پیروز ایزدی در گفتوگویی با «شرق» از تغیتاک میرشتیاکرهاانتخ کیتاباتیفر حدرداناسهقمل یگویيد به سود لوپن است

فرانسه بر سر دوراهی انتخاب

Shargh - - جهان - عبدالرحمن فتحالهی

هرچند ســاعاتی پس از اعلام نتایــج، خیابانهای پاریس به میــدان مبارزه و محل صفآرایی طرفداران دو نامزد برنده انتخابات در 23 آوریل بدل شــد؛ اما جامعه فرانســه از همان لحظه خود را برای دور دوم انتخابات ریاستجمهوری آماده کرد و علاوه بر فرانســویان، چشــمهای اهالی قاره ســبز هم به فرانسه دوخته شده است تا ببینند سرنوشت این کشور چگونه رقم میخورد؟ از یکسو نئوناسیونالیســتها به قلب دموکراسی قاره ســبز نفوذ کردهاند؛ حالا بروکسل نگران سیطره پوپولیستها بر عروس اروپاست؛ چراکه نئوناسیونالیستها پس از برتنکردن قبای برگزیت در بریتانیا، اکنون پاریس را جولانگاه بعدی خود میبینند و تمام امید بروکسل این است که مردم فرانســه هم راه مردم هلند و اتریش را در شکست بر پوپولیســم، ادامه دهند و برای رسیدن به آن هم بسیار امیدوارند. همچنان نظرسنجیها امانوئل ماکرون ، نامزد میانهرو را پیشتاز نشان میدهند و طبــق این آمارها، مارین لوپن با حدود ۴۰ درصد آرا، راه بســیار ســختی را برای رســیدن به الیزه پیشروي خود میبیند. از سوی دیگر، گویا ماکرون در این ماراتن سیاســی دست برتر را داشته و با شکست لوپن میتواند لقب جوانترین رئیسجمهور این کشور را یدک بکشد. اوجگیری چشمگیر ماکرون، در حالی اتفاق افتاده اســت که او هیچ پیشینه سیاسی قدرتمندی ندارد و هرگز نماینده پارلمان نبوده و برای اولینبار است که وارد کارزار انتخابات ریاستجمهوری شده؛ اما با گذشتن از خان اول انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در 23 آوریل، اکنون خود را در یکقدمی الیزه میبیند. شاید این پایان ماجرا نباشد؛ دختر یاغی فرانسه حالا تمام نقشههای ممکن را به کار گرفته تا اختلاف را به حداقل برساند و از همینرو، شاید بشــود او را به فرماندهای تشبیه کرد که از نیمهشــب پیروزی در دور اول، اسلحه را به سمت دشمن گرفته؛ اما رو به سنگر حریف، لبخند میزند. هرچند که شرایط حکایت از پیروزی نزدیک ماکرون دارد؛ اما لوپن هرچه در چنته دارد، رو میکند تا کت ریاستجمهوری به تن ماکرن نرود. حال باید منتظر ماند و دید این انتخابات آبســتن چه حوادثی برای دو رقیب، احزاب و شخصیتهای سیاسی، مردم و جامعه فرانســه، اروپا و جهــان خواهد بود؟ تحلیل و برآورد شــرایط انتخابات دور دوم ریاستجمهوری فرانسه، موضوع گفتوگویی است با پیروز ایزدی ، عضو مرکز تحقیقات استراتژیک، کارشناس مسائل اروپا و تحلیلگر حوزه فرانسه که در ادامه میخوانید.

انتخابات 23 آوریل در فرانسه تقریبا بر اساس پیشبینیهای کارشناسان پیــش رفت؛ اما آیا همه برآوردها و تحلیلهــای آنها در این انتخابات تحقق یافت؟ اساسا شما دور اول انتخابات فرانسه را چگونه تحلیل میکنید؟

ببینیــد در دور اول انتخابات ریاســتجمهوری فرانســه، یــک چهارضلعی )ماکرون- لوپن- فیون- ملانشــون( در نظرســنجیها رقابت تنگاتنگی را برای کســب قدرت داشتند و در این نظرسنجیها، آقای ماکرون پیشتاز بود، خانم لوپن پشت سر او در مقام دوم و فیون و ملانشون برای جایگاه سومی مبارزه انتخاباتی داشتند که در نهایت ماکرون و خانم لوپن توانستند به دور دوم انتخابات راه پیدا کنند. در پاســخ سؤال شما باید بگویم خلاف بیشتر نظرســنجیها که در اروپا و آمریکا صورت میگیرد و واقعیتهای صحنه سیاســی خلاف آن روی میدهد، اینبار انتخابات فرانسه طبق پیشبینیها، تحلیلها و آمارهای نظرسنجی پیش رفت. بههرحال، انتخابات دور اول یک رقابت چهارنفره بود که اختلاف بین آنها چیزی بین چهار تا پنج درصد بود که حکایت از رقابتی تنگاتنگ و نفسگیر داشت و از همین رو، دور اول انتخابات در فرانســه بســیار حساس و نفسگیر بود و در نهایت همه نتیجهاش را شاهد بودیم. تحلیل من درباره انتخابات در دور اول در همین راســتا است؛ چرا که تحلیلها و نظرسنجیها تقریبا همه چیز را از افراد و احزاب تا میزان مشارکت مردم و... روشن کرده بود.

اما نکتهای که درباره انتخابات فرانســه وجود دارد، این اســت که بعد از جمهوری پنجم هیچگاه در هیچ انتخاباتی یک حزب نتوانســته اکثریت لازمه را به دســت آورد و بیشــترین آرای کسبشده از ســوی یک نامزد، به خود «شارل دوگل » در انتخابات سال 1965 تعلق دارد که حتی او هم با این رکورد نتوانســت در یک انتخابات تکدورهای به قدرت دست یابد و همواره تاکنون انتخابات فرانســه همیشه دومرحلهای بوده است. شــما دلیل این امر را چه میدانید؟ آیا احزاب بهقدری گسترده و قدرتمند هستند که باعث پیشآمدن چنین مسئلهای شده، یا اینکه احزاب به دلیل عملکرد خود هیچگاه محبوبیت لازم را برای کسب آرای اکثریت نداشتهاند؟

ببینید در بیشــتر دورههای انتخابات ریاستجمهوری که از بعد از جمهوری پنجم فرانسه تاکنون برگزار شــده، همواره دو طیف در مقابل هم قرار گرفتهاند؛ یعنــی طیف راســت که عمدتا طرفداران گلیســتها بوده، البتــه تحت عناوین مختلفی مانند حزب گلیسم از آن زمان تاکنون چندینبار اسم خود را عوض کرده است و احزاب سوسیالیست که همواره رقیب سنتی آنها بودهاند. نکتهای که در این میان نباید فراموش کرد، این است که این دو جریان رقیب از ۱95۸ تاکنون به صورتی آرام به میانه گرایش پیدا کردهاند؛ یعنی هرچه زمان بیشــتری گذشــت، اندیشــههای این دو حزب به نوعی به اقتضای شــرایط مکان و زمان در فرانسه، تلطیف میشــد و در این رقابت دو حزب سنتی، جز در دو مورد که یکی به سال ۱969 و رقابت «ژرژ پمپیدو» با اندیشه گلیستی در مقابل «آلن پوئر» قرار گرفت و دیگری در سال 2002 بین «ژاک شیراک» و «ژان ماری لوپن» بازمیگردد که این دو رقیب هم از جریان راست و راست میانه بودند، در سایر موارد این رویه انتخابات فرانســه بر همین منوال بوده است و در همین راستا باید گفت جامعه فرانسه به واسطه شــرایطی که گفتم، همواره دو قطبی و همواره بین قطب چپ و راست در نوسان بوده است و در این انتخابات )20۱7( بین گلوبالیسم و ناسیونالیسم در نوسان بود. در ادامه جواب سؤالتان هم باید گفت که احزاب، چون به قدر کافی شرایط را در پیشبرد اهداف و تأمین نیازهای مردم نداشته و از آنسو در طیف بین این دو رقیب سنتی احزاب دیگری هم وجود داشتهاند. انتخابات فرانسه همواره به دور دوم کشیده شده است و چون در دور دوم انتخابات فقط بین دو نفر انجام میشــود، مسئله اکثریت در آنجا روی میدهد وگرنه در دور اول، دست یافتن به اکثریت در انتخابات فرانسه تاکنون امری محال بوده است.

بعد از انتخابات 23 آوریل لوپن دســت به اقدامات فراوانی برای حضور جدیتر در دور دوم زد؛ خروج از حزب پیشروی «جبهه ملی» تنها ســاعاتی پس از راهیابی به دور دوم انتخابات، عدول از برخی مواضع تند خود، بهویژه درباره اتحادیه اروپا و بهویژه بر سر کاستن از فوریت برگزاری همه پرسی درباره یورو برای کسب حمایت «نیکلا دوپانت آینان » و نشانندادن واکنش شدید به برکناری جانشین جدید خود «ژان فرانسوا ژاوک » در سمت رهبر موقت حزب به دلیل اظهارات ضدیهودی و انکار هولوکاســت؛ آیا همه اینها نشانههایی از تغییر تاکتیک و شــوی موقت سیاسی است یا در واقع در استراتژی انتخاباتی خود تغییراتی را داده است؟

ببینیــد وقتی که خانم لوپن در ســال 20۱۱ به رهبری حزب رســید و آن را از پدرش «ژان ماری لوپن» تحویل گرفت در پی بازسازی چهره حزب بود. او همواره خواســتار آن بوده که جایگاه حزب را از حالت سایه و تابع جریان اصلی سیاسی فرانســه بودن، خارج کند. بههمیندلیل در برخی از مواضع خود چه در مسائل اقتصادی و چه از لحاظ سیاســی بهویژه در مورد مسائل یهودیستیزی دست به یک رفرم زد. در همین راستا لوپن بیشترین تمرکز خود را بر مسائل اقتصادی برد و طرفدار حفظ و تقویت دولت رفاه در فرانسه شد. از لحاظ اقتصادی این اندیشهها حــزب جبهه ملی را به جنــاح چپ نزدیک کرد و بعد از آن لوپن ســعی کرد از میزان یهودیستیزی حزب کاسته تا مخالفتها و حساسیتها در جامعه فرانسه علیه خود را کم کند که البته برخی از اعضای حزب که بیشــتر مربوط به جریان ســنتی حزب بودند و به اندیشــههای ژان ماری لوپن وفادار بودند از این مواضع و اندیشــهها فاصله گرفتند. در همین راســتا خانم لوپن مسئله یهودیستیزی را به حوزه مهاجرســتیزی تغییر داد و سعی کرد با مانور بر روی دو موضوع امنیت و اقتصاد فرانســه بــر محبوبیت خود بیفزایــد؛ که در انتخابــات اخیر به میزان چشــمگیری این مواضع، آرای او را افزایش داد و ســبب شــد تــا او به دور دوم انتخابات راه پیدا کند. البته با همین تاکتیک از قبل هم انتخابات پارلمان اروپا، در انتخابات شــهرداریها و در انتخابات منطقهای موفقیتهایی را به دست آورده بود. خانم لوپن اگرچه در مواردی دســت به تغییر زد، اما اندیشههای پوپولیستی پدر را حفظ کرده و اقدامات اخیر او فقط برای جلب آرای بیشــتر است؛ وگرنه در سیاستها کماکان همان رویه سابق خود را پیش خواهد برد.

اما خروج از ریاســت حزب و اعلام حضور مســتقل و بدون وابستگی به حزب را چگونه میبینید؟

این عمل او همانطور که گفتم فقط یک تاکتیک سیاسی انتخاباتی برای کسب آرای بیشتر در دور دوم انتخابات است. او با این اقدام سعی کرد در جامعه فرانسه خود را شخصی معرفی کند که نه تنها وابسته به یک حزب است، بلکه میتواند نماینده و مســئول کل فرانسه باشد؛ همچنین شعارش «به نام مردم» را نیز برای آن انتخاب کرد که خود را کاندیدایی مستقل در جهت حفظ و تقویت منافع مردم فرانسه نشان دهد.

اما از حاشیههای خانم لوپن از ابتدای انتخابات بحث رسوایی مالی ایشان بوده که اخیرا با حکم جریمه پنج میلیون یورویی روبهرو شــد. آیا این مسئله میتواند در انتخابات مانند سم کشنده عمل کند؟ ببینید این مســئله رسوایی مالی به اندازهای که در مورد آقای فیون تأثیر سوء خود را داشت و حساسیتهای منفی را برانگیخت درباره خانم لوپن صدق نکرد و این ناشی از این است که آقای فیون از این پول و مزایای نمایندگی پارلمان برای خانواده خود اســتفاده کــرده بود. اما خانم لوپن از این شــرایط برای حزب خود اســتفاده کرده و طرفداران شــدید حزب اعتقاد دارند او برای کارزارها و تبلیغات انتخاباتی از این سرمایه استفاده کرده و به همین واسطه حساسیت چندانی مانند آقای فیون ایجاد نکرد. از همین رو بعید میدانم که این مسئله در انتخابات هفتم می اثرگذار باشد؛ چرا که اگر این مسئله توان اثرگذاری منفی را بر آرای خانم لوپن داشت، قطعا در همان دور اول اثر خود را میگذاشت.

اما در راستای اندیشههای پوپولیستی لوپن، مسئله برگزیت و حضور «ترزا می»، نخستوزیر بریتانیا، باعث تقویت جریان راست رادیکال در فرانسه شد؛ اما از آن سو شکست «گریت ویلدرز» و حزب «برای آزادی» در هلند اثر سوء خود را بر پوپولیســتها و او گذاشــت و علاوه برآن باید نگاه دوگانه «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا، را به انتخابات فرانســه مدنظر داشت، چرا که قلبا خواهان پیــروزی خانم لوپن در انتخابات اســت؛ اما از نظر منطق با رویکارآمدن او نمیتواند همراه باشد. با توجه به این شرایط و اثرگذاریهای سوء و حمایتهای خارجی، وضعیت خانم لوپن را چگونه میبینید؟

ببینید این بحث پوپولیســمی که در چند سال اخیر در اروپا و آمریکا به وجود آمده در واقع واکنشــی منفی به نخبگان سیاســی حاکم اســت. افراد و احزاب سیاســی اصلی در کشورهای اروپایی و آمریکا در عملیاتی کردن وعدههای خود ناکام بوده و گامی در جهت بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم نتوانستند بردارند. در کشوری مانند فرانسه با توجه به اینکه هم «نیکلا سارکوزی» از جریان راست و هم «فراســوا اولاند» از جریان چپ، تغییرات مثبت چندانی را در مدت زمامداریشان درباره کاهش نرخ بیکاری، افزایش قدرت خرید مردم و مهمتر از آن، تأمین امنیت فرانسه ایجاد نکردهاند، احزاب پوپولیست و راست رادیکال جذب بدنه جامعه فرانســه شدند. قدرتی که امروز این احزاب در دل چنین شرایطی به دست آوردند، قطعا با ۱0 سال پیش قابل مقایسه نیست. آنان توانستهاند جایگاه و پایگاه خود را یکباره گسترش دهند و در سایه آن به ساختار حاکمه قدرت نزدیک شوند. نشانه آن همین حضور خانم لوپن در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری فرانســه است. اگر شرایطی خاص و پیشبینینشــدنی هم به وجود بیاید، حتی امکان پیروزی او هم وجود خواهد داشــت. البته باید گفت پیروزی ترامپ کمک چندان زیادی به پوپولیســتها در فرانســه نکرده اســت، زیرا ترامپ با توجه به عملکرد صد روزه خود و ضعفهای بســیار زیادش در این مدت، ســبب شــده فرانســویانی که دل به عملکرد پوپولیســتها در فرانسه بسته بودند با توجه به شرایط و عملکردشــان در آمریکا ناامید شــوند. جامعه فرانسه از اساس میل و رغبت چندانی به آمریکا ندارد؛ اما این عامل سبب تشدید ناامیدی از واشنگتن شد. ترامپ پس از بهقدرترســیدن نهتنها کمکی به پوپولیستها در فرانسه نکرده، حتی اثر سوء خود را هم داشته است.

چرا روسیه به حمایت صریح و قاطع از خانم لوپن پرداخته است؛ چیزی شبیه به مسئله انتخابات ریاستجمهوری آمریکا؟

بــا توجه به تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روســیه بهدلیل مســئله اوکراین، همواره در پی لغو تحریمها بهواسطه تضعیف اتحادیه اروپا بوده است، ازهمینرو علاقه بسیار شدیدی را برای بهقدرترسیدن خانم لوپن از خود نشان داده است، چراکــه با روی کارآمدن او میتواند همپیمانانی را در نیروهای سیاســی اتحادیه اروپا به دســت آورد. ازاینرو خانم لوپن در زمینه سیاست خارجی رویکردش به کشــوری مانند روسیه بسیار نزدیک اســت و مضافا از آندسته سیاستمدارانی اســت که در راستای اندیشههای پوپولیستی، همواره به نقد و جدایی از اتحادیه اروپا پرداخته است.

یکــی از تاکتیکهای مهــم انتخاباتی خانم لوپن جذب بخشــی از آرای جریان راست میانه، جمهوریخواهان و طرفداران فیون است و از سوی دیگر نیمنگاهی به بخش کمی از آرای طرفداران ملانشــون دارد. شما این تاکتیک انتخاباتی خانم لوپن را چگونه تحلیل میکنید؟

آقــای فیون در یک اظهار نظر رســمی بــه حمایت از ماکــرون پرداخته اســت؛ اما برخی از کارشناسان معتقد هستند بخشی از آرای محافظهکاران و جمهوریخواهان که بیشتر به جریان سنتی این جناح فکری گرایش و اعتقاد دارند که جایگاه فرانسه بهدلیل حضور پناهجویان و مهاجران و عملیاتهای تروریستی تهدید شــده و به خطر افتاده، امکان دارد در دور دوم به لوپن رأی بدهند، همچنان که بخشی از طرفداران آقای ملانشون هم امکان دارد بهدلیل نزدیکی شــعارهای اقتصادی خانم لوپن به او برای حمایت از دولت رفاه به لوپن رأی بدهند.

اکنــون به ماکــرون مهمترین رقیــب و به احتمال فــراوان جوانترین رئیسجمهور تاریخ فرانســه میرسیم؛ فارغ از اندیشههای پوپولیستی راست رادیکال که در رقابت با ماکرون هســتند و جریانات چپ کلاســیک رادیکال مانند خانم «ناتالــی آرتود» با اندیشــههای تروتســکی و «فیلیپ پوتو» با تفکرات کمونیستی که حمایتی از ماکرون ندارند؛ سایر احزاب و شخصیتهای مختلف فرانســه در یک طیف گســترده از چپ میانه مانند خود آقای اولاند، «مانوئل والس» و «بنوا آمون» تا جریان راست میانه و حمایت فرانسوا فیون و همچنین حمایت قاطع کشــورهای اتحادیه اروپا بهویژه آلمان از ایشــان، وضعیت ماکرون را به نســبت خانم لوپن ایدهآلتر کرده است. آیا در واقع در بستر این شرایط باید ماکرون را برنده انتخابات بدانیم؟

در راستای سخنان شــما ماکرون توانسته ائتلافی از افرادی که به ارزشهای جمهوری در راســت میانه اعتقاد دارند تا طیفهای گسترده اندیشههای چپ را جذب کند و این مســئله همراه حمایتهای گسترده کشورها و مقامات اتحادیه اروپــا بزرگتریــن امتیاز را بــرای پیروزی به وجــود آورده؛ اما نکتــهای که نباید فراموش شود این است که در راستای گفتههای شما احزاب کمونیستی و افراد با اندیشههای چپ رادیکال آقای ماکرون را بهخاطر سابقهاش در بانکداری در بانک «روتشیلد»، او را نماینده و سمبل بانکداری بینالمللی، اقتصاد آزاد و سرمایهداری میداننــد بههمیندلیل این امــکان وجود دارد که این افراد و احزاب اساســا در انتخابات فرانسه در دور دوم شرکت نکنند؛ اما بهجز این طیفهای رادیکال، چه چپ و چه راست، تمام تفکرات میانه حمایت خود را از ماکرون اعلام کردهاند.

«سرژ گلم»، ریاضیدان معروف فرانسوی، اعلام کرد اگر 9۰ درصد کسانی که از مارین لوپن اعلام حمایــت کردهاند به پای صندوقها بیایند و به او رأی بدهند آقای ماکرون بــرای پیروزی در انتخابات به 66 درصــد آرا نیاز دارد. آیا شــرایط پیروزی با توجه به این نکات برای آقای ماکرون سختتر شده و احتمال پیروزی کمرنگ برای خانم لوپن وجود دارد؟

بعید است آمارهایی )66 درصد( که شما مطرح کردید در انتخابات حاصل شــود و فکر میکنم آمار 60 درصد به ۴0 درصد به نفــع ماکرون واقعبینانهتر است. احتمال دارد در شــرایطی این آمار بهصورت ۴5 درصد به 55 درصد به ســود آقای ماکرون پیش رود؛ اما وقوع یا عدم وقوع این آمارها به ســه عامل بســتگی دارد؛ اول اینکه همچنانی که مطرح شــد، تا چه میزان جناح راست میانه و جمهوریخواهان به خانم لوپن رأی خواهند داد؟ دوم اینکه طرفداران اندیشههای چپ میانه بهویژه ملانشــون به خانم لوپن نزدیک خواهند شد؟ و سوم اینکه اساسا تا چه میزان مشارکت در این انتخابات انجام میشود؟ میزان مشــارکت پایین و حضور تعداد کمتری در این انتخابات، قطعا به ســود خانم لوپن اســت؛ با این شرایط شــانس خانم لوپن برای کلیدداری پنجساله الیزه تا حدودی بالا میرود.

فارغ از تمام آمارها، ارقام و تحلیلها، برآورد شما از انتخابات هفتم «می» چگونه است؟ آیا ممکن است سناریوی سال 2۰۰2 البته با دوزی پایینتر نسبت به نتایج آن سال تکرار شود، چراکه ژاک شیراک با نسبت بسیار بالای 82 درصد به 18 درصد از ژان ماری لوپن پیشــی گرفت و مســتأجر الیزه شد که بالاترین میزان رأی در دور دوم انتخابات فرانسه از جمهوری پنجم تاکنون است؟

نکته مهم دیگری را که در این رابطه باید متذکر شــوم این اســت که وقوع حملات تروریستی بیش از هرکسی به سود خانم لوپن است، چراکه او از همان ابتدای انتخابات به وضعیت نامطلوب امنیتی در فرانســه انتقادات شــدیدی داشــته و معتقد اســت ماکرون برنامههای کاری و سیاســتهای ضعیفی را دراینباره )برخورد با تروریســم( در پیش گرفته اســت؛ اما درباره نتایج آرا هم باید بگویم همهچیز نشان از پیروزی آقای ماکرون دارد. البته همچنانی که شما گفتید نه با آمار ۸5 درصدی که ژاک شــیراک به پیروزی رســید و قطعا تراژدی ســال 2002 که برای ژان ماری لوپن اتفاق افتاد، برای دخترش با آن شــدت رخ نخواهــد داد و احتمالا خانم لوپن با آماری نزدیک به ۴0 تا ۴5 درصد انتخابات را به پایان میرساند.

ایــن در حالی اســت کــه مارین لوپن همــه جناحهای ملیگرا از چپ و راســت را به ســوی خود فراخوانده اســت تا پیــروزی خویــش را قطعی کند. وی برنامه حسابشدهای را برای پیــروزی در مرحله دوم اتخــاذ کرده است و شانس خود را برای پیروزی بالا میداند. او تلاش دارد آرای فرانســوا فیون و ملانشــون در مرحله اول را به سوی خود جذب کند.

شعارهای ماکرون و مارین لوپن

شــعارهای مرحله اول در مرحله دوم جــای خــود را بــه شــعارهای انتخاباتــی جدیــد برای ماریــن لوپن و ماکــرون داده اســت. ماریــن لوپن که شــعار «بازنگری در ســازماندهی فرانسه» را در مرحله اول انتخاب کرده بود در مرحله دوم از شــعار «انتخاب فرانسه» اســتفاده میکند اما امانوئل ماکرون در مرحله دوم از شعار «همه ما فرانسه» استفاده میکند تا بتواند از این رهگذر بیشــترین جذب آرای مردم را در دور دوم به خود اختصاص دهد.

برخــی منتقدان ماکــرون گفتهاند او بهگونــهای رفتار میکنــد که انگار از مرحلــه دوم هــم عبــور کــرده و رئیسجمهور فرانســه شــده اســت. اما اظهــارات ماکرون نشــان میدهد انتقادها را به جان خریده است و هرگز خود را پیــروز انتخابــات مرحله دوم نمیدانــد. مارین لوپن با ســفرهایش بــه اقصی نقاط فرانســه نشــان داده به پیــروزی امیــدوار اســت و تلاش دارد رأیهــای خاموش را به ســوی خود جــذب کند، ازهمیــنرو تندترین شــعارهای فرانســوی را برای جذب شــهروندان فرانســوی بــه کار گرفته اســت. ماریــن لوپن میگویــد: رقیب مــن )ماکــرون( دیدگاهی بــه دور از واقعیت به فرانسه دارد. او در حقیقت کاندیدای الیگارشــی فرانســه است. مارین لوپــن با بهکارگیــری اصطلاح الیگارشــی میخواهد بگوید ماکرون نماینده گروه کوچک حاکم بر فرانسه اســت کــه از درون با فســاد داخلی مواجــه هســتند و نمیتوانند اهداف ملــی فرانســه را تأمین کننــد. ظاهر امور اینگونه حکم میکند که امانوئل ماکرون ۳9ساله راهی آسانتر از مارین لوپن دارد. اگر او موفق شــده است تا در مرحله اول گوی سبقت را از رقبای ســنتیاش از حزب سوسیالیســت و حزب جمهوریخواهــان برباید، پس اینبــار نیز این شــانس را دارد تا همه آرای کاندیداهــای شکســتخورده از ایــن دو حزب را به ســوی خود جلب کند. بههمیندلیل اســت که بسیاری گمانهزنی میکنند ماکــرون میتواند با بیــش از 60 درصــد آرا در مرحله دوم بــه پیــروزی برســد. او اگــر به الیــزه راه یابد پــس از ناپلئون بناپارت جوانترین رئیسجمهور فرانسه لقب خواهد گرفت. در ســال ۱۸۴۸ میلادی ناپلئون با ۴0 ســال و هشــت ماه سن به ریاســتجمهوری فرانســه رسیده بود. حال در مرحله دوم انتخابات دو فردی بــا هم رقابت میکنند که در دو دنیای کاملا متفــاوت زندگی میکنند. یکی خواســتار ادامه حیات فرانسه در قالب اتحادیه اروپا و انســجام داخلی و همزیستی مشــترک با فرانسویهای مهاجرتبار است و همچنان میخواهد دروازههای فرانسه را به روی مهاجران در قالب قوانین کشــور بــاز بگذارد و دیگــری خواســتار خروج فرانســه از اتحادیه اروپــا و اعطای اولویت حیات و کار به فرانســویهای اصیل و بستن مرزهــای کشــور بــه روی پناهجویان اســت. این دو دیدگاه آنقدر روشــن و شفاف اســت که رأیدهنده فرانسوی برای انتخاب مســیر خــود هرگز دچار اشتباه نمیشــود و میتواند بهراحتی یکــی از دو راه را انتخــاب کند زیرا این دو راه هیچ وجه تشابهی با هم ندارند. ماکــرون همچنــان خواســتار ادامه اقتصاد جهانشــمولی بر پایه «جهان یک دهکده بزرگ اســت»؛ سیاستی که حمایت کامل اعضــای اتحادیه اروپا و به شکل خاص صدراعظم آلمان، آنگلا مرکل، را پشــت خــود دارد اما مارین لوپن این سیاست را سیاستی خطرناک میدانــد که هویت ملی و تاریخ تمدن فرانسه را تهدید میکند ازهمینرو همه ســران اتحادیه اروپا یکصدا خواستار شکست بیچونوچرای او هستند.

منبع: ایسنا

پوپولیسمی که در چند سال اخیر در اروپا و آمریکا به وجود آمده در واقع واکنشی منفی به نخبگان سیاسی حاکم است. افراد و احزاب سیاسی اصلی در کشورهای اروپایی و آمریکا در عملیاتی کردن وعدههای خود ناکام بوده و گامی در جهت بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم نتوانستند بردارند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.