سیا هفنیلمامیهای دیرسمینااه ن ظرماهها و

Shargh - - هنر - عباس رزیجی

«ســینمای ســیاه» در ایران بعد از ســاخت فیلم «خانه سیاه است» فروغ فرخزاد تبدیل به اصطاحی سیاسی شد و بهعنوان زنگ خطری برای دســتگاه وقــت، «پهلبــد» و اطرافیانش را به فکر پیشــگیری از ســاخت و فراگیری این شکل از سینمای «معترض» و بیداریه و تنبک انداخت... .

قبل از انقاب با ســاخت فیلمهای معترض و روشنفکرانه مخالفت میشد. تأثیر فیلم خانه ســیاه است و انتشارش در فستیوال کن آن سال و ســایر فســتیوالهای بزرگ ســینمایی جهان آنچنــان برای وزارت فرهنگ و هنر و عواملش گران تمام شــده بــود که تصمیم به ســاخت فیلمی با عنوان خانه سفید است گرفتند و از آن پس با ساخت فیلمهای اجتماعی و سیاسیای که فضای شــهری، سیاسی و اجتماعی ایران را ســیاه نشان میداد، مخالفت ســختگیرانهتری کردند.

اصطــاح فیلم ســیاه بعدتر بــه فیلمهای ســیاهنما تغییر کرد و این تنها نام و اصطاحی بود که سیاســیون ایرانی به یــک جریان هنری و ســینمایی دادند و توجیهشان برای نامگذاری جدیــد تاشــی بــود کــه هنرمنــدان، بیش از واقعیــت موجود و براســاس حربــه اغراق در ساخت فیلمهایشان داشــتند. در واقع تعریف آنان از فضای اجتماعی یک شــهریت شــفاف و آرمانشهری ســفید بود و به این دلیل تاش سینماگران نسل نخست موج نو در واقعگرایی و سینمای رئالیستی برایشان خوانشی اپوزیسیونی داشت.

نکتــه بســیار مهمی کــه همیشــه در خفا مانــده و کمتر مــورد کنکاش قــرار گرفته این اســت که تنهــا فیلمهــای واقعگرایــی که از مختصات ســینمای رئالیســتی و مشتقات این ســبک «اجتماعــی هنــری» بهره دارنــد، مُهر «ســیاهنما» به خود میگیرند و سایر فیلمهای دیگر با ژانرها و ســیاقهای غیرواقعگرایانه )که عموما کارتپســتالیزم و دروغ دیداری دارند( از قرارگرفتن در صف سیاهنماها مجزا میشوند.

عاوه بر روســاخت تیره آنچه سیاســیون را از ساخت فیلمهای سیاهنما میترساند )توجه داشــته باشــید که در سبکشناســی علمی و جهانی، سینمای سیاه یا همان «نوآر» فرانسوی رایــج بوده و هســت ولی ســینمای ســیاهنما اصطاحــی کاما ایرانی اســت و به فیلمهایی اشاره میکند که همیشه با «نقد» و «اعتراض» همراه هســتند(، این فیلمهــا از رابطهای بهره دارد کــه هم فیلمنامه این آثار را مینویســد و هم خوراک ممیزی ســازمان سینمایی و رسانه ملــی را فراهم میکند؛ در واقع در شــروع یک دولت و در جریان انتخابات و مناظرات سیاسی، نامزدهای ریاســتجمهوری تمــام «تم»های اصلی فیلمهای ســیاهنما را با صــدای بلند و معتــرض فریــاد میکنند و درســت زمانی که فیلمساز همان موضوعات معترضه را با صدای آرام تبدیل به فیلم میکند مورد ممیزی و حتی «توقیف» قرار میگیرد.

ســیدابراهیم رئیســی از بــیکاری جوانان، تعطیلــی واحدهای تولیــدی، فاصله طبقاتی، رانتهــا، وامهــای کان، کاخنشــینی و کوخنشــینی، فســاد و درآمد 45 هــزار تومانی محرومان ســخن میگوید. قالیباف افســردگی جامعــه و جوانــان را مطرح میکنــد و دولت یازدهم را در کفه دولتهای ســرمایهداری قرار میدهد. جهانگیری برای کتکخوردن «مادری دســتفروش» بغض میکند و به خانهنشینی ناطقنــوری و هاشمیرفســنجانی اعتــراض میکند.

دکتر روحانی از اختاسهای میلیارد دلاری گایــه دارد و اســتحکام خانوادههــای ایرانی را ازبینرفته میبیند. میرســلیم به مشــکات اخاقی، عاطفی و جنسی جوانان اشاره میکند و از افزایــش طاق بعــد از یک ســال زندگی مشــترک حرف میزند و هاشــمیطبا ماجرای مدیران پنهان را مطرح میکند.

اینها همــه، حاصل یک مناظره ســه، چهار ساعته ســاده میان نامزدهای ریاستجمهوری اســت که میتواند خوراک ســه، چهار ســال ســینمای ســیاهنمای ایــران را فراهــم کند و بهراستی باعث زایش فیلمهای برجستهای در ســینمای واقعگرای اجتماعی و حتی سیاســی ایران شــود. فراموش نکنیم کــه اعتراض ذات انسان است و هیچ کشوری کمال مطلق نیست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.