گ ش ميد «شر معدزارنچانييانقن » ااز حاد م جثهيعدن«ز يورت» معمستداننچيان

Shargh - - حوادث -

شــرق:وضعیت بحرانی معدن ”زمستان یورت“هنوز به ثبات نرسیده و امدادگران درحالی همچنان مشغول عملیات هستند که 13 تن از معدنچیان همچنان در زیر آوار گرفتار شدهاند و از ســامت آنها خبری در دست نیســت. هرچند مســئولان در امیدوار به زنده بیرون آوردن آنها هستند اما معدنچیان میگویند این احتمال بسیار ضعیف است.

به گزارش شــاهد حلاج، خبرنگار اعزامی «شرق»، امدادگران ســاعاتی بعد از اینکه حادثه اتفاق افتاد به محل رســیدند، آتشنشــانان و امدادگران هلالاحمر گفتهاند به آنها حدود ســاعت 11:30 گزارش شــد که وضعیت بحرانی در معدن پیش آمده است و آنها نیز خود را به محل رســاندند، اما کارگران میگویند حادثه ساعت 9 صبح اتفاق افتاده است.

یکی از کارگران معدن که در محل حضور داشــته، به خبرنگار ما گفت: ســاعت 9 صبح بــود که انفجار شــدیدی در معدن اتفاق افتاد، مــن 300 متر از محل حادثه فاصله داشــتم، بلافاصله به داخل تونل رفتم، اما وضعیــت خیلی بد بود، گاز همهجــا را گرفته بود و نمیشــد کاری کرد، کارگران دیگر هم آمدند. شیفت صبح بود و ما میدانســتیم که خیلیها آن داخل کار میکنند. برای امدادرســانی رفتیم، اما نمیشــد وارد بشــویم و بیرون آمدیم. گاز داشت ما را خفه میکرد، تا ســاعت 11:30 هیچ نیروی امــدادی در محل نبود، تازه ســاعت 11:30 آمدند، ما درخواست کمک کردیم و گفتیم اینجا داریم خفه میشــویم، اینجا که فضا باز و اکسیژن زیاد اســت هم نمیشود نفس کشید، به ما کپســول بدهید خودمان میرویــم و بچهها را نجات میدهیــم. آنها هم به اندازه کافی امکانات نداشــتند، کپسول کم داشتند و بعد هم که اصلا اجازه ندادند ما داخل برویم، حالا هم خیلیها گرفتار شــدهاند و هنوز امدادگران نتوانستهاند آنها را بیرون بیاورند.

کارگــر دیگری کــه در جریان حادثه قــرار دارد، در مورد علت وقوع حادثه به خبرنگار ما گفت: من داخل بودم، کار خدا بود کــه چنددقیقه قبل از حادثه بیرون آمــدم. ما لوکوموتیوهایی داریم کــه ارابه دارد و با آن زغالسنگ را از معدن خارج میکنیم. لوکوموتیوی که آن لحظه داشــتیم اســتفاده میکردیم خاموش شد و دیگر نتوانستیم آن را روشن کنیم. مسئول فنی که آنجا بود به راننــده و من گفت که بروید باتــری بیاورید. ما هردو به او گفتیم که باتری خطرناک اســت، ما داخل معدن باتری روشــن نمیکنیم. گفت چیزی نمیشود، نترســید و اصرار کــرد که ما باتــری بیاوریم. وقتی که بیــرون آمدیم، من کار دیگری انجــام میدادم و دیگر تــو نرفتم. اصلا هم به این فکر نکردم که مشــکلی به وجود بیاید. بعــد از چنددقیقه صــدای انفجار آمد و تونل ریزش کرد.

او در پاســخ بــه این ســؤال که حالا مســئول فنی کجاســت، گفت: او خودش یکی از کشتهشدههاست و جانش را از دست داده است.

آنطــور که کارگران میگویند مشــکل اصلی برای بیرونآوردن کســانی که در محل گیر افتادهاند و عدم پیشــروی در تونل، تخریبهایی است که اتفاق افتاده. یکی از کارگران میگوید: برای اینکه بتوانیم زغالسنگ استخراج کنیم با چاشنی انفجارهایی انجام میدهیم. داخل ایــن تونل هم مدتها قبــل انفجارهایی انجام گرفته اســت. اصلا بــا همین انفجارهاســت که تونل ایجاد میشــود. همین مســئله باعث شــده اســت تا دیوارها و ســقف تونل سست شــود و این انفجار اخیر هم آن را سستتر کرده است، بههمیندلیل دیوارها و ســقف مثل پودر ریزش و همین کار را سخت میکند. چیزی حدود 80 واگن آوار ریزش کرده اســت و بچهها پشت آن دفن شدهاند.

او در مورد اینکه یکبار پیش از این خودش هم در حادثهای مشابه چندینروز زیر آوار معدن مانده است، گفت: سال 86 همین اتفاق در معدن دیگری برای من افتاد. معدن ریزش کرد و من زیر آوار ماندم. با دوستم بودیم و ســه روز آنجا ماندیم. در همان لحظات اولیه بود که دوســتم از ترس جانش را از دست داد، اما من زنــده ماندم و اصلا نترســیدم و بعد از ســه روز من را بیرون آوردند. این وضعیت درمورد گرفتارشــدگان این حادثه هم وجود دارد.

این کارگر باســابقه معدن گفــت: دو اتفاق ممکن اســت باعث مــرگ کارگر معــدن بعد از ریــزش آوار شــود اول اینکه بعد از ریزش آوار گاز متان زیاد شــود و اکســیژن نباشد و فرد خفه شــود. دوم اینکه بعد از ریــزش آوار از ترس بمیرد. اگر فردی نترســد و بتواند شرایط را تحمل کند، امدادگران او را نجات میدهند و بعد زنده میماند؛ البته گرســنگی و تشنگی او را اذیت خواهد کرد، اما باعث نمیشود که بمیرد.

او به کیسه گاز اشــاره کرده و ادامه داد: چیزی که همــکاران من را در معادن زغالســنگ تهدید میکند کیســه گاز است. کیســه گاز روی تکههای زغال سنگ ایجاد شــده و انفجــار هرکدام میتوانــد تا صدها متر خرابــی به بار آورد و فردی که کنار کیســه گاز باشــد قطعا میمیرد. یکبار انفجار کیسه گاز در همین معدن داشــتیم. این مسئله اصلا قابل پیشگیری نیست؛ چون کیسه گاز اصلا قابلیت رؤیت ندارد به همین خاطر هم نمیتوان از آن پیشگیری کرد.

بســیاری از کارگرانی که در معدن «زمستانیورت» مشغول به کار هســتند از وضعیت بیمه و حقوقشان ناراضی هســتند. یکی از کارگــران به خبرنگار ما گفت بیمــهای کــه برای آنهــا در نظــر گرفته شــده، بیمه آرایشگری یا نانوایی است. او گفت: همه بچههایی که اینجا هستند حتما کسری بیمه دارند و آیندهشان تأمین نیســت. کارگرانی که در داخل معدن گرفتار شــدهاند بچه دو یا سهساله دارند، حالا چه کسی پاسخگوی این بچههاست.

سبحانی، نماینده مجلس که همراه هیئتی از سوی رئیس مجلس به محل حادثه اعزام شده است، درباره حادثه معدن زمســتانیورت و وضعیت کارگران گفت: ما باید زوایای مختلفی را که در این حادثه وجود دارد مورد بررسی قرار دهیم؛ اول اینکه باید بررسی کنیم آیا نکات ایمنی قبل از وقوع حادثه رعایت شده است یا نه، دوم باید دید عملیات امدادرســانی درست انجام شده است یا نه و ســوم بعد از حادثه باید اوضاع را بررسی کنیم و ببینیم وضعیت کارگران چطور بوده است. وی گفت: آنچه مسلم است باید استانداردها قبل از وقوع حادثه رعایت شــود؛ مثلا اینکه دســتگاه هواساز باید طبق استاندارد در این معدن وجود میداشت، باید این موضوع را بررسی کنیم. نکته دیگر اینکه گفته میشود علت حادثه باتری لوکوموتیو بوده اســت و لوکوموتیو خاموششده را با باتری روشن کردهاند. ما باید بررسی کنیم و ببینیم آیا مســئول فنی اجازه داشته در معدنی که گاز وجود دارد از باتری استفاده کند؟ و اصلا چرا از باتری استفاده شده است؟

وی در مورد انفجارهای داخل معدن گفت: بخشی از ایــن انفجارها طبیعی اســت، اما بخــش دیگر این انفجار غیرطبیعی بوده اســت. باید بررســی شود که دســتگاه گازسنج وجود داشــته؟ یا اینکه چه تعدادی دســتگاه گازســنج وجود داشــته اســت. آیا براساس استاندارد بوده است؟

وی به مســئله نجات اشــاره کرد و گفت: مســئله قابل بحث این است که برخی میگویند انفجار ساعت 9 صبــح بــوده درحالیکه آتشنشــانی و هلالاحمر میگویند ســاعت 11:30 بــه آنها گزارش شــده؛ باید بررسی شود چرا این اتفاق افتاده است.

این نماینده مجلس وقتی مورد ســؤال قرار گرفت که چرا بیمه برخی از کارگران آرایشــگری رد شــده و آنها از بیمه معدنچیان محروم بودهاند، گفت: این هم مســئلهای است که بررسی خواهد شد. یک نکته مهم وجود دارد. برخی افراد بعد از حادثه خود را به معدن رســانده و امدادرســانی کردهاند که حین امدادرسانی جان خود را از دســت دادهاند، باید ببینیم آیا این افراد از کارگــران معدن بودهاند و بیمه آنهــا برای کارگران معدن بوده اســت یا نه؟ اگر اینطور باشد، قطعا مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و ما اجازه نمیدهیم حقی از کسی ضایع شود.

یکی دیگر از اعضای هیئتــی که به محل رفته بود نیز تأکید کرد از تعــدادی از کارگران معدن به صورت محرمانه دعوت خواهد شــد تا در جلســه کمیسیون حاضر شوند و حرفهای خود را بزنند.

هرچند مســئولان محلی و کشوری در محل حاضر هســتند؛ اما کارگران همچنان وضعیت ملتهبی دارند و نســبت به وضعیت موجود واکنش نشان میدهند. یکی از این افراد کارگری اســت که برادرش در معدن گرفتار شــده است. او به خبرنگار ما گفت: من و برادرم در ایــن معدن کار میکردیم. من بیرون از محل حادثه بودم و او داخل بود و من نتوانستم کاری برای او بکنم. بــرادرم هنوز زیر آوار اســت و نتوانســتیم او را بیرون بیاوریم.

کارگر دیگری هم گفت: همان ساعات اولیه چند بار خواهش کردیم به ما کپسول اکسیژن بدهند و خودمان داخل برویم؛ اما کپســولی نبود که بدهند، بســیاری از کسانی که اجسادشان بیرون آمده است، کسانی هستند که برای امدادرسانی رفته بودند؛ اما دچار گازگرفتگی شده و فوت شدند. حتی تعداد بسیاری از کسانی که در بیمارستان هستند، هم از همین افراد هستند.

یافتههــای خبرنگار مــا درباره اینکه چرا ســاعات متفاوتی از زمــان حادثه گفته میشــود، حاکی از آن اســت که احتمالا انفجار ساعت 9 صبح بوده است و مسئولان معدن به تصور اینکه خود میتوانند موضوع را حل کنند، به امدادرســانان گزارش ندادهاند؛ اما بعد از دو ســاعت وقتی متوجه شــدند کــه عمق فاجعه سنگین اســت؛ بنابراین تصمیم گرفتند به امدادرسانان گــزارش بدهند. در همان ســاعات اولیه هلال احمر و آتشنشــانی با هلیکوپتر خود را به محل رساندند؛ اما وضعیت آنقــدر بحرانی بود که کار امدادرســانی را دشوار کرد.

یکی از کارگران دراینبــاره گفت: از وقتی نیروهای امداد آمدند، دیگر منطقه را بســتند و ما را راه ندادند. اگــر امکانات میدادنــد، خودمان میتوانســتیم بهتر کمک کنیــم؛ اما دیگر منطقه را بســته بودنــد و تازه ســاعت پنج بعدازظهر بود که دســتگاه تهویه هوا را آوردند. کار چندان مفیدی انجام نگرفته بود. او نسبت به گفتههای استاندار گلســتان در شبکه محلی گلایه کرد و گفت: آنطور که ما شنیدیم، استاندار گفته است کارگران خودشــان مقصــر این حادثــه بودهاند. وقتی استاندار به محل آمد، من و چند نفر دیگر به نمایندگی از کارگران به سراغش رفتیم و گفتیم به ما توضیح بده چرا ما مقصر هستیم؟ از کجا به این نتیجه رسیدهای؟ من از او خواســتم عذرخواهی کند؛ اما گفت که چنین حرفی نزده است.

یکــی دیگر از کارگران که او هم بــرادرش زیر آوار مانده اســت، به آنچه در شــبکههای مجازی منتشر شــده اســت، واکنش نشــان داد و گفت: اصلا به این فکر نمیکنند که چــه وضعیتی برای خانوادههای ما درست میکنند.

حادثه تازه اتفاق افتاده بود. ما هنوز نتوانسته بودیم به محل برویم و نتوانســته بودیم گاز را خارج کنیم که در تلگرام نوشتند 24 نفر کشته شدهاند. خانواده برادر من هنوز نگران هستند و هر لحظه تنشان میلرزد. چرا این کارها را میکنید؟ وضــع روحی این خانوادهها به اندازه کافی خراب است.

یکی دیگر از کارگران هم به سابقه این معدن اشاره کرده و گفت: این معدن قبل از انقلاب تأســیس شــد و از همان موقع این شــغل آبا و اجدادی ماســت. 16 ســال اســت که من در این معــدن کار میکنم. ماهی 800 هــزار تومان حقــوق میگیــرم؛ درحالیکه این معدن خیلی درآمد دارد. واقعیت این اســت که ما هر روز کــه به داخل معدن میرویــم، خودمان این کار را میکنیم؛ اما بیرونآمدنمان از معدن دســت خودمان نیســت، با خداســت که ســالم برگردیم. خیلیها این بیرون چشــمانتظار ما هستند. ما خانواده داریم و آنها هم به اندازه ما به خاطر وضعیت شغلیای که داریم، سختی میکشند.

همچنین یکی از امدادگران که به صورت تخصصی در معــادن امدادرســانی میکند، هم بــه خبرنگار ما گفت: معمولا در معادن زغالسنگ از لوکوموتیوهایی استفاده میشود که با باد هم میتوان آن را روشن کرد؛ چراکه همیشــه در معادن زغالســنگ گاز وجود دارد و برای جلوگیری از انفجــار از لوکوموتیوهای خاصی استفاده میشود. اینکه گفته میشود از باتری استفاده شده است، مسئلهای است که باید حتما بررسی شود.

کمیــل ترقی درباره این ادعا کــه کارگران میگویند فقط یک راه خروج وجود داشــته اســت، گفت: هنوز نمیتوان گفت علــت حادثه چه بوده و آیا این معدن اســتاندارد بوده اســت یا نه؛ اما به طــور معمول در معادن زغالســنگ دو راه ورود و خــروج وجود دارد که یــک راه بــرای ورود و خروج کارگــران و راه دیگر برای ارابهها و لوکوموتیو اســت. ضمن اینکه براساس وضعیت معدن و نقشــهای که از آن هست، میتوان گفت دســتگاه تهویهای که وجود داشته، کافی بوده یا نــه؛ اما درحالحاضر تمرکز ما بایــد روی بیرونآوردن افرادی باشد که در محل دفن شدهاند.

شــاهد حلاج، خبرنگار «شــرق» در ادامه گزارش گفت: خانــواده معدنچیان در محل حضور دارند. آنها بهشــدت نگران هستند و چهرهای ماتمزده دارند. آنها که توانستهاند اجساد عزیزانشان را دریافت کنند، برای دفن و مراسم ختم از محل دور شدند؛ اما خانوادههای دیگــر همچنان در محل حاضر هســتند و به شــدت ملتهب هستند.

همچنین وضعیت بهداشتی برای امدادرسانی هم خوب نیســت. دستشوییهای صحرایی بعد از گذشت 24 ساعت برپا شــد و غذا و آبي که برای امدادگران و خانوادهها میآورند، نیز در وضعیت مناسبی نیست.

گفته میشــود تعدادي از کشتهشدگان متعلق به یک خانواده بودنــد و بازماندگان آنها وضعیت روحی مناســبی ندارنــد و وضعیت بحرانی دارند. براســاس گفتههای کارگران سه کشــته این حادثه برادر بودند و یکی دیگر از کشتهشدگان نیز شــوهرخواهر آنها بوده اســت. آنطورکــه کارگــران میگویند دو نفــر از آنها بــرای نجات دو نفر دیگر به داخــل معدن رفتهاند که همگی جانشان را از دســت دادهاند. اجساد این چهار کشتهشده به خانواده تحویل داده شده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.