فرانسه بر سر دوراهی انتخاب

Shargh - - جهان -

حال که میدانیم در دور دوم انتخابات ریاســتجمهوری فرانســه امانوئل ماکرون، بانکدار و وزیر اقتصاد ســابق، در مقابل مارین لوپن نئوفاشیســت قرار میگیرد، چپ فرانســه باید چــه موضعی بگیرد؟ این انتخابــات- و انتخابات مجلس قانونگذاری ماه ژوئن - در بحبوحه نوعی بحران عمیق نظام نمایندگی سیاســی برگزار میشــود که به همراه رکود مالی و خشونت روبهرشد اتحادیه اروپا را به جایی رسانده که اســتاتیسکوولاکیس و دیگران آن را «ضعیفترین حلقه» ســرمایهداری جهانی خواندهاند. گرچه ایــن بحرانهای چندگانه چیز جدیدی نیســت اما جدیدا به میزانی توســعه یافته که پیش از بررسی گامهای محتمل بعدی برای ایجاد یک چپ سیاسی قویتر باید به تحلیل آن بپردازیم.

پیروزی «اعتدال افراطی»

ائتلاف میان چپ میانه و راست میانه که حاصلش زایش «اعتدال افراطی» اســت، مدتی اســت بر اروپا حکم میرانــد. اداره اتحادیه اروپا و کشــورهای مختلف بدون چنین ائتلافی دشــوار شده اســت. «اعتدال» بهتنهایی میتواند به آن دســت میانهروی اشــاره کند که رویهمرفته از سیاســت معاصر غایب اســت. برعکس، اعتدال افراطی تداعیگر خطمشیهای نولیبرال است مبتنی بر شــعار «هیچ بدیلی در کار نیســت» که دههها جهان را به تنگ آوردهاند. از ایــن منظر، پیروزی امانوئــل ماکرون در دور اول )و به احتمــال زیاد دور دوم( دیگر چندان تعجبآور نیســت. ماکرون، بانکدار ســابق، در بخشــی از بدترین اصلاحات نولیبرالی پنج ســال گذشــته دخیل بوده است. وقتی فرانسوا اولاند، رئیسجمهوری فعلــی، تصمیم گرفت دیگر در انتخابات شــرکت نکند و بنوا آمون که میانهرویی کمترافراطی بود در میان موجی از احساسات ضددولتی در رقابتهای مقدماتی حزب سوسیالیست پیروز شد، ماکرون به تنها نامزد ممکن اعتــدال افراطی بدل شــد. آنچه موفقیت ماکرون را جالــب کرده این واقعیت اســت که او جزء نامحبوبترین دولت جمهوری پنجم بوده است. برنامههای او دقیقا تقلیدی از ریاســتجمهوری اولاند است و درحالیکه به نظر میرسید کاهش تاریخی محبوبیت اولاند تضمینی باشــد بر پیروزی فرانسوا فیون، نامزد جناح راست در این انتخابات، به احتمال زیاد در نهایت شاهد ریاستجمهوری ماکرون خواهیم بود.

البته بســیاری از شهروندان فرانسوی، حتی کسانی که به او رأی دادند، فکر نمیکنند او سیاســت فرانســه را متحول کند. اگر مانوئل والس، نخســتوزیر اولاند، در انتخابات درونحزبی پیروز شــده بود، حتی در انتخاباتی که بهشدت بر ضد دولت وقت باشد، حزب سوسیالیست میتوانست شانس خیلی بیشتری داشــته باشد. این امر گویای چرایی حمایت بسیاری از اعضای دولت از ماکرون اســت؛ کسی که میتواند روی رأی حامیان باقیمانده اولاند هم حساب کند. با رســوایی فســاد مالی که دامن مبارزات انتخاباتی نامزد جناح راست را گرفت، اعتدالیهای افراطی تعداد کمی از آرای فیون را هم به سبد خود ریختند.

در بحبوحه هراس بهحق از نمایش خوب راســت افراطی، رسانهها تعداد چشــمگیری از رأیدهندگان جناح چپ را متقاعد کردند که حمایت از ماکرون در دور اول انتخابــات بهترین- یا حتی تنها- شــانس بــرای از دور خارجکردن لوپن اســت. ماکرون خودش هم با اشــاره به حمایت )عمــلا ناموجود(ش از فرانســه چندفرهنگی به ایــن وضعیت کمک کرد. با اینکه پیــروزی ماکرون تا حدودی مرهون این عوامل اســت در ضمن تأییدی اســت بــر این نکته که در شرایط بحران اقتصادی و اجتماعی جامعه فرانسه دوشقه شده، بین مخالفان اتحادیــه اروپا و آنها که هنوز به نجاتبخشــی تکنوکراتهــا امیدوارند. بنا بر همه این دلایل، نمایندگان سیاســی سرمایهداری نولیبرال، با ژستی ضدسیستم، از نظام دوحزبی موجود بریدهاند و دســتکم درحالحاضر به اعتدال افراطی چســبیدهاند. بااینحال، این پسزمینه به برخی از نقاط ضعف احتمالی دولت آتی اشــاره میکند. آنچه معمولا نمایانگر چپ )حزب سوسیالیست( و راست )کــه اخیرا به جمهوریخواه تغییر نام داده( بود تنها حدود 26 درصد آرا را به دســت آورد. اگر ماکرون را هم بخشــی از همان طیف سیاسی در نظر بگیریمکــه کل طیف یا بخش عمــدهای از آن را دربر میگرفــت - کل رأی میانهروها

به 50 درصد میرســد. افزون بر این، تضادهای درونی اعتدالیهای افراطی در انتخابات پارلمانی ژوئن رو میآید. راســت میانه تلاش خواهد کرد انتقام خود را از متصدیــان فعلی چپ میانه بگیرد و ماکرون باید برای ایجاد ائتلاف به این متصدیان تکیه کند. بهزودی وجهه ضدسیستم او ناپدید میشود. درهمینحال آن دســته از عوامل ســاختاری، اقتصادی و اجتماعی که بسیاری از کشورهای اروپایی را به این قسم بحرانهای سیاسی کشانده ادامه خواهد داشت و بعدها میانهروهــای نولیبرال را بیاعتبار میکند. ماکــرون، در بهترین حالت، راهحلی موقتی اســت برای سرمایهداری و نمایندگان سیاسی آن؛ باز هم دفعالوقت که ظاهرا تنها راه ممکن برای سرمایهداران است.

ظهور یک اپوزیسیون فاشیست

درعینحال، مارین لوپن پا جای پای پدرش گذاشــت و در دور اول انتخابات شاهد راهیابی حزب راست افراطی «جبهه ملی» به دور دوم بودیم. بااینحال، برخلاف ســال 2002، موفقیت نئوفاشیســتها اینبار جای شگفتی نداشت و همیــن قضیه تأکیدی اســت بر خطرهای بحران سیاســی جاری. دومشــدن لوپن نشــان میدهد که «اســتراتژی عادیســازی» او جــواب داده؛ هم برای فرار از برچســب تهدید فاشیستی و هم برای کشــیدن بقیه گروههای سیاسی بــه زمین خود. مابقی نامزدهای جریان اصلی در طول انتخابات برای کســب آرای رأیدهندگان جبهه ملی کوشــیدند از لوپن تقلیــد کنند: «مهاجران یک معضلاند»، «میهنپرســتی راهحل اســت»، «فرانســه برای فرانسویها». در نتیجه، راســت افراطی هماکنون برنده رقابتی است که بر سر هدایت مخالفان نمایندگان ارشــد ســرمایه )یا همان اعتدالیون افراطی در حال جنگ( در کار اســت. این نکته برای چپ مبرمترین مسئله است. مسئله دشوار نه تشخیص اینکــه لوپن و حزب او خطرناکترین دشــمناند، بلکه رســیدن بــه برنامهای مشروح و موفق برای شکست آنهاست. خطر این است که به تلهای بیفتیم که چپ آمریکایی پیشتر آن را تجربه کرد: تله «هرکسی جز لوپن». پادزهر قضیه مثل ایالات متحده جدیگرفتن تهدید مشــخص راست افراطی است: هم یک کارزار منفــی )بر ضد لوپــن( و هم یک پروژه مثبت چپ که کاملا مســتقل از میانهروی نولیبرال باشد. بسیاری از مفسران به شباهتهای دور دوم انتخابات بین ماکرون و لوپن و رقابت ســال گذشــته ترامپ و کلینتون اشــاره کردهاند. بااینحال، چهبســا باید بهدقت ماکرون و لوپن را دو چهره از ترامپ بخوانیم: لوپن از حمایت احزاب مســتقر برخوردار نیســت و در نهایت همان فاشیست ســابق اســت در ظاهری جدید، تعریفــی که فقط به قواره بعضــی از پیروان ترامپ میخورد؛ ماکرون توانســته خود را در قاب یک «سیاستمدار- بیرونی/ کاســب - خودی » بگنجاند و از همین مشــخصات خودمحور برای پیشبردن همان سیاســتهای نولیبرال قدیمی بهره خواهد برد. این تحلیلها بخشی از طیفهای جناح چپ را به این تصمیم رســانده که هــر دو نامزد دو روی یک ســکهاند و ازهمینرو باید از رأیدادن در دور دوم پرهیز کرد. این تفسیر غالب از شــعاری اســت که بلافاصله بعد از اعلام نتایج شایع شد: «ماکرون 2017= لوپن2022 ». این شــعار گویای مخالفت ریشــهای با نولیبرالیسم و نئوفاشیسم اســت و معمولا همراه است با فراخوان برای بسیج خیابانی و کنش مستقیم. بااینحال دشــوار بتوان بدون تشــخیص خطر فوری سیاستمداران فاشیست و حامیان گستردهشــان دســت به یک مخالفت تــودهای از جانب چپگرایان

زد. مخالفــت با لوپن بههیچوجه نباید محدود شــود به رأیدادن علیه او در روز هفتــم ماه می، بلکــه باید برای برگزاری بزرگتریــن تظاهرات روز جهانی کارگر آماده شــد که در آن مطالبات ســنتی کارگران با موضع ضدفاشیستی و ضدنژادپرســتی همراه شــود. ولی آیا چپ باید رأیدادن علیه فاشیســم را به دیگــران واگذارد؟ واضح اســت که اگر پیــروزی ماکرون توافــق نهایی همه جناحها نبود، این شــعار محبوبیت کمتری پیــدا میکرد. ولی برعکس آنهم میتــوان نتیجه گرفــت: پیــروزی تماموکمال ماکــرون به این معنی اســت کــه ما میتوانیم خواســتار مخالفت فوری با لوپن هــم در خیابان و هم پای صندوقهای رأی باشــیم بدون اینکه ذرهای از انتقادهایمان از همه مواضع و حامیان واقعی ماکرون پا پس بکشیم.

درنهایت، این شــعار بهدرستی اشاره میکند مســئول اصلی موفقیت لوپن کیســت. ما گرفتار چنین آشــفتهبازاری نمیشــدیم، اگر نبود چند دهه اجرای سیاستهای نولیبرالی از سوی قطبهای متناوب یک نظام دوحزبی که روشن میکند «هیچ بدیلی در کار نیســت». ازهمینروست که در مواجهه با انتخابی نادرســت میان قهرمــان اعتدال افراطی و رقیب فاشیســت او باید یک جنبش ضدفاشیســتی ایجاد کنیم که بــه نمایندگان بیشازپیش بیاعتبارشــده وضع نولیبرال موجود ملحق نمیشود.

گامهای بعدی چپ

در هر صورت، شــعار «ماکرون2017= لوپــن2022» مثل تیکتاک یک بمب ساعتی اســت. این شعار علاوه بر اشــاره به مســئولیت اعتدالیون افراطی در بازگشــت فاشیســتها، تأکیدی اســت بر آنچه چــپ باید انجام دهــد: ایجاد جنبشــی متحد و قدرتمند، مســتقل از دولت بهاصطلاح دستچپی پنج سال گذشــته. مهمتر از آن، این چپ احیاشده نباید با لوپن به زبان خودش مخالفت کند، نباید از زبان «میهنپرســتانه» او تقلید کند یا جنبش ضدنژادپرســتی را به تعویــق اندازد. خبر خوب اینکه چپ اینبار توانســت تقریبا به اندازه لوپن رأی کســب کند که بیشتر آن آرای ژان لوک ملانشــون بود. هر قدر کارزارهای چپ افراطی، یعنی ناتالی آرتو ]از حزب مبارزه کارگران[ و فیلیپ پوتو ]از حزب نوین ضدسرمایهداری[، در طرح مســائل اصلی و حمله به نامزدهای وضع موجود مثمرثمــر بودند، هــر دوی آنها علنا اذعــان کردند این انتخابات برایشــان جز فرصتی برای نشر و پخش ایدههایشان نبوده. ملانشون اصرار داشت که پیروزی انتخاباتی، یا حتی فقط یک کارزار بســیار موفق، دخالتی تعیینکننده در تغییر و تحول عمیق جامعه خواهد بود و به بسیج تودهای دامن میزند که لازمه چنین تحولی اســت. این موضع ملانشون در عین استقلال او از حزب سوسیالیست و نیز قرارگرفتن در آســتانه رســیدن به دور دوم عملا باید به همه ما انرژی دهد. در ضمن، مبارزات انتخاباتی ملانشــون توانســت تا حدی به پیشرفت چپ در بحثهای راهبردی درباره اتحادیه اروپا کمک کند. ملانشون دو نقشه راه پیش نهاد: «نقشــه راه الف» (از ســرگیری مذاکره دربــاره اصلیترین معاهداتی که اتحادیه اروپا را به ماشین نولیبرال کنونی بدل کرده( و «نقشه راه ب» (آمادگی بــرای ترک اتحادیه اروپــا در صورت لزوم، یعنی اگر تنها چــاره برای تنزدن از نولیبرالیســم باشــد(، یک رهیافت جامع تعلیمی به بحث مناقشهانگیزی که چپها اغلب در آن گیر میافتند و بین «نقشــه راه الف یا ورشکستگی» مجبور به انتخاب میشوند )حتی بعد از افتضاح سیریزا در یونان و نتایج ویرانگر آن(. اما مســیر پیشرو برای چپ از راه بحثی جدی درباره کاستیهای عمده مبارزات انتخاباتی خود ملانشــون هم میگــذرد. با وجود برنامههــای خوب در مورد دموکراسی، جنبش «فرانسه سرکش» معیار مناسبی برای رویههای دموکراتیک درون چپها تنظیم نکرد. همچنین بدتریــن جنبههای جمهوریخواهی چپ فرانســه را هم زیر سؤال نبرد؛ بهویژه آن بخشــی که مربوط به برجستهنکردن مبارزه برای احقاق حقوق مهاجران و همبستگی بینالمللی، مبارزه با خشونت پلیس و قانونهای «سکولار» ضدمسلمانان است. بااینحال، باید به یکشنبه و نقطه آغازی امید ببندیم که برای مبارزات آتی تقدیممان میکند.

منبع: ژاکوبن

در هر کشــوری رویدادهایی شکل میگیرد کــه از آن بهعنــوان لحظات تاریخــی یــا پیــچ جدید سیاســی یاد میکننــد. اگر بخواهیــم از بزرگترین رویــداد سیاســی فرانســه در ســال 2017 یا ســه، چهار دهــه اخیر در این کشــور یاد کنیم، بیتردیــد انتخابات مرحله اول ریاســتجمهوری فرانسه میتواند مهمترین رویداد تاریخی این کشــور محسوب شــود که رسانههای فرانسوی از آن بهعنوان زلزله سیاسی یاد کردهانــد. حضور ماکــرون به دور دوم، رســیدن فــردی به ایــن مرحله اســت که تا سه سال پیش کمتر کسی او را بهدرســتی میشــناخت. حالا او بایــد همچون ســناریوی ســال 2002 )بین ژاک شــیراک و ژانمــاری لوپن( در مرحلــه دوم با خانــم مارین لوپن دختــر «ژانماری لوپــن» رقابت کند. حزب سوسیالیســت که اکنــون زمام امور را در فرانســه به دســت دارد در این انتخابات شکســت سنگینی را نیز متحمل شده اســت زیرا کاندیدای این حزب یعنی بنوا آمون فقط موفق شد حدود شــشونیم درصد از آرای را به خود اختصاص دهد، این در حالی بود که ملانشون بهعنوان کاندیدای جناح چــپ افراطی کــه در نظرســنجیها احتمــال راهیابــیاش بــه دور دوم محتمل نشان داده میشد، موفق شد بیــش از 5/19درصــد از آرا را به خود اختصاص دهد. نماینده جناح راست میانــهرو از حــزب جمهوریخواهان یعنی فرانســوا فیون با کسب بیش از 20 درصد از آرا دیگر شکســتخورده دور اول انتخابــات بود که نهتنها نماد شکست حزب جمهوریخواه به شمار میرود که از نگاه کارشناسان به منزله پایان زندگی سیاســی او نیز محسوب میشــود. حالا برخی میگویند اگر او از انتخابــات عقبنشــینی میکرد و شــخص دیگری از حزب جانشــین او میشد شاید این حزب شانس بیشتری برای پیروزی میداشت اما حالا حزب جمهوریخواه فرانســه شکســتی را متحمل شــده اســت که چهبســا تا ســالهای ســال آثار آن را باید تحمل کند. به اعتقاد کارشناســان فرانسوی، خط سیاســی ســارکوزی– فیــون در اداره سیاســی حزب شکست خورده و زمان آن رســیده است تا در روند ادامه حیات حزب به بازنگری و سازماندهی جدید درونحزبی بپردازند. با این همه جمهوریخواهان فرانســه امیدوارند در انتخابــات پارلمانی خســارتهای انتخابات ریاســتجمهوری را جبران کنند. نیکلا ســارکوزی، رئیسجمهور ســابق فرانســه، اعلام کرده است در دور دوم به ماکــرون رأی میدهد. اما ملانشــون موضوع را به 450 هزار نفر از هوادارانش سپرده و از طریق سایتی از آنها خواسته است تا بگویند به چه کســی در مرحلــه دوم رأی میدهند. او ســه گزینه را برای انتخاب گذاشته اســت؛ اول دادن ورقــه ســفید، دوم رأیدادن و ســوم رأیدادن بــه نفــع ماکرون درحالیکه نامی از مارین لوپن در این ســایت نظرسنجی وجود ندارد و ایــن یعنی اینکــه آرای طرفدارانش هرگــز به ســود مارین لوپــن نخواهد بود. رئیسجمهور فرانســه، فرانسوا اولاند، که رســما از ماکــرون حمایت کــرده، معتقد اســت پیــروزی مارین لوپن خطری برای فرانســه به شــمار میرود. او پس از آنکه اعلام کرد آرای کسبشده از سوی لوپن در مرحله اول را نباید دســتکم گرفــت و تضمینی برای پیروزی ماکــرون در مرحله دوم از هماکنــون وجود نــدارد، تأکید دارد نبایــد فراموش کنیم ایــن مارین لوپن اســت که به مرحله دوم صعود کرده اســت. پــس از وی ماکــرون نیــز در اظهاراتی مشابه اعلام کرد پیروزیاش بر لوپن، ، تضمینشــده نیست با آنکه جبههبندیها و نظرسنجیهای جدید از پیروزی ماکرون حکایت دارد.

شعار «ماکرون2017= لوپن2022» مثل تیکتاک یک بمب ساعتی است. این شعار علاوه بر اشاره به مسئولیت اعتدالیون افراطی در بازگشت فاشیستها، تأکیدی است بر آنچه چپ باید انجام دهد: ایجاد جنبشی متحد و قدرتمند، مستقل از دولت بهاصطلاح دستچپی پنج سال گذشته

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.