشاید یا به حضور پایدارشــان در یک بازار کمک کند. از طرف دیگر، سازمانهای جامعــه مدنــی به کمک مشــارکت مالــی بخش خصوصــی، دامنه تأثیرگذاری خود را گسترش میدهند و در این میان از مهارتهای بخش خصوصی برای شناسایی خدمات خود و حمایتیابی بهره میگیرند.

بدیهی اســت دولت در غیاب شــرکای دیگر در هیــچ زمینهای در توســعه، توفیقی نخواهد داشــت و حوزه آموزش نیز مســتثنا نیست. شــاید نقش دولت دراینمیان تســهیل همکاری همــه این بخشهای مختلــف و ایجاد شــبکهای از نهادهایی اســت که بر اســاس ماهیت و ســاختار کاری خــود میتواننــد در یک خوشــه قرار گیرنــد. حضور دولت برای همه شــرکا، حتی در ســطحیترین شــکل خــود، عاملی اســت برای کاهش ریسک مشــارکت و اعتمادپذیری طرح. یک نمونه موفق از این مشــارکت ســهجانبه دولت، بخــش خصوصی و جامعه مدنــی در برنامه پیشدبســتانی خواهــران کوچــک ‪Little Sisters(‬ ) بهخوبی دیده میشــود. بنیاد نیمی از آســمان (‪Halfthe Sky‬ ) یکی از ســازمانهای مردمنهاد فعال در چین در مشــارکت با سوئیس کردیت SuisseCredit() برنامــهای بــرای گســترش پیشدبســتانی در میان کودکان دو تا هفتســاله در اســتانهایی در چین به اجــرا درآوردند. این پیشدبســتانیها درون مؤسسات رفاهی و بهزیستی دولتی تشکیل میشــوند و از تأیید وزارت امور مدنی چین برخوردار هستند. این برنامه که در ســال 2000 شروع شد درحالحاضر در 45 مرکز برای هزارو 500 کودک بــه کمک 400 آموزگار اجرا میشــود. وزارت امــور مدنی چین مدل پیشدبســتانی نیمی از آســمان را به عنوان مدلی جامع ارزیابی کرد و نهایتا این پیشدبستانیها در همه پرورشگاههای چین هم برگزار خواهند شد.

جــدای از نیاز به ظرفیتهای لازم، مســئله حائز توجــه دیگر، باور ســازمانهای مردمنهــاد مناطــق دورافتادهتر و محرومتــر به اهمیت پیشدبســتانی به عنوان بخشــی از بنیاد آموزشــی کودکان است. این ســازمانها کــه برآمــده از اجتماع محلــی و طبیعتــا منعکسکننده دیدگاههای آن اجتماع هستند، خود تا چه حد در شرایط محرومیت در مقابل خدماتی همچون تغذیه و پوشــاک به امر آموزش پیشدبستانی بهــا میدهند یا امکان بهادادن پیــدا میکنند و در صورتی که این اراده در ســمنی باشــد تا چه حد با اقبال اجتماع محلی روبهرو میشــود. شــاید روســتامهدها در ایران مثال مناسبی باشــند از اینکه چگونه در یک همکاری میانبخشــی، حضور شــوراها، اعضای اجتماع محلی و ســازمان بهزیســتی میتواند به موفقیت و بقای طرحی کمک کند. در مدل روســتامهدها پس از شناسایی روســتاهای واجد شرایط، جلسات مشترکی با شوراهای اسلامی روســتایی برگزار شده، بانوان روستایی با ســطح تحصیلات دیپلم به بالا به وسیله شــوراها معرفی شده و پس از بررســی وضعیت متقاضیان و انتخاب افراد واجد شــرایط، موافقت اصولی از طرف سازمان بهزیستی صادر میشود. بهزیستی در این مدل نقش نظارتی نیز ایفا میکند. بخشــی از موفقیت روستامهدها، مدیون حضور پررنگ نیروهای بومی و نقش شــوراها به عنوان نهادی عمومی اســت که هر دو در باورپذیرشــدن طرح و توجیه آن در سطح اجتماع نقشی مهم بازی کردند.

به طور خلاصه، میتوان گفت با اقتباس از مدل روســتامهدها شاید بتوان به ترکیبی دســت یافت که در آن در کنــار حضور نهادی دولتی، ســمنها بتوانند به جایگاه واقعی خود در اجتماعهای محلی دســت یابند که ممکن اســت با مفاهیمی همچون سازمانهای جامعه مدنی آشــنایی کمتري داشته باشند و درعینحال با اســتفاده از ظرفیتهای محلی به پایداری و پذیرش آموزش پیشدبســتانی کمک کنند. بدیهی است ظرفیت و کیفیت ساختار و خدمات سمنها همچنان پیششرطی بزرگ برای هرگونه مشارکت در چنین طرحهایی خواهد بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.